مکتوب هفته
حیای بازیگران
دکتر محمدعلی فیاض‌بخش
هرچه پنجه‌های قدرت و قلدری بر گلوی مردم ما از سوی بیگانگان زور بیشتری می‌گیرد، اتحاد و همبستگی و شفقت و مروت در درون همسایگان لزوم بیشتری می‌یابد. نظاره کردن بر کوچک شدن سفره مردم و همزمان به ادبیات ستیز و‌گریز در پای همین سفره‌ها ادامه‌دادن نشان چیست؟ آیا نشان آرمان‌گرایی‌ست؟ نشان پایمردی بر یک‌کلام و صیانت از ارزش‌ها و اصول است؟ آیا نمی‌تواند نشانی نیز از زمان‌ناشناسی و ناسنجیدگی در فکر و زبان باشد؟ اگر بر بالنی بنشینیم و چند‌صدمتر از هوای دوداندود شهرمان بالاتر رویم، غبارهای غلیظ‌تری را نیز می‌بینیم از ناهماهنگی و سازهای ناکوک در یک ارکستر بزرگ، که قرار است سمفونی هماهنگ و شورآفرینی به نام «زندگی» را بنوازد؛ اما سازها یا ناکوک‌اند و یا هرکه ساز خودش را می‌زند‎.‎
دولت، همچنان به گفتاردرمانی ملت مشغول است؛ در حالی که خود سخت گرفتار لکنت است؛ لکنتی که یا مادرزاد است و یا برآمده از ترس و هول و هراس رقیبان. مجلس در حاشیه نطق و شعر و طنز و جدّ و هزل، گاهی نیز قوانین و لوایحی را تصویب می‌کند به هزار اما و اگر و ملاحظه و محافظه؛ مبادا بیرون از صحن و در خیابان پلاکاردی برافراشته‌شده باشد و یا استصوابی بر او کمین کرده‌باشد. دیگر نهادها نیز نهاده‌هاشان یا باید صرف بحث و‌جدل‌های روابط عمومی‌هاشان شود ویا روزگارشان را به تکذیبیه و توجیهیه بگذرانند؛ که آری، اگر آستین آن کارمند کوتاه بود، از سر نداری یا صرفه‌جویی بود و اگر فیش حقوق آن مدیر چند صفر اضافه‌‌داشت، سوء تایپ رایانه بود در پرداخت یارانه! و خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل‎.‎
همه گفتند موعد تحریم‌های جدید که برسد چه شود! گروهی هم دلداری دادند که: نه آقا! هرچه در این سال‌ها شد، دیگر بدترش نمی‌شود. حقیر که جزء اقلیت گروه سوم‌ام می‌گویم: شود یا نشود، تکلیف مملکت‌داری چه می‌شود؟ دعواهای سطح پایین و‌چه بسا در مقامات بالا، غفلت از روزمره مردم و دلمشغولی به دوره بعد انتخابات، معامله بر سر منافع ملی با منافع زودگذر شخصی و در یک کلام، روزمرگی چه بر سر ما آورده و ‌می‌آورد؟
تن و جان و‌پوست و گوشت این مردم، تحریم‌زده و کرخ‌شده است و تا حدود زیادی مقاوم؛ تحریم دیگر برای ما مردم حکم قطع برق یک ربعه در اروپا را دارد؛ آنها در آن یک ربع چه بر سرشان می‌آید از محنت و رنج و شکایت!؟ ما هم در تحریم‌های سالیان همان میزان؛ و نه بیشتر! اما اگر درِ دیزی بردباری مردم هنوز و‌همچنان باز است، حیای «بازیگران» کجاست!؟

Email this page

نسخه مناسب چاپ