محک
نفت سلاح سیاسی ـ امنیتی در طرح تحریم ترامپ!
ابوالقاسم قاسم زاده
نفت کالای اقتصادی است. تعریفی که بسیاری از اقتصاددانان، به‌خصوص در کشورهای غربی باور دارند و می‌گویند و می‌نویسند که اگر به جریان توسعه برای همه کشورها، اعم از توسعه یافته یا در حال توسعه معتقد هستیم، نباید از نفت و درآمدهای آن در حیطه سیاسی و اختلاف‌های سیاسی ـ امنیتی تعریف و آن را به کار گرفت و محصور کرد. این نظر (نفت سلاح سیاسی ـ امنیتی) از دهه ۷۰ میلادی، به‌خصوص بعد از جنگ دولت‌های عربی علیه اسرائیل و تهاجم رژیم صهیونیستی در جنگ در برابر مصر شکل گرفت در آن زمان با شکست ارتش مصر، قطع صدور نفت به غرب و به‌خصوص آمریکا از سوی دولت وقت سعودی اعلام و اجرا و به‌صورت یک انفجار خبری با نام «ARAB OiL EMBARGO» حک شد. در آن زمان رژیم شاهنشاهی ایران با اعلام قطع نفت توسط دولت‌های عربی همراه و همسو نشد و دوره کوتاهی درآمدهای دلاری نفتی بسیاری به‌دست آورد و ذخیره دلاری ایران به اوج رسید. در همان دوران در آمریکا و در اروپا همچنین در ایران به‌طور رسمی از سوی دولت‌ها و در اغلب رسانه‌ها ارائه نقد و تفسیرهای گوناگون با محور گزاره «نفت کالای اقتصادی» رایج بود و استفاده سیاسی از آن را محکوم و رد می‌کردند. از آن تاریخ دولت آمریکا از نفت علاوه بر تعریف اقتصادی به‌صورت ابزاری سیاسی ارزیابی و طراحی عملیاتی کرد و از بازار نفت در مقابله با کشورهایی که در معارضه با آمریکا قرار می‌گرفتند، استفاده کرد. با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل جمهوری اسلامی ایران، دولت‌ها در آمریکا از این ابزار علیه ایران به‌صورت‌های گوناگون بهره‌گیری کردند.

در هشت ساله جنگ ایران و عراق همواره بایکوت نفتی ایران و تضعیف جایگاه نفتی ایران در اوپک در دستور کار آمریکا قرار داشت. دولت سعودی در زمان جنگ، دوران «ملک فهد» در راستای همین سیاست، فشارهای گوناگون در بازار نفتی و به‌خصوص در نوسان‌های قیمتی آن به‌صورت مستمر علیه ایران اجرا کرد. در دوران هشت سال جنگ صدام علیه ایران، سعودی‌ها همگام با آمریکا از نفت کالای اقتصادی در جهت فشارهای سیاسی ـ امنیتی علیه جمهوری اسلامی هدف‌گذاری کردند. جنگ پایان گرفت. کالای نفت بار دیگر به تعریف اقتصادی و مالی خود برگشت. اوپک بزرگترین سازمان نفتی جهان بار دیگر قدرت یافت، به‌خصوص که در چند سال هماهنگی ایران و عربستان در اوپک، قدرت این سازمان در بازارهای نفتی جهان مضاعف شد. غرب (اروپا و آمریکا) در تعریف خود از نفت به‌صورت ابزار سیاسی تعدیل انجام داد. با انجام توافق و امضاء معاهده برجام، تعادل مناسبی در همکاری‌های نفتی و همچنین در بازار نفت و به‌خصوص برنامه‌های اکتشاف از منابع نفتی و گازی از حوزه خلیج‌فارس رونق یافت. در اوج امیدواری برای همکاری غرب و ایران، ترامپ وارد کاخ سفید شد و به یکباره از معاهده برجام خارج شد و بلافاصله بعد از این اقدام طرحی سیاسی ـ امنیتی علیه جمهوری اسلامی ایران برای تثبیت هژمونی رژیم صهیونیستی در سراسر خاورمیانه را علنی کرد.

ترامپ اگرچه به‌نظر نویسنده محک، استراتژی روشنی برای خاورمیانه ندارد،‌اما هدف او در اختیار قرار دادن منطقه به‌دست اسرائیل است. برای این‌کار دو بازو یکی «نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی و دیگری پادشاهی سعودی و به نمایندگی از او ولیعهد سعودی «محمدبن سلمان» را انتخاب کرد. سیاست تحریم همه جانبه از سوی کاخ سفید به فرماندهی ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا کلید خورد.

