تهدید آمریکا؛ تاکتیک سعودی برای فرار از فشار
 

رژیم سعودی که قریب چند هفته اخیر را به خاطر پرونده ناپدید شدن جمال خاشقچی تحت فشار بی سابقه حتی از سوی همپیمانان خود قرار گرفته، با روی آوردن به تهدیدات بدون پشتوانه علیه آمریکا از یک سو و ژست گرایش به سوی ایران و روسیه از دیگر سو، در تلاش برای فرار از مشکل است.

رسانه‌های خبری، چند روز اخیر را در حالی گذراندند که دو مطلب از سوی دو رسانه عربستان به فاصله کمی از یکدیگر از تاکتیک جدید سعودی‌ها حکایت کرد. در خبر اول یک مقام سعودی در گفت و گو با خبرگزاری رسمی این کشور بدون نام بردن از آمریکا، واشنگتن را تهدید کرد که در صورت اعمال تحریم‌ها علیه ریاض، عربستان هم مقابله به مثل خواهد کرد.

ساعاتی بعد «ترکی الدخیل» روزنامه نگاری که به دلیل نزدیکی به محمد بن سلمان به عنوان مدیر شبکه خبری «العربیه» منصوب شده، در مطلبی خیلی روشن و به صراحت آمریکا را خطاب قرار داد و این کشور را تهدید کرد که در صورت اعمال تحریم علیه عربستان، نفت به بشکه‌ای ۲۰۰ دلار خواهد رسید و رژیم سعودی با تغییر در سیاست خارجی خود زمینه نزدیکی به کشورهایی مثل روسیه ، چین و ایران را فراهم خواهد کرد و حتی به مسکو اجازه دایر کردن پایگاه نظامی را در تبوک که نزدیک به مربع کانون بحران در خاورمیانه است، خواهد داد. این دو موضع در پاسخ به سخنان دونالد ترامپ رییس جمهوری آمریکا بیان شد که روز شنبه ریاض را تهدید و اعلام کرد: اگر سعودی‌ها پشت این قضیه (ربوده شدن خاشقچی) باشند، مجازات سختی علیه آنها در نظر خواهیم گرفت. در خصوص موضع جدید رژیم سعودی که از زبان رییس العربیه بیان شده توجه به چند نکته لازم است:

۱-تهدید آمریکا توسط کسانی در عربستان صورت گرفته که در عین نزدیکی به رژیم سعودی، مقام مسئول در این کشور محسوب نمی‌شوند که سخنان آنان را مواضع دولت بنامیم . بنابر این مقامات سعودی می توانند ضمن اینکه حرف خود را از زبان این افراد بیان کنند، در عین حال هر زمان تشخیص دهند، می‌توانند با سخنان یک مقام بالاتر این مواضع را نقض و از آن عقب‌نشینی کنند، چنانکه ساعاتی بعد از موضع رییس العربیه، یک مقام در سفارت عربستان در واشنگتن گفت که سخنان الدخیل درباره نزدیکی به ایران به معنای مواضع رسمی دولت سعودی نیست.

۲-تهدیدهای اعلام شده علیه آمریکا از آن روی بدون پشتوانه و تاکتیکی به نظر می آید که سعودی‌ها پیشتر نشان داده‌اند حتی در مقابل توهین به بالاترین مقام سیاسی این کشور هم راضی به ناراحت کردن ترامپ و دولتمردان آمریکا نیستند. نمونه آن تحقیرهایی است که طی هفته‌های اخیر رییس جمهوری آمریکا علیه ملک سلمان بر زبان رانده، اما ولیعهد سعودی در موضعی عجیب آنرا نشانه دوستی میان دو کشور خوانده است. مواضع بن سلمان به روشنی نشان داد که حتی برای بلندپایه‌ترین مقام سعودی وابستگی و سرسپردگی به کاخ سفید مسئله‌ای عادی و پذیرفته شده است، چون ترامپ به صراحت به شاه سعودی گفته است که بدون واشنگتن سرنوشت ریاض معلوم نیست .

