برنامه‌ریزی برای حضور همه ستاره‌ها در جام جهانی بسکتبال
 

تیم ملی بسکتبال ایران با تیمی متحول شده و در غیاب تأثیرگذارترین بازیکن بیش از یک دهه اخیر خود یعنی حامد حدادی پرافتخارترین پست پنج آسیا‌ توانست از سد فیلیپین بگذرد و یکبار دیگر مسافر جام جهانی شود. البته این تیم ارسلان کاظمی، صمد نیکخواه بهرامی و سجاد مشایخی را هم در ترکیب نداشت و عملاً با حضور یکی دو تن از بازیکنان ثابت خود در کنار نیمکت‌نشینان گذشته که به یار ثابت تبدیل شده بودند به برتری مقابل فیلیپین رسید در حالیکه فیلیپین هم، پس از شکستهای اخیر در مقابل ایران، با تیمی تقویت شده به میدان آمد.

برای پیروزی در یک بازی بسکتبال، بیش از هر موردی، داشتن مهره‌‌های با قابلیت، مهم است و در کنار این مهره‌ها، برنامه‌های تأثیرگذار کادر فنی با نسبتی ۱۰ تا ۲۰ درصدی می‌توانند در پیروزی‌ها یا شکست‌ها، ایفای نقش کنند. برنامه‌‌هایی فنی که چنانچه باهوش و زیرکی مربی تلفیق شوند بدون‌شک تأثیرگذاری دوچندانی خواهد داشت و همین زیرکی هم هست که در تقابل تیمهای همسطح و حتی در رویارویی دو تیمی که یکی‌ درصد کمی از دیگری ضعیف‌تر است حکم به پیروزی تیم ضعیف‌تر می‌دهد. اتفاقاتی که بدون‌شک در بازی با فیلیپین رخ داد.

شرایط دو تیم در یک مسابقه

اگرچه در یک مسابقه ۴۰ دقیقه‌ای بسکتبال ۵ تایم استراحت برای مربیان تعریف شده اما بدون تردید تأثیرگذارترین زمانی که یک مربی می‌تواند نظرات خود را به بازیکنان القا کرده و اشتباهات آنان را گوشزد کند، تایم استراحت ۵۰‌ثانیه‌ای نیست چرا که استرس و اضطراب بازی اجازه نمی‌دهد تا بازیکنان در آن شرایط سنگین‌ درصد بالایی از نظرات مربی را متوجه و در ادامه، در زمین اجرا کنند بخصوص که عموم تایم‌های استراحت زمانی درخواست می‌شود که عملکرد بازیکنان مناسب نبوده است و همین‌ ماجرا هم استرسها را بیشتر می‌کند.

اما ۱۵ دقیقه استراحت بین دو نیمه، بهترین زمانی است که یک مربی می‌تواند به ضعفهای بازیکنان و تیم اشاره کرده و برنامه‌های جایگزین مقابله‌ای خود را اعلام کند چون در این تایم نسبتاً طولانی ۱۵ دقیقه‌ای، بازیکنان از استرسهای سنگین بازی دور شده و با آرامش می‌توانند به نظرات مربی گوش داده و به خوبی آنرا درک کنند. به همین دلیل، تایم استراحت بین دو نیمه به نیمه مربیان معروف شده است. نیمه‌ای که می‌تواند دو چهره متفاوت از یک تیم در یک مسابقه به نمایش بگذارد. در این رهگذر اما شرایط تیم برنده در نیمه اول با تیم بازنده در این نیمه، کاملاً متفاوت است. تیم برنده از آنجا که عموماً در طول بازی از حریف پیش بوده است، فقط به مواردی جزیی اشاره و بر مواردی که در نیمه اول در زمین اجرا شده، پافشاری می‌کند و زمان ۱۵ دقیقة ایده‌آل به همین شکل به پایان می‌رسد. اما مربی تیم بازنده در نیمه اول، حرفها و برنامه‌های بسیار زیادی برای جبران نقصان‌های تیمش در نیمه اول دارد که چنانچه این برنامه‌ها تأثیرگذار بوده و البته قابلیت‌های بازیکنان هم به گونه‌ای باشد که بتوانند در مقابل تیم برنده نیمه اول، آنرا اجرا کنند، نتیجه می‌تواند تغییر کند که ‌ این ماجرا در جائیکه تیم برنده از قدرت بالاتری برخوردار است، کمتر به نتیجه می‌رسد.

