یادداشت/در چهل سالگی سیزدهم آبان ۱۳۵۷
شهید دانشگاهی
امیر طیرانی
‌إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِآیَاتِ اللَّهِ وَیَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَیَقْتُلُونَ الَّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِیمٍ

( آل عمران-۲۱)

‌‌برخی مکان‌ها هم مانند برخی روزها و ایام از ویژگی‌های منحصر به فردی برخوردارند. این ویژگی‌ها نه به دلیل کارکرد اصلی آنها بلکه به دلیل حوادث و موضوعاتی است که در تاریخ آن مکان‌ها یا محل‌ها بر آنها رفته است. دانشگاه تهران نیز از جمله این مکان‌هاست که در طول حیات هشتاد و پنج ساله خود شاهد و ناظر وقایع بسیاری بوده است.

وقوع این اتفاقات سبب شده است که دانشگاه تهران علاوه بر آن که نخستین و بزرگترین دانشگاه و نیز مرکز تولید علم و دانش در ایران در عرصه‌های گوناگون علمی باشد و انشاالله خواهد بود، به عنوان سنگر آزادی نیز خوانده شود.

از نخستین تظاهرات و اعتصابات دانشجویی در دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۵ تا کنون، زمانی به قدمت تاسیس دانشگاه می‌گذرد و در طول این سال‌ها، هر زمان که ضرورت اقتضا داشته دانشگاه تلاش کرده است در عرصه سیاسی کشور نیز حضوری موثر داشته باشد.

حضور موثر و بهنگام دانشگاه تهران در طول این سال‌ها سبب شد تا تلفیق علم و سیاست از سوی دانشجویان و تلاش برای آزادی در دانشگاه به دور از گرایشات حزبی و سازمانی و فارغ از خواست این یا آن گروه سیاسی به یک فرهنگ تبدیل شود.به نوعی که به تدریج و با گسترش و تاسیس مراکز دانشگاهی در سایر شهرهای کشور، فرهنگ حضور در تحولات سیاسی در آن دانشگاه‌ها نیز در کنار مسائل آموزشی و علمی نهادینه شده است و دانشجویان در کنار دغدغه‌های علمی ؛ همواره به سرنوشت و آینده کشور و مردمان جامعه خویش نیز نظر داشته باشند.

این فرهنگ و احساس وظیفه برای تاثیر گذاری بر تحولات سیاسی کشور سبب شد که در طول این سال‌ها حتی در زمان‌هایی که در سطح جامعه و نیز در میان نیروهای سیاسی تحرک و تکانی مشاهده نمی‌شد، دانشگاه‌های کشور هر از گاهی و به بهانه‌ای با تظاهرات یا اعتصابات صنفی و غیر صنفی، نگرانی‌ها و دغدغه‌های خود را با جامعه مطرح و به مسئولان کشور یادآور شوند. دانشجویان و دانشگاه در این راه بنا به خصلت ذاتی خود بی هراس از عواقب و پیامدهای اعتراضات خود، هزینه‌های زیادی نیز پرداخت کردند که از جمله آنها در دوران رژیم شاه شهدای ۱۶آذر ۱۳۳۲ بود وآن سه قطره خون یا هجوم نیروهای نظامی در اول بهمن ۱۳۴۰است.

قبل از شروع روند حوادث منتهی به انقلاب در تیر ماه ۱۳۵۶ در روز برگزاری کنکور سراسری دانشگاه‌ها دانشجویان دانشگاه با ترتیب دادن تظاهرات گسترده‌ای در مقابل دانشگاه و خیابان‌های اطراف به مناسبت درگذشت غریبانه دکترعلی شریعتی، در لندن شور وغوغایی بزرگ برپا کردند.

دانشگاه در جریان حوادث منتهی به سقوط رژیم سلطنتی نیز حضوری همه جانبه داشت. به خاطر داشته باشیم که تظاهرات گسترده مردم قهرمان تبریز که در یادبود چهلمین روز تظاهرات و شهدای قیام ۱۹دی ۱۳۵۶ قم در روز ۲۹بهمن برگزار شد، از دانشگاه تبریز و به همت دانشجویان مبارز آن دانشگاه کلید زده شد. بعد از آن هم دانشجویان در سایر دانشگاه‌های کشور و از جمله اهواز، ارومیه، اصفهان، شیراز، کرمانشاه، مشهد، رشت و بابل و…همواره در صف اول اعتراضات قرار داشتند.

