یادداشت سردبیر
سرمایه
علیرضا خانی
معاون اول رئیس‌جمهوری به درستی گفت که اگر مردم به مسئولان اعتماد داشته باشند، حاضرند فداکاری کنند. درباره اعتماد، ریشه‌های آن، به عوامل موثر بر آن و آثاری که اعتماد در جامعه برجا می‌گذارد سخن‌های بسیاری گفته شده است.

طی سال‌های اخیر با تکثیر مؤسسات آموزش عالی و دانشگاه‌ها در سال‌های اخیر واژه‌های تخصصی مانند «سرمایه اجتماعی» به کف جامعه آمده و این البته اتفاق خوبی است به شرطی که تکرار صرف آن، معنای واژه را لوث نکند.

اعتماد یکی از شقوق سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی مفهوم نسبتاً نویی است که طی چهار دهه اخیر در فرهنگ علوم اجتماعی معنا یافته است. سرمایه اجتماعی قوام‌بخش یک «جامعه» است. چنانچه سرمایه اجتماعی در جامعه‌ای نباشد، جامعه از هم می‌پاشد. سرمایه اجتماعی در خلاصه‌ترین گویه، پیوندهای ظریف و نامرئی اما محکم و محسوسی است که اجزاء و افراد جامعه را، به صورت افقی و عمودی به هم پیوند می‌دهد و درک معنای «جامعه» را از «مجموعه افراد پراکنده» آسان می‌کند.

اعتماد نخستین و به تعبیری بنیادی‌ترین سرمایه اجتماعی است. اگر اعتماد نباشد، افراد جامعه در هراسی موهوم محکوم به زیستن در اضطرابند. اگر اعتماد نباشد جامعه قادر به زیست طبیعی نیست. شما برای این‌که یک پاکت شیر خریداری کنید، ابتدا آن را باز نمی‌کنید که ببینید در آن شیر است یا آب! به آنچه روی آن نوشته است اعتماد می‌کنید. همچنین به کارخانه‌ای که آن را تولید کرده است و به مغازه‌داری که آن را عرضه می‌کند. اگر این اعتماد نباشد، کاری ساده چون خرید یک پاکت شیر امکان وقوع نمی‌یابد. پس برای کارهای خرد مانند خرید یک پاکت شیر تا کارهای کلان مانند شرکت در انتخابات به اعتماد نیاز داریم.

اگر مردم به دولت و حاکمیت اعتماد نداشته باشند، هیچ‌برنامه و طرحی توسط دولت‌ها مجال و امکان تحقق نمی‌یابد. اگر حاکمیت به مردم اعتماد نداشته باشد، به جای فراهم آوردن سازوکار فعالیت بیشتر مردم، تلاش می‌کند تا آنها را محدود و کنترل کند و بالاخره اگر مردم به یکدیگر اعتماد نداشته باشند، اساساً مجال زیست اجتماعی و مشارکت‌ اجتماعی به وجود نمی‌آید.

اتفاقاً آقای جهانگیری در همان سخنرانی گفت که عبور از شرایط دشوار کنونی تنها با مشارکت مردم امکان‌پذیر است. «مشارکت» بعد دیگری از ابعاد سرمایه اجتماعی است. اعتماد زمینه‌ساز مشارکت است. همانطور که یک فرد، مثلاً برای شرکت در یک کار اقتصادی با افراد دیگر نیازمند اعتماد است، مردم نیز برای مشارکت در پروژه‌های دولتی، از احداث یک جاده گرفته تا تصمیمات کلان سیاسی و اقتصادی و توسعه‌ای، نیازمند اعتماد هستند. مشارکت اجتماعی بدون اعتماد امکان تحقق نمی‌یابد.

مشارکت، جلوه دیگر از سرمایه اجتماعی است که با همبستگی نسبتی روشن دارد. همبستگی و مشارکت کنش‌های جمعی را ممکن می‌سازد و نبودش به اضمحلال جامعه می‌انجامد.

مفهوم سرمایه اجتماعی آنگاه روشن‌تر و نمایان‌تر می‌شود که تفاوت و تمایز آن از صورت‌های سرمایه مادی و اقتصادی بازنمایی شود. نخستین وجه تمایز آن است که سرمایه مادی مالک معین دارد اما سرمایه اجتماعی مالک معین ندارد و متعلق به همگان است. دوم اینکه سرمایه مادی سود مادی دارد که افراد به نسبت برخورداری از آن، سود می‌برند اما سرمایه اجتماعی در وهله نخست سود غیر مادی دارد و آنگاه که به سود مادی می‌انجامد، متعلق به همگان است. سوم آنکه از سرمایه مادی هر چه خرج کنیم، کم می‌شود اما از سرمایه اجتماعی هر چه خرج کنیم، به آن اضافه می‌شود.

دولت‌ها، باید یاد بگیرند که هر چه می‌توانند به انباشت سرمایه اجتماعی بپردازند. این بزرگترین سرمایه‌ای است که یک جامعه می‌تواند داشته باشد سرمایه‌ای که هم موجب پایداری و ماندگاری جامعه است و هم در تنگناهای سیاسی پشتوانه حاکمیت است و هم در بحران اقتصاد، نجات‌بخش کشور.

Email this page

نسخه مناسب چاپ