نتایج انتخابات میاندوره ای؛ کابوسی برای ترامپ
افول «قدرت نرم» آمریکا
بخش دوم و پایانی
 

تاکید مفرط کاخ سفیدنشینان بر افزایش توان و «قدرت سخت» در بخش‌های نظامی و اقتصادی در نهایت به یکجانبه گرایی و بی‌توجهی نسبت به ارزش‌ها، هنجارها و قوانین بین‌المللی انجامیده؛ موضوعی که کاهش فزاینده قدرت نرم این کشور را در پهنه جغرافیای جهان به همراه داشته است.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش‌های خبری ایرنا، قدرت نرم ایالات متحده در دو سالی که از عمر دولت «دونالد ترامپ» رئیس جمهوری این کشور می گذرد، رو به افول نهاده که این موضوع ۱۲ آبان ماه بار دیگر در کلام مقام معظم رهبری انعکاس یافت. رهبر انقلاب که در آستانه روز دانش آموز و در دیدار با شماری از دانش‌آموزان و دانشجویان سخنرانی می کردند، ابتدا به تعریفی از قدرت نرم پرداخته و سپس اظهار کردند که «در یک نگاه وسیع ‌تر، قدرت و اقتدار و هیمنه آمریکا در دنیا، رو به افول و زوال است و آمریکای امروز به مراتب ضعیف ‌تر از آمریکای چهار دهه قبل است. چنین دیدگاهی فقط مختص به مقامات عالیرتبه جمهوری اسلامی نیست و بلندپایه‌ترین مدیران و مقامات سازمان‌های مهم بین‌المللی نیز سیاست‌های شتاب‌زده و نسنجیده ترامپ را دلیلی بر تنزل جایگاه آمریکا و مخدوش شدن وجهه این کشور می دانند.

به عنوان نمونه شهریوماه امسال «آنتونیو گوترش» دبیرکل سازمان ملل متحد در گفت وگو با مجله «آتلانتیک» به صراحت از روند رو به کاهش قدرت نرم آمریکا سخن به میان آورد. مهمترین دلیل دبیرکل سازمان ملل به اختلافات پیش آمده بین این سازمان بزرگ بین المللی و رئیس جمهوری آمریکا در قبال یکجانبه گرایی کاخ سفید در مسائلی همچون تغییرات اقلیمی و مهاجرت بر می گشت.

گوترش در این گفت وگو تاکید کرد که آمریکا امروز در تعارضاتی درگیر است که به لحاظ ماهیت با یکدیگر متفاوتند- در ارتباط با تجارت و در ارتباط با سایر موقعیت‌ها- و این بدان معناست که کشش و جذبه جامعه آمریکایی که چند دهه پیش یک فاکتور برجسته در روابط بین الملل به شمار می‌رفت، امروز از تأثیرگذاری کمتری برخوردار است.اما به راستی قدرت نرم چه مفهومی دارد و چه دلایلی باعث شده که بسیاری از صاحبنظران و کارشناسان به روند رو به زوال آن در آمریکا تاکید می‌کنند؟

از نگاه مقام معظم رهبری مفهوم قدرت نرم آن است که یک دولتی خواسته‌، نظر و عقیده‌ خود را به اطراف بقبولاند و آنها را به نظر خود اقناع کند. همچنین «جوزف‌نای» پژوهشگر سیاسی آمریکایی که از وی به عنوان «تئوریسین قدرت نرم» نام می برند، سال ۱۹۹۰نظریه خود را در کتابی با نام «ماهیت متغیر قدرت آمریکا» مطرح کرد و در آثار بعدی خود به تفصیل و تشریح آن پرداخت. نای قدرت نرم را به عنوان بخش مهمی از منابع قدرت ملی امریکا تلقی می کند و بر ضرورت بهره‌گیری از آن در سیاست خارجی آمریکا اصرار دارد.

