هاشور
حیات دانشجویی
رضا بابایی
 

تقویم‌های ما پر است از روزهایی که به مناسبت یک اتفاق تاریخی، نامدار شده‌اند. اما هدف ما از این نام‌گذاری‌ها و یادآوری‌ها چیست؟ ما از طریق این نام‌گذاری‌ها تنها آن رویداد تاریخی را به یاد نمی‌آوریم، بلکه باری دیگر از طریق آن نام و یاد، باید نسبت امروزینمان را با آن خاطره‌ها بسنجیم و بازاندیشی کنیم. قرار نیست تا ابد درباره اتفاقی خاص در روزی خاص گفت‌وگو کنیم؛ بلکه باید از آن روز و از آن رویداد وسیله‌ای بسیازیم برای بازاندیشی در امروز و فردا.

بسیار مهم است که بدانیم در ۱۶ آذر سال ۱۳۳۲ در دانشگاه تهران چه اتفاقی افتاد که به عنوان یک لحظه تاریخی به نماد تمام آرمان‌های دانشجویی بدل شد، اما این مسئله نیز مهم است که در روز دانشجو، در احوال دانشجو و دانشگاه نظر افکنیم و معنای حیات دانشجویی را در اکنون بسنجیم. به‌راستی حیات دانشجویی در سال ۱۳۹۷ چه معنایی خواهد داشت؟

آرمان‌ها می‌توانند مبنایی برای فهم حیات دانشجویی قرار گیرند، اما آنگاه که آرمان‌ها طی جریانی منظم از محتوای تاریخی خود خالی می‌شوند به عناصری فریب‌دهنده بدل می‌شوند. در همان سال‌هایی که حیات دانشجویان ایرانی با سرعتی سرسام‌آور دچار تحول می‌شد، آرمان‌ها نیز تغییراتی شگفت پذیرفتند. رسانه‌های رسمی، معمولاً حیات دانشجویی را سرشار از آرمان و نوگرایی و تیزبینی معرفی می‌کنند. اما همین آرمان‌ها و رویکردها پیوسته تفسیرهایی متفاوت پذیرفتند یا تأویل شدند. دانشگاه در دوره‌ای از تاریخ ایران، همان اندازه که وزن علمی داشت، از رویکرد فرهنگی نیز برخوردار بود؛ رویکردی که عاملی مهم در معادلات سیاسی کشور محسوب می‌شود. اما اندک‌اندک شرایط عینی، حیات دانشجویی را به طرز معناداری دگرگون کرده است و متأسفانه نهاد دانشگاه نتوانست از دانشجویان و آنچه حیات دانشجویی نامیده می‌شود، در برابر طوفان‌ها و تلاطم‌های اقتصادی و اجتماعی حمایت کند. کنکور در همان ابتدای راه، نفس پویاترین و امیدوارترین گروه جامعه را می‌گیرد و آنان را در همان ابتدای راه، خسته و افسرده می‌کند. این سیستم گزینشی همچنان و بدون هیچ توجیهی به حیات خود ادامه می‌دهد و قربانی می‌گیرد.

بسا جوانانی که کنکور همه انرژی و نشاط جوانی آنان را گرفته و دیگر رمقی برایشان باقی نمانده است. آیا سود مادی و معنوی صنعت کنکور بیش از آن است که بتوان از آن چشم پوشید؟ این سود و سرمایه، مگر چقدر است که می‌تواند اصل ۳۰ قانون اساسی(تعهد دولت به آموزش عالی رایگان) را هم مغلوب خود کند؟

پس از کنکور و ورود به کلاس‌های درس، مصیبت‌هایی دیگر آغاز می‌شود؛ مصائب و مسائلی که نشاط را از جامعه دانشگاهی می‌گیرد. گسترش دانشگاه‌های بی‌کیفیت و غیرانتفاعی نیز دامی دیگر بر سر راه حیات دانشجویی است؛ دانشگاه‌هایی که نقض آشکار اصل ۳۰ قانون اساسی است. مطابق این اصل، آموزش عالی می‌بایست رایگان باشد تا خانواده‌هایی که تنها راه پیشرفت اجتماعی خود را در تحصیلات عالی می‌بینند، زیر بار هزینه‌های سنگین نروند.

آمارها نشان می‌دهند که آموزش عالی رایگان در کشور به پایین‌ترین حد خود رسیده است و حدود ده درصد دانشجویان را پوشش می‌دهد. این در شرایطی است که هزینه‌های آموزش عالی رایگان(مانند هزینه خوابگاه‌ و سنوات) نیز در سال‌های اخیر جهشی مشهود یافته است. بدین ترتیب، حیات دانشجویی به شدت آسیب دیده است. این آسیب‌ها دانشگاه‌ها را هم در عرصه دانش و هم در عرصه کنش اجتماعی دچار مشکلاتی بسیار کرده است.

روز دانشجو روزی برای ذکر چند حادثه و سپس تکرار آرمان‌‌‌ها برای استفاده‌های سیاسی و جناحی نیست. روز دانشجو روزی است که باید در آن تاریخ و موقعیت کنونی حیات دانشجویی را به یاد بیاوریم و به تأمل بر سر عمیق‌ترین پرسش‌هایی بنشینیم که واقعیت عینی به عنوان وظیفه‌ای اجتناب‌ناپذیر پیش‌رویمان قرار داده است. روز دانشجو، روز دانشگاه است؛ یعنی روزی که باید درباره ایده دانشگاه و رسالت آن در امروز و اکنون بیندیشیم.

Email this page

نسخه مناسب چاپ