گفتگوی مامور سابق اف.بی.آی با نشریه آمریکایی:
حاج قاسم؛ از تحقیر آمریکایی‌ها تا تقویت محور مقاومت
بخش دوم و پایانی
 

ماهنامه وابسته به آکادمی نظامی ایالات متحده موسوم به «وست پوینت»، بخش عمده‌ای از گزارش خود را به بررسی فعالیت‌ها و نقش محوری سرلشکر سلیمانی در منطقه اختصاص می‌دهد که نکات مهم این بخش، به شکلی بسیار خلاصه از قرار زیر است:

سوریه، نجات اسد:

پس از آغاز جنگ داخلی در سوریه در سال ۲۰۱۱، سلیمانی به بخشی از شبه‌نظامیان عراقی تحت امر خود دستور داد تا برای دفاع از حکومت اسد راهی سوریه شوند. به همین منظور، وی همچنین گروه‌های شبه‌نظامی شیعه جدیدی را نیز تأسیس کرد؛ از جمله این گروه‌ها، لشکر فاطمیون (متشکل از افغانستانی‌های ساکن ایران) و تیپ «زینبیون» (متشکل از پاکستانی‌ها) بودند. نیروهای تحت فرمان سلیمانی در بسیاری از عملیات‌های تهاجمی مهم جنگ سوریه، از جمله بازپس‌گیری شهر «قصیر» از شورشیان، نقش حیاتی داشتند. سلیمانی با وفادار ماندن به سبک اصلی خود، به دنبال یکپارچه کردن قدرت دولت و شبه‌نظامیان بوده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که رهبران گروه‌های شبه‌نظامی لبنانی و عراقی در ستاد فرماندهی مخفی سلیمانی در دمشق، در کنار ژنرال‌هایی از ایران و سوریه فعالیت می‌کنند.

عراق، تشکیل حشدالشعبی:

ماه ژوئن سال ۲۰۱۴، نیروهای داعشی توانستند موصل (شهری با حدود ۲ میلیون نفر جمعیت در شمال عراق) را تسخیر کنند. ده‌ها‌هزار نفر از نیروهای ارتش و پلیس فدرال عراق، به محض مواجهه با پیش‌روی جهادگراها، یونیفرم‌هایشان را از تن بیرون آوردند و پا به فرار گذاشتند. تا ماه اکتبر سال ۲۰۱۴، داعش به حومه بغداد رسیده بود و فرودگاه بین‌المللی اصلی این شهر را خمپاره‌باران می‌کرد. در غیاب یک ارتش قابل‌اعتماد در عراق، یک نفر باید می‌بود که پایتخت را نجات بدهد. سلیمانی این‌بار به برخی از شبه‌نظامیان عراقی که موظف به دفاع از اسد شده بودند، دستور داد برای نجات دولت خودشان به عراق برگردند. این شبه‌نظامیان، خود را در قالب نیروهای بسیج مردمی (موسوم به «حشدالشعبی»، سازمانی فراگیر از نیروهای غیردولتی با مسئولیت هماهنگی با دولت در بغداد) سازمان‌دهی کردند. اگرچه همه نیروهای حشدالشعبی تحت کنترل مستقیم سلیمانی نیستند، اما نیروهای سلیمانی یکی از بزرگ‌ترین گروه‌های تشکیل‌دهنده حشدالشعبی هستند و عموماً در شدیدترین درگیری‌ها حضور داشته‌اند. به عنوان نمونه، این نیروها اوایل سال ۲۰۱۵ در بازپس‌گیری شهر «تکریت» نقش محوری داشتند؛ نبردی که بارها تصاویر خود سلیمانی در خط مقدم آن منتشر شد. حیدرالعبادی، نخست‌وزیر وقت عراق، طی سخنرانی خود در نشست مجمع جهانی اقتصاد، ضمن تقدیر از ایران، شخصاً از قاسم سلیمانی به عنوان یکی از اصلی‌ترین متحدان عراق در مبارزه با داعش نام برد. داعش امروز دیگر منطقه خاصی را در عراق تحت کنترل ندارد .

روسیه، احضار خرس:

اواسط سال ۲۰۱۵در سوریه، همه چیز دقیقاً آن‌گونه که سلیمانی می‌خواست پیش نمی‌رفت. برخی نیروهای اسد دست به خیانت و فرار می‌زدند و بنابراین شبه‌نظامیان عراقی، افغانستانی و پاکستانی تحت حمایت ایران در مبارزه با شورشیان برای کنترل بزرگ‌ترین شهر سوریه، یعنی حلب، تقریباً تنها مانده بودند . این نیروها نیاز به حمایت یک قدرت خارجی بزرگ‌تر داشتند؛ قدرتی که ظرفیت قدرتمندی در جنگ هوایی داشته باشد. طبیعتاً واسطه این معامله هم کسی نبود جز ژنرال شماره یک در صحنه نبرد: قاسم سلیمانی. ماه جولای سال ۲۰۱۵، سلیمانی برای گفت‌وگو با وزیر دفاع روسیه، و به گزارش برخی منابع، شخص پرزیدنت پوتین (ظاهراً سوار بر یک هواپیمای عمومی) به مسکو پرواز کرد. چند هفته بعد، سلیمانی به سوریه برگشته بود و داشت یک حمله هماهنگ‌شده را علیه گروه‌های شورشی تحت پوشش عملیات سنگین هوایی روسیه فرماندهی می‌کرد. مداخله پوتین، ورق جنگ را به شکلی تعیین‌کننده به سود اسد برگرداند و ماه دسامبر سال ۲۰۱۶، چند روز پس از بازپس‌گیری حلب توسط نیروهای شبه‌نظامی سلیمانی و ارتش سوریه، تصاویری از او منتشر شد که نشان می‌داد دارد از بقایای قلب تاریخی شهر حلب دیدن می‌کند.

