محک
خاورمیانه مرکز نبرد
ابوالقاسم قاسم زاده
جغرافیای خاورمیانه اگر چه از نگاه بسیاری از استادان علوم سیاسی و کارشناسان ژئواستراتژیک هنوز حدود مرزی معین و مشخصی ندارد اما منطقه خاورمیانه را به چند شاخص می‌شناسند و براساس همین شاخص‌ها کشورهایی در تعریف آن قرار گرفته‌‌اند.

شاخص اول، این منطقه، مرکز ادیان ابراهیمی، یهودی، مسیحی و مسلمان است. شرق و غرب عالم متأثر از این مرکزیت ادیان است که فرهنگ زیست پیروان این ادیان را تشکیل می‌دهند.

شاخص دوم، حوزه خاورمیانه را مرکز انرژی جهان (نفت و گاز و…) می‌شمارند. به گونه‌ای که جهان برای زیست، همچنین توسعه اقتصادی وابستگی به آن دارد.

شاخص سوم، جنگ است که بعد از جنگ جهانی دوم و بخصوص نزدیک به یک قرن گذشته تا کنون منطقه خاورمیانه کانون اصلی و عمده جنگ و بحران بوده است. در نقد تاریخ سیاسی این منطقه بسیاری از نویسندگان نوشته‌اند که «نفت و بحران» مهم‌ترین شاخص حدود مرزی در تعریف خاورمیانه است. از آن زمان که نفت و گاز کشف شد، غرب (اروپا و آمریکا) سلطه بر منطقه خاورمیانه را مهم‌ترین و اساسی‌ترین استراتژی خود در تداوم معادله «نفت و بحران» طراحی و برنامه‌ریزی کرد. به صورتی که غربیان از کشورهای خاورمیانه نفت و گاز بردند و به کشورهای مسلمان منطقه بحران‌های گوناگون بخصوص جنگ‌ها را تحمیل کردند. معادله نفت و بحران شاخص تعریف خاورمیانه شده است. تا زمانی که این سلطه براساس طراحی نفت و بحران در منطقه خاورمیانه ادامه دارد، کشورهای این منطقه به توسعه پایدار دسترسی پیدا نخواهند کرد. بخصوص که این منطقه در نزدیک به یکصدسال همچنان در جنگ‌ها با انگیزه‌های گوناگون تعریف شده است.

نزدیک به پنجاه سال (از گذر صدسال گذشته) با ظهور و سپس تثبیت نظام صهیونیستی در فلسطین، در کنار تداوم معادله «نفت و بحران» مجموعه کشورهای خاورمیانه به جنگی فراگیر سوق داده شدند. ترور و تروریسم از آغاز تثبیت رژیم صهیونیستی شناسنامه جدید از تعریف حوزه منطقه‌ای خاورمیانه‌ای شد که زمانی مرکزیت ادیان ابراهیمی و صلح برای همه جهان بود.

صهیونیسم همانگونه که زمانی در مجمع عمومی سازمان ملل مترادف با نژادپرستی تعریف شد و بعد از سالی با فشار دولت آمریکا این مصوبه پس گرفته شد، طاعون نژاد پرستی را در سراسر کشورهای خاورمیانه کاشت. مسیر و حرکت رژیم صهیونیستی که پنجاه سال با جبهه‌ای گسترده از مقاومت مواجه شده است، به دنبال تثبیت هژمونی بلامنازع بر سراسر خاورمیانه است. پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، آن گونه که «موشه‌دایان» از فرماندهان سابق صهیونیست‌ها توصیف کرد، «زلزله‌‌ای بزرگ» در خاورمیانه شد تا امروز که ایران همچنان در صف مقدم این مقاومت قرار گرفته و در برابر همه فشارها و بحران آفرینی‌ها از سوی آمریکا و اسرائیل ایستاده است و هزینه‌ می‌پردازد. دیروز لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی در مراسم اختتامیه سی‌ودومین کنفرانس بین‌المللی وحدت اسلامی گفت: «…‌ایران پای مقاومت ایستاده است. ما مقابل رژیم صهیونیستی(اسرائیل) خواهیم ایستاد و نمی‌گذاریم به منطقه مسلط شود و معامله قلابی قرن در منطقه شکل بگیرد.»

