کوتاه و گویا
در رثای سیّد الوعاظ والذّاکرین حاج سیدقاسم شجاعی رحمة‌الله‌علیه
محمدجواد حجتی کرمانی
 

… گفته‌اند یکی از جنبه‌های منفی عمر ـ اگر به درازا بکشد ـ از دست دادن دوستان و رفقا و آشنایانی است که شخص به نحوی به آنها دل داده یا با آنها همفکری و همکاری داشته و یا خاطره‌ای دور یا نزدیک از آنها دارد…

مرحوم مبرور حاج سیدقاسم شجاعی که چندی پیش، در ایام بیماری‌شان، یادی از ایشان کردم یکی از این یاران است که من اکنون بر خود فرض دیدم که در رثای ایشان چند کلمه‌ای بنویسم تا شاید جبران عدم توفیق در شرکت در مراسم عزاداری ایشان شده‌ باشد.

من در یادداشت قبل هم از ایام زندان ـ که با هم بودیم و با هم محاکمه شدیم ـ‌ یاد کردم و هم از نوحه‌خوانی و سینه‌زنی دسته‌جمعی حاضران عزادار بر سر جنازه در حال تغسیل برادرم مرحوم علی‌آقا حجتی هم‌آهنگ با مرحوم شجاعی… اکنون که ایشان به رحمت الهی رفته‌ است، از خداوند متعال مسئلت دارم که او را با اجداد طاهرینش محشور فرماید که در زندگی به ساحت آن بزرگواران اخلاص می‌ورزید و با وعظ و روضه‌خوانی و نوحه‌سرائی خود، دل بسیاری را با خاندان عصمت و طهارت(ع) آشنا می‌کرد.

من مرحوم شجاعی را «سید الوعاظ والذاکرین» نامیدم زیرا هرچند وجه غالب ایشان در «ذاکری» بود اما در «وعظ» هم دستی داشت و به‌خصوص که تحت تربیت و تأثیر مرحوم آقای فلسفی که سالهای سال از او به عنوان «واعظ شهیر» یاد می‌شد، در وعظ و خطابه، شیوة آهنگ سخن مرحوم فلسفی را داشت و من نمی‌دانم آیا در میان منبریها و وعاظ کنونی، کسی هست که شیوة سخنرانی مرحوم فلسفی را با خصوصیات ویژة آن خطیب کم‌نظیر ـ یا بی‌نظیر ـ‌ زنده نگهداشته باشد… که چنین باد…

حقیر، در گذشت این ارادتمند مخلص امام حسین(ع) و خاندان عصمت و طهارت(ع) را در این ایام که در آستانه فرارسیدن اربعین حسینی(ع) هستیم به عموم بازماندگان محترم و جامعه وعاظ تهران و همه دوستان و همکاران و همه حسینیه‌ها و تکیه‌ها و محافل عزاداری تسلیت می‌گویم…

Email this page

نسخه مناسب چاپ