لبنان، تقویت متقابل:

تهران برای توسعه «محور مقاومت» دلایل اقتصادی هم دارد، به ویژه این‌که تهران اگر می‌خواهد بالأخره یک روز خط لوله سطحی مدنظرش را، که از مدت‌ها پیش برنامه‌ریزی کرده، از میدان گازی غول‌پیکر پارس جنوبی تا دریای مدیترانه بکشد، به اعضای این محور نیاز دارد. هلال ایران تا لبنان، پیشاپیش معادلات ژئوپلتیک خاورمیانه را تغییر داده است و اگر قدرت پتروشیمی هم [به سود محور مقاومت] به این معادله افزوده شود، قدرتی ایجاد خواهد شد که بدون شک باید آن را مدنظر قرار داد. با این وجود، بزرگ‌ترین نگرانی تهران [مسائل اقتصادی نیست، بلکه] حفظ کوریدور حمایتی این کشور از مهم‌ترین نیروی نیابتی منطقه‌ای و جهانی‌اش یعنی حزب‌الله لبنان است. این حمایت تقریباً به همان اندازه که برای حزب‌الله اهمیت دارد، برای ایران هم مهم است. حزب‌الله احتمالاً مهم‌ترین بازیگر غیردولتی در خاورمیانه امروز است. اگر این گروه نبود، نیروی قدس سلیمانی نمی‌توانست این‌گونه در خارج از ایران فعالیت کند و اگر نیروی قدس، این اندازه قدرتمند نبود، قدرت ایران در منطقه هم به هیچ عنوان به اندازه امروز سهمگین نبود.

یمن:

برنامه‌های سلیمانی برای دستیابی به هژمونی منطقه‌ای، به سوریه، عراق و حزب‌الله ختم نمی‌شود. وی اکنون در انتهای جنوبی شبه‌جزیره عربستان، بر حمایت ایران از یک گروه مسلح شیعه دیگر تأکید می‌کند: انصارالله یمن، یا همان جنبش حوثی‌ها. با این وجود، در حالی که سعودی‌ها میلیاردها دلار پول بی‌حساب (به عقیده «بروس ریدل» کارشناس خاورمیانه، دست‌کم ۵تا ۶میلیارد دلار در ماه) را خرج عملیات‌های هوایی وحشیانه خود در یمن می‌کنند، ایرانی‌ها در مقایسه با سعودی‌ها چند پِنی [در حد چند شاهی] بیش‌تر در یمن خرجِ سرمایه‌گذاری کوچک خود نمی‌کنند. [دلیل این کم‌خرجی آن است که] سلیمانی در یمن گنجینه‌ای از تجربه در برخورد با تنش‌ها را در کنار حضور مستقیم میدانی در قالب مستشاران حزب‌الله و سپاه پاسداران در اختیار دارد تا این تجربه را به کار ببندد.

علی صوفان در اواخر گزارش خود با اشاره به محبوبیت فوق‌العاده حاج قاسم در ایران، می‌نویسد که این محبوبیت «طبیعتاً این سؤال را پیش می‌آورد که آیا وی برای رسیدن به یک جایگاه سیاسی، چه‌بسا حتی ریاست‌جمهوری، تلاشی خواهد کرد یا خیر. وی سپس رو به گمانه‌زنی می‌آورد: «مردم ایران با توجه به خروج آمریکا از توافق هسته‌ای و تنش‌های کنونی با عربستان، به طور فزاینده‌ای به سوی [اتحاد و] ملی‌گرایی سوق پیدا کرده‌اند. ایرانی‌ها پس از آن‌که [با رأی دادن به روحانی] رویکرد سخت‌گیرانه احمدی‌نژاد نسبت به مذاکره هسته‌ای با آمریکا را رد کردند، اکنون به نظر می‌رسد به همان اندازه آماده هستند تا رویکرد روحانی را هم (که تصویر یک «شیخ دیپلمات» را از خود ترسیم کرده بود)، کنار بگذارند. به این ترتیب به نظر می‌رسد یک تغییر و تحول تاریخی در فضای سیاسی ایران احتمالاً در پیش است و شواهدی قوی وجود دارد مبنی بر این‌که ایرانی‌ها بیش از پیش تمایل دارند که راه ثالثی را [جدای از اصول‌گرایی و اصلاح‌طلبی] در نظر بگیرند: یک رئیس‌جمهور نظامی . اگر چنین باشد، طبیعتاً سلیمانی نامزد پیشتاز خواهد بود. نظرسنجی اخیر دانشگاه مریلند آمریکا نشان می‌دهد که حدود ۶۵درصد از ایرانی‌ها دیدگاهی «بسیار مثبت» نسبت به ژنرال سلیمانی دارند و این یعنی وی ۲۸درصد نسبت به نزدیک‌ترین رقیب خود یعنی محمدجواد ظریف پیش است .

