هند و لزوم واقعگرایی در روابط با آمریکا
 

هند به دنبال موفقیت در کسب جایگاهی در بین پنج قدرت برتر اقتصادی جهان ، اکنون درصدد تثبیت حضور خود به عنوان یک ابرقدرت سیاسی است که لازمه این کار واقع‌نگری در تنظیم روابط به ویژه با آمریکا است.

وحیده دینداری در ایرنا نوشت: هند در سالهای اخیر با اجرای برنامه‌های اقتصادی جامع و مستمر خود را به جمع کشورهای قدرتمند اقتصادی جهان کشاند و به همین مناسبت خود را در قامت یک ابرقدرت سیاسی می بیند و سعی دارد با بازتعریف نقش خود در منطقه به مسائل سیاست جهانی نیز ورود پیدا کند. البته این رویه‌ای خلاف رسم سیاستمداران پیشین این کشور است که همواره سعی داشتند به حل مسایل داخلی بپردازند و معتقد بودند که منابع موجود این کشور را باید در درجه اول برای حل مشکلات بی‌شمار اقتصادی و اجتماعی آن صرف کرد. اما اکنون با تجربه رشد اقتصادی بی سابقه و پایدار، دولتمردان کنونی به دنبال یک صندلی برای خود در جایگاه قدرت‌های بزرگ جهانی هستند.قبل از فروپاشی شوروی هند که سردمدار جنبش غیرمتعهدها بود به سیاست‌های مسکو اقتدا می‌کرد و در بسیاری از مسایل بین‌المللی با آن همفکری می کرد. در سال‌های پس از فروپاشی که با ظهور نظم نوین جهانی مقارن بود، این کشور فرصتی پیدا کرد تا نفسی تازه کند و به دنبال بازتعریف خود در این ساختار جدید برود. اکنون دیگر شکی نیست که هند یک ابرقدرت در حال ظهور است. دهلی نو در سالهای اخیر بر این پندار بوده است که با تغییر محور همبستگی‌های سیاسی خود به سوی آمریکا و اسرائیل می تواند سریعتر خود را به باشگاه قدرتمندان جهان نزدیک کند اما سیاست اول آمریکای دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا که به خاطر اجرای آن، روسیه، ایران و چین را به عنوان سه مهره اساسی روابط خارجی هند تحت تحریم قرار داده، ضرورت بازنگری در سیاست خارجی دهلی نو را آشکار کرده است. همچنین مساله افغانستان به عنوان کشوری که مرکز توجه دو کشور مهم برای هند یعنی ایران و پاکستان و همچنین آمریکا است، بر پیچیدگی این مساله افزوده است.بسیاری از تحلیلگران هند به این نتیجه رسیده اند وقت آن است که دهلی نو با یک اقدام زیرکانه و متعادل به حفظ روابط خوب با ایران و روسیه ادامه دهد، به بهبود روابط با چین و پاکستان بیندیشد و همزمان آمریکا را راضی نگه دارد.

چین، رقیبی بزرگ که باید به دوست تبدیل شود

در حالی که مدتها روی گفتگوهای ۲+۲ بین وزرای خارجه و دفاع هند و آمریکا بسیار تبلیغ و تلاش شده بود آن را به رویدادی بسیار مهم که سرنوشت روابط هند با بسیاری از کشورهای جهان را مشخص خواهد معرفی کنند اما هند با هوشیاری و برای حفظ خود از توهم سلطه واشنگتن بر دهلی نو، دو تحول جالب در روابط خود با چین را مهندسی کرد. نخستین آنها، نشست بسیار گرم نخست وزیر نارندرا مودی با ژنرال وی فنگه وزیر دفاع چین، در ماه اوت (مرداد) بود که مودی با قدردانی از چین اعلام کرد اختلافات بین دو کشور با حساسیت و بلوغ که از صلح حاکم بر مرزهای چین و هند آشکار است، بازبینی خواهد شد. وی همچنین از همکاری روزافزون بین دو کشور، از جمله در زمینه مبادلات دفاع و نظامی، استقبال کرد. این سخنان نشان داد که پس از نشست مودی با شی جین پینگ در رهبر چین در سال گذشته، چین نیز دیگر تنش‌هایی مانند آنچه را سال گذشته در منطقه مرزی دوکلام اتفاق افتاد، نمی خواهد. ظاهرا هر دو پایتخت خطر قلدری‌های آمریکا را درک کرده و ترجیح داده اند برای تمرکز قوا فعلا از تنش‌های مزمن بین دو کشور چشم پوشی کنند .

