مقاله ویژه
اکوتروریسم، چالشی جدید در غرب‏
سید نادر نوربخش ـ کارشناس ارشد مطالعات اروپا
 

گسترش پدیده اکوتروریسم یا فعالیت خشونت‌آمیز در حمایت از محیط زیست و حقوق حیوانات یکی از چالش برانگیزترین مصادیق فعالیت‌های تروریستی در کشورهای صنعتی غربی محسوب می‌شود.‏این اصطلاح در کشور ما تقریباً ناشناخته است تا جایی‌ که جستجوی فارسی این واژه در موتور‌های جستجوی اینترنتی به دلیل تشابه اسمی ما را به اکوتوریسم هدایت می‌کند، از طرف دیگر برخی مفهوم این پدیده را به اشتباه فعالیت تروریستی در جهت صدمه زدن به محیط زیست تلقی می‌کنند در صورتی که معنایی برعکس دارد.‏اکوتروریسم در واقع به فعالیت حامیان و مدافعان سرسخت محیط زیست گفته می‌شود که به شکلی افراطی، خشونت بار و خارج از حیطه قانون علیه افراد یا شرکت‌هایی که به محیط زیست صدمه می‌زنند صورت می‌پذیرد. قربانیان اکوتروریسم را کارخانه‌های آلوده کننده گرفته تا مراکز تحقیقات ژنتیکی بر حیوانات،کارگاه‌های قطع درختان و شکارچیان تشکیل می‌دهند.‏
ایدئولوژی اکوتروریسم در جنبش‌های زیست بوم گرایی ریشه دارد که در دهه ۱۹۶۰ ظهور پیدا کردند، بر این اساس نظام سرمایه‌داری و میراث تمدن غرب مسئول نابودی محیط زیست و طبیعت بوده است و معتقد است اگر جامعه نسبت به مسئولیت خطیر حفظ محیط زیست جدی نباشد باعث نابودی کامل آن خواهد شد. طرفداران این مکتب همچنین بر این باورند که انسان در مرکز چرخ زیست بوم قرار نداشته و تمامی موجودات از حق حیات یکسانی برخوردار بوده و در این راستا باید مورد حمایت قانون قرار گیرند.‏
یکی از دلایل ظهور افراطگرایی در این حوزه عدم توفیق احزاب سبز و طرفدار محیط زیست در آمریکا و اروپا بوده است، لذا به موازات گسترش تخریب طبیعت در سالهای اخیر و بی‌توجهی دولت‌ها نسبت به ازبین رفتن محیط‌زیست بسیاری از افراد شخصا دست به کار شده و با کمک و همفکری از شبکه‌های اجتماعی و اینترنت به تشکیل گروه‌های زیرزمینی و فعالیت‌های رادیکال در دفاع از طبیعت روی آوردند. این گروه‌ها اغلب فاقد ساختار منسجم بوده و سازماندهی غیرمتمرکزی دارند، بطوریکه اشخاص به طور با خودمختاری نسبی و به طور مستقل به انجام عملیات مبادرت می‌کنند. از جمله این گروه‌ها می‌توان به جبهه آزادی زمین، جبهه رهایی حیوانات، صلح سبز و غیره اشاره کرد که به آتش زدن و صدمه به ساختمان‌ها، املاک و منافع شرکت‌های آلوده کننده یا تخریبگر محیط زیست می‌پردازند. از روش‌های آن‌ها می‌توان به میخ کاری درختان اشاره کرد. طی این روش که با هدف جلوگیری از قطع درختان صورت می‌پذیرد میله یا میخ آهنی را به درخت می‌کوبند تا وارد آن شود و بعدا برای قطع کنندگان آن ایجاد خطر و هزینه کند، آن‌ها معتقدند این مسئله در دراز مدت باعث حفظ درختان می‌شود.‏
در سال ۲۰۰۸ اف‌بی‌ای اکوتروریسم را یکی از جدی‌ترین مصادیق تروریستی تهدیدکننده امنیت در داخل خاک آمریکا قلمداد کرد که توانسته با تعداد جرائم بیش از دو هزار مورد و خسارت اقتصادی بالغ بر ۱۱۰ میلیون دلار طیف گسترده‌ای از افراد حقیقی و حقوقی از شرکت‌های چند ملیتی گرفته تا کارگاه‌های چوب‌بری را مورد تهدید قرار دهند.‏
با این وجود به دلیل ماهیت پیچیده این پدیده و تناقض موجود در هدف و عملکرد فعالان این موضوع نمی‌توان آن را همتای دیگر مصادیق تروریسم مورد بررسی قرارداد، از طرفی هم برخی از افرادی که اکوتروریست نامیده می‌شوند تنها به تهدید به تخریب اموال و دارایی صدمه‌زنندگان به محیط زیست می‌پردازند و عملاً وارد خشونت مستقیم نمی‌شوند. از سوی دیگر نیت و هدف این اشخاص یعنی حفظ محیط‌زیست و دفاع از حقوق حیوانات باعث شده تا افکار عمومی دیدگاه منفی نسبت به آنان نداشته باشند. با این وجود گسترش تخریب طبیعت توسط شرکت‌های بزرگ چند ملیتی و آلوده سازی محیط زیست همزمان با گرایش بیشتر به خشونت و رادیکال‌تر شدن حامیان محیط زیست در کشورهای صنعتی غرب آینده مبهمی را در این عرصه نشان می‌دهد و به نظر می‌رسد تنها راه برون رفت از آن وضع قوانین فراگیر و حمایت بیشتر از محیط زیست در چارچوب حقوقی باشد تا هم راه را بر افراط‌گرایی بسته و هم از نابودی بیشتر محیط‌زیست جلوگیری کند.‏

code

Email this page

نسخه مناسب چاپ