محک
ماجرای یک قتل!
ابوالقاسم قاسم زاده
بعد از گذشت هفته‌ای از انتشار قتل جمال خاشقجی تبعه عربستان سعودی در کنسولگری دولت سعودی در استانبول ترکیه، هنوز و همچنان گزارش‌های خبریِ چگونگی انجام این قتل در صدر رسانه‌ها و روزنامه‌ها قرار دارد. در این نوشته نمی‌خواهم تکرار اخبار را داشته باشم. خوانندگان محک برای مطالعه آخرین گزارش‌های خبری می‌توانند به صفحه بین‌الملل روزنامه اطلاعات مراجعه کنند که دیروز به چاپ رسیده است. از آخرین این اخبار، اطلاعیه‌ای است که دولت ترکیه انتشار داد و در آن آمده است، «دستگاه امنیتی ـ اطلاعاتی ترکیه به فایل صوتی و تصویری از شکنجه و قتل خاشقجی در داخل کنسولگری سعودی در استانبول دست یافته است و آن را در اختیار مقامات آمریکایی قرار داده است.» در این نوشته به اختصار نقدی تحلیلی از ماجرای این قتل تقدیم می‌شود.

۱ـ خاشقجی اگرچه از مخالفان قدرت خانوادگی سعودی در ریاض شناخته می‌شد، اما به نظر اغلب کسانی که با او آشنا و از نظرهای او مطلع بودند، او را مخالف چگونگی حکومت سعودی، بخصوص ولیعهد جدید آن، «بن‌سلمان» می‌دانستند. او خواهان گسترش فضای باز سیاسی در کشورش بود و به شدت نسبت به روابط ترامپ با ولیعهد سعودی در چپاول ثروت نفتی (دلارهای نفتی) کشورش و فروش تسلیحات نظامی گوناگون اعتراض داشت. او جنگ یمن را یک فاجعه انسانی می‌خواند که ترامپ و نتانیاهو در حمایت از «بن‌سلمان» موجب ادامه آنند. محور انتقاد‌های خاشقجی در حد روزنامه‌نگاری در روزنامه واشنگتن‌پست و شرکت در نشست‌ها و سمینارهای سیاسی، درباره خاورمیانه و اوضاع عربستان و فلسطین اشغالی و سیاست‌های ترامپ در تثبیت هژمونی رژیم صهیونیستی بر خاورمیانه بود. عضو هیچ گروه مسلح یا برانداز نبود و حتی در حد یک سیاستمدار فعال شناخته نمی‌شد.

اصلی‌ترین و عمده‌ترین فعالیت او روزنامه‌نگاری بود و او را یک روزنامه‌‌نگار که براساس معیارهای «حقوق‌بشر» رویدادهای گوناگون از جمله شکنجه و زندانی شدن و کشتار در کشورش را نقد و محکوم می‌کند، می‌شناختند. خاشقجی از روزنامه‌نگاران فعال در آمریکا در افشای صهیونیست‌ها بخصوص لابی خطرناک آنها در سازمان اِپک در نیویورک و سیاست‌های نژادپرستانه نتانیاهو بود. همین کارنامه از فعالیت‌های او بود که دست داشتن رژیم صهیونیستی در هماهنگی با «بن‌سلمان» در این قتل را برخی از روزنامه‌نگاران انگشت گذاشته‌اند، بخصوص که رسانه‌های وابسته به صهیونیست‌ها در آمریکا و اروپا چندان اهمیتی به ماجرای این قتل نداده‌اند و آن را در محاق خبری نگه‌داشته‌اند. نتانیاهو در برابر اخبار ماجرای این قتل، سکوت کامل را اختیار کرده است.

۲ـ افشای ماجرای قتل خاشقجی، ترامپ و مشاور امنیتی او «جان بولتن» و وزیر خارجه‌اش «پمپئو» را با مخمصه جدید سیاسی در داخل و خارج آمریکا مواجه کرده است. ترامپ با بیان جملات «در تعجب است» و «بسیار نگران‌ شده است» سقف موضع‌گیری خود درباره این ماجرای قتل را بازگو کرد. در حالی‌که مشاور امنیتی و وزیر خارجه‌اش همچنان سکوت اختیار کرده‌اند. کاخ سفید نیز همین شیوه را دارد. در حالی‌که سنای آمریکا با صدور بیانیه‌ای از سوی بیش از بیست نفر از سناتورهای برجسته عضو کمیسیون خارجی آن از رئیس جمهوری (ترامپ) خواسته‌اند که قطع روابط سیاسی با سعودی‌ها و قطع فروش تسلیحات نظامی به آنها را بررسی کند. ترامپ در پاسخ به خبرنگاران درباره این تقاضای سناتورهای کنگره آمریکا گفت، بهیچوجه فروش تسلیحات نظامی را قطع نخواهد کرد زیرا بیش از یکصد و بیست میلیارد دلار درآمد در جریان است و این دلارها یعنی ایجاد کار و شغل برای کارگران آمریکایی بیکار در داخل کشور! رئیس جمهور آمریکا دیروز بعد از انتشار خبر فایل صوتی ـ تصویری از فاجعه شکنجه و قتل خاشقجی در کنسولگری سعودی در استانبول ترکیه، گفت: به زودی با «محمدبن‌سلمان» تلفنی درباره آن صحبت و گفتگو خواهد کرد. صهیونیست‌ها در نیویورک و در اسرائیل همه توان سیاسی و قدرت رسانه‌ای خود را وارد ماجرا کرده‌اند تا هرچه زودتر این پرونده را مختومه کنند و آن را شامل مرور زمان سازند.

