یادداشت
* حکم تازه مبارک…
فتح الله آملی
سرانجام پس از جنجالها و حرف و حدیثها و تأخیر به اعتقاد حقیر غیر لازمی که بسترساز حاشیه‌ها و نقد و نظرهای عجیب و غریبی شد، حکم شهردار تهران صادر و او از امروز سکان اداره شهر را در دست گرفت.

شهرداری تهران اما همانطور که گفته‌اند و گفته‌ایم اگر اهمیتی بیش از وزارت نداشته باشد کم از آن ندارد. نه تنها بدین خاطر که کلانشهر بزرگی است با حدود ده میلیون جمعیت، و نه بدین خاطر که خوشبختانه یا متاسفانه هم مهمترین مرکز سیاسی کشور است و هم مهمترین مرکز تجاری کشور و نه به خاطر جمعیت زیادش یا وسعتش و یا مراکز تجاری لوکس و گرانش ـ که البته همه اینها در اهمیت آن اثرگذار است بلکه باز خوشبختانه یا متاسفانه این شهر نقش مهمی در ایجاد الگوی اقتصادی اجتماعی و سرمایه‌گذاری در کل جغرافیایی کشور دارد و این نکته اخیر به خوبی نقش مهم نحوه اداره این شهر را در ایجاد الگویی مناسب برای اداره سایر کلانشهرهای کشور و حتی نقش‌آفرینی در سبک زندگی شهرنشینی نشان می‌دهد. پیشتر که به خودی خود فاقد بسیاری از مولفه‌های لازم برای داشتن عنوان شهر سالم و امن و جایی مطلوب برای زندگی شهروندان است اما متاسفانه با همه معایبی که در آن می‌توان شناسایی کرد و به آسانی هم قابل ملاحظه است دلفریبی‌های کاذبی دارد که همه را به سمت و سوی خود می‌کشاند و فریبایش می‌کند. مهم‌ترین عامل را باید در قدرت تکثیر سرمایه در این شهر دانست. سرمایه و مزیت سرمایه‌گذاری برای شهروند امروزی، جاذبه‌ای چون وجود آب در یک جغرافیا برای زندگی است. تهران شهری است که چون اسفنج قدرت جذب سرمایه و افزایش سرمایه را پیدا کرده است. همین عامل البته نقش پررنگی در هجوم سرمایه جدید به آن داشته است و علت اصلی آن مزیت سرمایه‌گذاری در این کلانشهر به ویژه با آفتی به نام تراکم فروشی تجاری و مسکونی بوده است که در سال‌ها و دهه‌های اخیر بیشترین قدرت را در تکثیر ثروت پیدا کرده است. به نحوی که در هر خیابان و کوچه‌ای بی‌توجه به نیاز شهر یا شهروندان، یک مجتمع بزرگ چندین طبقه یا یک برج مسکونی چندین طبقه سر بر آورده و عجیب اینکه با وجوه این همه برج مسکونی و خانه‌های نوساز انبار شده، هم انبوهی حاشیه‌نشین دارد و هم میلیون‌ها نفر در این کلانشهر بد مسکن به حساب می‌آیند. هم صدها برج مدرن و شیک و البته گران دارد و هم بافت‌های فرسوده و دست نخورده محروم از امکانات اولیه…. هم ترافیک فلج کننده دارد و هم هوای آلوده، هم بیشترین بیمارستان و پزشک و درمانگاه دارد و هم بیشترین مراجعه کننده و مردم در انتظار نوبت بیمارستان مانده اگر بخواهیم میزان فاصله طبقاتی و در این شهر و اطرافش را متر کنیم وقت کم می‌آوریم و شکاف بالا و پائین شهر را نمی‌توان حتی اندازه گرفت. شهری که همین حال هم شهروندانش در شب یا روز وقتی یک جای پارک خالی بعد از مدت‌ها گشت زدن چند خیابان آن طرفتر پیدا می‌کنند چنان ذوق‌زده می‌شوند که انگار یک شاسی بلند در یک مسابقه تلویزیونی برده‌اند! همه این ها را همه می‌دانیم و بسیاری از آنچه را که می‌دانیم و می‌توان گفت نمی‌گوئیم که وقت نگیریم. فهرست مشکلات این کلانشهر بسی و بسی بیش از اینهاست و علت اصلی آن را شاید بتوان مشکل مدیریتی آن عنوان کرد.

اداره شهر به‌خصوص حالا بسیار مشکل شده است. شهری که مثل دولت و مثل کشور گران اداره می‌شود و سیستم اداری آن مثل دولت چاق و پرخرج و وابسته به فروش شهر است. مثل دولت که بند ناف آن را به نفت بسته‌اند و شهر نیز بند نافش را به فروش تراکم بسته است. اما مگر خود شهردار اینها را نمی‌داند؟ بارها گفته‌ایم و گفته‌اند و خود شهردار جدید نیز در چندین مناظره و برنامه و گفتگو، به‌ویژه در زمانی که دبیر شورای عالی معماری و شهرسازی و معاون وزیر راه بوده اینها را گفته و ازجمله سرسخت‌ترین مخالفان تراکم‌فروشی و بلندمرتبه‌سازی بوده است. اما بیان این حرفهای تکراری در نخستین روز تصدی رسمی مدیریت شهری هیچ خاصیتی که نداشته باشد یادآوری چندباره مشکلات شهر و دغدغه‌هایی است که این بار خود ایشان باید پیگیر توجه به آن باشند. به یاد حرفهایی که زده‌اند باشند. تهران شهر بزرگی است آدمهای بزرگ و گردن‌کلفتی و نیز سازمان‌ها و نهادهای بزرگ و گردن‌کلفتی دارد که می‌توانند امتیازات گردن‌کلفتی هم بگیرند و نظرات کارشناسی که هیچ، قانون را به‌راحتی دور بزنند، از ساخت و ساز در ارتفاعات بالای۱۸۰۰ گرفته تا اضافه تراکم و تغییر کاربری و بلندمرتبه‌سازی و… با پرداخت پول اضافه یا با اتهام‌زنی و ایجاد فشار رسانه‌ای و پرونده‌سازی و دعواهای سیاسی و جناحی خلاصه از هر طریقی شهردار را به تسلیم یا تغییر موضع یا تغییر رفتار وادار کنند. امید است این بار اداره شهر خارج از سیاست‌بازی و تسلیم و معامله و توافق سیاسی و… به گونه‌ای سامان یابد که دعای خیر شهروندان را به‌بار آورد.

Email this page

نسخه مناسب چاپ