تقدیم به پیشگاه حضرت ختمی مرتبت (ص)
هرجا دمید حسن رخت کارساز بود
حجت‌الاسلام محمدعلی خسروی
 

گر عقل پیر در همه جا چاره ساز بود

کی در مقام توبه به مستی نیاز بود

بهر نجات گمشدگان طریق عقل

هرجا و هر زمان در میخانه باز بود

از فیض جام اوست‌گر این ناتوان شبی

بر بام آرزو به فلک همطراز بود

آن شب که اختر از لب مه می‌گرفت جام

ما را نظر به ساغر ماه حجاز بود

باطاق ابروان تو معمار آسمان

زد طرح قبله‌ای که نمازش نیاز بود

بردی تو عقل را به تماشای عشق و حال

با ناز نرگسی که پر از رمز و راز بود

آدم به شوق خلق نکویت ز غم رهید

وز یمن نام دوست فرودش فراز بود

محتاج یک نظاره ام ای آنکه در جهان

هرجا دمید حسن رخت کارساز بود

آنجا که لفظ، داعیة شرح عشق داشت

حتی سخن ز عین حقیقت مجاز بود

پژواک مهر او نشد از دل جدا «ندا»

تا نغمه ساز‌آن صنمی دلنواز بود

Email this page

نسخه مناسب چاپ