از نگاه این تئوریسین روابط بین الملل، قدرت نرم برای نفوذ غیرمستقیم بر رفتار یا علائق سایر مجموعه‌های سیاسی از طریق ابزارهای فرهنگی یا ایدئولوژیکی به کار می رود. قدرت نرم در هر کشور از سه منبع نشأت می گیرد: فرهنگ (بخش‌هایی که برای دیگران جذاب است)، ارزش‌های سیاسی (زمانی که در داخل و خارج مطابق انتظار آن‌ها باشد) و سیاست‌های خارجی آن زمانی که مشروع و اخلاقی تلقی می شود.با نگاهی به سه منبع مذکور، می توان با سهولت بیشتری به بررسی سیاست خارجی آمریکا و چرایی افول قدرت نرم این کشور در سال‌های اخیر پرداخت. برخی ویژگی‌های سیاست خارجی آمریکا در دو سال گذشته عبارت بوده اند از: توجه بیش از حد به منافع خود و بی توجهی به منافع دیگران و حتی متحدان، راه اندازی جنگ تجاری با چهار گوشه دنیا، بی اعتنایی به قواعد و هنجارهای پذیرفته شده بین المللی و… .مسئولیت گریزی و پشت پا زدن به تعهدات و پیمان‌های بین المللی سیاستی است که آشکارا از سوی ترامپ پیگیری شده و در این مدت بارها اتفاق افتاده است.

دولت ترامپ چندی پیش بی‌اعتنا به افکار عمومی و جامعه جهانی از سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی ملل متحد (یونسکو) و همچنین شورای حقوق بشر این سازمان خارج شد. افزون بر آن، خروج آمریکا از پیمان تجاری شراکت فراآتلانتیک (تی.‌پی.‌پی)، توافقنامه اقلیمی پاریس، پیمان مهاجرتی سازمان ملل، قرارداد تجارت آزاد آمریکای شمالی (نفتا) و برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) از عمق مسئولیت گریزی ترامپ حکایت می کند. به باور ناظران، ترامپ از دریچه اقتصادی به مسائل جهانی می نگرد و حمایت‌های او از مسائل اخلاقی و بشردوستانه تنها جنبه شعاری و تبلیغاتی دارد. در همین ارتباط اواخر تیرماه امسال «جیمی کارتر» رئیس جمهوری اسبق آمریکا با نقد رفتارهای کاخ سفید در قبال مهاجران تاکید کرد که آمریکا هم اکنون جایگاه خود را به عنوان کشور حامی ملت‌ها و حقوق مردم جهان از دست داده است.

ایران و انتخابات پرماجرای آمریکا

برای بسیاری این سوال مطرح است که آیا پیروزی حزب رقیب ترامپ در کسب اکثریت مجلس نمایندگان آمریکا خواهد توانست مانعی بر سر راه سیاست‌های خصمانه او علیه تهران و تحریم‌های ضدایرانی ایجاد کند؟ انتخابات میان دوره ای کنگره آمریکا سه شنبه ششم نوامبر (میانه آبان ماه) برگزار شد و به پیروزی دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان و جمهوریخواهان در سنا انجامید. بسیاری از ناظران از تقسیم پیروزی بین دو حزب آمریکایی سخن می گویند اما واقعیت‌ها نشان می دهد که سهم دموکرات‌ها از نتیجه انتخابات میان دوره ای بیشتر و مطلوبتر بوده است.مهمترین عاملی که سبب شد تا «دونالد ترامپ» رخدادهای روز سه شنبه را پیروزی عظیم بخواند، تداوم و تقویت اکثریت جمهوریخواهان در مجلس سنا بود. البته این وضعیت برای بسیاری قابل انتظار بود زیرا انتخابات سنا برای تعیین یک سوم اعضای این مجلس در ایالت‌هایی برگزار شد که غالبا گرایش جمهوریخواهانه داشته اند مانند میزوری، ایندیانا و داکوتای شمالی. قابل توجه اینکه در ایالت جمهوریخواه دیگری چون تگزاس پیروزی سناتور جمهوریخواه در برابر رقیب دموکرات به سختی حاصل شد.انتخابات سنا هر دو سال یک بار برگزار شده و هر بار یک سوم اعضا این مجلس یکصد عضوی، برای دوره‌ای شش ساله انتخاب می شوند. همچنان هم که اشاره شد این دوره نوبت بسیاری از ایالت‌های جمهوریخواه بود تا دو سناتور خود را راهی کنگره سازند. انتخابات نمایندگان اما به دلیل گستردگی در سراسر کشور به شکل دماسنج سیاسی آمریکا عمل کرد و نارضایتی‌ها از دولت ترامپ موجب شد تا در مقابل ۱۹۳ کرسی جمهوریخواه، ۲۱۹ کرسی به دموکرات‌ها تعلق یابد. به این ترتیب، دموکرات‌ها پس از هشت سال توانستند اکثریت این مجلس را از آن خود سازند .این انتخابات به دلیل تشدید تقابل و اختلافات دو حزب در عرصه‌های داخلی و خارجی به یک هماوردی سنگین تبدیل شد و یکی از گرانترین و جدی‌ترین رقابت‌های تبلیغاتی و سیاسی را رقم زد. نتیجه انتخابات هم در نوع خود منحصر به فرد بود تا جایی که در این انتخابات از نامزدی همجنسگرا تا دو زن مسلمان سومالیایی و فلسطینی تبار توانستند به کنگره راه یابند. رای آوردن نامزدی افغانستانی با پیشینه پناهندگی، یک سرخپوست آمریکایی و شهروندی آمریکایی ایرانی تبار از دیگر رخدادهای این انتخابات بود.

