یادداشت
آب و سیلاب
سید مسعود رضوی
بارش اخیر و سیل و سیلاب‌هایی که در شمال کشورمان موجب خسارات مالی و جانی فراوان شد، نشان داد که تنها خشکسالی و کم‌آبی، در زمره مصایب و گرفتاری‌های ما نیست. وقتی باران نیاید یا کم شود گرفتار می‌شویم و هنگامی که ببارد و فراوان شود دچار فاجعه‌ها و خسارات بسیار می‌شویم… لا تعدّولاتحصی!

اما واقعاً امکان مهار نزولات جوی و بارش‌های متناوب باران میسر نیست؟ باتوجه به خشکی و استخراج آبهای زیرزمینی به وسیله چاه‌های عمیق و پرتعداد، قانونی و غیرقانونی، مفید و مضرّ و…، نباید به بارش‌هایی نظیر بارندگی اخیر به چشم مائده الهی و نعمت آسمانی بنگریم و راه‌های بهره‌گیری و مهار و ذخیره‌سازی را در سطح و زیر زمین مورد توجه قرار دهیم؟

من روستاها و مناطق طبیعی زیادی را دیده‌ام و با مفهوم آب در گستره کشاورزی و فصول آشنایی دارم. آبخیز داری و آبخوانداری و شیوه‌های مهار آبها از طریق زه‌کشی و کانال و هدایت به محوطه‌ها و تالابها و دریاچه‌ها در روی زمین، و مانع‌گذاری برای تزریق به خاک و اشکفت‌ها و حتی ایجاد شکاف‌های مصنوعی در کنار سفره‌ها و استخرهای زیر زمینی و مغاره‌هایی که شناخته شده‌اند یا در مسیر سیلابها قرار دارند، نیاز به نبوغ فیثاغورث و قدرت هرکول ندارد، بلکه همت می‌خواهد و تخصص و اینکه مدیرانی دلسوز و سالم به این امر مهم همت گمارند. مهندسی زمین و آب و تجارب مکرر مردمانی کارآمد در مناطق مرکزی ایران به راحتی می‌تواند این ذخایر را مهار و حداقل از نابودی سریع سفره‌های آبی پیشگیری نماید. علاوه بر این، مشکل بزرگ خسارات سیلاب‌ها و آبهای جاری تیزرو که مهارشان سخت است، با توجه به اقلیم‌های متنوع کشورمان در هرکجای میهن به شکلی عملی و علمی قابل دفع و مهار است. هم تجربه‌های بومی هست و هم دانش و تخصص نوین و تکنولوژی و مدیریت پیشرفته.

خبر کشته و مفقود شدن برخی هموطنانمان دردناک و غم‌انگیز است. به بازماندگان و غمدیدگان تسلیت می‌گویم. اما شاید فردا اتومبیل من و شما یا فرزندان ما گرفتار سیلاب شود. پس خود را مصون ندانیم و بیایید بیندیشیم، همت کنیم، و شاید بتوانیم کاری انجام دهیم. همچنان که همگی درگیر هیولای بی رحمِ خشکسالی هستیم و با توجه به افق تیره و تاری که منطقه خشک و کم‌بارشی مثل فلات ایران در پیش دارد، اگر از هر امکانی برای ذخیره و بهره‌برداری آب شیرین و حتی شور استفاده نکنیم، در سالهای بعد توان جبران نخواهیم داشت.

امروزه افغانستان حقابه هیرمند را نمی‌دهد و در مناطق داخلی هم دریاچه‌ها و تالاب‌ها و رودها در حال خشکیدن هستند. از این نوع مشکلات فراوان داریم، اما انباشت مشکلی بر مشکلات قدیم است و بس! انگار قرار بر جویش راه حل نیست، عادت می‌کنیم به خشکی و از میان رفتن رود و دریاچه و تالابمان و مگر کویر و نمکزار هم زمین نیست؟ زمینی خشک و نامسکون و خالی از تنوع خیره‌کننده زندگی! آیا این چشم‌انداز ترسناک را نمی‌بینیم؟!

در سالهایی که سامانه‌های بارشی قدرتمند به آسمان ایران می‌رسد، باید آمادگی استفاده حداکثری را داشته باشیم. اگرنه چگونه می‌خواهیم این همه کمبود آب را جبران کنیم؟ چرا باید آب استانی کم آب را از طریق تخلیه سرچشمه رودهای استانی دیگر تهیه کنیم، درحالی که منابع بزرگ و ذخایر آب در فصل‌های بارندگی مشکلات عمده را در این زمینه حل می‌کند. آیا به ستیز و مشکلات سالهای بعدتر اندیشیده‌اید؟

یک مشکل و مسئله مهم دیگر، تصفیه و بازیافت هرزابه‌ها و فاضلابهاست. خاصه در کلانشهرها. اگر ما مخازن طبیعی و مصنوعی عظیم داشته باشیم، علاوه برذخایر آبهای بازیافتی، غنای ترکیبی با افزونه‌های بارشی و حفظ آبهای جاری و سیلابها نیز می‌تواند افق‌های خشکسالی را مهار کند و تا حدی خطراتش را کاهش دهد.

نکته‌ای که باید در پایان سخن مورد تاکید قرار دهم، تعداد قابل توجه دانشکده‌های آب و خاک و زمین شناسی و کشاورزی است. بروندادِ این همه تلاش آکادمیک باید در مهار و بازیافت آب، صرفه‌جویی و بهینه‌سازی مصارف کشاورزی و شهری، و سرانجام آموزش هم میهنانمان متجلی باشد؟ جز این هیچ توجیهی برای این همه دم و دستگاه و نهاد و وزارتخانه و دانشکده و هزینه و نیرو و زمانی که صرف می‌شود نمی‌توان یافت!

Email this page

نسخه مناسب چاپ