یادداشت/به مناسبت ۱۱ آذر سالروز تولدزنده یاد جلال آل احمد
مروری بر زندگی و آثار جلال
محمد حسین دانایی
 

زنده یاد جلال آل احمد،نویسندهنامدار معاصر،در۱۱ آذر ۱۳۰۲ در تهران به دنیا آمد.

پدر جلال آل احمدمرحوم آیت الله حاج سید احمد طالقانی بود، یکی از روحانیون سرشناس و متنفذ تهران که پیشنماز مساجد لباسچی و پاچنار بود و در شکل گیری اولین تشکل تخصصی روحانیون تهران، یعنی جامعه روحانیت مبارز،نقش مؤثری داشت.مادرش هم مرحومه امینه بیگم استانبولچی بود، فرزند یکی از تجار خوشنام تهران و در عین حال، خواهرزاده آیت الله حاج شیخ آقابزرگ تهرانی، صاحب دایره المعارف بزرگ “الذریعه الی تصانیف الشیعه” و دانشنامه “طبقات اعلام الشیعه”.

جلال آل احمد دو برادر داشت و پنج خواهر. برادر بزرگش حجت الاسلام و المسلمین حاج سید محمد تقی طالقانی بود که پس از پایان تحصیلات حوزوی در قم و نجف، در سال ۱۳۲۹ از طرف آیت الله العظمی بروجردی به عنوان مسئول امور شیعیان به مدینهمنوره اعزام شد و دو سال بعد در همانجا به طرز مشکوکی از دنیا رفت. برادر کوچکش هم شمس آل احمد بود. شمس آل احمد که از فعالان فرهنگی و نویسندگان معاصر به شمار می رود، در ۱۴ آذر سال ۱۳۸۹ از دنیا رفت.

جلال آل احمد که از نوادر روزگار خود بود،تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران گذراند و دیپلمش را در سال ۱۳۲۲ از دبیرستان دارالفنون گرفت.او پس از اخذ دیپلم دبیرستان ظاهراً برای تحصیل علوم دینی که خواسته پدرش بود، به نجف رفت، ولی هدف اصلی خود جلال بررسی امکان سفر به بیروت برای تحصیل در دانشگاه های آنجا بود، اما چون راه رسیدن به خواسته قلبی اش را مسدود یا حداقل دشوار دید، لذا بعد از چندماه اقامت در عراق به ایران بازگشت.

او که بر بستر تحولات روزافزون جهان دردوران جنگ جهانی دوم رشد یافته بود و با افکار و اندیشه های تجدیدنظرطلب هایی همچون شریعت سنگلجی و احمد کسروی نیز آشنایی داشت، ابتدا با کمک همکلاسی ها و

هم محله ای های خود انجمنی به نام “انجمن اصلاح” را تأسیس کرد. هدف این انجمن خرافه زدایی از دین و در عین حال، نقد و بررسی اوضاع و شرایط سیاسی روز بود. او در سال ۱۳۲۳ و در ارتباط با همین انجمن جزوه “عزاداری های نامشروع″ تألیف آیت الله سید محسن امین عاملی را از عربی به فارسی ترجمه کرد. این جزوه که مخالف اعتقادات رایج عامه بود، طی چند روز پس از انتشار،توسط متدینین بازار یکجا خریداری و معدوم شد.

آل احمدکه شخصیتی ناآرام و جستجوگر داشت و به دنبال کشف حقایق امور به هر راهی می رفت و به هر دری می زد، در همین سال ۱۳۲۳ به حزب توده پیوست و ضمن نویسندگی و مدیریت نشریات حزبی، به سرعت سلسله مراتب حزبی را طی کرد و به عنوان عضو کمیته تهران و نماینده این کمیته در کنگره حزب برگزیده شد.عضویت آل احمد در حزب توده البته زیاد طول نکشید، چون در سال ۱۳۲۶ به همراه عده ای از همفکران از حزب توده خارج شد. این رویداد که تبعات زیادی هم داشت، در تاریخ سیاسی معاصر ایران به عنوان “انشعاب” شناخته می شود.

جلال آل احمد که فارغ التحصیل رشته ادبیات فارسی ازدانشسرای عالی بود و در دبیرستان های تهران تدریس می کرد، در سال ۱۳۲۹ با دکتر سیمین دانشور ازدواج کرد. سیمین دانشور نویسنده، مترجم و استاد دانشگاه تهران بود و با نوشتن رمان “سَووشون” که شاهکار رمان نویسی معاصر به شمار می رود، از سوی جامعه ادبی کشور به عنوان “بانوی ادبیات داستانی ایران” شناخته شده است.

