یادداشت
رصدِ رسانه‌ها -۲
سید مسعود رضوی
آنچه در مطبوعات و روزنامه‌های سنتی اهمیت دارد، کیفیت و قواعدی است که بر اساس آموزش و تجربه‌های چندین نسل از خبرنگاران، گزارشگران، تحلیلگران، عکاسان، هنرمندان و مدیران مطبوعات به دست آمده است. این فرایند موجب اطمینان و اعتمادی متقابل میان جراید و مخاطبان بوده و هنوز هم این وثاقت و عرصة قابل اعتماد را میتوان در بخش مهمی از روزنامه‌ها ملاحظه کرد.

مطبوعات به جریان رودی آرام، با حرکتی مشخص در مجرایی هرچند باریک و محدود همانند است؛ حال آنکه شبکه‌های اجتماعی مانند سیل بزرگ و بی‌قاعده‌ای است که علی‌رغم بزرگی و پهنا و خروشی که دارد نمی‌توان درون آن شنا کرد یا قایقی به آب انداخت. هرچند که جلوی آن را هم نمیتوان گرفت و هر سدّ و محدودیتی، موجب خواهد شد که نیرو و پتانسیل عظیمی در پشت سدّ جمع شود و آخرسر نیز با تخریبی صدها برابر دوباره به راه بیفتد.

اینها که گفتیم، نه سرمایة هنگفتی برای مطبوعات است و نه عیب و ایراد غیر قابل رفع برای شبکه‌های اجتماعی. به عبارت بهتر، مطبوعات آرزو دارند مجموعة عظیم و مشتاق مخاطبانی همچون شبکه‌های اجتماعی را جذب کنند و شبکه‌های اجتماعی از تنوعِ بی قاعده و حرّافی و آشفتگی در رنج است و در آن عرصه متأسفانه درصد اعتماد به مطالب و منابع چندان بالا نیست. پس چه میتوان کرد که مشکلات در هر دو سو کاهش یابد و قدرت واقعی و سازنده‌ای در معادلات و تعاملات رسانه‌ای توزیع شود؟

برخورد حذفی و عدم استقبال مراجع و نهادهای رسمی از شبکه‌های اجتماعی، هم در گذشته و هم در زمان حاضر، یک شکاف بزرگ میان مردم و مدیریت و مراکز تصمیم‌سازی ایجاد کرده است. نگاه صرفاً امنیتی به یک موضوع اجتماعی، به تدریج آن را از کنترل هر دو طرف، یعنی کاربران و حکومت و مدیران، خارج خواهد ساخت.

به یاد بیاوریم که ممیزی در مطبوعات سنتی یک قاعدة نه چندان سازنده بوده است. اما وابسته به مؤلفه‌های هر دوره کم یا زیاد شده و گاهی بی هیچ دلیلی نیز سختگیری میشده و زمانی هم امثال محرمعلی خان به قیچی و سانسور رو میکردند تا سخاوتمندانه اخبار و افکار را راهی تاریکخانة ممیزی و استبداد کنند. اما اگر هدفگذاری درست و اصولی در جهت توسعه مدّ نظر قرار میگرفت، میتوانستند به دهها زیرسازة توسعة پایدار از همین رهگذر دست یابند. از جمله:

اول: رشد آگاهی و آموزش علم و تفکر و پرسش و نقد به مردم.

دوم: رصد نهادها و نقد ضایعات و اشتباهات و افشای فسادهای پنهان یا دستهای آلوده در عرصة قدرت و ثروت.

سوم: رساندن صدای اقلیتها و نخبگان و افراد و گروههای بی‌تریبون و ایجاد فرصت برای چرخش مدیریتها و تزریق فکرهای بکر و تازه.

چهارم: ایجاد ارتباط بین‌المللی و تبادل فرهنگی در سطح فراملی، با دیگر فرهنگها و ملتهای جهان از طریق درج اخبار و نشر آخرین دستاوردهای دانش نوین.

و پنجم: رساندن صدای حکومت و دولت به مردم و کاهش شکاف میان «دولت ـ ملت» در جهت انسجام ملی، استحکام هویت، اعتباربخشی به منافع ملی، و پیشگیری از تزلزل کشور و هرگونه گسست و آشوب…

اکنون شبکه‌های اجتماعی می‌توانند بخشی از همین زیرساختها را در دسترس قرار دهند. اما به جای تقابل باید تعامل و به جای خصومت باید مدیریت شود. حذف و نگاه صرفاً امنیتی در این موارد پیشاپیش شکست خورده است.

دنبال همدلی باشیم و سازندگی. تجربه‌های ممتد مطبوعات سنتی در اینجا بسیار کارآمد است و راهگشا. در این باره توضیح بیشتری خواهم داد.‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