یادداشت
مالیات و تبعیض؟
سید مسعود رضوی
اگر درآمد نفت نتواند زندگی و امورات ما را به نحو اقل و مطمئن اداره کند، و سایر خام‌فروشی‌ها و حراج سرمایه‌هایمان هم امکان‌پذیر نباشد، باید مانند تمام ملل پیشرفته و جوامع توسعه یافته سراغ مالیات و مردم برویم. نفت و راه‌کارهای قدیمی، دیگر قادر نیست خلاء بودجه و حفره‌های عظیم مخارج و سرمایه‌گذاری و دستمزدهای عموم را تمام و کمال بپردازد. اما مالیات چگونه می‌تواند جایگزین نفت شود و مشکلات بزرگ را آبرومندانه و خردمندانه حل کند؟‏

ابتدا چند سناریوی مفروض را مطرح کنیم و البته مردم خوب می‌دانند واقعیت و حقیقت کدام و فریب و خدعه کدام است! باری، فرضاً و مثلاً می‌دانیم که اداره کشور بزرگی چون ایران و جمعیت هشتاد میلیونی، با کوچک کردن سفره مردم و بی‌سروصدا حقوق مردم را کاستن میسر نیست. اما یارانه افرادی را قطع می‌کنید، وام‌های یکی دو میلیونی را تحت فشار گذاشته‌اید، جرایم رانندگی و قبوض بی سروسامان و پی در پی که به شکل پیچیده‌ای محاسبه شده تا مردم از جزئیاتش سر در نیاورند، و مطالبات و حقوق اندک یا نداشته مردمی را که در کوچه‌ها و خیابانها دنبال یک لقمه نانند و برای بچه‌هایی که بزرگ شده‌اند شغلی و آینده‌ای و سقف کوچکی می‌طلبند، ووو، بی‌پاسخ رها می‌کنید. اینها یکچند سناریوهای محتمل است و نزدیکترین جیب برای برداشتن پول و به دست آوردن منابع مالی همین‌هاست که عرض شد.

اما خدای ناکرده مبادا بعضی رو ترش کنند که این حرف‌ها یعنی چه؟ چرا به خادمان ملت اتهام وارد می‌کنید؟ خاطرم هست که در گذشته وقتی برای پرداخت قبضی پنجاه یا صد ریالی در صف بانک‌های دولتی ایستاده بودیم، بالاخره یک نفر طاقتش تاق می‌شد و اعتراض می‌کرد که چرا کار مردم را سریعتر راه نمی‌اندازید و چرا باجه‌های دیگر بیکارند؟ و امثال این نوع غر زدن‌ها و گلایه‌ها! که یکباره کسی از آن سوی باجه‌ها داد میزد این همه خدمت و صبح تا شب جان کندن را نمی‌بینید؟ چرا باید اصلا کسی اعتراض کند؟ همین هم از سر معترضان زیاد است… انگار حقوق و مزایا و مسئولیت و شرح وظیفه‌ای در کار نبود و از سر صدقات و خیرات به کار مردم رسیدگی می‌شد.‏

حالا هم به همین قیاس ممکن است برخی دولتیان خدوم هم ناراحت شوند. امیدوارم ببخشید. عذر می‌خواهم. زیاده‌گویی شد. متوجه خدمات و زحمات شما هستیم و می‌بینیم که چه شکوفایی و صدق و نظم و پیشرفتی نصیب کشور و ملت شده است. ‏

ولی اجازه بدهید بپرسیم سهم مردم چقدر است و سهم بقیه چه مقدار است؟ تمام مستضعفین که بنیاد ندارند! اما چرا همیشه، بارِ سنگین مالیات‌ها را ما مردم به دوش می‌گیریم و اگر بنیادمان بر باد رفت، بنیادهای خاموش و ثروتمند هستند که به نام ما کسب و کار کنند. ‏

این نهادها متعلق به مردم است. متعلق به مستضعفان، که امروزه با عنوان تحقیر‌آمیز دهک‌های پایین جامعه، مستمری‌بگیران، اقشار آسیب پذیر، حاشیه نشینان، بیکاران، زباله گردها، مشاغل کاذب، حتی گورخوابها و…، از آنها یاد می‌شود. این تعلق چگونه است که فلان بنیاد از پرداخت مالیاتش سرباز زده و این کارهای پیش پا افتاده را بر دوش مستضعفان می‌گذارند؟ و قس علیهذا، چه بسیارند این نهادها و همه می‌شناسیم و می‌دانیم. ‏

به این بی‌عدالتی و تبعیض پایان دهید. آن که ثروت بیشتر دارد باید مالیات بیشتر بپردازد. این یک هشدار است و در زمان حساسی که در آن به سر می‌بریم امیدوارم شنیده شود. والسلام

Email this page

نسخه مناسب چاپ