اولین نتیجه ملموس این تفاهم نانوشته آن بود که بر خلاف گذشته که چین درباره احتمال وقوع سیل به هند اطلاع رسانی نکرده و باعث آوارگی سه میلیون نفر و مرگ ۱۳۰ نفر در سال گذشته در آسام شد، این بار در سال جاری اطلاعات خوبی در زمینه افزایش سطح رود براهماپوترا که در دو کشور جاری است ارائه داد. این امر هند را قادر ساخت به طور موثر به مقابله با سیل بپردازد. البته این همکاری‌های پراکنده با این حال خیلی ساده لوحانه خواهد بود اگر استنباط کنیم این تحولات هر گونه تغییری در تلاش‌های پکن برای تضعیف نفوذ دهلی نو در منطقه اقیانوس هند و یا حمایت اقتصادی، دیپلماتیک و نظامی خود از پاکستان و گروه‌های تروریستی مانند جیش‌المحمد را کاهش می دهد.

افغانستان ابزار جدید هند برای خودنمایی سیاسی

آمریکایی‌ها می گویند از خروج زود هنگام از افغانستان بدشان نمی آید؛ بنابراین نیروهای مسلح افغانستان امیدوارند برای مبارزه با چالش‌های طالبان تحت حمایت پاکستان همچنان مسلح، مجهز و تأمین مالی شوند. در این مسیر تعامل بیشتر با هند، مخصوصا با احزابی که به قانون اساسی افغانستان احترام می‌گذارند، برای کابل ضروری است. به دلایل مختلف، روسیه و چین اکنون با طالبان روابط دوستانه ای دارند. با این وجود، نه روس‌ها و نه چینی‌ها، گذشته از سوابق زیادی که در ناتوانی در درک افغانستان و مردمشان دارند ظاهرا امیدوارند که طالبان با آنها مماشات کند.

ایران، نقطه تنش با آمریکا

پس از آنکه دولت قبلی آمریکا به رهبری باراک اوباما تحریم‌های سازمان ملل را لغو کرد و ایران تبدیل به یک تامین کننده اصلی نفت شد، هند نیز اکنون در تلاش است خود را از تاثیر تحریم‌های اخیر دولت ترامپ بر خرید نفت از ایران برهاند. با تکرار مجدد تحریم‌ها علیه ایران توسط ترامپ، دهلی نو باید از تحریم‌های ترامپ بر واردات نفت از ایران از ماه نوامبر (آبان) تبعیت کند اما شواهد نشان از آن دارد که دولت هند می خواهد به آمریکا بفهماند که حاضر نیست بی چون چرا فرامین یک کشور خارجی را بپذیرد. هند می‌گوید که یک کشور مستقل است که دست مانند آمریکا تنها به منافع ملی خود می اندیشد.چین اعلام کرده از این تحریم‌ها تبعیت نمی کند؛ روسیه هم مخالف است و اتحادیه اروپا هم به دنبال راه حل می گردد اما هند به عنوان یک ابرقدرت نوپا هنوز موانع تجاری زیادی در پیش رو دارد و دارای نقایص تجاری زیادی است و نمی تواند با پرداختن از طریق مکانیسم‌های دوجانبه، مانند روسیه یا ایران، تجارت کند. بخصوص آن که توجه شود علاوه بر ایران، دو شریک تجاری بزرگ آن یعنی روسیه و چین تحت تحریم آمریکا قرار دارند و دهلی نو باید برای ادامه تجارت با آنها هم چاره ای بیندیشد.روزنامه ‘نیو ایندین اکسپرس′ در تحلیلی خاطرنشان کرد در حالی که تحریم‌های آمریکا احتمالا برای پروژه بندر چابهار هند در ایران اعمال نخواهد شد، اما پس از متقاعد کردن آمریکا به عدم مخالفت با پرداخت دلاری، دهلی باید در یک زمان معین خرید نفت خود از ایران را کاهش دهد.