تحولات خاورمیانه ایرانی‌ها را با یکدیگر متحد کرده است

مرکز مبارزه با تروریسم البته بلافاصله احتمال تلاش سردار سلیمانی برای ورود به دنیای سیاست را تقریباً رد می‌کند و یادآور می‌شود: «خود سلیمانی، علاقه اندکی به ورود به دنیای سیاست نشان می‌دهد. به نظر نمی‌رسد وی تلاش کرده باشد تا از مشکلات بزرگی که روحانی با آن‌ها مواجه است، به سود خود استفاده کند. اتفاقاً سخنانی که سلیمانی ماه جولای سال ۲۰۱۸در همدان گفت، تا اندازه‌ای به معنای حمایت قاطع از رئیس‌جمهورش بود. وی طی انتخابات‌های گذشته، مکرراً داشتن هرگونه برنامه‌ای برای ریاست‌جمهوری را تکذیب کرده و در پاسخ به درخواست‌ها از خودش برای شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری سال گذشته نیز گفت که تا آخرین روز زندگی‌اش در لباس یک سرباز به جمهوری اسلامی و ملت ایران خدمت خواهد کرد.

خاورمیانه، عرصه «هنرنمایی رزمی» حاج قاسم

مأمور ارشد سابق پلیس فدرال آمریکا در بخش نتیجه‌گیری گزارش خود درباره قدرت منطقه‌ای ایران اذعان می‌کند: «سلیمانی طی سخنرانی خود در همدان، خطاب به پرزیدنت ترامپ، از قدرت کشورش در جنگ‌های نامتقارن گفت.

از طرف دیگر و در همین راستا، هم سرتیپ «اسماعیل قاآنی» معاون سلیمانی، و هم سرلشکر محمدعلی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران اخیراً تشکیل موجودیتی را علناً اعلام کرده‌اند که خودشان آن را «بسیج بین‌المللی» می‌نامند. این‌ها ادعاهای بی‌اساس هم نیستند. سلیمانی (که گزارش‌ها خبر می‌دهند کمربند مشکی کاراته را دارد) نوعی از هنرهای رزمی را بلد است که در آن، فرد حریفان بزرگ‌تر از خودش را وسوسه می‌کند تا عملی انجام بدهند که به ضرر خودشان تمام شود. در ادامه و در توضیح این‌که سردار سلیمانی چگونه از این «هنر رزمی» در خاورمیانه استفاده می‌کند، می‌خوانیم: «تهاجم سال ۲۰۰۳آمریکا به عراق خلأ قدرتی را در این کشور ایجاد کرد که نیروهای نیابتی ایران کاملاً از آن استقبال و آن را پر کردند. همین مسئله در نهایت موجب شد تا نیروهای آمریکایی وادار شوند عراق را ترک کنند. بعدها، با ظهور داعش، آمریکا مجبور شد تا بین بد و بدتر یکی را انتخاب کند و این به آن معنا بود که در یک وضعیت عجیب و غیرقابل‌باور، جنگنده‌های آمریکایی عملاً وظیفه حمایت هوایی از شبه‌نظامیان سلیمانی در جنگ علیه داعش را به عهده گرفتند.

در یمن هم امروز عملیات چند میلیارد دلاری سعودی‌ها که با هدف نابود کردن نیروهای نیابتی ایران در این کشور [انصارالله] طراحی شده بود، نتیجه عکس داده و در عوض [با توجه به جنایت‌های سعودی‌ها و در نتیجه وحدت یمنی‌ها حول محور مقاومت] عملاً تبدیل به مؤثرترین نیروی عضویابی حوثی‌ها شده است.نشریه آکادمی نظامی آمریکا، گزارش خود را با این اقرار به پایان می‌رساند: «محور مقاومت تحت رهبری ایران بر اساس اقدامات نیروهای نیابتی تحت کنترل سلیمانی در عراق، سوریه، لبنان و یمن، و همچنین بر اساس موفقیت ایران در تلفیق نیروهای شبه‌نظامی و دولتی در تک‌تک این کشورها، اقدام به تقویت خود کرده است. موفقیت‌آمیز بودن این مدل، طی چند سال آینده، اگر نگوییم چند دهه آینده، در سراسر خاورمیانه پیامدهایی منفی برای دشمنان جمهوری اسلامی را به دنبال خواهد داشت.

Email this page

نسخه مناسب چاپ