روایت بزرگترین حمله هوایی جهان
نقشه راه حمله به « الولید» چگونه طراحی شد؟
بخش دوم
 

اشاره: هفته گذشته در شماره قبلی صفحه حماسه پایداری، بخش نخست گزارشی با عنوان «رمزگشایی از حمله رعدآسا به «اچ‌ـ۳» به چاپ رسید که در آن امیر خلبان بازنشسته فرج‌الله براتپور، لیدر عملیات حمله به «اچ‌ـ۳» به بیان جزئیات این عملیات هوایی بزرگ جهان پرداخت. این گزارش و گفتگو این خلبان شجاع ۸ سال دفاع مقدس با «اطلاعات» را می‌خوانیم:

***

لیدر عملیات اچ – ۳ تاکید می‌کند: ‏

بنده سرباز میهن در طول جنگ بیش از ۵۰ ماموریت جنگی داشته ام با توجه به این‌که در همه این مدت فرمانده و مسئول بوده ام و قانوناً مجاز به پرواز‌های جنگی نبودم ولی در همه پرواز‌ها لیدر بودم و مسئول دسته‌های پروازی ۴ و ۶ و ۸ فروندی، که هر کدام مجموعه‌ای از خاطرات تلخ و شیرین خود را دارد و همواره در حسرت فرصتی و همتی برای نگارش آن‌ها بوده‌ام که اکنون جای بسی خوشحالی است که خاطره یکی از ماموریت‌های برون مرزی (عملیات حمله به الولید یا اچ ـ ۳ ) را که افتخار رهبری آن را داشته ام بیان کنم هر چند روشن است که قلم و بیان من آنچنان توانا نیست که بتوانم تمامی آنچه را که در این پرواز گذشته است را تشریح کنم و مطالعه کتاب حمله به الولید (اچ-۳) با قلم شیوای امیر خلبان مهرنیا را هم پیشنهاد می‌کنم.

وی یادآور می‌شود: نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران فقط دو ساعت پس از اصابت نخستین بمب‌های دشمن به پایگاه‌های خودی وارد عمل شد و پاسخ مقتضی را به دشمن داد و دو پایگاه الکوت و شعیبیه عراق را بمباران کرد و در طلوع صبح روز بعد هم با ۱۴۰ فروند جنگنده بمب افکن بیشتر پایگاه‌ها و اهداف از قبل تعیین شده را به آتش کشید براتپور می‌گوید: اما توجه به این نکته مهم است که با در نظر گرفتن تجهیزات محور بودن این نیرو کمتر کشوری است که بتواند بیش از چند روز نیروی هوایی را در جنگ درگیر کند. به ویژه این که ایران انقلابی در تحریم و اقتصادی و نظامی هم قرار داشت و شرق و غرب هم به حمایت و تجهیز دشمن کمر بسته بودند.

وی در ادامه این مصاحبه با تأکید بر این‌که به منظور تجلیل از ۲۵۰ خلبان شهید جنگ، آزادگان و قهرمانان بی ادعا، گوشه‌هایی از فعالیت‌های آنان را به پیشگاه ملت بزرگ ایران تقدیم می‌کند، به تشریح جزئیات عملیات اچ۳ می‌پردازد. شرح کامل این عملیات به قلم امیر براتپور به این شرح است: ‏ حدود یک ماه از آغاز تهاجم همه جانبه و برنامه‌ریزی شده عراق به سرزمین ما گذشته بود. هنوز نیروهای زمینی اعم از ارتش و سپاه به شکل مطلوب و دلخواه در جبهه‌ها استقرار نیافته بودند.

خلبانان جسور نیروی هوایی همچنان مانند نخستین روزهای حمله بعثی‌ها، بیشتر توان خود را برای مقابله با نیروهای در خط دشمن صرف می‌کردند. در پایگاه هوایی دزفول و شهید نوژه همدان در این زمینه عملکردی شاخص داشتند و خلبانان شکاری بمب افکن با انواع مهمات از قبیل بمب‌های سبک و سنگین، راکت و موشک ضد تانک و گلوله توپ هواپیما به انهدام قوای مغرور و تجهیزات آنان می‌پرداختیم. شکار تانک با هواپیما اگرچه تلفاتی هم به همراه داشت اما برای مردان آسمانی یک بازیچه بود.

