«ابحار»؛صحنه تقابل فزاینده روسیه و آمریکا
 

روابط روسیه و آمریکا در دوره پساجنگ سرد، روند مستمر تشدید اختلافات و تنش‌ها را طی کرده و همین مساله موجب تقویت هر چه بیشتر تلاش‌های واشنگتن و مسکو به منظور ارائه استراتژی‌ها و دکترین‌هایی شده که در آن طرف مقابل آشکارا مورد تهدید قرار گرفته است. این مساله به نگرانی‌های جهانی درباره گسترش مسابقه تسلیحاتی بین آمریکا و روسیه افزوده است.

مقدمه

دکتر سید رضا میرطاهر، تحلیلگر ارشد مسائل راهبردی در ایراس نوشت:روابط روسیه و آمریکا در دوره پساجنگ سرد، روند مستمر تشدید اختلافات و تنش‌ها را طی کرده و همین مساله موجب تقویت هر چه بیشتر تلاش‌های واشنگتن و مسکو به منظور ارائه استراتژی‌ها و دکترین‌هایی شده که در آن طرف مقابل آشکارا مورد تهدید قرار گرفته است. این مساله به نگرانی‌های جهانی درباره گسترش مسابقه تسلیحاتی بین آمریکا و روسیه افزوده است. منافع متعارض این دو قدرت بین‌المللی در شرق اروپا، خاورمیانه و شرق دور موجب شده تا به ویژه آمریکایی‌ها در اسناد بالا دستی خود مانند استراتژی امنیت ملی، استراتژی دفاع ملی و دکترین جدید هسته ای آمریکا، همواره از روسیه به مثابه بزرگترین تهدید علیه آمریکا و نیز تهدید هسته ای شماره یک یاد کنند. در مقابل اقدامات خصمانه واشنگتن علیه مسکو، از سوی روسیه بی پاسخ نمانده است.

دکترین دریایی روسیه

با توجه به افزایش تنش‌ها بین واشنگتن و مسکو، ولادیمیر پوتین به عنوان بالاترین مقام اجرایی روسیه که نقشی بی بدیل در ترسیم سیاست‌های این کشوردر ابعاد مختلف دارد، به مقابله با آمریکا در زمینه نظامی پرداخته است. در بعد دریایی، پوتین در ژوئیه ۲۰۱۵ دکترین دریایی جدید روسیه را تایید کرد که بر اساس آن حضور ناوگان نظامی روسیه بویژه در اقیانوس اطلس شمالی و اقیانوس منجمد شمالی تقویت می شود. تدوین و اعلام دکترین جدید دریایی روسیه در راستای دیگر اقدامات مسکو در زمینه اصلاح دکترین نظامی این کشور و نیز با توجه به تغییرات اساسی در اوضاع و شرایط منطقه ای و بین المللی صورت گرفته است. دکترین قبلی در سال ۲۰۰۱ تدوین و تا سال ۲۰۲۰ اعتبار داشت، اما به دلیل تغییرات در محیط و شرایط بین المللی و دریایی ضرورت تغییر نیز احساس شد. این مساله بویژه با تغییر در ماهیت روابط روسیه با غرب به دلیل بروز بحران اوکراین از یک سو و نیز تغییرات اخیر در محیط امنیتی روسیه بویژه در شمالگان اهمیت یافته است. بحران اوکراین باعث تقویت حضور دریایی ناتو در دریای سیاه، دریای بالتیک و نیز دریای مدیترانه شده و بدین ترتیب از دیدگاه استراتژیست‌های روسی اکنون تهدیدات دریایی از سوی بلوک غرب بویژه در دریای‌های پیرامونی روسیه در مرزهای غربی این کشور افزایش یافته است. به همین دلیل در دکترین دریایی جدید روسیه بر تقویت حضور در دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس شمالی تاکید شده که این نشانه واضحی در زمینه تقویت حضور و افزایش آمادگی دریایی روسیه برای مقابله با تهدیدات ناتو و بویژه آمریکا محسوب می شود. درباره تقویت حضور دریایی روسیه در شمالگان نیز این مساله در پرتو افزایش رقابت‌ها بین روسیه و همسایگان غربی آن در این منطقه استراتژیک معنا پیدا می کند. روسیه محدوده ای برابر با ۲۰ درصد شمالگان را متعلق به خود می داند اماکشورهای غربی مجاور شمالگان به ویژه آمریکا با این ادعای روسیه به شدت مخالفند و با اقدامات مختلف به ویژه برگزاری رزمایش‌های مشترک یا انفرادی سعی دارند حضور خود را در این منطقه راهبردی از نظر ذخایر انرژی رسمیت ببخشند. افزایش حضور نیروی دریایی روسیه در شمالگان در چارچوب دکترین دریایی جدید این کشور در واقع بمنزله هشداری جدی به غربی‌ها است که مسکو حاضر به عقب نشینی از موضع خود در باره مالکیت بخش قابل توجهی از شمالگان نیست و در این زمینه حتی آماده استفاده از نیروی نظامی برای حفظ منافع حیاتی خود است. از سوی دیگر روسیه با بهره‌گیری از زیر دریایی‌های هسته‌ای جدید خود اکنون در عرصه اقیانوس اطلس شمالی و حتی در نزدیکی آبهای آمریکا حضور فزاینده‌ای پیدا کرده که این مساله موجب نگرانی جدی طراحان نظامی آمریکا و اتخاذ تدابیری مانند احیای ناوگان دوم نیروی دریایی در اقیانوس اطلس شمالی شده است.

