مکتوب هفته
ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش
دکتر محمدعلی فیاض‌بخش
داستان مدارس غیرانتفاعی نتیجه‌ی تقابل برد ـ برد دو دیدگاه بود: دیدگاهی که بلافاصله پس از پیروزی انقلاب، خوش‌بینانه و اما عجولانه چنین می‌اندیشید که می‌توان عدالت آموزشی را در خیل چندمیلیون دانش‌آموز به فوریت برقرارکرد، و لیکن «عدالت» را در مفهوم «مساوات» فرو می‌کاست. دیدگاه دوم بر اساس تجارب مدرسه‌داری غیردولتی معتقد بود که یکسان‌سازی مدارس، اگر هم میسر باشد، با شعارهای عجولانه و بدون زیرساخت‌های زمان‌بَر ممکن نخواهد شد. اما قدرت اجرایی دیدگاه اول آنچنان مسلط و قوی بود، که اغلب مدارس ملی و غیر دولتی بازمانده از پیش از انقلاب نتوانستند دوام کنند و‌ در سیر یکسان‌سازی مدارس استحاله شدند. تنها انگشت‌شماری از مدارس پرسابقه و با کارنامه‌های چشمگیر، ولو نه‌چندان مقبول در چشم انقلابیونِ در مصدر امور، در جنگ و گریزی انرژی‌بَر و با برخورداری از روابط پنهان و‌آشکار با حاکمیتِ وقت، تن به استحاله ندادند و جان‌سختی کردند و با کم‌و‌بیش انطباق‌هایی با دیدگاه اول، اصل و اساس خود را حفظ کردند. در عین حال این حفظ و تداوم، خالی از چالش‌های روزمرّه نبود. حضور همان چند مدرسه‌ی مانده در حال و‌هوای خاص خود و تن نداده به یکسان‌سازی دولتی در دهه‌ی شصت، انرژی‌های زیادی را از وزارت آموزش و‌پرورش در زمان زعامت چند وزیر گرفتند و در جنگ و‌گریز تعویض مدیران سنتی با مدیران «مساوات‌گرا»، ماجراها رفت؛ که خود بخشی از تاریخ تحولات آموزشی ـ ‌پرورشی معاصر است‎.

‎القصه، طرفین به این نتیجه رسیدند، که این چالش فرسایشی جز در یک قرار بُرد ـ بُرد فرو‌نمی‌نشیند. زین روی هردو دیدگاه به قانونی تمکین کردند که نامش، قانون تأسیس مدارس غیرانتفاعی شد و‌در پنجم خرداد‌ماه ۱۳۶۷ به تصویب مجلس وقت رسید‏‎.

‎روح این قانون چنین بود، که با پذیرش بقای مدارس ملی و ‌مردمیِ باقیمانده از قبل و‌ نیز تأسیس مدارس غیردولتی، مشروط به غیرانتفاعی بودن آنها، هم کیفیت‌های آموزشی و ‌پرورشی برتر به رسمیت و‌تداوم شناخته‌شوند و‌ هم نیروی دولت در سخت‌افزاری و‌ نرم‌افزاری، بیشتر مصروف قشر عظیمِ نابرخوردارتر شود؛ و بدین‌گونه، ماجرای تقابل دو دیدگاه، لختی آرام گرفت و‌در این راستا مدارسی واقعاً غیرانتفاعی و با انگیزه‌های صرفاً فرهنگی و تربیتی در گوشه و‌کنار تأسیس شدند‎.

….‎ اما از آنجا که کار ما مردمان نازنین همواره سبیل افراط و تفریط را پیموده‌، نیز امر نظارت و مراقبت بر قوانین، همیشه دارای گپ‌ها و باگ‌های فراوان بوده‌ است، کار به جایی رسید که در کسادی انواع مکاسب و تجارات، مدرسه‌داری جزو تجاراتی درآمد، که نه متوقف بر صعود و نزول دلار بود و نه کنترل کیفی‌اش در حیطه‌ی وظایف کسی می‌نمود و نه محصول نهایی‌اش، زودهنگام قابل ارزشیابی و نمره‌گذاری! زین روی هرکه مالِ خوابیده و یا رابطه‌ی بیداری داشت و یا توان ستاندن وامی از بانکی و یا اجاره‌ی ملکی در حد صد تا دویست متر، به میدان مدرسه‌داری درآمد؛ علی‌برکةلله‎!

‎این روزها که در یک ولنگاری رسانه‌ای، ریز و درشت و حق و ‌ناحق، پاره‌ای مدارس غیردولتی را،چِکی و یکپارچه، قربةً الی‌لله(!) به زیر فشار و شانتاژ برده‌اند و‌‌ دوباره غیر‌کارشناسانه، همان ادبیات و گفتمان مدرسه‌ستیزی اوایل انقلاب را گرم‌ کرده‌اند، باید هوشیار بود و بینا، که‎:

‎ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش

بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش

خوف آن‌‌ می‌رود که این بار در بازی‌های ژورنالیستی و رفتارهای پوپولیستی، دوباره آزموده‌ها را بیازماییم؛ و اما این بار با خساراتی سنگین‌تر و شاید هم جبران‌ناپذیر‎.

Email this page

نسخه مناسب چاپ