یادداشت
در شرق چه خبر است؟
سیدمسعود رضوی
ربوده شدن مرزبانان ایرانی توسط گروه تروریستی مدّعی «جیش‌العدل» بودن، نشان می‌دهد که حفره‌های امنیتی در مرزهای طولانی و سوزان شرق میهنمان، تا چه اندازه حساس و نیازمند مراقبت است. این نوع اخبار در آن حدود و ثغور تازه نیست اما علاوه بر ویژگی‌های اقلیمی سیستان و بلوچستان و جنوب خراسان، حضور کشوری با خصوصیات پاکستان، برای نگرانی و تشدید تمهیدات امنیتی، سیاسی، اقتصادی و مرزبانی کافی است. با این همه، باید جوانب پیچیده‌ای را در موضوع و موضع مذکور مورد ملاحظه قرار داد.

سال‌هاست هشدارهای داخلی مبنی بر برخوردهای شدید نظامی ـ امنیتی از سوی برخی مسئولان و نمایندگان و نظامیان مرزبان شنیده می‌شود و عمق حساسیت آنان را نسبت به رخدادهای گاه و بیگاه در مرزهای شرق و جنوبشرقی نشان می‌دهد. اما مدیران و تحلیلگرانی که کلان‌نگر و آینده بین هستند، همیشه توضیح داده‌اند که مسألة شرق برای ما همانقدر که مشکل‌آفرین است، می‌تواند سودآور و مفید باشد. نعمت و نقمتی است که وابسته به موضع و عملکرد ما تحقق خواهد یافت!

یکی از نمایندگان مجلس خواستار موشکباران مواضع گروه جیش در عمق خاک کشور همسایه شده و با شبیه سازی حملات کردستان اقلیم و داعش در سوریه، «همانندپنداری» را به میان آورده است. چیزی که بیان آشکار آن از تریبون قوة مقنّنة جمهوری اسلامی ایران ممکن است حساسیت آفرین باشد و حتی هزینه‌هایی در بر داشته باشد!

کیفیت موضع‌گیریهای دیپلماتیک و سیاسی در کشور ما، سالیان سال است که نظم و قاعده‌ای ندارد. ظاهراً مسئول و متولی هم ندارد! هرکه، در هرجا حتی در رسانه‌ها و مطبوعات و به هر تصوّر و خیالی، وارد گود می‌شود و میدانداری می‌کند. این حرف‌ها هزینه دارد. گاه زیان‌های عظیم می‌زند. ولی متاسفانه امثال این مدعیات را هر روز از تریبونهای مختلف به غیر از وزارت خارجه می‌شنویم.

کشور طاقت تنش ندارد و ما که در خاورمیانه مشغول رقابتی بسیار دشوار و سرنوشت ساز با عربستان و ایادی‌اش هستیم و سختترین تحریم‌های تاریخ را از سوی دولت آمریکا در انگارة تک قطبی و زورگویانة ترامپ و کابینه اش از سر می‌گذرانیم، باید به نظم و انتظامی مطلوب‌تر در درون ملتزم شویم. الان دیگر ابتدای دوره کم تجربگی و بی‌تجربه‌گی‌‌ها نیست که خیل جمعیت و خطبای به خروش آمده، مدام شعار دهند و نگران عواقبش نباشند. در حال حاضر هر کژروی و خطایی ممکن است واپسین خطا در آن زمینه باشد و ما فرصت دیگری نیابیم. ممکن است هزینه‌ها بیش از توان ما بالا رود و ممکن است دوستان و متحدانمان به اردوی امتناع گرایان یا دشمنان رو کنند.

از این مقدمات عبور کنیم. آشنایان با مسایل منطقه و خبرگان وزارت خارجه به خوبی می‌دانند که «هند» و مواضع و مسایل این کشور در شمالغرب و کشمیر برای ما یک اهرم قدرتمند است. مسایل «افغانستان» و خط مرزی جنوب و منطقه حایل موسوم به دیورند، باید به مثابه جغرافیای یک استراتژی اقتصادی نیرومند تلقی شده و کریدورهای طراحی شده برای محاصره ایران را درهم بشکند. اینها الفبای سیاستگری و کارشان است و مسلماً بدان وقوف دارند.

اما کدام گوش شنوای دولتی و غیردولتی می‌تواند صدای سیستان و بلوچستان، صدای زاهدان، صدای چابهار، صدای امواج خروشان اقیانوس را در دریای عمان به گوش مسئولان برساند، که کویته پاکستان و دبی و ابوظبی در خلیج فارس نباید بندرگاه نهایی هزارها کشتی بزرگ و معبر اصلی برای جابه‌جایی کالاهای منطقه باشد.

نباید بندرهایی در حاشیه دریای عمان در جنوب ایران و کریدور‌های جاده‌ای و خط آهن مدرن از عمان به افغانستان، به عشق آباد، به باکو، به مرزهای شرق ترکیه، به اربیل و عراق برود و بازگردد. و این راه امن هزار برابر پرسودتر و ایمن‌تر باشد از نفت و آلایش بی پایانش، نزاع‌های منطقه‌ای و رنج و فقر نابسامانش، از فرات تا هرات، نیازمند بازنگری در استراتژی تعامل با همسایگان هستیم. کولبر کردستانی و صیاد بلوچستانی نباید نماد سرزمین باشد. آنان شایسته ترند از شیوخ جنوب خلیج فارس که پول و سود می‌روبند و به تحریم ما مدد می‌رسانند. ‏

خلاصه این که نابجا و تنش زا سخن نگوییم و زمینه‌های تنش در داخل و خارج را کاهش دهیم. تروریست‌ها اختلافات قومی و تنش‌های سیاسی را در کنار فقر و محرومیت منطقه‌ای فرصتی طلایی قلمداد می‌کنند. این فرصت را نباید بدانان داد. ‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