گروه اقدام ایران ؛ ازاستراتژی فشار حداکثری تا مذاکره
 

اقدامات خصمانه کاخ سفید علیه ایران هر روز وارد مرحله‌ای تازه می شود که تشکیل دفتر «گروه اقدام ایران» در وزارت خارجه آمریکا از آن جمله است؛ دفتری که بر سیاست‌های تهران تمرکز کرده و در راستای تحقق اهداف رئیس جمهوری ستیزه جوی این کشور گام بر می دارد.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش‌های خبری ایرنا، از زمانی که «دونالد ترامپ» بر مسند ریاست جمهوری ایالات متحده تکیه زده تا کنون دو سال نمی گذرد اما در این مدت همواره نام ایران بر زبان مقامات این کشور به ویژه شخص ترامپ جاری بوده است. ترمیم روابطی که بین ایران و آمریکا در دولت دموکرات‌ها صورت گرفته بود، اینک نه تنها رنگ باخته که سویه ای عکس به خود گرفته است.تنها موضوعی که در دو سال اخیر به ناچار ایران و آمریکای ترامپ را در کنار یکدیگر قرار می داد، توافق هسته ای ایران و ۱+۵ بود که ترامپ پس از کش و قوس‌های فراوان، سرانجام هجدهم اردیبهشت ماه از آن خارج شد و این گروه به ۱+۴ تقلیل و تغییر یافت. در این زمان که ترامپ و مشاوران وی خود را از زیر بار تعهدات برجامی رها یافتند، بر اقدامات ایران ستیزانه افزودند .

ضرورت تشکیل دفتری برای تمرکز بر مسائل ایران در این برهه بیش از پیش احساس شد؛ دفتری که هم و غم خود را بر محور از سرگیری تحریم‌ها و فشار بر تهران قرار دهد. بنابراین، ۲۵ مردادماه امسال و تنها چند روز قبل از سالگرد کودتای ۲۸ مرداد، رسانه‌های جهان از تشکیل گروه اقدام ایران در وزارت خارجه آمریکا خبر دادند.در اینکه آیا همزمانی تشکیل گروه اقدام ایران با سالگرد ۲۸ مرداد به صورت هدفمند انجام گرفته یا خیر، نظرات و دیدگاه‌های گوناگونی وجود دارد. به باور بسیاری از تحلیلگران، پیام تغییر رژیم ایران در این اقدام آمریکا نهفته است؛ موضوعی که از جانب ریاست گروه مذکور رد شد. ترامپ و تیم او هر چند از بیان مستقیم این هدف خودداری می کنند اما اقدامات خصمانه آنها گویای مهمترین خواسته آنان یعنی همان تغییر رژیم است؛ رویکردی که در عمر چهار دهه ای انقلاب اسلامی همواره از سوی سیاستمداران آمریکا دنبال شده ولی تا کنون ناکام مانده و حتی بالعکس شاهد افزایش توان ایران در زمینه‌های مختلف بوده اند.

گروه اقدام ایران در کوتاه مدت اهداف مختلفی را دنبال می کنند و «مایک پمپئو» وزیر امور خارجه کنونی که از بانیان و حامیان اصلی آن است، اظهار کرد: گروه اقدام ایران، مسئول راهبری، بازبینی و هماهنگی همه جوانب اقدامات مرتبط با ایران در وزارت خارجه خواهد بود و مستقیماً با من کار خواهد کرد.دامن زدن به سیاست‌های ایران هراسانه در منطقه و جهان، زیر فشار قرار دادن ایران با هدف خروج تهران از برجام، اعمال تنگناهای اقتصادی بر جمهوری اسلامی به منظور کاهش قدرت و بازیگری این کشور در منطقه، ممانعت از بهبود و گسترش روابط ایران و جهان، ساماندهی تحریم‌های ثانویه و … از جمله مهمترین برنامه‌های گروه اقدام ایران به شمار می رود. در تحلیل این گروه ضد ایرانی و ریاست «برایان هوک» بر آن باید نیم نگاهی نیز به رویکرد جدید وزارت امور خارجه آمریکا داشت. هوک در دوره ای که «رکس تیلرسون» سکاندار سیاست خارجی بود یکی از افراد تاثیرگذار این وزارتخانه به شمار می رفت و ماموریت یافته بود تا با دولت‌های اروپایی برای اصلاح برجام وارد مذاکره شود.ناکامی تیلرسون در این ماموریت و اختلاف نظر وی با رئیس جمهوری درباره برجام و دیگر مسائل بین المللی در نهایت به اخراج او ختم شد. از آن پس، هوک با پوست اندازی و نزدیک شدن به رویکرد وزیر امور خارجه جدید توانست اعتماد او را برای پیشبرد سیاست‌های ضد ایرانی جلب کند و از این پاکسازی در امان بماند.

