یادداشت
رصدِ رسانه‌ها ـ۱
سید مسعود رضوی
در سالهای اخیر یک نکته در مورد جراید و روزنامه‌ها بسیار خودنمایی می‌کند و آن کاهش تیراژ و کمبود خواننده و خریدار است. در واقع باید چراغ برداریم و در خیابانها دنبال کتابخوان و روزنامه‌خوان و اهل مطالعه بگردیم. این برای جرایدی که دوره‌های رونق جالب و حیرت‌انگیزی داشته و خواننده‌هایشان گاهی برای منتشر شدن روزنامه یا جریده‌ای هفتگی و ماهانه لحظه شماری می‌کردند و صف می‌کشیدند، بیشتر دردناک است.‏

‏ اما چاره چیست و با خصمی به نام زمانه و تحولاتِ روزگار باید با تدبیر روبرو شد و یا کنار آمد و پذیرفت.‏

شبکه‌های اجتماعی از حیث محتوایی که تولید می‌کنند، البته آزادتر هستند و محدودیت کمتری دارند اما فاقد مسئولیت پذیری و قواعدی هستند که بسیاری از مصلحت ها و منافع اجتماعی را در هر سطر و عبارت مورد توجه قرار می‌دهد. در واقع، مطبوعات حرفه‌ای‌تر عمل می‌کنند و پاسخگوی نوشته و نتایج مترتب بر آن بوده‌اند و قطعا در آینده هم خواهند بود. حال آن که شبکه‌های اجتماعی نه می‌توانند و نه لازم است که در چارچوب مشخصی از نظر فرم و محتوا عمل کنند. ‏

در بهترین حالت در شبکه‌های اجتماعی، تنها رعایت اخلاق انسانی و اصول وجدانی و برخی ابتدائیات حرف‌های مطرح است که آن هم بسته به حوزه مخاطبان در این شبکه‌ها وجود دارد یا ناموجود است. در تمام این صورت‌های مفروض، همان تفاوت و تمایز میان مطبوعات و شبکه‌های اجتماعی دیده می‌شود. اما پرسش این است که آیا نسبت و مناسباتی میان این دو برقرار هست یا میتوان از تأثیر متقابل میانشان سخن گفت یا خیر؟

پاسخ این پرسشها تا حدی روشن است ولی در اینجا بر یک اندرز مطبوعاتی در همین رابطه و با توجه به همین نسبت باید تمرکز کنم و آن اندرز این است که اگر دایره موضوعات و کیفیت تحلیل و شیوه نوشتن و جذبه خبرها و به‌خصوص آزادی نوشتن و تفکر و تحلیل در مطبوعات ثابت بماند و در طول سنوات آینده در بر همین پاشنه که می‌بینیم بچرخد، قطعاً آخرین مخاطبان را نیز از دست می‌دهند، سپس وارد یک جاده یک طرفه و بی بازگشت خواهند شد و امکان تداوم و انتشار را از دست خواهند داد. ‏

نباید مطبوعات به شبکه‌های اجتماعی بدل شوند و سنت‌های مطبوعاتی باید در دل همین روزنامه‌ها و مجلات حراست شود. اما توفانی از تغییراتِ ضروری باید موجب احیای مطبوعات و رسانه‌های ریشه‌دار شود. این تحولات نه برای تمایز و تفنن، بلکه برای حیات مطبوعات ضرورت دارد. قبل از آن که بسیاری از این تحولات و دگرگونی‌ها خود را تحمیل کنند باید با شناخت و مدیریت سروقتشان رفت.‏

این مقدمه را به خاطر بسپارید تا در ادامه برخی ضرورت‌ها و ارزشهای پایدار و تحولات ناگزیر را در عرصه مطبوعاتی که اینک داریم و در سالهای بعد خواهیم داشت مرور کنیم.‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