آنچه که گفته شد فقط یکی از ماموریت‌هایی بود که نیروی هوایی ارتش بر عهده داشت.

مثلا باوجود این که نیروی دریایی ارتش هم از توان قابل قبولی برخوردار بود بدون وجود نیروی هوایی و پشتیبانی او، در دفع حملات دریایی و هوایی عراق بر نمی‌آمد. از طرفی اکثر مبادلات اقتصادی و تجاری ایران هم از طریق بنادر موجود در خلیج فارس انجام میگرفت و چون هواپیماهای عراقی به چند نفتکش و کشتی تجاری حمله کرده بودند، کشورمان در این بخش دچار مشکلاتی شده بود و دیگر هر شرکتی‎ ‎حاضر به حمل محصولات خروجی و ورودی ایران نبود، بیمه کشتی‌ها به شدت بالا رفته بود و برای آنها صرفه اقتصادی نداشت تا در مسیر بنادر ایران فعالیت کنند.

از این رو کشور می‌بایست بهای گزافی برای تأمین مایحتاج و درآمد ارزی حاصل از نفت خود می‌پرداخت. وقتی شرایط به سمت بحران پیش می‌رفت نیروی هوایی در قالب طرحی به نام «اژدر» هر هفته یک روز از طلوع تا غروب خورشید اسکورت ناوگان دریایی اعم از نفتکش‌ها و کشتی‌های تجاری را با پوشش تعداد زیادی پرواز هواپیماها ی اف ـ ۴ و اف ۱۴ تأمین می‌کرد تا در خلال این مدت جابجایی محصولات در امنیت کامل انجام گیرد.

جابجایی تجهیزات و نیروها از نقاط مرکزی و دور دست کشور به مناطق عملیاتی و پشتیبانی نیروهای سطحی، شناسایی و عکاسی هوایی از اهداف، یکی دیگر از فعالیت‌های این نیرو محسوب می‌شد.ارزش عکس‌های تهیه شده از آخرین وضع دشمن، توسط خلبانان شجاع و با تجربه به قدری در به ثمر رسیدن موفقیت‌آمیز عملیات سطحی نقش داشت که خود نیاز به نگارش کتابی دارد. در خلال این عملیات، نیروهای مومن هوایی، مناطق جنگی و صنعتی به ویژه پالایشگاه‌ها، نیروگاه‌ها، پادگان‌ها و پایگاه‌های دشمن را در عمق خاک او به طور مستمر زیر آتش خود داشتند.

یکی از این عملیات‌ها حمله به پایگاه‌های الولید اچ ـ ۳ بود که درس فراموش نشدنی به عراق داد. بمباران‌های پیاپی هدف‌های مهم و امکانات و تأسیسات زیر بنایی، عراق را وا داشت تا بخش قابل توجهی از انواع بمب افکن‌های سنگین مانند توپولف ۲۲ و ۱۶، میگ‌های ۲۳ و ۲۵، میراژ و نمونه‌هایی از دیگر هواپیما‌ها و دستگاه‌های ارزشمند رادار و غیره را از دسترس نیروی هوایی قدرتمند ایران خارج و به مجموعه پایگاه‌های سه گانه «الولید» که نسبت به ایران در دورترین نقطه قرار داشت، گسترش دهد. این سه پایگاه در غرب عراق و نزدیکی مرز اردن قرار داشتند و با محاسبات معمول هرگز بمب افکن‌های ایران قادر به دستیابی به آن‌ها نبودند.

پیکی از آن سوی مرز رسید و این خبر مهم را به فرماندهی پادگان پیرانشهر یا همان «خانه» رساند امیر سرتیپ دوم بازنشسته محمد مهام که فرمانده این پادگان بود با پشتیبانی‌هایی که با هواپیماهای اف ۴ و اف ۵ پایگاه‌های شهید نوژه و تبریز از او به عمل آورده بودند، بلافاصله توسط پیکی ویژه این خبر را برای فرماندهان پایگاه‌های تبریز و شهید نوژه همدان فرستاد.