احیای ناوگان دوم آمریکا

آمریکا دارای بزرگترین بودجه نظامی جهان و نیروهای مسلح عظیمی است. نظامی گری و کاربرد قدرت سخت نیز همواره از اصول سیاست خارجی و امنیتی ایالات متحده بوده است. دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا نیز اساسا رویکردی سخت‌افزاری در عرصه مسائل بین المللی در پیش گرفته که این مساله مترادف با اولویت استفاده از قدرت نظامی برای رسیدن به اهداف خارجی است. قدرت نظامی و نمایش قدرت برای ارعاب دیگر دولتها برای آمریکا از اهمیت اساسی در زمینه دستیابی به اهداف خارجی این کشور برخوردار است که برخی موارد آن مانند حملات موشکی به سوریه و اعزام ناوهای هواپیمابر به اطراف شبه جزیره کره برای ارعاب کره شمالی از موارد قابل توجه آن در دوره زمامداری ترامپ محسوب می شوند. با این حال آمریکا در دوره ترامپ تلاش محسوسی برای افزایش قدرت نظامی و نیز گسترش حضور نظامی در نقاط مختلف دنیا صورت داده است. با توجه به اینکه روسیه در اسناد بالا دستی آمریکا به عنوان بزرگترین تهدید نظامی علیه ایالات متحده قلمداد شده، لذا دولت ترامپ ضمن برخوردهای تحریمی با مسکو، در صدد گسترش توانمندی نظامی آمریکا در ابعاد غیر متعارفی یعنی هسته ای و متعارفی به منظور مقابله با روسیه بر آمده است. یکی از این اقدامات در عرصه دریایی، احیای ناوگان‌های دریایی آمریکا است. در این راستا نیروی دریایی آمریکا در ۲۵ اوت ۲۰۱۸ به طور رسمی ازسرگیری مجدد فعالیت ناوگان دوم نیروی دریایی خود را با تشدید تمرکز در اقیانوس اطلس شمالی، جایی که نیروی دریایی روسیه نیز در آنجا حضور پررنگی دارد، اعلام کرد. به گفته دریادار “کریس گرادی” از فرماندهان ارشد نیروی دریایی آمریکا: «کنترل دریایی و نمایش قدرت ما به عنوان دو عنصر حیاتی برای امنیت ملی کشورمان از سوی نیروهای خارجی در حال احیا و به طور مشخص روسیه و چین به چالش کشیده شده اند». بدین ترتیب نیروی دریایی آمریکا رسما این فرماندهی دریایی مربوط به دوران جنگ سرد را که برای مدت چند دهه به منظور مقابله با دشمنانش در آب‌های اقیانوس اطلس به آن متکی بود، مجدداً فعال ساخته است. دریاسالار “جان ریچاردسون” رئیس عملیات‌های دریایی در نیروی دریایی آمریکا مدعی شد: «فعالیت زیردریایی‌های روسیه در اقیانوس اطلس شمالی بیشتر از هر زمان دیگری در ۲۵سال گذشته شده است». ناوگان دوم دریایی آمریکا در سال ۱۹۵۰ شکل گرفت و از جمله مسئولیت‌های آن در دوران جنگ سرد واکنش به تهدیدات فزاینده دریایی شوروی بود. ناوگان دوم مستقر در “نورفولک” ایالت ویرجینیا در سال ۲۰۱۱غیرفعال شد. اکنون این ناوگان بار دیگر با به‌ کارگیری ناو‌ها، هواپیماها و نیروهای تفنگدار دریایی با هدف انجام عملیات در ساحل شرقی آمریکا و اقیانوس اطلس شمالی، جایی که با ذوب یخ‌های شمالگان، رقابت در آن بر سر منابع طبیعی تشدید شده، فعال شده است. احیای ناوگان دوم با توجه به توصیه‌های برخی اندیشکده‌ها و مقام‌های ارشد سابق نیروی دریایی آمریکا مبنی بر اینکه نیروی دریایی آمریکا آمادگی نبردی بزرگ در آینده را ندارد صورت گرفته است.