ایجاد شرایط مصنوعی

این شرایط عادی دو تیم در یک بازی است حال اگر یک مربی با شناخت کاملی که از قابلیت‌های فنی بازیکنان و کار گروهی تیمش دارد و از نظر نیرو و توان به تیم مقابل هم نزدیک و همسان است چنانچه بتواند بازنده در نیمه اول به رختکن برود، شرایط مصنوعی را برای تیم مقابل ایجاد می‌کند تا او در نیمه مربیان حرف چندانی برای گفتن نداشته باشد و در عوض، خودش برنامه‌های اصلی و تاکتیکی را به بازیکنان منتقل می‌کند چون می‌داند با نزدیک‌شدن به حریف و گذشتن از سد او در طول نیمه دوم، مربی حریف حتی با گرفتن تایم‌های استراحت هم، طرفی نخواهد بست چون این‌بار علاوه بر بازیکنان،‌ خود مربی هم، با فشار استرس مواجه است و نمی‌تواند بهترین تصمیم را داشته باشد در جائیکه استرسهای دو چندان بازیکنان هم،‌ اجازه نمی‌دهد که بتوانند شرایط را در زمین به نفع خود تغییر دهند و این ماجرا لحظه به لحظه نابسامانی را برای این تیم بهمراه آورده و عدم هماهنگی و تداخل بازیکنان در کار یکدیگر از یک طرف و عدم تمرکز برای اداره‌کردن بازی از طرف دیگر در اکثر مواقع، حکم به شکست تیم برنده نیمه اول می‌دهد. اتفاقی که نگارنده آنرا تجربه کرده و در سال ۲۰۰۹ که هدایت تیم نوجوانان در اولین دور مسابقات نوجوانان آسیا را بر عهده داشته، حریفان شاخص و سرسختی مثل ژاپن، چین تایپه و فیلیپین را در پروسه رسیدن به مقام سوم آسیا را با همین فلسفه از پیش رو برداشته چون تیمی متکی به دفاع بسیار فشرده داشتم که آن زمان در نوع خود بی‌نظیر بود و این دفاع منجر به ضد‌حملات و نفوذ به سمت سبد و بطور کلی بازی نزدیک به سبد می‌شد و به این ترتیب با سرعت یافتن بازی، حریف فرصت سازمان‌دهی دفاعی را نمی‌یافت و نهایتاً در این نابسامانی با بالارفتن خطاهای شخصی امتیازات فراوانی را از دست می‌داد. شاید به همین خاطر هم هست که از آن سال به بعد حتی وقتی که تدارکات بهتری داشتیم و میزبانی هم بر عهده ما بود تا به امروز نتوانسته‌ایم آن مقام را تکرار کنیم!‌

شاهین طبع برنده نیمه مربیان

در بازی مقابل فیلیپین، این اتفاق بطور عینی دیده شد. تیم ملی متحول شده کشورمان در یک بازی نزدیک کژدار و مریز نیمه را به پایان برد در حالیکه در طول هر دو کوارتر، برتری فیلیپینی‌ها حفظ شد و تیم ملی طوری بازی کرد که به‌نظر نمی‌رسید بتواند از پس حریف برآید. اما در نیمه دوم کاملاً شرایط عوض شد و شروع کار ایران با دفاعی بسیار سنگین باعث لورفتن توپهای فیلیپینی‌ها و منجر به ضد‌حملات و بازی نزدیک به سبد ایران شد که اما با توجه به قابلیت‌های بازیکنان نیمکت‌نشین‌گذشته و تبدیل‌شدن آنان به بازیکنان ثابت‌ در این بازی تعدادی از این ضدحملات به گل هم تبدیل نشد با این حال آوازه کار فیلیپینی‌ها از همان آغاز کوارتر سوم از هم پاشید و اوج کار شاگردان شاهین طبع هم در کوارتر چهارم بود که با این شرایط و فاصله‌گرفتن از پرتاب‌های راه دور و با تکیه بر ضد حملات و نفوذ‌ به سمت سبد بارها از حریف خود خطا گرفته و پشت خط پرتاب آزاد قرار گرفتند و نهایتاً پیروز از میدان سخت فیلیپین پرتماشاچی‌ خارج شدند.

شاهین طبع با زیرکی خاصی‌ اجازه نداد که فیلیپینی‌ها در نیمه اول تمام توان ایران را ببینند و از طرفی با اضافه کردن بازیکنانی دفاعی به ترکیب تیم در این بازی مثل حسین‌زاده، در نیمه دوم برنامه‌های موردنظر خود را اجرا کرد تا نیمه مربیان را در یک بازی حیاتی و حساس به نام خود ثبت کند.

میدان مهم جام جهانی

تیم ملی با این پیروزی به جام جهانی صعود کرد و بر فرض یک احتمال بسیار ضعیف اگر در پایان پنجره ششم، فیلیپین بتواند با ایران هم امتیاز شود، حکم صعود به نفع ایران صادر خواهد شد چون در بازی رودررو فیلیپین را شکست داده است و کار به تفاضل گل نخواهد رسید چراکه تفاضل گل زمانی اتفاق می‌افتد که چند تیم به امتیازی مشابه برسند.

با این حال هنوز قسمت دوم و مهمتر ماجرا باقی مانده است یعنی مسابقات جام جهانی. مسابقاتی که پیش از این هم طی سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۴ در آن حضور داشتیم و به نسبت دو دوره حضور، خوب هم ظاهر شدیم بخصوص که حتی یکی از حریفان اروپایی مطرح، در مرز شکست با ایران هم قرار گرفت. بنابر این می‌طلبد که در جام جهانی آینده صرفاً افتخار حضور، هدف نباشد بلکه باید ارتقائی را از خود نشان دهیم. برای مثال تیم فوتبال در جام جهانی ۲۰۱۸ نهایتاً نتوانست نتایجی بهتر از دوره‌های گذشته را کسب کند امّا هیچکس نیست که بتواند عملکرد درخشان بازیکنان و تیم ملی را زیر سئوال ببرد بخصوص که اگر قدر موقعیتهای گلزنی، بهتر دانسته می‌شد، فوتبالیست‌هایمان به مرحله بعدی هم صعود می‌کردند، همان برنامه‌ای که مدنظر کادر فنی و فدراسیون هم بود، امّا نهایتاً تحقق نیافت.