به طور کلی بنیان پادشاهی سعودی بر وابستگی و تکیه بر حمایت خارجی از سوی واشنگتن است و این وابستگی از زمان اعلام حمایت تاریخی «فرانکلین روزولت» از «عبدالعزیر سعودی»، شاه وقت عربستان در فوریه ۱۹۴۵ که بر روی ناو هواپیمابر «یو اس اس کوئین» بعد از «کنفرانس یالتا» انجام شد تا به امروز ادامه دارد و از آن زمان نه عبدالعزیر و نه هیچکدام از فرزندانش که هرکدام به ترتیب بر جای پدر تکیه زدند، هیچ‌گاه رویکردی مستقل از واشنگتن را در سیاست خارجی خود دنبال نکرده و به نظر هم نمی‌رسد که در آینده نیز دنبال کنند. وزیر خارجه عربستان در جریان تنش در روابط با کانادا بر سر انتقاد حقوق بشری اوتاوا از ریاض، اعلام کرد که کشورش جمهوری موزفروش نیست که بخواهد مطیع دیگران باشد، اما برخلاف این ادعا ، حقیقت آن است که هیچ نشانه‌ای در دست نیست که بتواند ادعای وزیرخارجه جوان سعودی را در ارتباط با استقلال عربستان ثابت کند.

۳-دولت عربستان از تاکتیک فرار به جلو یک بار دیگر استفاده کرده است . ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ میلادی زمانی که مسجل شد ۱۵ نفر از عاملین اجرای حمله به برج‌های دو قلوی آمریکا از اتباع سعودی هستند. مقامات و رسانه‌های آمریکایی فشار زیادی را علیه دولت وقت عربستان آغاز کردند و حتی صحبت از بمباران شهرهای مهم این کشور و تقسیم به بخش‌های مجزا شد.

رژیم سعودی که در آن زمان به دلیل بیماری فهد بن عبدالعزیز عملا توسط ولیعهد او یعنی عبدالله بن عبدالعزیز اداره می شد، تاکتیک نزدیکی به کشورهای همسایه و بعضا مخالف با سیاست‌های آمریکا در منطقه را اتخاذ کرد و در رسانه‌های این کشور نوشته شد، رییس ستاد ارتش سعودی به پایتخت یکی از کشورهای مهم منطقه سفر خواهد کرد. اگرچه این رویکرد تا حدودی دستاوردهایی هم برای ریاض داشت و عده‌ای گمان کردند که دست دوستی سعودی‌ها واقعی است، اما در نهایت با فروکش کردن روزهای پرالتهاب اولیه و هزینه‌هایی که سعودی‌ها برای لابی‌گری پرداختند‌، اوضاع به حالت عادی باز گشت.البته شکل گیری القاعده در شبکه جزیره عربستان و حملات متعددی که در ریاض و سایر شهرهای این کشور انجام داد هم به داد سعودی‌ها رسید تا آنان ادعا کنند که این کشور هم درگیری مبارزه با گروههای افراطی و تروریستی است.حال رژیم سعودی بعد از گذشت سالها در صدد آزمودن این تاکتیک نخ نماست تا شاید بتواند با خرید زمان، خود را از زیر فشارهای موجود برهاند با این تفاوت که عملکرد سعودی‌ها طی سالهای اخیر به ویژه در زمینه مسایل مهم منطقه‌ای و بین المللی از جمله بحران سوریه، اوضاع عراق، مناسبات سیاسی در لبنان، برنامه هسته ای ایران و تحریم‌ها آمریکا به قدری خصمانه بوده که به نظر نمی رسد راهی برای حمایت از خود از سوی کشورهای منطقه باقی گذاشته باشد.

۴- یکی از روش‌های دیگری که رژیم سعودی در تاکتیک جدید خود به اصطلاح علیه آمریکا اعلام کرده نزدیک شدن به روسیه و حتی اجازه دایر کردن پایگاه نظامی به این کشور در تبوک ( شمالغرب سعودی) منطقه مشرف بر کانون بحران خاورمیانه یعنی عراق ، سوریه، لبنان و سرزمینهای اشغالی است.مقامات سعودی با اشاره تلویحی به درخواست خرید سامانه موشکی «اس – ۴۰۰ » و مخالفت آمریکا با آن، تهدید کرده‌اند که در صورت تحریم، سلاحهای روسی را جایگزین خریدهای هنگفت تسلیحاتی از آمریکا خواهند کرد. اگرچه ریاض بارها بر نزدیکی با مسکو تاکید داشته و در مواردی از جمله بالا بردن تولید نفت برای کاهش قیمت جهانی آن هم این نزدیکی را آزموده است، اما سعودی‌ها همچنان نگران افزایش همراهی کشورهای منطقه با ایران و همچنین رفتار روس‌ها با مسلمانان در مناطق مرزی خود هستند. ولادیمیر پوتین نیز اگرچه از سرمایه گذاری سعودی‌ها در کشورش خشنود است، اما این همکاریهای اقتصادی تا به آن اندازه مهم نیست که روسیه را مجاب کند تا سیاستهایش را تغییر دهد. به نظر می رسد بحران سوریه که از سال ۲۰۱۱ میلادی آغاز شده است، هرگونه پیشرفت واقعی در روابط میان دو کشور را متوقف کرد و ریاض و مسکو در دو جبهه متفاوت، مقابل یکدیگر قرار گرفتند .بنابراین با توجه به سابقه طولانی تنش و عدم اعتماد میان روسیه و عربستان ، صحبت درباره تغییرات اساسی در روابط میان دو کشور خیلی زود به نظر می رسد.