هوک سابقه معاونت وزیر امور خارجه امور در امور بین الملل را در دوره بوش پسر در کارنامه خود دارد. در آن زمان وی مشاور «جان بولتون» جمهوریخواه تندرو بود که به عنوان نماینده آمریکا در سازمان ملل ایفای نقش می کرد. بولتون اینک در سمت مشاور امنیت ملی ترامپ بیشترین تاثیرگذاری را بر فرد شماره یک ایالات متحده دارد. روابط نزدیک بولتون با منافقین نیز بر کسی پوشیده نیست. همین روابط نزدیک وی با دشمنان قسم خورده جمهوری اسلامی باعث شده که در شش ماهی که از ورود بولتون به تیم ترامپ می گذرد، شاهد افزایش تنش‌ها بین تهران و واشنگتن باشیم. بنابراین مشاهده می کنیم که خروج آمریکا از برجام در همین دوره چندماهه رقم خورد و رئیس جمهوری آمریکا به رغم سه بار تایید پایبندی ایران به توافق هسته ای، در نهایت از امضای تمدید تعلیق تحریم‌ها سر باز زد. صرف نظر از راهبرد دراز مدت آمریکا مبنی بر تغییر رژیم، هوک به عنوان رئیس گروه اقدام ایران، در صدد ایجاد اجماع جهانی و قطع ارتباط کانال‌های مالی و اقتصادی تهران و جهان است اما کارشناسان و تحلیلگران در توانمندی وی برای تحقق این هدف شک و تردید دارند. به خیال کاخ سفیدنشینان، افزایش فشارها بر ایران، مقامات جمهوری اسلامی را به ناچار به پای میز مذاکره خواهد کشاند و به توافق ثانویه ای منجر خواهد شد که مصداق توافق برد- باخت به نفع آمریکا باشد. در نتیجه این فشار حداکثری و بیشینه، بسترساز ورود به مذاکرات دوجانبه تهران- واشنگتن خواهد بود.

مواضع هوک را می‌توان از سخنان وی که چند روز پیش در اندیشکده‌هادسن ایراد شد به وضوح دریافت. با توجه به متن سخنان وی، پیوند فعالیت‌های هسته‌ای ایران با برنامه موشکی، تضعیف توان نظامی جمهوری اسلامی در مقابل اسرائیل و دیگر متحدان منطقه‌ای آمریکا، لحاظ شدن ۱۲ پیش شرط پمپئو در مذاکره با تهران از جمله اولویت‌های رئیس گروه اقدام ایران است. استراتژی دولت ترامپ دررابطه با جمهوری اسلامی ایران فشار حداکثری از درون و بیرون باهدف ایجاد تغییرات ساختاری ایران و هم چنین مهار تکنولوژی موشکی ایران است، تا بااین فشارحداکثری ایران را پای میز مذاکره بنشانند ، این در حالی است که رهبر معظم انقلاب، رئیس جمهوری و دیگر مقامات بلندپایه جمهوری اسلامی ایران هرگونه مذاکره مجددی خارج از برجام را رد کرده اند. به عبارتی دیگر تنها راه گفت وگو با آمریکا از مسیر برجام و بازگشت این کشور تعهدگریز به توافق هسته ای می گذرد. ضمن اینکه تفاوت شرایط کنونی ایران در فضای پسابرجام با دوره تحریم‌ها به کلی متفاوت است و متحدان آمریکا به دلیل بلندپروازی‌ها و اقدامات ستیزه جویانه ترامپ در مقابل کاخ سفید و در جبهه ایران قرار گرفته‌اند؛ تحول مهمی که یا از نگاه مقامات کاخ سفید دور مانده و یا اینکه آنان حاضر به پذیرش این واقعیت نیستند.

هرج و مرج در سیاست خارجی آمریکا

جکسون دیهل (Jackson Diehl) در تحلیلی در روزنامه واشنگتن پست نوشت: سیاست خارجی آمریکا کلافی در هم پیچیده از راهکارهای لحظه ای و برنامه‌ریزی نشده ای است که برخی از آنها به مسائل و مشکلات واقعی می پردازد در حالی که برخی نیز به هیچ مساله ای مربوط نیست.

بر پایه این گزارش، تمام چالش‌های بزرگی که می تواند هر دولت معمولی در کاخ سفید را به خود مشغول کند- مانند بحران تاریخی پناهندگان حاصل از فروپاشی ونزوئلا در آمریکای لاتین یا نسل کشی اقلیت روهینگیا از سوی ارتش میانمار- مورد چشم پوشی قرار گرفته اند.