سامانه موشکی روسیه، دلیل عصبانیت آمریکا

تجارت با ایران و روسیه و بدون انتقال دلار اکنون رو به پیشرفت است. اینها دو موضوع مهم هستند که اکنون بر روابط هند و آمریکا تأثیر می گذارد. اما از آن طرف هم حرکت آمریکا در اعمال تحریم‌های مربوط به خرید تسلیحات روسیه بر هند، با انگیزه آشکار فروش سلاح‌های خود به هند، نقطه اصطکاک دیگری بین دو کشور است. هند اگر از دریافت سامانه موشکی اس ۴۰۰ روسیه عقب بکشد وجهه بین المللی‌اش را از دست خواهد داد. از اقدامات پیشگیری کننده ای که هند می تواند در نظر بگیرد، تغییر در روابط با روسیه و شروع به ساخت سلاح‌های هندی است. اما ابتدا باید بررسی کند چگونه می تواند سلاح‌هایی مثل مسلسل و زیر دریایی را بومی‌سازی کند و این لازمه واردات بیشتر و پرداخت با روپیه است. همکاری نظامی بین هند و آمریکا در طول سفر پمپئو- متیس، با پیوند رسمی میان فرماندهی دریایی غربی هند و ناوگان پنجم آمریکا که در بحرین مستقر هست، تقویت شد. همکاری دریایی با این ناوگان بسیار مفید خواهد بود زیرا در حوادث تأثیرگذار در خلیج فارس ایمنی و امنیت بیش از شش میلیون هندی را تامین می کنند . علاوه بر این، توافقنامه ارتباطات و امنیت در طول مذاکرات اخیر امضا شده است که به هند اجازه دسترسی به اطلاعات با ارزش امنیتی را می دهد که آمریکایی‌ها می توانند ارائه دهند. آمریکا و هند نگرانی‌های خود را در مورد افزایش حضور چینی‌ها در غرب اقیانوس آرام و اقیانوس هند به اشتراک گذاشته اند. قوانین اخیر آمریکا، موسوم به کاتسا دولت آمریکا را قادر می سازد تحریم‌هایی را علیه کشورهایی که ‘معاملات قابل توجهی’ با صنایع تولید سلاح روسیه دارند، اعمال کند. این تحریم‌ها بر بانک‌های دارای معاملات دلار تاثیر می گذارند که تقریبا تمام بانک‌های اصلی هند را شامل میشود. در واقع می توان دید که دهلی نو به این نتیجه رسیده است که اگر از اقدامات متکبرانه و خودسرانه آمریکا جلوگیری نشود در بلندمدت ساختار و شاکله سیاست‌ها و همکاری‌های بین المللی دولت به هم خواهد ریخت.

این تحولات به هند اجازه تحرکات دیپلماتیک بیشتری برای توافق با آمریکای ترامپ می دهد، کسی که دوستان و دشمنانش را به یک اندازه می رنجاند. دولت ترامپ به طور یک جانبه بسیاری از تعهدات دوجانبه، منطقه ای و جهانی آمریکا را با سیاست ‘اول آمریکا’ مورد بازبینی قرار داد؛ دولتی که حتی متحدان بلند مدتش مثل کانادا، آلمان و ژاپن را رنجانده است. هند باید در برخورد با دولت ترامپ کاملا واقع بین باشد. تحلیلگران با اشاره به اینکه حتی قبل از آغاز گفت و گو با دهلی نو، ترامپ ادعایی علیه هند در سازمان تجارت جهانی مطرح کرده بود بر این نکته تاکید می کنند که آمریکا با اینکار چندین برنامه صادراتی این کشور را به چالش کشید. شاهد بی اعتنایی آمریکا به ابراز دوستی عمیق هند هم آن که از قضا گفت و گوهای اخیر بین دو کشور در دهلی نو زمانی اتفاق افتاد که آمریکا مالیات سنگینی بر صادرات فولاد هند وضع کرد.