جلال آل احمد که روشن فکری مسئول بود و داشتن تعهد اجتماعی را لازمه هنر و هنرمندی می دانست، بعد از انشعاب از حزب توده، کماکان به فعالیت در قالب تشکل های سیاسی دیگر، یعنی حزب زحمتکشان ملت ایران، نیروی سوم، نهضت ملی شدن صنعت نفت و جامعهسوسیالیست ها ادامه داد، ولی بعد از ماجرای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ از فعالیت های سیاسی مستقیم دست کشید و بیشتر به فعالیت های فرهنگی و اجتماعی، همچون تدریس، تحقیق، تألیف و ترجمه روی آورد.

آثار مرحوم آل احمد در پنج گروه دسته بندی می شود:

۱) قصه و داستان شامل: مدیر مدرسه، زن زیادی، سه تار، نفرین زمین، دید و بازدید، از رنجی که می بریم، نون والقلم، سنگی بر گوری، سرگذشت کندوها، پنج داستان.

۲) مقالات شامل: غربزدگی، در خدمت و خیانت روشنفکران، یک چاه و دوچاله، کارنامه سه ساله، هفت مقاله، سه مقاله دیگر، ارزیابی شتابزده.

۳) گزارش ها و سفرنامه ها شامل: اورازان، تات نشین های بلوک زهرا، خارگ دُرِّ یتیم خلیج، ولایت اسراییل، سفر فرنگ، سفر روس، سفر امریکا، خسی در میقات.

۴) ترجمه ها شامل: “بیگانه” از آلبر کامو، “سوءتفاهم” و

“دست های آلوده” از ژان پل سارتر، “قمارباز″ از داستایوسکی، “بازگشت از شوروی” و “مائده های زمینی” از آندره ژید، “کرگدن” و “تشنگی و گشنگی” از اوژن یونسکو، “عبور از خط” از ارنست یونگر.

۵) دسته پنجم هم یادداشت های روزانه زنده یاد جلال آل احمد با حجمی بالغ بر ۲۵۰۰ صفحه است که مدت ها مفقود بودند و اخیراً پیدا شده اند. این یادداشت‌ها که هنوز منتشر نشده اند، حاوی اطلاعات فراوانی هستند، اعم از اطلاعات عمومی راجع به اوضاع و احوال سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران و دیگر کشورهای جهان و اطلاعات خصوصی راجع به مسایل شخصی و روابط دوستانه و خانوادگی و احوال شخصیه و خلجانات روحی آل‌احمد و معاصران و معاشرانش.این یادداشت‌ها را به علت حجم و عمق اطلاعات موجود در آنها و همچنین به علت دقت بی نظیر در تجزیه و تحلیل امور مختلف،باید به منزلهیک کشف تازه به شمار آورد، کشفی که می‌تواند کلید فهم بسیاری از مسایل مربوط به زندگی و زمانهآل احمد و جریانات ادبی و روشنفکری کشور در دهه های سی و چهل شمسی باشد.

آل احمد علاوه بر ذوق و استعداد هنری و داشتن جایگاه ویژه در ادبیات فارسی به عنوان یک نویسنده صاحب سبک خاص، به مثابه یک پژوهشگر مردم دوست به مسایل اجتماعی نیز ورود می کرد وبا اتخاذ

شیوه های نوین مردم شناسی مبتنی بر مشارکت، می توانست به واقعیت های اجتماعی پیرامون خویش نزدیک شود و حقایق نهفته در لایه های زیرین امور را کشف و افشا نماید. او که از دید انتقادی و نثری کوبنده و تأثیرگذاربرخوردار بود و به عنوان شاخص اهل قلم و پرچمدار جریان روشن فکری معاصر شناخته

می شد،سرانجام در ۱۸ شهریور ۱۳۴۸ به طرز مشکوکی دراسالم گیلان ازدنیارفت، ولی سبک نگارش ابداعی و نظریات اجتماعی- فرهنگی او که به شیوه ای صریح، صادقانه و صمیمانه مطرح می شدند و نوعاً هم اعتراض سنت گرایان را بر می انگیختند و هم با تهدید و توطئه سکوت مقامات حکومتی روبرو

می شدند، همچنان در سطحی وسیع مطرح هستند و مورد نقد و بررسی صاحب نظران و اهل فن قرار می گیرند.او فرصت حیات را ضایع نکرد، چون شمعی سوخت تا فضای پیرامون خویش را در حد وسع روشن کند.

روحش شاد و یادش گرامی باد!

Email this page

نسخه مناسب چاپ