پیش از برگزاری انتخابات برخی تحلیلگران بیان داشتند که پیروزی دموکرات‌ها باعث به جریان افتادن فرآیند استیضاح ترامپ در کنگره شده و دشواری‌های بسیاری را برای او به وجود خواهد آورد. گروهی نیز از فروکش اقدامات ضدایرانی کاخ سفید در صورتی پیروزی دموکرات‌ها سخن به میان آوردند.

در نخستین واکنش به نتیجه انتخابات، «نانسی پلوسی» رهبر دموکرات‌ها در کنگره اعلام داشت این نتیجه ورای رقابت‌های دموکرات- جمهوریخواه منجر به احیای قانون اساسی برای نظارت بر دولت ترامپ خواهد شد. با این حال پلوسی به تازگی اعلام کرده با آغاز به کار کنگره جدید که دو ماه دیگر گشایش می یابد، به دنبال کشمکش با دولت نخواهد رفت و جسورانه نقاط اشتراک را جست‌وجو خواهد کرد. آنچه مشخص است ورای تعارفات دیپلماتیک میان نخبگان آمریکایی، تضادها میان دو حزب دموکرات و جمهوریخواه در یکی از جدی‌ترین حالات خود طی دهه‌های اخیر بوده و به همین خاطر بسیاری از ناظران، جامعه سیاسی آمریکا در دوره کنونی را جامعه ای دوقطبی توصیف می کنند.

نقطه شروع این دو قطبی شدن نیز تلاش بی سابقه ترامپ برای تاراج و از بین بردن کارنامه و میراث دولت دموکرات «باراک اوباما» در زمینه‌های مختلف داخلی و خارجی بود که با واکنش این حزب روبرو شد.در این جامعه دوقطبی، در برابر ترامپ و هواداران سیاست‌های پوپولیستی وی که به وعده‌ها و شعاریش برای رونق اقتصاد و توسعه اشتغال امید فراوانی بسته اند، دموکرات‌ها، نخبگان جامعه و طیف وسیعی از رسانه‌ها و شهروندان طبقات میانی و همچنین مهاجران و اقلیت‌ها و حتی عده ای از جمهوریخواهان سنتی قرار گرفته‌اند تا سیاست‌های هنجارستیز او را مهار کنند. مهمترین ابزار سیاسی و قانونی که می توانست مسیر تصمیم سازی‌های ترامپ را به شکلی جدی مسدود سازد، کسب دوسوم کرسی‌های کنگره شامل مجلس نمایندگان و سنا بود تا بخشی از اختیارات رئیس جمهوری به ویژه حق وتو وی را بی اثر کند.