خاورمیانه از دو دهه گذشته تا امروز مرکز نبرد شده است. از افغانستان و لبنان تا عراق، لیبی، سوریه و اکنون یمن میدان این نبرد است.

نبردی که از یکسو آمریکا و اسرائیل قرار دارند که تثبیت هژمونی رژیم صهیونیستی بر سراسر خاورمیانه را هدف‌گذاری کرده‌اند. در سوی دیگر جبهه مقاومت است که مانع اصلی استقرار آن است. آنچه تاکنون ترامپ انجام داده است، سپردن کلید به دست نتانیاهو است تا هژمونی رژیم صهیونیستی را در خاورمیانه مستقر کند. ترامپ چندین‌بار گفته است برای حاکمان عرب در خاورمیانه ارزشی قائل نیست. ویژگی اصلی آنها ذخیره بزرگ دلارهای نفتی در جیب‌هایشان است که باید این سرمایه دلاری بزرگ به واشنگتن برگردد. رئیس جمهور آمریکا به صورت علنی در پرونده قتل خاشقجی که در آن محمدبن سلمان ولیعهد سعودی متهم ردیف اول است، گفت: در قیاس این قتل، حتی اگر دستور آن توسط ولیعهد سعودی صورت گرفته باشد، اولویت برای او ادامه جذب دلارهای نفتی است که تاکنون بیش از ۱۲۰ میلیارد دلار آن را به آمریکا آورده است و با قراردادهای فروش اسلحه به سعودی‌ها، و دیگر حاکمان در کشورهای عربی منطقه بیش از ۴۰۰میلیارد دلار از حوزه خلیج فارس را به دست خواهد آورد.

نتانیاهو و محمدبن‌سلمان دوبازوی ترامپ‌اند تا خاورمیانه همچنان در فضای جنگ و بحران بچرخد. یک مرحله از این مسیر جنگ و بحران با مقاومت در برابر تروریسم و انواع و اقسام گروه‌ها و تشکل‌های تروریستی که با حمایت آمریکا و رژیم صهیونیستی ساخته شدند، گذشت. امّا شکست آنها بخصوص در سوریه و عراق منجر به پایان جنگ نشده است، بلکه امروز ترامپ و نتانیاهو در پی فراهم آوردن جبهه‌ای گسترده‌تر علیه جمهوری اسلامی ایران هستند. آمریکا و اسرائیل(ترامپ و نتانیاهو) به دنبال جنگی و بحرانی بسیار گسترده‌تر هستند تا آنجا که مجموعه خاورمیانه را به مرکز نبردی علیه ایران سوق دهند. تشدید فرهنگ نژادپرستی از سوی رژیم صهیونیستی با کمک نژادپرستان آمریکایی در گستره منطقه خاورمیانه با زنده‌سازی شعارهای عرب و عجم، ترک و فارس و… به جریان افتاده است. نتانیاهو می‌گوید: جنگ ما با اعراب پایان گرفته است و اکنون با اجرای طرح «معامله قرن» نه تنها به راه حل با فلسطینیان دست پیدا خواهیم کرد، بلکه با همه حاکمان عرب منطقه علیه حاکمیت اسلامی ایران صف‌آرایی خواهیم کرد.

ترامپ با سپردن کلید به دست نتانیاهو بار دیگر خاورمیانه را به مرکز نبرد و جنگی فراگیر هدایت می‌کند. اجرای طرح تحریم علیه ایران از سوی ترامپ به بهانه «ایران باید دست از دخالت در کشورهای خاورمیانه بردارد.» در راستای اجرای چنین هدفی است. خاورمیانه اکنون مرکز نبرد است. نبرد مقاومت در برابر هژمونی طلبی‌ نژادپرستی که ریشه‌های آن در تعریف صهیونیسم نهفته است.

Email this page

نسخه مناسب چاپ