یادداشت
کرماشان مجد عظمت تاریخ ایران
رشید مظفری سردشتی
 

در لابلای تاریخ پر فراز و نشیب ایران شهر کرماشان مجد عظمت سرزمینی ایران باستان در گرامیداشت استاد مسعود‌گلزاری در روز شنبه ۲۱ مهر در بنای سازمان میراث و آثار باستانی در تهران که یکی از پربارترین بزرگ‌داشت چندین ساله می‌توان بود گوشه‌های بسیار مبهم تاریخ ایران را در چند ساعتی که مراسم برگزار شد بطور بارز و روشن بیان داشت در این مراسم بیش از ۱۰ تن از استادان باسابقه میراث‌باستانی که عمری را در جای‌جای این سرزمین به تلاش و تکاپو پرداخته از زحمات بیش از حد استاد گلزاری بطور شایان تجلیل کردند و ایشان را اسطوره‌ای نستوه از تاریخ باستانی ایران دانستند.

در پویائی کلام استاد گلزاری مراتب شایان توجهی به چشم می‌‌خورد از آن جمله که گفت سالها در شهر کرماشان سرگرم شناخت سرزمینهای کهن ایران در غرب کشور بودم و قدم به قدم ،سنگ به سنگ و خشت به خشت این نواحی را از منتهی الیه جنوبی ایلام تا شمالی‌ترین نقطه در شهرستان ماکو واقع در آذربایجان‌غربی پیمودم تا آنگاه، کتاب ده هزار صفحه‌ای تاریخ کردستان را بوجود آوردم که قسمتی از کتاب کرماشان در سازمان آثار و مفاخر ایران در تهران به چاپ رسید و در حال حاضر نیز بیش از یکصد هزار فیش آثار باستانی و بیست هزار فیش کتابخانه‌ای در آرشیو دارم که امیدوارم عمر من کفاف دهد تا تماماً را به چاپ برسانم.

وی در قسمت دیگری از گفتارش اضافه کرد کرمانشاهان نام اصلی آن کرماشان است و در سراسر مناطق غرب کشور و غیره کرماشان گفته می‌شود.

کرماشان اسم خاص و یگانه است در حالیکه کرمانشاهان یک اسم ترکیبی اعم از کرماشان و شاهان است و اسم مرکب است با توجه به منابع تاریخی قبل از اسلام یکی از شاهزاده‌های ایرانی بنام فرهاد چهارم ملقب به کرمانشاهان بوده که در کتاب خدای‌نامه که توسط

ابن مقنع به عربی ترجمه شده و بیهقی نیز در کتابش به آن اشاره‌ای دارد صرفنظر از این گفتار، واژه شاه گاهی بصورت پیشوند و یا پسوند بکار گرفته شده و در پس یا پیش از نام اشخاص قید گردیده مانند شاه عباس صفوی و یا احمد شاه قاجار و نام بعضی از عرفا و شیوخ چون سلطان علیشاه و مجذوب علیشاه و شاه‌صفی و یا القاب خانوادگی مانند گیلان‌شاه و بسیار دیگر…

به هر تقدیر آنچه گفته شد با قسمتهایی از بیانات استاد گلزاری با کوله‌باری از اندیشه و تجارب باستان‌شناسی و پژوهش‌های واقع‌بینانه و فرهیختگی اضافه مینمایم اگر امروز باستان‌شناس معروف آلمانی بنام ارنست امیل هرتفسلد (۱۸۷۹ ـ ۱۹۴۸) که سالهای زیادی بکار تحقیق باستان‌شناسی در قسمت‌هایی از خاورمیانه و ایران اشتغال داشته قطعاً استاد گلزاری را جانشین خلف خود سجاب می‌آورد و به وجودش مباهات می کرد.

در پایان سخنرانی استاد که گفت من از جنوبی‌ترین نقطه کردستان در ایلام و تا شمالی‌ترین نقطه در شهر ماکو واقع در استان آذربایجان‌‌غربی و غرب دریاچه اورمیه گام بگام، سنگ به سنگ و خشت به خشت طی کرده و تحقیق و پژوهش کردم و خرسندم که کارم را در حد کمال انجام داده‌ام لذا با توجه به چنین تلاش و کوششی که گذاشته‌ام احساس می‌کنم از هر کُردی کرد ترم و کاری را که کرده‌ام تا بحال هیچ کُردی در کردستان انجام نداده است به همین علت خود را کُردتر از آنان می دانم .

در پایان اضافه می نمایم که جناب استاد گلزاری دوران تحصیل ابتدائی را در شهرستان مرزی سردشت به پایان برده و نظر به اینکه پدرش جناب سرهنگ گلزاری سالها در شهر سردشت مرزبان بوده و به تبع آن استاد مسعود گلزاری نیز سالهای مدرسه ابتدائی در شهر سردشت بود و هنوز هم کلاسهای زیادی که در سنین بالا هستند در قید حیات‌اند و یاد و خاطره‌اش همراه خانواده سرهنگ گلزاری را گرامی می‌دارند.

سپاس استاد گلزاری

من امروز در کویر بی حاصلی ، دستانم جز خوشه های عشق و تمنای وصال دوستان دیرینه سالم چیزی برای پیشکش کردن ندارم .

در ره عشق که از سیل بلا نیست گذار

کرده ام خاطر خود را به تمنای تو خوش

سپاس خود رابه پای همه بزرگوارانی که برای بزرگداشت من گرد آمده بودند نثار می کنم : چه آن چهره های درخشان و استادان

گران سنگ دانشگاههای کشور و چه آن نور چشمانی که زمانی دانشجو بودند و اکنون خود به جایگاههای والای علمی و اجتماعی دست یافته اند . آنان از سرتاسر کشور و از هر قوم و نژاد گرد آمده بودند تا بر پهنه قلب خسته ام دست مهرو محبت نهند .

آمده بودند تا به من درس خودشناسی بیاموزند.

آمده بودند تا با حضور خجسته خود این نشست را برای من شکوه و ارج بخشند .

آمده بودند تا با دمسازی و همدلی خود پشت گرمم سازند و من دریابم که :

ز روی دوست چون گل مراد شکفت

حواله سر دشمن به سنگ خاره کنم

من از همه فرزانگان و فرهیختگانی که با تشریف فرمایی خود مرا سرافراز فرمودند و باغ جانم را تازه و سر سبز گردانییدند، سر منت و شکر فرود می آورم و برای آنان از حضرت دوست آرزوی

نیک بختی و تندرستی دارم و از زحمتی که بر خود هموار کردند پوزش می خواهم.

گر شکر شوم، شکر تو نتوانم گفت

ور عذر شوم، عذر تو نتوانم خواست

دو دیگر، سپاس ویژه دارم از جوان برومند آقای میثم کرمی بانی این بزرگداشت، و بزرگوارانی که با یاری خود، برگزار کننده این همایش به جرات، بی نظیر را تنها نگذاردند.

آقای میثم کرمی با تدبیری خردمندانه در انجام و اجرای این گردهمایی همت افزون گماشتند.

برای تمامی دست اندر کاران به ویژه ایشان ، آرزوی پیروزی از بارگاه حضرت دوست می نمایم.

یاد و خاطره این بزرگداشت و لطف و مهرنوازی دوستان گرامیم را هرگز فراموش نخواهم کرد.

کی به انداختن سنگ پیاپی در آب

ماه را می شود از حافظه آب گرفت

با امتنان بی پایان

Email this page

نسخه مناسب چاپ