۳ـ این پرونده به روایت واشنگتن‌پست و بسیاری از روزنامه‌نگاران مستقل در اروپا و آمریکا، پرسش‌های بسیار دارد از آنجمله براساس گزارش مقامات ترکیه که گروهی کماندو متشکل از ۱۵ نفر از عربستان در همان روز ورود جمال خاشقجی به کنسولگری این کشور در استانبول وارد ترکیه شده‌اند و به کنسولگری رفته‌اند و در نیمه‌های شب نیز خاک ترکیه را با هواپیمای اختصاصی سعودی‌ها ترک کرده‌اند. برخی نیز از هویت این گروه جویا شده‌اند که به همراه آنها کماندوهای اسرائیلی نیز بوده‌اند! «اردوغان» گفته است، جمال خاشقجی دوست شخصی او بود و او شخصاً این پرونده را تا آخر و مکشوف شدن اطلاعات آن پی‌گیری خواهد کرد. در ترکیه دست داشتن اسرائیلی‌ها در این ماجرا و همکاری با سعودی‌ها عمومیت پیدا کرده است.

۴ـ ولیعهد سعودی «محمدبن‌سلمان» با انجام این قتل فاجعه‌بار،‌آن هم در داخل کنسولگری سعودی‌ها به رکورد جدیدی از خشونت و ترور بی‌محابا دست یافته است. او گمان دارد در اتصال و پیوند با نتانیاهو و ترامپ، بخصوص داماد صهیونیست ترامپ «کوشنر»، اجازه هر اقدامی را دارد و قدرت دلارهای نفتی او میدان را برایش باز گذاشته است. در طول دو سال گذشته نمونه‌های بسیاری از این شیوه اقدام او دیده شده است، از قتل شیخ نمر که حتی جنازه‌اش را تحویل خانواده‌اش ندادند تا چند ماه پیش زندانی کردن یک زن فعال حقوق بشر کانادایی که با اعتراض دولت کانادا و اعلامی ساده از سوی وزیر خارجه کانادا جهت آزادی تبعه خود، مواجه شد. بن‌سلمان، نه تنها تمامی روابط دیپلماتیک خود را با «اتاوا» قطع کرد که تمام دانشجویان عربستانی در کانادا را به کشور فراخواند و تمام سرمایه‌گذاری‌هایش در کانادا را نیز پس گرفت. ادامه وحشی‌گری بن‌سلمان نتیجه سکوت آمریکا و اروپا است، چنانکه در محاصره یمن و کشتار زنان، کودکان و سالخوردگان یمنی شاهدیم!

۵ـ در محک بارها نوشته شده است که ترامپ سیاست مستقلی در خاورمیانه ندارد. رئیس جمهور آمریکا، بارها گفته است نه فلسطین و نه بحران‌های دیگر در خاورمیانه، چندان اهمیتی برای او ندارد، او دو چیز از خاورمیانه می‌خواهد؛ اول، دلارهای نفتی انباشته شده در جیب شیوخ حاکم عرب در خلیج‌فارس،‌ بخصوص سعودی‌ها و اماراتی‌ها را، دوم، تثبیت هژمونی رژیم صهیونیستی در خاورمیانه به ریاست و فرماندهی «نتانیاهو» را. این نگاه و شیوه مدیریت ترامپ مدام برای همه کشورهای مسلمان خاورمیانه فاجعه‌آفرین و موجب تداوم بحران شده است. ماجرای قتل جمال خاشقجی برآمده از مدیریت ترامپ در خاورمیانه است. اگر آن را شعاع دو انگیزه، بلعیدن دلارهای نفتی از این منطقه همچنین تثبیت سلطه هژمونیک رژیم صهیونیستی ارزیابی کنیم، آمریکا و اسرائیل رسیدگی به این پرونده را شامل مرور زمان خواهند کرد تا با بروز فاجعه‌ای دیگر به دست فراموشی سپرده شود.

Email this page

نسخه مناسب چاپ