ترامپ در آغاز اعلام «تحریم همه‌جانبه» علیه ایران گفت: «صادرات نفت ایران را به صفر می‌رساند!» بعد از مخالفت اتحادیه اروپا با حرکت و سیاست‌های ترامپ درباره برجام و تقابل با ایران، همچنین کشورهای بسیاری که نیازمند خرید و دریافت نفت و گاز از ایران هستند از یک سو و در طرف دیگر در عمل هم مشاوران اقتصادی ترامپ به او گزارش دادند که امکان به صفر رساندن صادرات نفت ایران در بازار بین‌المللی آن وجود ندارد. ترامپ بر گفته خود تبصره زد و این بار گفت، «قصد به صفر رساندن صادرات نفت ایران را فعلاً ندارد!» از پی آن کاخ سفید اعلام کرد به کشورها همچنان اجازه می‌دهد تا برای مدت شش ماه به خرید نفت و گاز از ایران ادامه دهند. اما همچنان فشارهای سیاسی را بر اوپک افزایش داد و از روش‌های گوناگون بستر مشکلات صدور نفت از ایران را دنبال کرد. در این زمان قیمت هر بشکه نفت اوپک از مرز ۱۰۰ دلار گذشته بود. این میزان از قیمت نفت در داخل آمریکا، به‌خصوص در افزایش قیمت بنزین، برای ترامپ مشکل‌آفرین شد. خبر افزایش حجم تولید نفت عربستان تا حد بالاتر از ۱۲ میلیون بشکه در روز خبرساز شد و در هماهنگی که روسیه با سعودی‌ها انجام داد، در فاصله یک تا دو ماه، قیمت نفت سیر نزولی پیدا کرد. اگرچه سعودی‌ها و اماراتی‌ها همچنان با افزایش تولید بر تعدیل و سیر نزولی قیمت نفت ادامه دادند. اکنون قیمت نفت اوپک در فاصله بین ۵۶ تا ۶۰ دلار در نوسان است. پوتین که با همکاری سعودی‌ها در پائین آوردن قیمت نفت مشارکت دارد، گفت «قیمت نفت تا مرز ۷۰ دلار، قیمتی معقول و قابل قبول است.»

درباره اوپک از سوی آمریکا، روسیه و سعودی‌ها سه جهت‌گیری دیده می‌شود، آمریکا (ترامپ) خواهان فروپاشی اوپک بزرگترین تشکل منسجم نفتی جهان است تا از آشفتگی بازارهای نفتی، اجرای قوی سیاست‌های خود را به دست آورد. روسیه (پوتین) اگرچه در ظاهر شعار فروپاشی اوپک را نمی‌دهد، اما همواره خواهان تضعیف این نهاد برای بازتر شدن بازار نفتی برای نفت و گاز روسیه است. آمریکا و روسیه در سکوی اول صادرات نفتی در بازار بین‌المللی هستند. سعودیها اگرچه تاکنون خواهان فروپاشی اوپک نبوده‌اند، اما همسویی با ترامپ را استراتژی نفتی خود می‌شمارند که به دستور رئیس‌جمهور آمریکا در پائین نگهداشت قیمت نفت اقدام می‌کنند و در اوپک هم ایران را نه تنها رقیب اصلی خود می‌دانند بلکه در راستای تقابل با جمهوری اسلامی ایران هستند. اوپک با نگاه سیاسی ـ

‌امنیتی ترامپ در راستای تثبیت هژمونی اسرائیل در منطقه و فروپاشی اقتصادی ایران دچار تلاطم شده است. دیروز دولت قطر به یکباره اعلام کرد در ژانویه ۲۰۱۹ میلادی از عضویت در اوپک خارج خواهد شد.

با این اخبار از بازار نفت و گاز در حوزه خلیج‌فارس، آینده اوپک در هاله‌ای مبهم و نامعلوم می‌چرخد. اگرچه هنوز نفت و گاز ایران صادر می‌شود و قیمت ۵۰ تا ۶۰ دلار نفت، بحران شدیدی را کلید نزده است، اما همه شواهد نشان می‌دهد که ترامپ می‌خواهد از نفت و گاز، در راستای سیاسی ـ امنیتی برای اجرای طرح تحریم همه جانبه علیه ایران استفاده کند تا هدف‌گذاری‌یی‌که به صورت علنی اعلام کرده است، فروپاشی اقتصادی در ایران را به انجام برساند. اما ترامپ برای اجرای هدف‌گذاری نفتی به‌صورت سلاح سیاسی ـ امنیتی در اجرای طرح تحریم همه جانبه دچار مشکلات در سه سطح است.

اول در داخل آمریکا، به خصوص با شکست در انتخابات کنگره و شدت گرفتن مخالفت‌ها با سیاست‌های او از داخل هر دو حزب حاکم در آمریکا، دمکرات‌ها حزب مخالف که اکنون اکثریت مجلس نمایندگان را به دست گرفته‌اند و حزب جمهوریخواه (حزب ترامپ) که بسیاری از نمایندگان و سناتورها با ادامه سیاست‌های ستیزه‌جویانه ترامپ در صحنه بین‌المللی و درباره بسیاری از عملکرد او در دو سال گذشته نقد دارند و به‌صورت رسمی و علنی اعلام مخالفت کرده‌اند.

دوم، کشورهایی که همسو با آمریکا اما مخالف سیاست‌های ترامپ هستند. اتحادیه اروپا و به‌خصوص کشورهای مهم آن، آلمان، فرانسه و انگلیس همچنین دولت‌های هند، کره‌جنوبی، ژاپن و … اجرای سیاست‌های تهدیدی و قلدری ترامپ را برنمی‌تابند. این کشورها از سیاست تحریم نفتی ترامپ زیان خواهند برد.

سوم، اغلب کشورهای در حال توسعه و در منطقه بحران‌زده خاورمیانه دورنمای اجرای سیاست‌های ترامپ را تخریبی و تحمیل جنگی فراگیر و جدید ارزیابی می‌کنند.

اغلب تحلیلگران اقتصادی در اروپا و آمریکا بر این باورند و نظر داده‌اند که فروپاشی اقتصاد ایران از طریق جنگ روانی و یا بهره‌گیری از تحریم نفتی به‌صورت سلاح سیاسی ـ امنیتی، جواب نمی‌دهد و امکان‌پذیر نیست. ترامپ در بحران است و اگرچه برای جمهوری اسلامی ایران مشکلاتی را فراهم آورده است، ایران از این مشکلات به یقین عبور خواهد کرد. پرسش روز این است، آیا ترامپ از بحران داخلی و انزوای بین‌المللی بیرون می‌آید!؟

Email this page

نسخه مناسب چاپ