یادداشت
حمل و نقل شهری و مشکلات آن
سید مسعود رضوی
نگارنده را قصد بر این بود که یادداشت‌ها و اندیشه‌هایی در باب ماهیّتِ سنّت و ثروتِ واقعی ملت و میهنمان تحریر نماید و نکاتی در حاشیه مباحث دانشورانِ حکمت و تاریخ، دکتر داوری و دکتر رسول جعفریان بنویسد، اما گاهی پیش چشمِ ما وقایعی رخ می‌دهد که اهمیت آن را نمی‌توانیم انکار کنیم و به بعد واگذاریم.

ازجمله این که زندگی در شهرها و تنظیم مناسبات شهرنشینان نیازمند آموزش مداوم است. هیچ کس نمی‌تواند این حقیقت را انکار کند که امروزه رفت و آمد در تهران، چه با وسیله نقلیه شخصی و چه با وسایل نقلیه عمومی، به یک کلاف سردرگم و هزارتوی غریب بدل شده است.

تنها کسانی که نیازی به تردد درون شهری برای کار و معیشت ندارند، از این اقبال برخوردارند که حظّ و لذّتِ تماشای مناظر را در لحظه‌های آرامتر احساس کنند و هرگاه میل دارند برای تفنّن و تفرّج راهی میادین و خیابان‌های تهران شوند.

در روزهای اخیر که بارانی گاه تند و گاه ملایم بر کوچه‌ها و خیابانهای شهر فرو می‌ریخت و من راهی محل کار می‌شدم، هم بر وضع خود تاسف خوردم و هم به اندیشه فرو رفتم که مردم و به ویژه بانوان چقدر کار سختی دارند و راه دشواری را باید بپیمایند تا از خانه به محل کار و از محل کار به خانه بروند.‏

از ماجرای گرفتار شدن خودم در آب گرفتگی جدولی سرشار و در حال انفجار از زباله‌های کوچک و بزرگ می‌گذرم و از زانوی فرو رفته در لای و لجن و مشکلات دیگر نمی‌گویم زیرا به قول ظریفی از همکاران: سالی یک بار این بلاها بر ما رواست!

اما اندیشه کردم که بانوان؛ خواهران و دخترانِ برازنده و گرامی ما، حق دارند از این اوضاع شکایتها کنند یا اگر بتوانند به سوی خرید و بهره گیری از اتومبیل شخصی روی آورند. چرا؟

چون عبور از خیابان‌ها و بزرگراه‌های تهران، با وجود مزاحمت زبانی و گاه سماجت برخی بی ادبان و نااهلان؛ اعم از سواره و پیاده، راهی جز گریز و یا بعضاً ستیز باقی نمی‌گذارد. با انکار و نگفتن هم چیزی حل نمی‌شود!

کنار خیابان ایستادن برای تاکسی و وسیله نقلیه عمومی برای بانوان میانسال و جوان صبر ایوب می‌خواهد. سوار شدن به مسافرکش‌های شخصی هم یک مصیبت دیگر است. درد دل‌های نابه‌جا و نامربوط برخی رانندگان، سر صحبت باز کردن با عبارات ناهنجار و کنایات زننده، خودنمایی و آینه کاری برخی اتومبیل‌ها برای مزاحمت، نوارهای صوتی چندش‌آور و پخش صوت گوش‌خراش، و نهایتاً بی‌احترامی برای دریافت کرایه‌ای بیش و نپرداختن بقیه پول مسافر به بهانه‌های واهی…

نکاتی که گفتم البته ربطی به رانندگان شریف و غیرتمند و نجیب ندارد اما من به عنوان ناظر هر روزه خیابانها هشدار می‌دهم که به طرز فزاینده‌ای بر تعداد افراد بی‌مسئولیت و حتی هرزه‌درا اضافه شده است. اخیراً برخی از این‌ها یاد گرفته‌اند که علایم و نقوش وسایط عمومی را نصب کرده و اعتماد مردم را جلب می‌کنند. مثلا چند خط روی کاپوت می‌کشند یا سقفی تاکسی را از زیر صندلی درآورده و بالای سقف می‌گذارند تا اعتماد مشتریان جلب شود. اما باز هم آش همان آش و کاسه همان است که بود.‏

مردم غمگنانه می‌گویند طرح‌های بزرگ و دهان پرکن را نگه دارید تا هر وقت اجرا شد منت بگذارید و افتتاح کنید. اما به راستی چرا مترو نتوانست در تمام مناطق شهر گسترده شود؟ چرا تاکسی‌های رسمی و قانونمند با رانندگان توجیه شده و تعلیم یافته پیدا نمی‌شوند؟ چرا اتوبوس‌ها کم و کمتر شده اند؟

فقیران و مردمان متوسط الحال در این شهر متراکم و بی‌حدود چقدر تاوان بدهند؟ به چه کسانی…؟ آیا جرم کرده‌اند که راننده شخصی و ماشین شاسی بلند ندارند یا نمی‌توانند هر روز آژانس و تاکسی تلفنی بگیرند؟

هر اتفاق کوچک و بزرگی، حتی در حد یک نگاه یا حرف زننده به خانواده و بانوان شریف این کشور، بر عهده و بر ذمّه مدیران شهری و مسئولان این کشور است. کسانی که هنوز کاملاً نمی‌توانند زباله را با امکاناتِ مدرن و تجهیزات پیش رفته تفکیک کنند، طبعاً تمام شهر را به مکانی ناخوشایند برای زندگی تبدیل می‌کنند. والسلام ‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