وقتی اطلاعات به فرمانده پایگاه شهید نوژه همدان سرهنگ قاسم گلچین رسید، با مشورت یکی دو نفر از پیشکسوتان حاضر و معاون عملیاتی پایگاه هسته اولیه یک عملیات بی نظیر و مهم هوایی که خیلی زود به اچ -۳ معروف شد، بنا گذاشته شد و بلا فاصله خبر با پیک ویژه از پایگاه شهید نوژه به شهید فکوری فرمانده نیرو منتقل شد و به دستور ایشان گروه طرح که در آن زمان در معاون عملیات نیروی هوایی تشکیل شده بود و شامل تعدادی از قدیمی‌ترین و با تجربه‌ترین خلبانان و طراحان عملیات‌های جنگ بودند (شامل سرهنگ (زنده یاد) بهرام هشیار رشتی، سرهنگ فریدون ایزدستا، سرهنگ علی دهناوی، سرهنگ محمود قیدیان معاون عملیات وقت نیرو با کمک اطلاعاتی سرهنگ پرویز پیروز و عبدالعلی قاسمیان مدیر و جانشین مدیریت اطلاعات عملیات) ماموریت یافتند که بهترین و ایمن‌ترین طرح را برای حمله به مجموعه این سه پایگاه طرح ریزی کنند.‏

این گروه سه مسیر را تهیه کردند و به فرمانده نیرو ارائه دادند که مسیر سوم که از میان کوه‌های سر به فلک کشیده شمال عراق رد می‌شد و سپس از کنار نوار مرزی غرب عراق به سمت جنوب عراق ادامه داشت مد نظر قرار گرفت به شرط این‌که چون مسیر طولانی است و نیاز به چند بار سوختگیری هوایی دارد فکری هم برای این موضوع بشود.

طبق طرح قرار بود دو فروند بوئینگ ۷۴۷ نهاجا با قابلیت سوخت‌رسانی به بهانه‌ای در فرودگاه دمشق مستقر شوند و هنگام رسیدن بمب افکن‌های فانتوم به نزدیکی مرز سوریه بلند شوند و در محل قرار به آن‌ها سوخت بدهند. بعد از کسب موافقت مسئولان امر یک جلسه توجیهی با حضور فرماندهان و معاونان عملیات پایگاه‌های درگیر شامل: پایگاه یکم مهرآباد، دوم شکاری تبریز، سوم شهید نوژه همدان و اصفهان برگزارو اصلی‌ترین وظیفه یعنی حمله به هدف‌ها بر عهده پایگاه سوم گذاشته شد.

در توجیه جزیی‌تر علاوه بر معاونان عملیاتی پایگاه‌ها، فرماندهان گردان‌های عمل کننده هم حضور داشتند و جزئیات حمله به شرح زیر تشریح شد.‏ پایگاه شهید نوژه ۱۴ فروند فانتوم را مجهز به مهمات گوناگون متناسب با هدف‌ها که در دستور عملیات خواهد آمد، کرد که ۱۲ فروند آن اصلی ( البته در مرحله سوم که اجرا شد ۱۲ فروند به ۸ فروند و ۱۴ فروند به۱۱ فروند تغییر یافت)

پایگاه سوم همچنین سه فروند فانتوم هم با موشک‌های هوا به هوا برای تامین پوشش هوایی برنامه‌ریزی ‌کند.‏

پایگاه یکم ترابری مهرآباد دو فروند بوئینگ ۷۴۷ را به فرودگاه دمشق اعزام کند. این ماموریت در پوشش پروازهای همیشگی به سوریه انجام شد. دو فروند تانکر ۷۰۷ علاوه بر دو فروند از این نوع هواپیما که در آن زمان در منطقه جنوب برای سوخت دهی به هواپیماهایی که پوشش هوایی جنوب را عهده دارند به جنوب دریاچه ارومیه اعزام کند تا نخستین سوخت رسانی را به فانتوم‌ها انجام دهند.

یک فروند سوخت‌رسان هم در منطقه غرب سوخت‌رسانی به سایر شکاری‌ها از جمله فانتوم‌ها و تامکت‌ها ( اف-۱۴‌ها) را بر عهده بگیرد.دو فروند تانکر ۷۰۷ هم برای بازگشت جنگنده بمب افکن‌ها آماده عزیمت به جنوب دریاچه ارومیه باشند.(جمعا ۷ فروند سوخت رسان ۷۰۷) اعزام یک فروند هواپیمای «سی۱۳۰۰» (هرکولوس) با تجهیزات پست شنود هوایی با ورزیده‌ترین افراد و در نزدیک‌ترین موقعیت به مرز پرواز و ضمن گوش دادن به مکالمات بیسیم نیروهای دشمن، آن‌ها را در اسرع وقت تجزیه و تحلیل می‌کنند و به اطلاع تصمیم گیرندگان برسانند تا هنگام جمع آوری اطلاعات چنانچه مشکلی پیش آید، بتوانند در اسرع وقت تصمیم مقتضی را بگیرند.