طبق این تحلیل‌ها، افزایش حضور دریایی و تقویت توانمندی‌های آفندی نیروهای دریایی روسیه و چین به ویژه با عملیاتی کردن زیر دریایی‌های هسته‌ای جدید مجهز به موشک‌های هسته‌ای و نیز ساخت موشک‌های ضدکشتی دور برد جدید که قابلیت هدف قرار دادن گروههای ناو هواپیمابر آمریکا را دارند افزایش قابل توجهی یافته است.با این حال از نگاه مسکو اقدام جدید آمریکا صرفا اقدامی در راستای تقویت نظامی گری و مقابله با روسیه در اقیانوس اطلس شمالی و به ویژه منطقه شمالگان است. “آلکسی کوندراتیف” معاون کمیسیون امنیت و دفاع شورای فدراسیون روسیه در پی اعلام تصمیم آمریکا برای آغاز فعالیت ناوگان دوم خود اظهار داشت: «مسکو برای دفاع از مسیر دریایی شمالگان آماده می شود». فعالیت ناوگان دوم آمریکا در منطقه اقیانوس اطلس شمالی، ارتباطات دریایی شمالی روسیه را به خطر می اندازد .

افزایش حضور دریایی آمریکا

دریاسالار “جان ریچاردسون” فرمانده عملیات نیروی دریایی آمریکا هم در اوایل مارس ۲۰۱۸ در سخنرانی خود خطاب به کنگره آمریکا اعلام کرد گروه‌های هجومی ناوهای هواپیمابر نیروی دریایی این کشور، به علت حضور روسیه زمان بیشتری را در شرق مدیترانه، دریای سیاه و دریای بالتیک سپری می کنند. ریچاردسون همچنین با سرکش قلمداد کردن روسیه مدعی شد که نیروی دریایی این کشور، به ویژه در حوزه جنگ ضد زیردریایی، همچنان قدرتمند باقی خواهند ماند. اذعان مقام ارشد نیروی دریایی آمریکا در زمینه افزایش حضور در دریاهای اطراف اروپا برای مقابله با روسیه نشان دهنده رویکرد تهاجمی و تجاوز کارانه واشنگتن است که هزاران کیلومتر دورتر از خاک اصلی آمریکا در پی مقابله با نیروی دریایی روسیه آنهم در دریاهای مجاور روسیه برآمده است. آمریکا به عنوان سردمدار ناتو هر ساله در آب‌های مجاور روسیه از جمله دریای بالتیک، دریای سیاه و نیز دریای مدیترانه رزمایش‌هایی را برگزار و راههای مقابله با تهاجم دشمن فرضی را تمرین می کند. روسیه این رزمایش‌ها را که پس از آغاز بحران اوکراین در سال ۲۰۱۴ افزایش یافته است، تهدید امنیتی محسوب و در واکنش به آن اقدام به برگزاری رزمایش‌های متقابل کرده است. هدف آمریکا از این گونه اقدامات، افزایش و در نهایت دائمی کردن حضور ناتو در این آب‌های مهم، ایجاد محدودیت و اعمال فشار بر روسیه و منزوی کردن مسکو در این حوزه‌های آبی است. واشنگتن در این راستا از انواع امکانات و قابلیت‌های خود و متحدانش در ناتو بهره می گیرد. روسیه در سال‌های اخیر با چالش فزاینده ای از سوی غرب در مرزهای غربی خود به بهانه بحران اوکراین مواجه بوده است. به ویژه ناتو با ادعای تهدیدات مسکو علیه اعضای شرقی خود مانند جمهوری‌های سه‌گانه بالتیک و لهستان، اقدام به استقرار بی سابقه نیروها و تجهیزات نظامی در شرق اروپا در حوزه بالتیک و دریای سیاه کرده است. با این حال هدف آمریکا گسترده تر بوده و خواهان حضور دریایی هر چه گسترده تر در آبهای اطراف روسیه است.