باب وودوارد (Bob Woodward) در کتاب جدید خود شرح می دهد که مشاوران ارشد ترامپ سعی دارند کشور را از شر بدترین ایده‌های رئیس جمهور نجات دهند و گاهی این کار را با دزدیدن اسناد مهم از میزکار وی انجام می دهند. اما این بیش از شرایط کنونی یادآور سال ۲۰۱۷ میلادی است. مشاورانی که اسناد را می دزدیدند –گری کوهن، رکس تیلرسون و اچ.آر مک‌مستر- اکنون از دولت رفته و جای آنها را افرادی گرفته اند که به ترامپ اجازه می دهند بدترین زورگویی و ستمگری‌های خود را انجام دهد. بنابراین ما فقط به دلیل انفجار خشم و رنجش‌های فردی رئیس جمهور با جنگ‌های تجاری حاصل از بی‌اعتنایی ترامپ به اقتصادهای مهم و مبارزات کینه جویانه برای تنبیه متحدان نزدیک خود- مانند جاستین ترودو، نخست وزیر کانادا و آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان- مواجه هستیم .

نکته مثبت و امیدوارکننده این است که پمپئو و جیمز ماتیس، وزیر دفاع، در حال حاضر اجازه دارند برخی سیاست‌های نسبتا معقول و متعارفی را که ترامپ با آنها مخالف است، دنبال کنند. در حالی که در افغانستان ماتیس برای پیشگیری از فروپاشی دولت به اندازه کافی تلاش می کند و پمپئو در حال یافتن راهی برای حل مشکلات با طالبان است و در سوریه ماتیس همچنان نیروهای آمریکایی مستقر در دو منطقه راهبردی این کشور را حفظ کرده و پمپئو در تلاش است تا یک روند دیپلماتیک را احیاء کند، دولت ترامپ به تمام قدرت در تلاش است کاری را انجام دهد که اگر هیلاری کلینتون در راس قدرت بود، انجام می داد. تنها مشکلی که وجود دارد این است که ترامپ هر لحظه می تواند ابراز وجود کرده و همه چیز را به هم بریزد.

این باعث می شود که کارایی امنیت ملی دولت ترامپ مایوس کننده و مایه ناامیدی باشد. اما تنها روزنه امیدی که وجود دارد این است که در این دولت امکان این که ‘مقامات ارشد’ گمنام بتوانند اهداف خود را دنبال کنند بیش از هر دولت دیگری وجود دارد. این می تواند به معنای نگارش مقاله جنجالی در صفحه دیدگاه‌های نیویورک تایمز باشد که در راستای توجیه خود و به عنوان ادعای از پیش مطرح شده در مقابل اتهامات آتی منتشر شده است. یا می تواند به معنی پیگری وسواس‌های ایدئولوژیکی فردی یا راهبردهای جنون آمیز دیرینی باشد که تحقق آنها از طریق روند سیاستگذاری معمولی امکان پذیر نیست.

در دو هفته اخیر شاهد تعدادی از این ماجراجویی‌ها بوده‌ایم. ماجراجویی نخست، حمله به جنبش فلسطینی‌ها و توقف کمک مالی آمریکا به مدارس و درمانگاه‌های تحت نظارت سازمان ملل در نوار غزه و همچنین بیمارستان‌های اعراب در بیت المقدس شرقی بود. دستور تعطیلی دفتر فلسطینی‌ها در واشنگتن صادر شد.

اقدام عجیب بعدی را جان بولتون، مشاور امنیت ملی، انجام داد که همان حمله به دادگاه کیفری بین‌المللی در لاهه بود. وی در نخستین سخنرانی رسمی خود پس از ورود به کاخ سفید این دیوان را تهدید کرده است که اگر قضات این دیوان پرونده و تحقیقاتی درباره احتمال ارتکاب جرایم جنگی از سوی آمریکائی‌ها به جریان بیندازند، آنها را تحریم کرده و حتی تحت پیگرد قرار خواهد داد.

یک روز بعد گزارشگران از ، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، خواستند که شرح دهد ایالات متحده چگونه می تواند وکلا و قضات بین‌المللی را تحت پیگرد قرار دهد. او برای پاسخ به این سوال هیچ تلاشی نکرد. وی گفت: «من شما را به دفتر بولتون ارجاع می‌دهم.» دولت آمریکا همانند سیاست قطع کمک به فلسطینی‌ها و مقابله با کانادا درباره سیاست جدید خود علیه دادگاه کیفری بین المللی نیز توضیحی ندارد. عدم ارائه توضیح و دلایل لازم برای سیاست‌های اتخاذ شده هنجار و استاندارد دولتی است که هرج و مرج را جایگزین انسجام و یکپارچگی در سیاست خارجی کرده است.

Email this page

نسخه مناسب چاپ