شرایط برای تیم ملی بسکتبال هم باید به همین‌گونه باشد یعنی اولین هدف باید صعود به مرحله بعدی باشد ـ که با توجه به زیادشدن تعداد تیمهای شرکت‌کننده در جام جهانی ۲۰۱۹ چین، شرایط از دوره‌های قبلی بهتر هم شده است ـ و اگر هم این اتفاق نیفتاد باید ملی‌پوشان عملکردی قابل قبول‌‌ و رقابتی جذاب و نزدیک با رقبای خود داشته باشند نه اینکه از پیش باخته و برای زنگ تفریح دیگران به میدان بروند. حال این سئوال پیش می‌آید که‌ با تیمی که در حال حاضر موجود است ـ در غیاب حامد حدادی، ارسلان کاظمی، صمد نیکخواه بهرامی و سجاد مشایخی ـ آیا این هدف‌ عملی خواهد بود؟

یک نکته مثبت

در مسابقات اخیر تیم ملی در پنجره پنجم انتخابی جام جهانی حامد حدادی، بهترین پست پنج آسیا و استثنایی‌ترین بازیکن ایران طی بیش از یک دهه اخیر در ترکیب تیم ملی حضور نداشت علی‌رغم اینکه به تیم ملی دعوت شد، صمد نیکخواه بهرامی هم دعوت شده بود امّا، بدلایل شخصی تیم را همراهی نکرد. سجاد مشایخی هم بدلیل مصدومیت نتوانست تیم ملی را همراهی کند و فقط عدم دعوت از ارسلان کاظمی بازیکن پست چهار ایران سئوال‌برانگیز بود.

در قبال غیبت این چند بازیکن (بجز سجاد مشایخی) در ترکیب تیم ملی و البته با توجه به شواهد و قراینی، فرضیه‌هایی مطرح شد مبنی بر اینکه اختلافاتی بین این بازیکنان با کادر فنی و سرپرستی و یا فدراسیون بوجود آمده که تصمیم گرفته‌اند تیم ملی را همراهی نکنند.

موردی که امّا تا به امروز از طرف هیچکدام از طرفین به دلایل آن به طور شفاف اشاره نشده و همین مسکوت گذاشته شدن قضیه یک نکته مثبت به حساب می‌آید. نکته‌ای که می‌تواند تأیید کند که چنانچه اختلاف یا اختلافاتی هم وجود داشته باشد،‌ آنقدر بزرگ نیست که غیرقابل حل باشد. بنابراین می‌توان امیدوار بود که این بازیکنان در مراحل بعدی چه در پنجره ششم انتخابی جام جهانی و چه در مسابقات جام جهانی تیم را همراهی کنند.

لزوم حضور ستاره‌ها

در پنجره ششم تهران میزبان ژاپن و استرالیا خواهد بود و قاعدتاً هم تماشاگران پرتعداد انتظار دارند نمایش دلپذیر ستاره‌های خود را ببینند و هم حق ستاره‌های بزرگ که چندین سال برای بسکتبال زحمت کشیده‌‌اند و باعث موفقیت‌های کم‌نظیر شده‌اند، هم هست که مقابل چشم هواداران به میدان بروند.

امّا میدان مهمتر، میدان جام جهانی است. جائی که هر کشوری با تمام نیروهای موجود در آن حضور می‌یابد و هر چه در توان دارد رو می‌کند چون میدانی‌هایی مثل جام جهانی یا المپیک، میدان تجربه‌اندوزی نیست بلکه میدان نتیجه‌گیری است و در ویترین بسکتبال هر کشور، قرار می‌گیرد.

پس فرصت باقی مانده تا پنجره ششم انتخابی جام جهانی ۲۰۱۹ چین یعنی اسفندماه و مهمتر از آن فرصت حدود ۹ ماهه باقی مانده تا جام جهانی،‌ زمان مناسبی است که شرایط به گونه‌ای رقم بخورد تا تمام ستاره‌های تیم ملی‌ در ترکیب حضور داشته باشند در حالیکه قسمت مهمتر، مسابقات جهانی است. یعنی با توجه به اینکه تا پنجره ششم انتخابی جام جهانی ممکن است مصدومیتها‌ مسائل شخصی یا حضور در تیمهای باشگاهی، باعث شود تا همه ستاره‌ها در کنار تیم ملی نباشند امّا پس از آن شرایط مهیاتر خواهد شد تا بسکتبال با تمام توان برای جام جهانی، آماده شود.

* قاسم کیانی

Email this page

نسخه مناسب چاپ