یادداشت
دوگانه خدمت و خیانت
فتح الله آملی
لایحه الحاق ایران به کنوانسیون مقابله با تأمین مالی تروریسم یا «CFT» با ۱۴۳ رأی موافق و ۱۲۰ رأی مخالف نمایندگان به تصویب رسید. قبل از اینکه این لایحه در مجلس مورد بحث قرار گیرد، در شبکه‌های اجتماعی و در برخی رسانه‌ها در سطح وسیعی تبلیغ منفی علیه این لایحه صورت گرفت. به هنگام طرح این لایحه در مجلس نیز گروهی از مخالفان که پلاکاردهایی هم در دست داشتند روبروی ساختمان مجلس تجمع کرده و موافقت با این لایحه را در حد خیانت به انقلاب و کشور برشمردند. این مقال در مقام دفاع یا رد این مصوبه نیست.

نه قصد آن دارم تا مخالفان را کاسب تحریم بنامم و نه قائل به سوءنیت موافقان لایحه هستم. قدر مسلم بسیاری از آنها از سر غیرت و شور و عشق و به خاطر آنکه گمان می‌کنند باید از اصول و ارزش‌های انقلاب و مقاومت پاسداری کنند، از سر حسن نیت و خیرخواهی و احساس تکلیف و وظیفه وارد میدان می‌شوند و احساسی جز ادای تکلیف و آتش به اختیار بودن در دفاع از ارزش‌ها ندارند.

چون براین گمان انگیخته شده‌اند که فاجعه خیانت‌باری در راه است و باید در برابر آن ایستاد. این روحیه غیرت و احساس تکلیف و ارزشمداری، ستودنی است و اگر هم به فرض و احتمالا با گرفتن نشانی غلط توسط عده‌ای آگاه از این غیرت سوء استفاده شده باشد باز بر آنان حرجی نیست و نیت پاک آنان را خدشه دار نمی‌کند اما بحث بر سر روی دیگر سکه و خائن نامیدن موافقانی است که آنها هم با نگاه حفظ منافع ملی و دفاع از همین کیان و همین انقلاب و همین ملک و ملت، رأی سفید به گلدان انداخته‌‌اند و اعلام موافقت کرده‌اند.

آنچه که بدواً محل نقد است همین دو قطبی خطرناکی است که گرفتار آمده در چنبره سیاست‌بازی و سیاسی‌کاری، مرز بین خادم و خائن را از بین می‌برد و مغالطه‌ای شگفت به‌وجود می‌آورد. اتفاقاً نماینده‌ای که با وجود احساس خطر به خاطر گرفتارآمدن در تور اتهام خیانت و یا قرارگرفتن در مظان اتهام، فشارها و تهدیدها را به خاطر منافع ملی و کمک به نظام و انقلاب و کشور نادیده می‌گیرد و به خاطر رضای خدا و کمک به جامعه به وظیفه عمل می‌کند، اجر بیشتری می‌برد.

در جریان مذاکرات هسته‌ای نیز چنین دوگانه‌ای بروز کرد و عده‌ای خائن و گروهی خادم خوانده شدند. ازجمله وزیر امور خارجه و تیم مذاکره‌کننده ایران به خیانت و وادادگی متهم شدند و برجام را با دستاورد هیچ خواندند. در آن جنگ‌ و دعواهای کلامی و رسانه‌ای هم به مخالفان گفته شد که شما کاسب تحریم هستید و پاسخ آنها نیز این بود که شما مزدور و وابسته استکبارید. بی‌آنکه لحظه‌ای بیندیشیم که در هر شرایطی نمی‌توان پای دعواهای سیاسی زمان انتخابات را به میان کشید و این کشور و مردمی که در آن زندگی می‌کنند و این نظام منافعی دارد به اسم منافع ملی که هیچکس و هیچ جریانی حق ندارد آنرا خرج گروه و دسته خود کند. چنانکه در همه کشورهای متمدن و خواهان پیشرفت به هیچ حزبی اجازه معامله بر سر آنرا نمی‌دهند.

در همین ماجرای تصویب لوایح چهارگانه رئیس مجلس از رهبر انقلاب استفسار کرد و رهبری در پاسخ به دکتر لاریجانی تصمیم را به مجلس واگذاشتند و مجلس شورای اسلامی نیز در جلسه دیروز به تصویب آن رأی داد. فارغ از اینکه از این مجلس و از ترکیب نمایندگان دلخوش باشیم یا دلگیر، نتیجه تصمیم آنان تصویب این لایحه بود که بر مداری قانونی و با درنظر داشتن منافع کشور و نظام به انجام رسید که با توجه به فشارهای بیرونی، نشانگر استقلال رأی مجلس حداقل در این مورد خاص است که جای تقدیر دارد. اینکه بخواهیم موافقان را غربزده و خائن و فقط مخالفان را دوستدار انقلاب و ارزشمدار بنامیم و بخوانیم، با کجای منافع ملی ما قانونمداری و مردمسالاری دینی سازگار است؟ همانقدر این کار ناپسند است که وجدان‌های پاک و غیرتمندی را که از سر دلسوزی و عشق به خون‌ها و آرمان‌های پاک شهدا و به گمان آسیب به ارزش‌های مقدس آنان ابراز نظر می‌کنند، کاسب بنامیم. هرچند که معتقد باشیم گمان خیانتی که دارند، گمان نادرستی است و گناه از آنانی است که شاید با نیت‌هایی نه‌چندان خیر، این‌گمان را در آنان تقویت کرده‌اند. بیائیم وقتی پای منافع ملی در میان است از این دوگانه خدمت و خیانت دست برداریم و بازار تهمت را به کسادی کشانیم و دست در دست هم به وحدت دهیم و بگذاریم قانون بر همه ما حاکم باشد.

Email this page

نسخه مناسب چاپ