دیدگاه
پلیس مقتدر یا پلیس قدرتمند
دکتر علی محمدرضایی
‏«اقتدار» ‏‎(Authority)‎‏ واژه‌ای است که بسیاری آن را با مفهوم «قدرت» (‏power‏) اشتباه می‌گیرند و از دولت و حکومت قدرتمند همان تلقی دولت و حکومت مقتدر را دارند، درحالی که این دو مفهوم با هم تفاوت دارند. قدرت یک کشور به مجموعه توانمندی‌های مادی آن کشور، شامل نیروی انسانی، منابع ثروت، نیروهای مسلح، تجهیزات نظامی و… می‌شود ولی اقتدار یک کشور به میزان نفوذ کلام دولت‌مردان و حکمرانان آن کشور گفته می‌شود. یک دولت یا حکومت برای داشتن اقتدار نیازمند قدرت است و به عبارت دیگر قدرت یکی از مولفه‌های اقتدار محسوب می‌شود اما اگر از این قدرت، درست و به موقع استفاده نشود موجب خدشه‌دار شدن اقتدار آن کشور در عرصه داخلی و بین‌المللی می‌شود.‏

پلیس قدرتمند نیز با پلیس مقتدر تفاوت دارد. وقتی سخن از قدرت پلیس می‌شود، مراد، عِدّه و عُدّه پلیس، که شامل تعداد نیروها، تجهیزات پیشرفته، اختیارات پلیس و… می‌شود اما پلیس مقتدر یعنی پلیسی که شهروندان به او اعتماد و باور دارند. پلیس برای داشتن اقتدار، نیازمند منابع قدرت است یعنی برای حل مشکلات مردم، باید از نیروی متخصص و تجهیزات پیشرفته و از اختیارات قانونی و لازم برخوردار باشد اما اگر از این منابع قدرت به درستی و به موقع استفاده نشود، نتیجه عکس خواهد داد. پلیسی که مجهز به اسلحه، دستبند، شوکر و اختیارات قانونی است، در واقع از منابع قدرت برخوردار است و اگر از این منابع قدرت زیاد استفاده کند از میزان اقتدارش کاسته می‌شود. به قول معروف هرچه از شمشیر بیشتر استفاده شود، کندتر می‌شود.‏

پلیس به صرف داشتن قدرت، نمی‌تواند اقتدار کسب کند و بلکه اگر در استفاده از این قدرت افراط کند و یا اینکه اگر استفاده از قدرت ضرورت یابد و پلیس استفاده نکند از اقتدارش کاسته می‌شود و هم برای مأمور مشکل ساز می‌شود و هم مردم. پلیس برای افزایش اقتدار بیش از تکیه بر قدرت باید رابطه‌ای با مردم داشته باشد که همه باور کنند پلیس یعنی مردم و مردم یعنی پلیس٫ پلیس برای افزایش اقتدار باید توان حل مسائل و مشکلات مردم را داشته باشد و شهروندان احساس کنند که نیاز به خشونت فردی و انتقام جویی شخصی نیست و نهادی دولتی به نام پلیس، از ظلمی که بر آنان رفته آگاه بوده و پشتیبان آنان است. اقتدار پلیس یعنی با حضور فیزیکی‌اش، با کلامش، با نگاهش از بروز خشونت پیشگیری کند. ‏ خلاصه کلام اینکه پلیس بودن، پیچیده‌ترین و دشوارترین شغل است چرا که با موجود پیچیده و ناشناخته سر و کار دارد. در این شرایط، هنر پلیس بودن، یافتن راه‌هایی برای عدم استفاده از قدرت و اختیار قانونی است و در صورت ناچار بودن از استفاده از آن، باید متناسب با جرم و در زمان مناسب به‌ کار گرفته شود.‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