اما یکی از حوادث تعیین‌کننده انقلاب، روز سیزدهم آبان ۱۳۵۷ در دانشگاه تهران رقم زده شد. در این روز رژیم شاه و دولت شریف امامی خسته و درمانده از مواجهه با خیزش انقلابی مردم، بار دیگر چهره اصلی خود را به نمایش گذاشتند. از نخستین ساعات آن روز دانش آموزانی که از ابتدای سال تحصیلی در صحنه سیاسی، اجتماعی حضور داشتند، با تعطیلی کلاس‌های درس در گروه‌هایی پراکنده و خودجوش به سوی دانشگاه تهران به حرکت درآمدند. در میانه راه گروه‌های زیادی از مردم هم با مشاهده فرزندان خود با آنها همراه شدند و خود را به دانشگاه تهران رساندند. در دانشگاه خیل به هم پیوسته مردم، دانش آموزان و دانشجویان همچون روزهای پیشین و پسین با سر دادن شعارهایی که از بلندگوی مسجد دانشگاه پخش می‌شد اعتراض و انزجار خود را از عملکرد ضد مردمی رژیم فریاد کردند. جمعیت حاضر پس از مدتی قصد آن کردند که از دانشگاه به سوی منزل آیت‌الله طالقانی که چند روزی از آزادی ایشان نمی‌گذشت، به حرکت درآیند، اما ماموران مسلح که گرداگرد دانشگاه حضور داشتند با شلیک گلوله و گاز اشک آور به مقابله با آنها شتافتند. گروهی از تظاهرکنندگان با این تصور که محیط دانشگاه مصون از تعرض نظامیان است، به داخل دانشگاه بازگشتند و گروهی دیگر به تظاهرات و سردادن شعار در خیابان‌های اطراف ادامه دادند.

در این میان دانشجویان در خیابان‌های دانشگاه و به ویژه در اطراف دانشکده پزشکی در حال تظاهرات بودند که ناگهان ماموران مسلح بی توجه به حرمت محیط دانشگاه خود را به آنها رساندند و آنها را هدف گلوله‌های خود قرار دادند. گستردگی و اتحاد جمعیت و شعارهایی که بنیان رژیم را هدف قرار داده بود سبب شد تا یک باردیگر رژیم به جنایتی بزرگ اقدام کند. صفوف تظاهرکنندگان از سوی ماموران مسلح هدف گلوله‌های آتشین قرار گرفت و بار دیگر صحن دانشگاه از خون فرزندانش رنگین شد. ‏

عده زیادی شهید و مجروح حاصل کار آن تهاجم بود. بنا بر بعضی روایت‌ها عده شهدا بیش از پنجاه نفر بود.

بعد از واقعه تا ساعات پایانی شب خیابان‌های اطراف دانشگاه صحنه تظاهرات و درگیری‌های پراکنده دانشجویان، دانش آموزان و سایراقشار با نیروهای نظامی بود.

اما غروب آن روز اتفاقی دیگر رخ داد که در نوع خود تا آن زمان بی نظیر بود. تلویزیون دولتی ایران در اقدامی بی سابقه و خارج از کنترل عوامل رژیم، دربرنامه خبری خود با پخش صحنه‌هایی از درگیری‌های آن روز دانشگاه که با صدای حزن آلود گزارشگر آن ( مهدی صابر )همراه بود سبب شد تا در کوتاه‌ترین زمان ممکن با مقیاس‌های آن روزگار، نه تنها همه ایران بلکه سراسر جهان از عمق قساوت رژیم از طریق تصویر آگاهی یابد.

‏ رژیم و شخص شاه به دنبال آن کشتار و انعکاس پخش خبر آن از طریق تلویزیون، ابتدا تلاش کرد با به آشوب کشیدن تهران به دست عوامل خود اصل واقعه را تحت الشعاع قرار دهد. روز چهاردهم آبان ۱۳۵۷ شهر تهران صحنه آتش سوزی‌های گسترده، تخریب ساختمان‌ها و اموال عمومی بود.

پیامد وقایع آن دو روز، ابتدا استعفای دولت شریف امامی و روی کارآمدن دولت ازهاری و نیز سخنان محمدرضا پهلوی بود که از رادیو و تلویزیون پخش شد. وی با اعتراف به عملکرد ضد‌مردمی رژیم از جمله چنین گفت: «من آگاهم که بنام جلوگیری از آشوب و هرج و مرج این امکان وجود دارد که اشتباهات گذشته و فشار اختناق تکرار شود. من آگاهم که ممکن است بعضی احساس کنند که به نام مصالح و پیشرفت مملکت و با ایجاد فشار، این خطر وجود دارد که سازش نا مقدس فساد مالی و فساد سیاسی تکرار شود و اما من به نام پادشاه شما که سوگند خورده ام که تمامیت ارضی مملکت، وحدت ملی و مذهب شیعه اثنی عشری را حفظ کنم، بار دیگر در برابر ملت ایران سوگند خود را تکرار می‌کنم و متعهد می‌شوم که خطاهای گذشته هرگز تکرار نشود، بلکه خطاها از هر جهت نیز جبران گردد. متعهد می‌شوم که پس از برقراری نظم و آرامش در اسرع وقت یک دولت ملی برای آزادیهای اساسی و انجام انتخابات آزاد، تعیین شود تا قانون اساسی که خونبهای انقلاب مشروطیت است به صورت کامل به مرحله اجرا در آید، من نیز پیام انقلاب شما ملت ایران را شنیدم‎.‎‏»‏

اما نه آن استعفا ونه آن پیام هیچ یک گرهی از مشکلات آن رژیم و شخص شاه بازنکردند. چندی بعد ازآن، سرودی به مناسبت شهادت دانشجویان و دانش آموزان در روز سیزدهم آبان ساخته شد که بخشی از آن چنین بود:

سیزده آبان روز ننگ دیگری برای تو

سرنگون کند شهید دانشگهی لوای تو

هرشهید جان دهد

جان به ایمان دهد

کشته اش چراغ ره است

راه او راه ماست

شیوه انبیا است

وز پی اش نصرمن الله است…

Email this page

نسخه مناسب چاپ