یادداشت
دام استعمارغربی
*محمد ترکمان
اگر یک نفر فاتح آسیایى سرمست غافل ( نادر شاه ) به این شهر

(‌دهلى‌) آمده‌، چند جواهر و سنگ برده، سایر فاتحین اروپائى سرمست و غافل به این مملکت ( هندوستان ) آمده‌، هر چه بود بردند و از آنجا نرفته و ماندند !

به مناسبت این روزها ” سفر نامه سفر دوم هندوستان ” پر نکته و ارزشمند مرحوم على اصغر حکمت از رجال فرهنگى و سیاسى کشور را مى خواندم‌.

‌بدون ورود در چند و چون مشى سیاسى آن مرحوم که فرصتى دیگر و اطلاعات افزونتر مى طلبد‌، دریغم آمد از استوارى سخنى که در زیر خواهد آمد‌، خوانندگان را برخوردار نسازم.

على اصغر حکمت همراه با هیاتى از ایران از جمله مرحوم استاد دکتر غلامحسین صدیقى در اواخر اسفند ۱۳۲۵ براى شرکت در ” کنفرانس ملل آسیایى ” و همچنین تجدید و تقویت روابط دیرینه با هند در آستانه استقلال ، عازم آن کشور مى شوند .

در چند جاى سفرنامه ، حکمت اشاره دارد که در باره ” تخت طاووس‌”

‌مطالبى گفته مى شود ، که به ترتیب عبارتند از :

۲۳اسفند ۱۳۲۵

” …آن روز در مجلس مقننه ، یکى از وکلا به شوخى از دولت سئوال کرده است که تخت طاووس در کجاست ؟

مولانا( ابوالکلام) أزاد جواب داده که در این باب سعى و اقدام خواهیم کرد ، ولى نمى دانیم تخت در کجاست ؟

وکیل مزبور جواب داده است که شنیده ایم آن تخت در ایران است …”.

ص ۴۹۵

۹فروردین ۱۳۲۶

” عصر ساعت شش در قلعه شاه جهان ( قلعه سرخ ) دهلى دعوت شده بود به چاى و شربت و نمایش رقص از طرف شاگردان مدرسه موسیقى هندوستان.

دکتر ویلر رئیس اداره باستانشناسى نطقى نمود و باز به تخت طاووس اشاره کرد.

۱۰فرورردین ۱۳۲۶

ساعت پنج و نیم ، جلسه خطابه از طرف شوراى امور جهانى هند ترتیب داده شده بود که اینجانب در موضوع ( نظرى کوتاه به روابط ایران و هند ) سخنرانى نمایم ، ولى متآسفانه بسیار بى ترتیب بود. ..

به هر حال ، رئیس الوزراء مدرس ، ریاست جلسه را نموده و قریب یک ساعت مجلس به طول انجامید.

حیف از آن مطالعات و تحقیقات و زحمات که در مجلس مهمى

ادا نشد.

.نکته مفید و مهمى که در ضمن نطق ، به مناسبت ایراد نمودم ، جوابى بود که به دکتر ویلر رئیس اداره تحقیقات و باستانشناسى دادم که در مهمانى دیشب در قلعه سرخ اشاره به تخت طاووس و نادر شاه نمود.

من امروز به مناسبت روابط جنگى بین دو مملکت گفتم که :

خیلى متأسفم دکتر ویلر یک افسانه که پایه و اساس تاریخى ندارد ، تکرار نمود . من خیلى میل داشتم به او بگویم اگر یک نفر فاتح آسیایى سرمست غافل به این شهر آمده ، چند جواهر و سنگ برده ، سایر فاتحین اروپایى سرمست و غافل به این مملکت آمده ، هر چه بود بردند و از آنجا نرفته و ماندند ، ولى دکتر ویلر باید بداند که با این حکایات افسانه بى سر و ته ما بین ما و برادران هندوستانى ما در این عصر که محتاج به وحدت کلمه هستیم ، اختلافى ایجاد نخواهدشد”.

(ره آورد حکمت، بخش نخست ، به اهتمام دکتر سید محمد دبیرسیاقى ، انجمن آثار و مفاخر فرهنگى، ۱۳۷۹، ص۵۲۷)

باید به مرحوم حکمت درود فرستاد‌که افزون بر دفاع از ایران و افسانه خواندن ادعاى دکتر ویلر ، ماهیت استعمار غربى را نیز آشکار مى سازد و مانع از اختلاف افکنى میان دو همسایه و تمدن کهنسال آسیایى مى شود.

امید آنکه ما نیز بیاموزیم و خود را در دامى که آنان زیر عنوان اختلافات قومى ، زبانى ، دینى و مذهبى و …در این قسمت از جهان گسترده اند ، سقوط نکنیم !

————-

* از آنجا که مرحوم حکمت مى نویسد:

«دکتر ویلر …باز به تخت طاووس اشاره کرد‌» روشن می‌شود که ویلر نامبرده در مجلسى پیش از ۹ فروردین ۱۳۲۶‌، در حضور هیئت ایرانى سخنى در این‌باره عنوان کرده بوده است‌. بطور قطع و یقین می‌توان گفت‌، مجلس مزبور‌، همان نشست اول فروردین بوده است که در آن ربط ، نویسنده سفرنامه‌، چنین مى نگارد:

«‌امروز روز اول سال نو است…

ساعت شش مؤسسه آثار و صنایع عتیقه هندوستان ما را به تماشاى اکسپوزیسیون ، نمایشگاه صنایع و آثار آسیائى دعوت کرده بودند.

دکتر ویلر رئیس موزه و اداره باستانشناسى هندوستان این نمایشگاه را فراهم ساخته بود و از تمام نمایندگان ( کنفرانس ملل آسیائى ) و اشخاص مختلف دعوت کرده بود.

پاندیت نهرو و ابوالکلام أزاد نیز حضور داشتند …» ص ۵۱۲

Email this page

نسخه مناسب چاپ