یادداشت
یاریگری
سید مسعود رضوی
سنّت‌های یک ملّت فراتر از عقاید و زبان و هنر و فرهنگ است. بیشترین ارزشها را باید در بخشش عمومی و گذشت، تشریک مساعی و امداد، اخلاقِ معاضدت و مناسبات اجتماعی جستجو کرد. بنابراین خیریه و فرهنگ یاریگری را باید در میان والاترین ارزش‌های سنّتی قرار داد و ستایش کرد. شاید بتوان از حیث ابداع و ابتکار در این حیطه، ایرانیان را سرآمد ملل دیگر قلمداد کرد. یک مثال آشنا ذکر می‌کنم؛ قنات، فکر تجربی، محاسبات مهندسی، فرهنگ و واژگان و روابط و مشاغل متعددی که در کنار آن پدید آمده بود، به تنهایی دنیایی است از خیرات و ابداعات و تعاون و تجلی روح جمعی.‏

این یادآوری را لازم می‌دانم و برعهده ماست که یاد کنم از جامعه‌شناسان بزرگ ایرانی، جواد صفی نژاد، مرتضی فرهادی و زنده یاد محمود روح الامینی، که در این زمینه‌ها بسیار روشنگری کرده‌اند و البته مورخ نامدار فقید محمد ابراهیم باستانی پاریزی و دیگرانی که از جنبه‌های متفاوتی در این باب پژوهش‌های عالی داشته‌اند. ذکرشان مستدام و مقامشان متعالی باد.‏

آثاری همچون «بُنه» و «فرهنگ یاریگری» از استاد صفی نژاد و فرهادی می‌تواند مبنای اولیه برای درک داشته‌های اصیل و مؤثر برای استحکام مودّت و یاریگری و همکاری میان اصناف و طبقات مختلف مردم باشد. در حقیقت ما از حیث برخی تجربه‌های جمعی فقیر شده‌ایم و شگفت آن که در گذشته، میراث بزرگ و رشک‌انگیزی در این زمینه داشته ایم. در «فرهنگ یاریگری» چنان تنوع اسمی و واژگانی در موضوع یاریگری ذکر شده که باورکردنش مشکل است.‏

فرنگی‌ها بسیار بر این مسایل درنگ کرده و اگر ادعا کنم که بنیاد جامعه شناسی برای فهم ماهیت مناسبات تعاملی و تعاونی میان انسان‌ها و تحکیم و افزایش آن است، شاید گزاف نگفته باشم. به همین دلیل، پدیده‌هایی مانند همیاری کشاورزان در شخم و کاشت و داشت و برداشت، برای آنان به مثابه نماد و الگوی تعاون است. همچنان که در عرصه حفر و حفظ قنوات، رشته راه‌آبهای بی مانند و حلقه چاه‌های بی پایان در مسیرهای کویری چشم آنها را خیره کرده و به مثابه آثاری اعجاب‌انگیز از کوششگری، یاریگری و انتفاعِ جمعی بدان نگریسته و از آن در تحقیقات علمی و اجتماعی و تاریخی یاد کرده‌اند.‏

امّا چرا این مقدمات را گفتیم؟ ازآن رو که با وجود این سنت تاریخی و تأییدات شرع مقدس، سنگ اندازی‌هایی که در مسیر امور خیریه و یاریگری غیر دولتی انجام می‌گیرد، موجب سؤال و تعجب است؟ آیا خیریه منحصر به صدقه و سؤال از سوی متکدیان یا فقیران ویژه‌ای است و در دیگر زمینه‌ها مردم نباید مراجع معتمد خود را برای امر خیر و سازندگی و تشریک مساعی یاری دهند؟ آیا سازندگی و پیشرفت نیازمند کار جمعی و مشارکت عمومی نیست؟ آیا تعاونی‌ها فقط یک دستورالعمل بی مصرف کاغذی است و یک مادّه مسکوت در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران؟

طبعاً نمی‌خواهم، و به دلایلی که خوانندگان نکته سنج درمی‌یابند، مایل به ذکر جزئیات و اسامی نیستم، اما اگر برخی چهره‌های نامدار که به صدق و نیکوکاری شهره اند، قادر نباشند کمکی به همنوعان و هم میهنان نمایند و نتوانند مرکزی برای اجتماع و اعتماد عمومی باشند، چگونه می‌توان جامعه را به سوی خیر و نیکی و همنوع دوستی سوق داد؟

دولت‌ها و حکومت‌ها نه می‌توانند و نه صلاح است که در امور مردمی و خیریه‌های طبیعی که برآمده از نهاد بخشایشگر و نیکجوی بشریت است دخالت کنند، هر مداخله‌ای در این عرصه‌ها موجب فساد و زیان، و از کف رفتن تتمه اعتماد عمومی است. نه فسادهای کوچک و اندک، که موجب بدکاری‌های حریصانه با صفات نجومی و کهکشانی خواهد شد. آزموده‌ها را باز هم می‌خواهید بیازمایید؟ اندرزگران خردمند می‌پرسند که آخرسر باید دستگاه عظیم نظارت و بازرسی و قضایی با هزینه و بروندادی غیر قابل توجیه بسازیم تا مراقب خیرات و مبرات باشد؟! و این البته به غیر از خزانه و بیت المال است و خود بار تازه‌ای است بر ثقلِ بلاوجهِ گذشته!

Email this page

نسخه مناسب چاپ