اهمیت وِیژه چابهار در توسعه روابط اقتصادی کابل و دهلی نو

نقش و اهمیت بندر راهبردی چابهار ایران به قدری برای توسعه روابط تجاری افغانستان و هند زیاد است که به گفته تحلیلگران، این دو کشور حاضر نیستند تحت تاثیر تحریم‌های آمریکا از مزایای اقتصادی این بندر کنار بکشند.بر اساس نظر تحلیلگران اقتصادی، احداث و راه‌اندازی بندر بزرگ چابهار با تجهیزات و تاسیسات پیشرفته‌ای که در آن به خدمت گرفته شده است می‌تواند تحول ژئوپلیتکی عمیقی در منطقه ایجاد کند که علاوه بر ایران، هند و افغانستان، کشورهای منطقه به ویژه آسیای مرکزی نیز از آن نفع برده و در آینده زمینه ساز شکل‌گیری بازار آسیایی مشترکی می شود.در اهمیت چابهار هم ، شبکه خبری طلوع نیوز افغانستان اخیرا مصاحبه ای با جفری گریکو مدیر عامل اتاق بازرگانی آمریکا-افغانستان انجام داد و گریکو در این مصاحبه به اهمیت ویژه نقش بندر چابهار در توسعه روابط تجاری ترانزیتی میان کابل و نیودهلی پرداخت و به گفته وی بندر چابهار در رشد اقتصادی میان دو کشور هند و افغانستان تاثیر به سزایی دارد. علاوه براین، به گفته سوشما سوارج، وزیر امور خارجه هند، این بندر موجب تحول و توسعه در تجارت در منطقه خواهد شد و کشورهای منطقه را در حوزه‌های اقتصاد، سیاست، فرهنگ، تکنولوژی و خدمات به هم متصل خواهدکرد.

در بندر چابهار سه گروه کشور وجود دارند که هر کدام به نوعی با پاکستان در رقابت هستند. یکی از مهمترین این کشورها، افغانستان است که در طول دهه‌های اخیر برای تجارت با جهان بر پاکستان تکیه داشته است. افغانستان همیشه از این وابستگی ناخرسند بوده وآن را به عنوان ابزاری برای فشار از سوی کشور همسایه جنوبی تلقی کرده است چراکه هرگاه روابط کابل – اسلام آباد رو به رکود می‌گذاشت، تاثیر منفی بر ترانزیت از طریق پاکستان داشت.همچنین، هند و پاکستان رقابت و خصومتی دیرینه با هم داشته و به این دلیل پاکستان همیشه ازاتصال زمینی هند به افغانستان ممانعت کرده است؛ چراکه پاکستان می‌خواهد از ائتلاف هند – افغانستان در خصوص مسئله خط دیورند (مرز بین افغانستان و پاکستان) جلوگیری به عمل آورد.

اضافه براین، هند نیز از طریق بندر چابهار و افغانستان، به آسیای مرکزی وصل می‌شود. جمعیت و بازاری که در این منطقه وجود دارد، می‌تواند زمینه ‌ساز جابجایی صدها هزار تن کالا و میلیاردها دلار مبادلات تجارتی شود و در نهایت به همکاری‌ها و حتی هم‌گرایی منطقه‌ای بیانجامد .

مزایای تجارت میان هند و افغانستان از بندر چابهار

۱-بندر چابهار ایران می‌تواند جایگزین بنادر کراچی، قاسم و گوادر پاکستان در تجارت افغانستان شود.

۲-تجارت از طریق بندر چابهار می‌تواند ازمحدودیت افغانستان به راههای پاکستان بکاهد.

۳-از آنجایی که، راه لاجورد هنوز باز نشده است، نزدیک ‌ترین مسیر تجارت با اروپا برای افغانستان، همین بندر چابهار است.

۴-از طریق بندر چابهار، هند می‌تواند نقش خود در آسیای مرکزی را گسترش دهد، چیزی که هند هرگز نمی‌تواند از طریق بنادر ترانزیتی دیگر کشورها انجام دهد .

۵-بندر چابهار می‌تواند همبستگی اقتصادی و تجارت منطقه‌ای را افزایش دهد .

Email this page

نسخه مناسب چاپ