یادداشت
پیرامون نظر استاد و شاگرد و مقاله آقای حجتی کرمانی
مقاله مورخ ۱۰ مهرماه جاری اثر حجّت‌الاسلام آقای حجّتی کرمانی در مورد «اشکال وارده به نظر استاد و شاگرد» که به مقاله حجت‌الاسلام آقای فاضل میبدی و پاسخ حضرت آیت‌الله سبحانی اشاره داشته و درخصوص موضوع دیه و یا ارث زن در اسلام به تفصیل بحث شده و طبق نظر آیت‌الله تنصیف دیه زن نسبت به مرد تأسیسی است و نه امضائی (برخلاف نظر آقای میبدی) و در همین زمینه آقای حجّتی طبق اظهارات خود خواسته‌اند پادرمیانی (بین دو عقیده) کنند و گفته‌اند در مورد دیه زن در جمله قرآنی اَلاُنثی بالانثی «حرف دارم» و لکن درخصوص ارث که قرآن نصیب مرد را دو برابر زن اعلام کرده، تابع نظر آیت‌الله سبحانی هستند، این حقیر تا اینجای مطلب بضاعت اینکه وارد بحث فقهی شود نداشته و فقط درخصوص مطالبی که آقای حجتی به تفاوت‌های فیزیکی و طبیعی زن و مرد اشاره کرده و چنین نتیجه‌گیری کرده که «از آنجا که زن «حَرْث» است خداوند او را برای باروری (حرث = کشت‌زار) و پرورش فرزند آفریده است و نه بیشتر و مسئولیت‌های اجتماعی و نان‌آوری از قبیل ریاست جمهوری و سایر مسئولیت‌های اجتماعی خاص مردان است هرچند که در شرایط سیاسی، اجتماعی کنونی به آنها (زنان) بربخورد و امثال خانم تاچر و مرکل و بی‌نظیر‌بوتو اینها استنثناء هستند!

اما جناب حجّتی گویا چشمان خود را به مسئولیت‌ها و مداخلات اجتماعی زنان در عصر کنونی بسته‌اند که در همین کشور اسلامی خودمان ایران، زنان معاون رئیس جمهور ـ قاضی بوده و اغلب مسئولیت‌های بزرگ اجتماعی از قبیل مدیرکل ـ‌ معاون و مدیر و فرماندار و یا پزشکی و مهندسی را عهده‌دار بوده و در همین زمینه قانون‌هایی از قبیل تساوی دیه زن و مرد و یا ممنوعیت ازدواج دختران زیر پانزده سال تصویب و یا در شُرف تأسیس و تصویب است و نیز بخش عمده کارمندان و یا کارگران را در ادارات و مراکز تولیدی بانوان تشکیل می‌دهند. کلام قرآنی که تصریحاً بلسان قوم آمده، در وقتی بوده که عربهای جاهلیّت دختران را زنده در گور می‌کردند در حالیکه در ایران دو دختر «ایراندخت و آزرمیدخت» ساسانی به سلطنت دست می‌یافتند. آقای حجتی به ملکه صبا (بلقیس) در قرآن و نیز حضرت خدیجه که شغل بازرگانی داشته و به خطبه صددرصد اجتماعی حضرت فاطمه زهرا(س) در وقتی که مردان قوم لب فرو بسته و مسئولیت اجتماعی خود را کتمان می‌کردند و یا زنان صاحب عنوان چون ایندیرا گاندی و کلئوپاترا در مصر باستان و فخرالدّوله در این عصر و آسیه زن فرعون و بخصوص حضرت مریم که مادر مسیحیّت است و حَرْثِ هیچ مردی نبوده است، اشاره نمی‌کند و حتی از وجود زن سیّده‌ای (سیده‌خاتون) که عنوان ملکه ری را داشته و مانع حمله غزنویان متعصّب خارجی مذهب ضد شیعه گردید و پس از او حکومت سامانیان شیعه مذهب به دست منحوس محمود غزنوی که مَرْد! است مُنقرض و مردم ری قتل‌عام شدند و شاعر متملق و چاپلوسی چون فَرّخی در مدح او بگوید «ملک ری از قرمطیان بستدی» گویا بی‌خبر است! خارج شدن از حد طبیعی و فطری که فاجعه‌آفرین گفته‌اید مصداق آن در هم‌جنس‌بازی زن و مرد است نه مسئولیت‌های اجتماعی که زائیده استعداد و لیاقت و هوش است امثال مریم میرزاخانی‌ها هم مادرند و هم نابغه و هم استاد دانشگاه، مسئولیت‌ مالی و به اصطلاح نان‌آوری بانوان هدیه‌ای نیست که مرد به زن می‌دهد بل قانون قرآنی و یا مدنی به بانوان شخصیّت حقوقی مستقل داده و عنوان ظلم به آنان از طرف مردان در این بابت در حکم سالبه به انتفاء موضوع است. آری شیخنا هرچند سخن خوشی آورده‌اید اما در قضاوت برای زنان، ظاهراً به تعصّب مردانه رو آورده‌ و این حقیر را بر آن داشتید که اوهم اظهار لحیه‌ای کرده باشد و امید است از این بابت بر او ببخشایید که العفو عند کرام الناس مقبول»

والسلام علیکم ـ اسماعیل حکیم الهی «خوانساری» ـ وکیل دادگستری

Email this page

نسخه مناسب چاپ