یادداشت
گفتار نیک…
سید مسعود رضوی
مشخص کردن حدّ و حدود قانونی برای برخی جرایم و کردارها امکان پذیر است و در سخن و گفتار نیز تهدید و اتهام اگر آشکار و منتهی یا محتمل به مخاطره باشد، می‌تواند موجب بازخواست و دادخواست شود و حتی مستوجب کیفر باشد. اما همیشه سخن چندان سرراست نیست که بتوان در کیفرخواست استفاده کرد و ممکن است حدود ابتلای بدان چنان مبهم باشد که شاکی و متشاکی هردو بدان استناد کرده و در تفسیر و منظورشان خود را ذیحق نشان دهند.

البته این مواجهه، مربوط به خطاب و بیان در میان دو شخصیت حقیقی و حقوقی است و همان طور که گفتیم این احتمال وجود دارد که یک جانب برداشت سوء (اتهام یا تهمت و یا دشنام و زشتگویی) از بیان مقابل استنباط کند. اما هنگامی که دو سوی این بیان و خطاب متفاوت باشد مانند رسانه‌های عمومی و مطبوعات، چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ وقتی یک رسانه یا روزنامه با افکار عموم مخاطبه دارد، این مواجهه چگونه قابل بررسی و پیگیری است؟ آیا حق عموم به دلیل نامشخص بودن یا ابهام، قابل تشخیص و پیگیری نیست؟

یک درد بزرگ و یک غدّه بدخیم در عرصه برخی جراید و رسانه‌های کشورمان وجود دارد که شوربختانه از ابتدای پیدایش مطبوعات تا امروز این مشکل با شدّت و حدّت، به شکل‌های مختلف وجود یافته و هنوز تتمه بیمار آن خودنمایی می‌کند. اما در برخی جراید انگار این غدّه بدخیم چنان آماس کرده که مسبوق به هیچ سابقه و مقایسه‌ای نیست!

سرراست و صریح بگویم، ناسزا و زشت گویی به سکّه رایج در برخی مطبوعات بدل شده و گاهی برای بیان اختلافات سیاسی و رقابت با مخالفان، از زشت‌ترین الفاظ و صفت‌ها استفاده می‌کنند. گاهی هم اتهام به اشخاص می‌زنند و هتک حیثیت می‌کنند و گاهی تهمت عام روا می‌دارند و یک گروه پرتعداد و نامعدود در جامعه را به صفات ناپسند مورد خطاب قرار می‌دهند! بدون آنکه به ضمان و حق مردم توجه کنند یا به امکان پیگیری و حدود فقهی و قضایی اهمیت دهند!

مثلاً اگر کاندیداهای مورد نظر و مطلوبشان در انتخاباتی رأی نیاورد، به راحتی از صفات و اتهاماتی مانند غرب زده و فریب خورده و خودباخته و ضدانقلابی و اشرافی و ماهواره بین و راحت‌طلب و بی درد و… استفاده می‌شود. بی‌توجه به عواقب این بیان و این که میلیون‌ها انسان جرمشان این بوده که نظر سیاسی خود را در کمال آزادی و آرامش دنبال کرده‌اند و خواست‌های خود را به شکل مدنی و مطلوب پیگیری می‌نمایند.

اصطلاحاتی که گفته و مثال‌هایی که بیان شد، اقل و اندکی از ناسزاهایی است که در برخی جراید بیان می‌شود. گاهی اتهامات آشکاری همچون جاسوسی و خدمت به بیگانه و خیانت به کشور و الفاظی در مرز خدشه دار شدن عفاف و امثال ذلک نوشته و گفته می‌شود که بهتر است از آن بگذریم.

اما متأسفانه این واقعیتی ناخوشایند است که فعلاً دامان و گریبان ما را گرفته و عده‌ای معدود، بدون هراس از عقاب و تعقیب، رقابت سیاسی و اختلاف آراء و عقاید را در مطبوعات و رسانه انحصاری به الفاظ موهن و رکیک تقلیل داده و می‌دهند.

یک وجه پنهان در این منازعات و ناسزاگویی‌ها، تعمیم اختلافات فیمابین به افکار و عرصه عمومی و منتقل کردن اصطلاحات زننده در بین مردم است. در واقع نتیجه‌ی عینی‌اش تحریک جماعتی معدود برای اثرگذاری اجتماعی یا فشار سیاسی و ارهاب رقیبان است. این امر تنها به یک گردهمایی کوچک از تندروان یا علاقمندان دوآتشه به فلان جریان یا مخالفان کفن پوش بهمان حزب خلاصه نمی‌شود، بلکه نهایتاً به نفرت و کینه توزی و ریشه دار شدن دشمنی و خشونت منتهی خواهد شد.

یک مثال نزدیک همین ماجرای لایحه ‏FATF ‎‏ و قبلتر از آن، جریان سند ۲۰۳۰ بود که دومی طرح و رد شد و اولی در جریانی طولانی به تصویب مجلس رسید. ولی (صرف‌نظر از محتوای آنها) در عرصه رسانه‌ای و گاهی تحریکات خیابانی متأسفانه سخنانی از سوی برخی مدعیان اخلاق مداری گفته شد که از فرط زشتی امکان اشاره بدان وجود ندارد. باید پرسید که وقتی لایحه‌ای در مجلس مطرح شده و نمایندگان موافق و مخالف، با حرارت و جدیّت فراوان به طرح نظرها و اقامه دلایل پرداخته و در کمال آزادی رأی گیری می‌کنند، این همه زشت گویی و ارعاب و اتهام چه وجه و توجیهی دارد؟ مگر نماینده باید دستور بگیرد و گوش به فرمایش غیر(یعنی حضرات بدگو) سخن بگوید و رأی دهد؟

خداوند سبحان ما را دلالت فرموده است: «وزنوا بالقسطاس المستقیم» (اسرا. آیه ۳۵). و نیز: «ادع الی سبیل ربک بالحکمه والموعظه الحسنه و جادلهم باللتی هی احسن» (سوره نحل. ۱۲۵). ملت ما از هزاران سال پیش هم درپی پندار و گفتار و کردار نیک بوده و رساله «شایست و نشایست» تعلیم می‌داده است. روا نیست که تا کمی پشتتان گرم می‌شود، ناسزا و ناشایست ببافید، چشم برحق ببندید و حقوق دیگران را پایمال سازید.

Email this page

نسخه مناسب چاپ