پایگاه دوم شکاری شش فروند اف ۵ را همراه خلبانان مربوطه به پایگاه سوم گسترش دهد و مسئولیت پوشش هوایی غرب را با کمک فانتوم‌ها بر عهده بگیرند. پایگاه دوم طی حضور تانکرها در جنوب دریاچه ارومیه پوشش هوایی لازم را برای آن‌ها که قادر به دفاع از حمله احتمالی به خود نیستند، تامین کند.‏

مسولیت دیگر پایگاه تبریز یا همان دوم شکاری آماده سازی سه فروند اف ۵ با بمب برای حمله به پالایشگاه کرکوک تقریبا همزمان با حمله فانتوم‌ها به پایگاه‌های سه‌گانه اچ-۳ بود.‏

پایگاه دوم تبریز همچنین دو فروند اف ۵ برای پرواز به ارتفاع قابل مشاهده برای رادارهای دشمن به سمت مرز بفرستد تا سه فروند اف ۵ بتوانند با دردسر کمتر برگردند.

پایگاه هوایی اصفهان یاهشتم شکاری با پرواز چند فروند اف ۱۴ یا تامکت وظیفه حفاظت از راه دور هرگونه شرایط غیر منتظره از دشمن را داشته باشد. پایگاه تبریز همچنین یک فروند هواپیمای بونانزا برای گشت در نقطه کور رادار دارد، توصیه خواهد شد پرواز دهد.

نخستین مرحله این پرواز در نیمه آبان ماه ۵۹ با ۱۴ فروند فانتوم که ۱۲ فروند اصلی و ۲ فروند رزرو پرواز کرد که لیدردسته سرهنگ دوم علی صابونچی بود که بر روی دریاچه ارومیه و نخستین بنزین‏گیری به علت به‌وجود آمدن اشکال در بنزین‌گیری هواپیما و همچنین آگاه شدن دشمن (لو رفتن ماموریت) پرواز کنسل و هواپیما به پایگاه همدان بازگشتند و همگی به سلامت نشستند.‏

بار دوم در بهمن ۵۹ به لیدری قاسم پور گلچین که فرمانده پایگاه شهید نوژه با هشت فروند اصلی و دو فروند رزرو پرواز کردیم که این بار به علت بدی هوا پس از بنزین‌گیری روی دریاچه ارومیه به پایگاه بازگشتیم. با رسیدن این اخبار به مسئولان عراقی آنها هم مطمئن شدند که عملیات حمله، اجرا شدنی نیست و خیالشان راحت شد.‏ نیروی هوایی با وجود داشتن محاسنی چون انعطاف‌پذیری، واکنش سریع، امکان غافلگیری، برد مناسب و آتش سنگین، نیروی کشنده، خستگی پذیر و شدیداً وابسته به فناوری و تغییرات آن است.

از این رو قادر به شرکت در عملیات‏های مستمر طولانی مدت نیست. به همین دلیل اکثر نبردهای هوایی در قالب چند روز تا چند هفته خاتمه می‏یابند مگر آن‌که کشور مربوطه از سطح اقتصادی بالا و امکان ساخت یا خرید تجهیزات برخوردار باشد. با وجود شرایط فوق چنانچه یک ضربه کاری بر پیکره نیروی هوایی عراق وارد نمی‏آمد این کشور کنترل جنگ را کاملاً به نفع خود در اختیار می‏گرفت پس هرطور لازم بود باید عملیات حمله به سه پایگاه الولید انجام می‌شد. لازم به ذکر است پرسنل فنی نیروی هوایی با تلاش و از خودگذشتگی توانستند هواپیماهای صدمه دیده بر اثر برخورد موشک و گلوله را تعمیر و به رده پروازی بازگردانند و همچنین گروهی از همین پرسنل فداکار که جهاد خودکفایی را در نیرو به راه انداختند، توانستند در آن زمان‏های بحرانی قطعات پیچیده هواپیما را که فقط کارخانه سازنده آن قادر بود آنها را بسازد، با همت و تلاش این قطعات را بسازند. درود بر این پرسنل با ایمان، انقلابی و فداکار که متأسفانه مورد بی‏مهری قرار گرفتند. ‏