۵-رژیم سعودی نزدیکی به جنبش‌های حماس و حزب الله لبنان را هم به عنوان یکی دیگر از تهدیداتی عنوان کرده که در صورت اعمال تحریم‌ها به آن‌ها متوسل خواهد شد. اگر چه در عالم سیاست دوست و دشمن دایمی وجود ندارد، اما زخم‌هایی که جنبش‌های آزادی بخش فلسطین از عربستان به ویژه در سالهای اخیر و بالاخص در مورد طرح سازش دیده‌اند، به حدی وسیع است که التیام آنها صرفا با سخن بدون عمل ممکن نیست.رژیم سعودی که این روزها به عنوان دلال داماد ترامپ در صدد جا انداختن طرح ضد فلسطینی «معامله قرن» است، به حدی از مردم فلسطین فاصله گرفته که پر کردن این فاصله نیازمند گذشت دهه‌ها زمان است. در خصوص جنبش حزب‌الله لبنان هم رژیم سعودی سالهاست که این جنبش را مزاحم اصلی زیاده خواهی‌های رژیم صهیونیستی در منطقه می داند و از هر کاری حتی گنجاندن نام آن در میان فهرست گروه‌های تروریستی هم فروگذار نکرده است.

به نظر می رسد سعودی‌ها که اکنون میان «پتک» افکار عمومی و «سندان» وجدان بیدار کشورهای جهان در خصوص سرنوشت خاشقچی روزنامه نگار ناراضی این کشور قرار گرفته، راهی جز تن دادن به حقیقت ندارد چرا که هر چقدر زمان بیشتری از این ماجرا بگذرد، امکان فرار از آن و جلب حمایت دیگران به همان میزان دشوارتر خواهد شد.

