نگاه
از ترامپ تا ترامپ
هر چه به ۱۳ آبان (چهار نوامبر) نزدیک می‌شویم، یک پرسش خاطر من و شما و خیلی‌های دیگر را می‌آزارد: دور جدید تحریم‌های آمریکا می‌تواند بر فروش نفت ایران تأثیر بگذارد؟ روشن است در شرایطی که کماکان بخش عمده‌ای از درآمد کشور از محل فروش نفت تأمین می‌شود، هر گونه اخلال در این امر مستقیماً و بلافاصله بر قیمت ارز و قدرت خرید مردم تأثیر می‌گذارد.

هر چند ذخیره ارزی کشور در شرایط بسیار مطلوبی است و انبارها مملو از کالاهای اساسی است، اما باز هم دست کم از نظر روانی پرسش یاد شده نگران‌کننده است و لذا باید به‌طور مستدل و واقعی به آن پاسخ گفت.

در این راستا،‌ نگاهی به نشانه‌های عینی که از بازار جهانی نفت می‌آید، نشان می‌دهد که قیمت نفت رو به افزایش است و یکی از مهمترین علت‌های این افزایش، هراس از خروج نفت ایران از بازارهای جهانی و ایجاد کمبود در اروپا و آمریکا در آستانة فصل سرماست. بر اساس آخرین آمارها، ایران هم اکنون حدود ۲ میلیون و ۱۵۰ هزار بشکه نفت صادر می‌کند که فقدان آن، غم بزرگی برای بازارهای جهانی است و اشک ناشی از این غم به شکل منحنی‌های رشد قیمت از چشم بازارهای جهانی سرازیر شده است.

روشن است آمریکا و شرکایش در خاورمیانه وقتی روسیه بیکار نشسته و وعده جایگزینی نفت ایران را داده‌اند تا قیمت‌ها را کنترل کنند. معروفترین وعده در این خصوص به ولیعهد جوان عربستان باز می‌گردد که اخیراً اعلام کرده هر بشکه نفت ایران را با دو بشکه جایگزین خواهد کرد‌! با این حال، باز هم نشانه‌های عینی به فوریت پاسخ ایشان را دادند. اولاً قیمت نفت اوپک و سایر شاخص‌ها چون برنت و وست اینتر مدیت رکوردهایی در حوالی ۹۰ دلار زدند و ثانیاً ترامپ با گستاخی ذاتی خویش، لب به سخنان بی‌سابقه‌ای گشود که حاکمیت یک کشور را زیر سوال می‌برد: ما نباشیم، شما (عربستان) ۲ هفته هم دوام نمی‌آورید! پس تا می‌توانی تولید کن! اما یکی نیست بپرسد اگر عربستان قادر به تولید نفت اضافی کافی برای جایگزینی نفت ایران بود که به این تشرهای بی‌ادبانه و متعدد نیازی نبود. عربستان به خوبی می‌داند انتخابات کنگره آمریکا نزدیک است و رشد قیمت جهانی نفت و به دنبال آن رشد قیمت انرژی و بنزین در آمریکا، ترامپ و جمهوریخواهان را در برابر رقبای دموکرات شکست خواهد داد. پس چرا در این شرایط حساس تولیدش را افزایش نمی‌دهد و از ولی نعمتش حمایت نمی‌کند؟ پاسخ روشن است! چون نمی‌تواند! آمارهای هفتگی اوپک نشان می‌دهد عربستان در ماه گذشته تنها ۳۰۰هزار بشکه نفت تولید کرده که ۲میلیون بشکه اعلام شده است! اضافه تولید واقعی روسیه هم ۲۶۷هزار بشکه بوده که ۶۰۰هزار بشکه وانمود شده است! اگر این ۲ کشور در یکماه اخیر در مجموع ۶ر۲میلیون بشکه یعنی حدود ۴۵۰ هزار بشکه بیش از صادرات نفت ایران، نفت تولید و فروخته‌اند، پس این بازارهای جهانی از چه نگرانند؟ این قیمت‌های رکوردی از کجا و براساس کدام تحلیل آمده‌اند؟… در اینجا شاید گفته شد آمریکا ذخایر استراتژیک نفتی خود را وارد بازار خواهد کرد و قیمت‌ها را خواهد شکست. این‌ ممکن است برای یک یا دو هفته قیمت‌ها را پایین بیاورد اما اولا دائمی نیست و ثانیا کاهش سطح همین ذخایر، فنر قیمت نفت را فشرده کرده و سپس با شدت بیشتری آن را آزاد می‌کند تا قیمت‌ها رکوردهایی حوالی ۱۰۰دلار را بزنند.

لذا بدون هیچ شعارزدگی و خوشبینی، باید گفت که کاهش قابل توجه صادرات و فروش نفت ایران،‌ ممکن نیست؛ اگر چه شاهد کاهش آن حتما خواهیم بود، اما با توجه به جنگ تجارت چین و آمریکا و قطع خرید نفت اژدهای زرد از آمریکا، صادرات نفت ایران به چین و هند به عنوان خریداران عمده افزایش هم خواهد داشت از آن سو، برقراری کانال مالی مستقیم یورویی میان ایران ـ اروپا، فروش نفت به قاره سبز را هم برقرار نگاه خواهد داشت.

این تحلیل، بلافاصله می‌تواند مورد استفاده بازار ارز قرار گیرد که این روزها در برزخ شک و یقین به سر می‌برد و فعالان، سرگردانند.

وقتی درآمد ارزی کشور، ناشی از فروش نفت، با درصدی نوسان تداوم داشته باشد، نگرانی از تأمین ارز منتفی است و می‌ماند مدیریت (بخوانید سوءمدیریت) بازار ارز و بازی‌های قیمتی و جنگ روانی که منشأ آن نامشخص است. لذا می‌توان گفت هراس از رشد تحریم و ترامپ بر درآمد نفتی کشور و سپس بازار ارز که تا حد زیادی بلاوجه است، چرا که حتی همان مقدار نه چندان چشمگیر کاهش صادرات نفت را رشد قیمت جبران خواهد کرد؛ چنانکه در ماه‌های پیش جبران کرده است. اما آنچه می‌ماند، کنترل بازار داخلی و اعمال کنترل و سیاست‌های آرامش‌بخش است. بخش بزرگی از رشد قیمت‌ها به‌خاطر رانت ارزی ناشی از چندقیمتی، سوداگری، احتکار و قاچار و سوءاستفاده صاحبان کالا و خدمات از طریق گران‌کردن جنس از قبل خریداری‌شده و سرانجام کم عملی و تنبلی سازمان‌های کنترلی است. هر آن که افکار عمومی را از تحریم‌های پیش‌رو هراسناک کند در بهترین حالت غیرمطلع و در بدترین حالت سوءاستفاده‌چی است که می‌خواهد با ویژه نشان دادن شرایط، از آب گل‌آلود ماهی بگیرد. ابزار این سوءاستفاده هم جوسازی روانی و قیمت‌سازی مصنوعی و هیجان‌آلود کردن فضاست.

اینجاست که باید به دستگاه‌های مسئول پیشنهاد کرد تمرکز خود را بر تنظیم بازار داخلی، آگاه‌سازی افکار عمومی، مقابله با جوسازی‌ها و برخورد جدی با محتکران و گرانفروشان و جوسازان بگذارند که ترامپ واقعی آنها هستند، نه دونالد ترامپی که این روزها نگران انتخابات کنگره است.

سید علی دوستی‌موسوی

Email this page

نسخه مناسب چاپ