سومین تلاش و اجرای مأموریت

در اواخر اسفند ۱۳۵۹ فراخوانی توسط شهید فکوری فرمانده وقت نیروی هوایی برای فرمانده پایگاه سوم شکاری (شهید نوژه) سرهنگ قاسم پورگلچین و معاون عملیاتی وی، سرگرد فرج‏الله براتپور صادر ‏شد. پس از حضور آنان در دفتر فرماندهی نهاجا، ایشان به سرگرد براتپور دستور دادند که خودش لیدر دسته پروازی باشد و مأموریت حمله به الولید را انجام دهد. همچنین از فرمانده پایگاه هم خواستند به منظور اداره امور روی زمین باشد و پرواز نکند و از شرکت در دسته پروازی خودداری کند. سرهنگ گلچین با تواضع دستور تفویض لیدری گروه پروازی به سرگرد براتپور را پذیرفت ولی شرکت نکردن در این پرواز را با سماجت رد کرد و از فرماندهی نهاجا مجدانه ‏خواست که به هر نحو ممکن در این پرواز شرکت داشته باشد. فرمانده فقید نیروی هوایی به ناچار شرکت وی در این پرواز را مورد موافقت قرار داد.‏

براتپور مشغول چینش گروه است که فرماندهی نیرو به‌طور تلفنی از او خواست اسامی خلبانانی را که در سایر پایگاه‏ها خدمت می‌کنند و وی ترجیح می‌دهد در عملیات شرکت داشته باشند بگوید تا ترتیب اعزام آنان به پایگاه داده شود. براتپور ضمن سپاسگزاری، اعلام می‌کند از همان خلبانان موجود بهره خواهد گرفت. با توجه به کمبود خلبان در پایگاه شهید نوژه، فکوری با تعجب می‌پرسد مطمئنی؟ و پاسخ مثبت می‌گیرد: «کاملاً مطمئن هستم. چرا که ممکن است آمدن خلبانان جدید حسگرهای دشمن را حساس کند»!

اسامی مورد نظر براتپور با هماهنگی گلچین به شرح زیر تعیین شد:

موقعیت در پرواز ـ شماره یک ـ کابین جلو: سرگرد فرج‌الله براتپور ـ کابین عقب: ستوانیکم محمد جوانمردی

موقعیت در پرواز ـ شماره دو ـ کابین جلو: سرهنگ قاسم گلچین ـ کابین عقب: محمدرضا آذرفر

موقعیت در پرواز ـ شماره سه ـ کابین جلو: سرگرد ناصر کاظمی ـ کابین عقب: ابراهیم پوردان

موقعیت در پرواز ـ شماره چهار ـ کابین جلو: سروان غلامعباس رضایی ـ کابین عقب: محمد‌علی اکبرپور سرابی

موقعیت در پرواز ـ شماره پنج ـ کابین جلو: سروان محمود اسکندری ـ کابین عقب: کاوه کوهپایه عراقی ـ ملاحظات: جایگزین لیدر

موقعیت در پرواز ـ شماره شش ـ کابین جلو: سرگرد محمود خضرایی ـ کابین عقب: اصغر باقری

موقعیت در پرواز ـ شماره هفت ـ کابین جلو: سرگرد منوچهر طوسی ـ‌کابین عقب: سروان محمدحسین نیکوکار

موقعیت در پرواز ـ شماره هشت ـ کابین جلو: سروان منوچهر روادگر ـ کابین عقب: ستوانیکم احمد سلیمانی

موقعیت در پرواز ـ رزرو شماره یک ـ کابین جلو: سروان محمد عتیقه‌چی ـ کابین عقب: علی کدخدایی ـ ملاحظات: پرواز تا نزدیک مرز

موقعیت در پرواز ـ رزرو شماره دو ـ کابین جلو: سروان ابراهیم فخار ـ کابین عقب: علی گنجی ـ ملاحظات: پرواز تا نزدیک مرز

موقعیت در پرواز ـ رزرو شماره سه ـ کابین جلو: ستوانیکم ایرج محبی ـ‌کابین عقب: نامشخص ـ ملاحظات: رزرو روی زمین

ادامه دارد

Email this page

نسخه مناسب چاپ