بن سلمان از مخمصه قتل خاشقجی چگونه خارج می‌شود؟

اوایل ۲۰۱۶، وقتی که محمد بن سلمان، جانشین ولیعهد عربستان بود و دونالد ترامپ یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری آمریکا، بن سلمان ۳۰ساله مقام‌های ارشد انگلیسی را به ریاض فراخواند تا با او دیدار کنند. به گفته دو تن از مقام‌های انگلیسی حاضر در آن روز، بن سلمان یک چیز در سر داشت؛ چگونه باید با ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه معامله کرد. به گزارش ایسنا، روزنامه آبزرور می‌نویسد: «نقش رئیس جمهوری روسیه در خاورمیانه به ناگاه بسط یافت و جای پایش در سراسر اروپا و آمریکا به سرعت رشد کرد. شاهزاده جوان سعودی درباره آنچه که پوتین انجام می‌داد، بسیار کنجکاو به نظر می‌رسید: الحاق، ایجاد ترس و ارعاب، انحراف و انکار حقایق عینی. اما سوالی که شاهزاده جوان سعودی به آن بازگشت، این بود: «چگونه این کارها را می‌کند؟» یکی از مقام‌های انگلیسی به آبزرور گفت: او مجذوب پوتین شده بود. به نظر می‌رسید محمد بن سلمان، پوتین را می‌ستود. او آنچه را که پوتین انجام می‌داد، دوست داشت. دو سال بعد، محمد بن سلمان با بحرانی روبه‌رو شده که شبیه دیگر موارد رخ داده در طول زندگی این قدرتمندترین سی و چند ساله جهان نیست. او به صدور دستور قتل وحشیانه یکی از منتقدان با نفوذ و برجسته دولت ریاض در خاک یک کشور خارجی متهم شده است. این رخدادها، آنچنان که از سوی مقام‌های ترکیه توصیف شده، گیج کننده هستند و باعث شده‌اند تا اعتماد به محمد بن سلمان حتی در میان نزدیک‌ترین متحدانش که تا همین اواخر حامیان قاطع برنامه‌های اصلاحی او بودند، به شدت متزلزل شود. مقام‌های ارشد و اطلاعاتی ترکیه تاکید دارند که جمال خاشقجی، روزنامه‌نگار منتقد دولت عربستان در داخل کنسولگری عربستان در استانبول توسط گروهی ۱۵نفره که همان روز از ریاض وارد استانبول شدند کشته و سپس جسدش مثله شد.از آن زمان، مقام‌ها یکسری اسنادی را منتشر کرده‌اند که شامل اسامی آن ۱۵نفر سعودی که همگی به دستگاه امنیت دولت عربستان متصل هستند،‌ فیلم ورود خاشقجی به کنسولگری در دوم اکتبر و همچنین شماره پروازهای ورودی و خروجی جت‌های خصوصی آن ۱۵نفر می‌شود. این جت‌ها از سوی یک شرکت در ریاض اجاره شده بود که به صورت روتین هواپیماهایی را برای دولت عربستان اجاره می‌کند. مقام‌های اطلاعاتی ترکیه به همتایان خود در سیا گفته‌اند که آنها پیام صوتی ضبط شده و فیلمی را از لحظه کشته شدن خاشقجی دارند. آنها گفته‌اند که لحظات پایانی زندگی این روزنامه نگار توسط یک ساعت اپل که او به دست داشت و سپس به آیفون نامزدش که خارج از کنسولگری منتظرش بود، منتقل شده است. این تردید هم در حوزه‌های اطلاعاتی غربی وجود دارد که ترک‌ها در داخل کنسولگری شنود کار گذاشته‌ باشند. خاشقجی از زمان ورودش به داخل ساختمان دیده نشد و ریاض نمی‌توانسته شواهدی را در حمایت از ادعایش مطرح کند که این روزنامه‌نگار چون مردی آزاد پس از نهایی کردن اوراق طلاقش از کنسولگری خارج شده است. و حالا عربستان با وجود رویارویی با این شواهد، آنها را شدیدا انکار می‌کند. آنها می‌گویند که این یک توطئه از سوی قطر، دشمنی منطقه‌ای، است که از سوی متحدانش در آنکارا حمایت می‌شود. شبکه تلویزیونی العربیه پرونده سالزبری را پیش کشیده و مدعی می‌شود آن ۱۵شهروند سعودی در قالب توریست‌هایی ظرف چند ساعت وارد استانبول و از آن خارج شدند – دقیقا شبیه به قاتلان روس که به مسموم کردن جاسوس دو جانبه سابق روس و دخترش متهم شدند.حالا ترامپ که در حال وارد شدن به سومین سالی است بر مسند ریاست جمهوری آمریکا تکیه زده و مردی را که در غرب با MbS (محمد بن سلمان) نامیده می‌شود در آغوش کشیده، مجبور است حین مطرح کردن چنان اتهاماتی علیه عربستان، بر خلاف کاراکترش لحنی هشدار آمیز به خود بگیرد و بگوید اگر خاشقجی واقعا در کنسولگری کشته شده باشد، عربستان با مجازات سختی رو به رو خواهد بود. عربستان به دلیل داشتن صدایی قوی در منطقه علیه ایران در مرکز توجهات سیاست خارجی ترامپ قرار دارد و رئیس جمهوری آمریکا اتهامات علیه ریاض را بیشتر یک اسباب زحمت می‌داند تا یک تغییر دهنده بازی. اخیرا نیز، جان بولتون، مشاور امنیت ملی آمریکا به ادعاهای مربوط به توطئه علیه عربستان دامن زده و گفت که آنکارا و ریاض مدت‌هاست که رقیب هستند و شاید نوعی «عملیات» رخ داده باشد. روابط خانواده ترامپ با محمد بن سلمان فراتر از دیدگاه مشترک دو طرف درباره ایران است. جارد کوشنر، داماد ترامپ روابط شخصی و گرمی با شاهزاده سعودی دارد و مایک پامپئو، وزیر امور خارجه آمریکا نیز ده‌ها ساعت با شاهزاده عرب در دیوان یا همان چادر صحرایی وقت گذرانی کرده و حتی برای آخر هفته‌ها در آن، جاخوش کرده است. مقام‌های اروپایی در ریاض و جاهای دیگر در منطقه خاورمیانه می‌گویند که محمد بن سلمان غرق این حقیقت شده که ترامپ برخلاف سایر رهبران آمریکای مدرن، تبدیل کردن نگرانی‌های حقوق بشری به قطب سیاست خارجی خود را رد کرده و با آغوش باز، از حامیان استبداد پذیراست. ترامپ به تکرار مدعی است که آمریکا دیگر نظم جهانی را اعمال نمی‌کند، مگر درباره ایران و به شدت به دنبال کاهش فشارها بر سایر کشورهایی است که دولت‌های قبل مدعی بودند ناقض حقوق بشر و کشورداری هستند.یکی از سفرای غربی مستقر در ریاض می‌گوید: نتیجه آن چیزی جز خلاء در رهبری جهانی و جسور کردن رهبرانی نبوده که شاید می‌شد رفتار آنها را تعدیل کرد.او ادامه می‌دهد: رابطه‌ها مجددا معنا شده‌اند. مردم می‌دانند که دیگر محدودیتی نیست. اگر مورد مطالعاتی درباره خاورمیانه جدید وجود داشته باشد، همین مورد است. همه جا معافیت و مصونیت از مجازات موج می‌زند.در داخل پادشاهی عربستان، جایی که سرکوب مخالفان باعث شده تا جامعه تمایلی به صحبت‌های آزادانه و علنی نداشته باشد،‌ این باور گسترده وجود دارد که ناپدید شدن خاشقجی توطئه‌ای از سوی دشمنان است. با این حال برخی از مقام‌های سابق امنیتی بر این باورند که شاید این ضربه‌ای بر پیکره دولت جدید باشد.