دریاسالار ریچاردسون فرمانده عملیات نیروی دریایی آمریکا به رغم اقدامات متعدد تجاوز کارانه آمریکا، روسیه را کشوری سرکش تلقی کرده است، در حالی که این آمریکا و متحدانش در ناتو هستند که رویکردی کاملا تهاجمی در قبال روسیه اتخاذ کرده اند. به گفته ولادیمیر پوزنر کارشناس سیاسی، رهبران روسیه به توسعه دائمی ناتو به چشم یک تهدید واقعی نگاه می‌کنند. مقامات ارشد مسکو نگرانی خود ازافزایش قابل توجه حضور نیروها و استقرار تجهیزات نظامی ناتو در جوار مرزهای غربی روسیه از دریای بالتیک تا دریای سیاه و دریای مدیترانه اعلام کرده اند. به گفته “بنجامین‌حداد” پژوهشگر انستیتو هودسون، سند استراتژی ملی، مطابقت کاملی با سیاست‌های دولت جدید آمریکا طی یک سال گذشته دارد: تمرکز جدی بر پیشبرد منافع آمریکا در رقابت قدرت‌های بزرگ هم درزمینه نظامی و هم درزمینه امنیتی و تقابل با نظام‌های سرکش. طبیعتا کشورهایی که در سطح بین‌المللی و یا منطقه ای به مخالفت با این رویکرد هژمونیک آمریکا می پردازند از دیدگاه این سند دشمن و رقیب آمریکا محسوب می‌شوند. در این راستا در استراتژی امنیت ملی جدید آمریکا بر موضع غیر دوستانه دو قدرت رقیب بین‌المللی آمریکا یعنی روسیه و چین تاکید شده است.

