یادداشت
شرط بلاغ
سیدعلی گرامیان
بعید است مسئولان درد مردم را نفهمیده باشند، گرچه برخی معتقدند مسئولان حال و درد مردم را درک نمی‌کنند، زیرا سواره از حال پیاده و سیر از حال گرسنه چه خبر دارد! ولی مسئولان باور کنند که مردم شدیداً نگرانند، آنکه دارد، نگران سرمایه خویش است و آنکه ندارد نگران فردای خویش.!

ریال در مصاف دلار زمینگیر شده، روحیه اعتماد و همکاری مردم ضربه خورده و سرمایه اجتماعی شدیداً آسیب دیده است.!

سرمایه اجتماعی گاهی به اشخاص است، گاهی به فرهنگ و اخلاق. برای مثال، وقتی صدام به ایران حمله کرد نگرانی جامعه را فرا گرفت اما شب که امام صحبت کردند و گفتند، دزدی آمده سنگی انداخته و فرار کرده، ما آنچنان سیلی به صدام بزنیم که برنخیزد با این کلام آرامش به جامعه برگشت، زیرا امام یک سرمایه بزرگ اجتماعی بود و مردم به ایشان اعتماد داشتند.

گاهی سرمایه اجتماعی فرهنگ و اخلاق جامعه است، باز برای مثال وقتی زمان جنگ پیرزنی با قد خمیده پنج عدد تخم مرغش را برای جبهه کنار می‌گذارد یا کودک قلک پولش را و مردم نان سفره‌شان را با جبهه تقسیم می‌کردند و ارزاق کوپنی‌شان را به جبهه می‌دادند، این یک سرمایه فرهنگی اخلاقی جامعه بود، که باعث شد به یاری خداوند ملت بر دشمن پیروز شود.

اما امروز با یک حرف ترامپ بدون اینکه اقدام عملی انجام داده باشد مردم برای خرید دلار هجوم می‌برند، پوشک و شیرخشک کودکان احتکار می‌شود، کالاها را پنهان می‌کنند و ارزاق را انباشته می‌کنند و این نشان می‌دهد که سرمایه اجتماعی، به لحاظ فرهنگی اخلاقی تا چه اندازه آسیب دیده است.

چه شده است که به این جا رسیده‌ایم؟ آیا مردم بد شده‌اند؟ اگر بد شده‌اند، چرا؟ این نشان می‌دهد که نحوه مدیریت و عملکرد مسئولان و دست‌اندرکاران حکومت رضایتبخش نبوده است.

مسئولان حکومت در قوای سه‌گانه و جاهای دیگر باید در رفتار خود تجدیدنظر کنند. دوران گفتاردرمانی سپری شده است، مردم کودک نیستند. مسئولان باید به گونه‌ای با مردم صحبت کنند که احساس شود درد آنها را فهمیده‌اند. چه اشکالی دارد که سطح زندگی و حقوق دریافتی خود را در حدّ متوسط مردم پایین بیاورند، اگر حکومت ایران ادامه حکومت علوی اسلامی است، مسئولان آن باید چنین باشند، این به مردم آرامش می‌دهد و احساس همدردی و همراهی آنان را بر می‌انگیزد.

ما در نبرد سیاسی استکبار را از صحنه ایران خارج کردیم، اما در نبرد اقتصادی همچنان گرفتاریم. اقتصاد ما هنوز تحت نفوذ و سلطه دلار است. چگونه می‌توان تحت سیطره دلار بود و ادعای استقلال کرد؟

ما باید وابستگی خود را به دلار قطع کنیم. چه اشکالی دارد که معاملات ما با دیگر کشورها پایاپای و کالا به کالا باشد و با ارزهای دیگر از قبیل یورو و یوآن و ین و درهم و لیر معامله کنیم؟ سازوکار آن را تعریف کنیم و دلار را از صفحه معاملاتمان برداریم.

ما می‌توانیم با هماهنگی کشورهای همسو، ارز آسیائی را طراحی کنیم. همانگونه که اروپائیان «یورو» را طراحی و اجرا کردند.

این روش تا حد زیادی دلار را از تخت قدرت پایین می‌کشد و سلطه اقتصادی آمریکا را به تحلیل می‌برد.

باز چه اشکالی دارد که بر گلیم خویش بنشینیم و بافته‌های خود را بپوشیم و کالاهای ساخت خود را مصرف کنیم؟ این کار در صورتی تحقق یافتنی است که مسئولان در این امر پیشگام باشند و رسم قناعت و خود اتکایی را با رفتار خود به مردم بیاموزند.

لنگ به کمر بستن و نان خشک خوردن و برای حفظ عزت و کرامت خود با متجاوز جنگیدن بسی ارزشمند و افتخار آمیز است. ملت ما در جنگ و انقلاب صفحه‌های درخشانی از این افتخارات دارد و باز هم می‌توانند این افتخارات را تکرار کنند و در جنگ اقتصادی بر دشمن پیروز شوند، اما به شرط اینکه مسئولان را در این امر شریک و همراه خود ببینند، و الا از کاخ نمی‌توان برای کوخ‌نشینان نسخه فداکاری و از خودگذشتگی صادر کرد. دوره حرف درمانی گذشته است مردم عمل می‌خواهند.

به مردم عزیز هم عرض می‌کنم، کشور از آن شما و فرزندان شماست، دولت‌ها می‌آیند و می‌روند، اما ایران اسلام، ایران اهل بیت، ایران و ملت تاریخی و پرافتخار آن باید بماند. مثلث سرفرازی و ماندگاری عبارت است از ایمان به خدا، محبت به مردم و کارسازنده و مفید، به خدا ایمان داشته باش، به زندگی خود برس و خیرخواه مردم باش.

من آنچه شرط بلاغ است با تو می‌گویم

تو خواه از سخنم پندگیر و خواه ملال

Email this page

نسخه مناسب چاپ