یکی از همین مشاوران می‌گوید: تنظیمات مجدد سرویس اطلاعات ملی عربستان که به صورت مستقیم به محمد بن سلمان گزارش می‌دهد، یک فاجعه است. این به یک ابزار سیاسی برای «دیوان» تبدیل شده است که در مقیاسی که من تا به حال در دوران مدرن شاهدش نبودم، هرگونه پاسخگویی را حذف و به سوءاستفاده از قدرت ترغیب می‌کند. اینجا یک تنزل گسترده به سوی حمایت از خودکامگی و استبداد وجود دارد. مقیاس و سرعت سرکوب، نطفه جامعه مدنی و هرگونه گفتمان را از بین می‌برد. در حقیقت، هیچ محدودیتی برای برخورد با حتی اختلاف‌ عقیده‌های مودبانه هم وجود ندارد چه برسد به دشمنی. در حالیکه شواهد ترکیه علیه عربستان در پرونده خاشقجی به شدت عیان است، آنکارا و ریاض برای یافتن راهی به منظور خروج از این بحران که به نظر ابعاد بی پایانی دارد، به سمت واشنگتن گرایش یافته‌اند. ترکیه روز جمعه با بررسی مشترک با همکاری ریاض درباره پرونده خاشقجی موافقت کرد؛ توافقی که با واسطه‌گری مقام‌های ارشد صورت گرفت و براساس آن، قدرت سیاست ممکن است بر حقیقت ناپدید شدن خاشقجی تسلط یابد. ترکیه نیازی به کمک تحقیقاتی برای یافتن سرنوشت این روزنامه‌نگار ندارد. ابزار شنود و تصاویر دوربین‌ها، که هنوز البته منتشر نشده،‌ شواهدی را ارائه می‌کند. این مساله به پوشش سیاسی برای هدایت مشکلی نیاز دارد که ممکن است ملاحظات تجاری و سرمایه گذاری چشمگیری در بر داشته باشد. ریاض با ضربه‌ای به مراتب قریب‌الوقوع‌تر در دستورکار تجاری خود روبروست، چون ۲۳ اکتبر امسال در کنفرانس اقتصادی خود با خطر بایکوت رسانه‌ای و کمپانی‌های بزرگ جهانی در اعتراض به وضعیت پرونده خاشقجی مواجه شده است.

یکی از مقام‌های انگلیس در نشست ۲۰۱۶با ولیعهد عربستان می‌گوید: آنها شاید دیر متوجه نقاط ضعف این مساله شده‌اند. او (بن سلمان) متوجه شده که آن قدرت فوق‌العاده‌ای را که در داخل دارد، در خارج ندارد. حتی در ترکیه هم قوانینی هست. پوتین نیز در انگلیس متوجه چنین وضعیتی شده است. اگر این فرد بتواند از این مخمصه نجات یابد، مدیون آنکارا و ترکیه بابت مطلع کردن همگان از این حقیقت تکان دهنده می‌شود.

Email this page

نسخه مناسب چاپ