تلاش برای حضور در دریای سیاه

«آناتولی آنتونف» سفیر روسیه در آمریکا در اواخر فوریه ۲۰۱۸ از افزایش حضور نظامی آمریکا در دریای سیاه انتقاد کرد. به گفته وی، افزایش حضور و فعالیت واحدهای نیروی دریایی آمریکا در دریای سیاه اقدامی تحریک آمیز در منطقه است. کنستانتین کاساچوف رئیس کمیسیون امور بین الملل شورای فدراسیون (مجلس سنای) روسیه نیز در باره پیامدهای افزایش حضور نظامی آمریکا در دریای سیاه هشدار داد. به گفته وی، آمریکا دومین ناو موشک‌انداز خود را روانه دریای سیاه کرد، حضور همزمان دو ناو آمریکایی در این دریا برای نخستین بار از ماه ژوئن ۲۰۱۷ صورت می گیرد. هرچند آمریکا از سال ۲۰۰۸ پس از جنگ روسیه و گرجستان، حضور نظامی دائمی در دریای سیاه را در دستور کار خود قرار داد، اما پس از بحران اوکراین در سال ۲۰۱۴ و رویارویی روسیه و ناتو در شرق اروپا، حضور نظامی واشنگتن در قالب ناتو در این منطقه از جمله دریای سیاه افزایش قابل توجهی یافته است. پنتاگون مدعی است که این اقدام برای کاهش حساسیت روسیه به حضور ناوگان آمریکا در دریای سیاه انجام گرفته است. در عین حال آمریکا به بهانه حمایت از متحدان در دریای سیاه یعنی اوکراین، رومانی و بلغارستان حضور دائمی در دریای سیاه دارد. از جمله واشنگتن اقدام به ایجاد یک مرکز عملیات دریایی در بندر اودسا اوکراین کرده که با واکنش منفی روسیه مواجه شده است. ایگور موروزف یک مقام ارشد پارلمانی روسیه هشدار داد، این کشور قطعا تدابیر خاصی، از جمله تقویت مرزهای خویش، در صورت گسترش حضور نظامی آمریکا در خاک اوکراین اتخاذ خواهد کرد. از دیدگاه روس‌ها حضور ناوها و نیروهای نظامی غربی در دریای سیاه به منزله تهدیدی علیه امنیت ملی روسیه است و بارها در این زمینه به ناتو و آمریکا هشدار داده‌اند. از دیدگاه استراتژیست‌های روسی اکنون تهدیدات دریایی از سوی بلوک غرب بویژه در دریای‌های پیرامونی روسیه در مرزهای غربی این کشور افزایش یافته است. به همین دلیل در دکترین دریایی جدید روسیه بر تقویت حضور در دریای سیاه تاکید شده که این نشانه واضحی در زمینه تقویت حضور و افزایش آمادگی دریایی روسیه برای مقابله با تهدیدات ناتو و بویژه آمریکا محسوب می شود. ضمن اینکه مسکو ، تقویت حضور ناوگان دریایی ناتو و به ویژه آمریکا در دریای سیاه را گام دیگری برای تقویت حضور آن در منطقه قفقاز می داند که روسیه دارای منافع حیاتی در آن است. در عین حال واکنش تند روسیه به افزایش حضور دریایی آمریکا و ناتو در دریای سیاه با توجه به حساسیت و اهمیت این پهنه آبی برای مسکو قابل درک است.

دریای سیاه به منزله حیاط خلوت روسیه و محل استقرار ناوگان دریای سیاه این کشور است که قدرتمند ترین یگان دریایی روسیه شمرده می شود. با این حال ناتو در چارچوب تقویت استقرار نظامی در شرق اروپا اکنون اقدامات جدی برای ایجاد ناوگانی در این دریا را آغاز کرده است. پترو پوروشنکو رئیس جمهوری اوکراین نیز از ایجاد ناوگان دریای سیاه ناتو استقبال و اعلام کرده که در صورت تاسیس چنین ناوگانی اوکراین در آن حضور خواهد داشت. واشنگتن در اواسط ۲۰۱۷ مبادرت به اقدامی کرد که در نوع خود تحولی ماهوی در زمینه حضور نظامی آمریکا در اوکراین و در عرصه دریای سیاه محسوب می شود.در این چارچوب آمریکا همسو با برنامه‌های تقویت حضور نظامی در پهنه راهبردی آبی دریای سیاه و قدرت نمایی نظامی در برابر روسیه، کار ساخت مرکز عملیاتی نیروی دریایی خود رادر پایگاه دریایی “اوچاکیف” اوکراین آغاز کرد که مسئولیت مدیریت عملیات دریایی و رزمایش‌ها را خواهد داشت. نیروی دریایی آمریکا، این پایگاه دریایی را نیز در اختیار گرفته و در راستای اهداف خود در دریای سیاه از آن استفاده کند. به نظر می رسد روند نظامی گری و استقرار انواع تجهیزات نظامی در دریای سیاه که اکنون به صورت رقابت بین مسکو و واشنگتن نمود پیدا کرده، در آینده نزدیک روند پرشتاب‌تری به خود خواهد گرفت و حوزه دریای سیاه را با چالش‌های امنیتی جدی مواجه خواهد کرد.

Email this page

نسخه مناسب چاپ