این در حالی است که همچنان مجلس سنا در اختیار حزب متبوع ترامپ خواهد بود و وی با اتکا به همین برتری خواهد توانست در دو سال آینده برخی برنامه‌های خود را پیش ببرد. با این حال، کمیته‌های داخلی مجلس نمایندگان می تواند به کانون‌هایی چالش ساز برای سیاست‌های ترامپ مبدل شود و برنامه‌های اجتماعی وی را با اختلال مواجه سازد به ویژه اینکه طی دو سال گذشته سرنوشت خدمات بیمه عمومی موسوم به «اوباماکر» به عنوان یکی از مهمترین دستاوردهای دولت پیشین محل اختلاف سازش‌ناپذیر دو طرف بوده است.افزون بر آنچه گفته شد کمیته‌های مجلس نمایندگان از این قابلیت برخوردار است تا پرونده‌هایی چون اظهارنامه مالیاتی مشکوک و پرابهام رئیس جمهوری و اتهام همکاری با روس‌ها در انتخابات سال ۲۰۱۶ را با هدف فشار مضاعف بر ترامپ به جریان اندازد.با وجود این ، کمیته سیاسی خارجی سنا به عنوان یکی از مهمترین نهادهای تاثیرگذار بر سیاست خارجی آمریکا همچنان در اختیار جمهوریخواهان است. به همین خاطر برخی تحلیلگران می گویند به رغم پیروزی نسبی دموکرات‌ها در انتخابات اخیر، رقبای ترامپ ابزارهای چندانی برای تاثیرگذاری مستقیم بر رفتارهای خارجی دولت نخواهند داشت.

پیش از انتخابات بود که کاخ سفید ادعایی را در زمینه مداخله‌جویی کشورهایی چون روسیه، چین و ایران در انتخابات آمریکا مطرح ساخت. پشتوانه اصلی این ادعا نیز مطلوبیت کنار رفتن دولت جمهوریخواه برای دولت‌هایی چون جمهوری اسلامی ایران بود که در دوره ترامپ با خصمانه ترین سیاست‌ها و بازگشت تحریم‌های هسته ای مواجه بوده اند.صرف نظر از بی پایگی و تعجب برانگیز بودن چنین ادعایی که از سوی دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران نیز قویاً رد شد، بسیاری پیامدهای انتخابات آمریکا را در سیاست‌های این کشور در قبال ایران مورد توجه قرار داده اند.

به صورت مشخص بیش از فشار احتمالی رقبای سیاسی بر ترامپ بخاطر خروج از توافق هسته ای به عنوان یکی مهمترین نقاط کارنامه سیاست خارجی دولت پیشین و تبعات ایران ستیزی و تحریم‌های ضدایرانی که آمریکا را در یک سو و جامعه بین المللی را در سوی دیگر قرار داده و بر اختلافات میان واشنگتن و متحدانش دامن زده، واقعیات بین‌المللی بر این سیاست‌ها تاثیرگذاره بوده و خواهد بود. ترامپ پیش از این از تحریم‌هایی خردکننده و فلج کننده برای ایران خبر داده بود، حال آنکه در آستانه دور تازه تحریم‌ها از بسیاری از اهداف اعلانی خود عقب نشست و این نشان داد حتی در صورت ایجاد اجماعی دموکرات- جمهوریخواه برای شدت عمل در برابر تهران، سازواری چندانی در سطح بین المللی برای تحقق این هدف وجود ندارد.

یکی از مهمترین زمینه‌های این ناسازواری را هم خود ترامپ با ستیزه جویی‌های بین المللی و هنجارشکنی‌های خود به وجود آورد. نکته دیگری که در این زمینه می توان به آن اشاره کرد درگیری‌های رو به افزایش ترامپ با دموکرات‌ها در جامعه سیاسیِ به شدت دوقطبی آمریکا است. از دید برخی ناظران، طی دو سال باقی مانده تا پایان دولت ترامپ، دموکرات‌ها از هیچ تلاشی برای ایجاد چالش در برابر برنامه‌های وی فروگذار نخواهند کرد و بخش بیشتری از توان ترامپ معطوف به تحقق وعده‌های داخلی خواهد شد؛ وضعیتی که شاید موجب شود رئیس جمهوری آمریکا از ماجراجویی‌ها تازه در سطح بین‌المللی کاسته و بیش از پیش به قواعد حاکم بر کنشگری داخلی و خارجی تن در دهد.

Email this page

نسخه مناسب چاپ