اشاره: در متون اسلامي اشارات فراواني به پيامبران شده و از آن جمله است حضرت عيسي مسيح عليهالسلام كه جايگاه ويژهاي در معارف الهي دارد.آنچه در پي ميآيد، گزيدهاي از فرمودههاي آن حضرت است كه در متون اسلامي روايت شده و آيتالله محمدي ريشهري آنها را در مجلد چهاردهم كتاب ارجمند «ميزانالحكمه» گرد آورده است. به مناسبت ميلاد مسعود آن پيامآور صلح و مهرباني و بشارتدهندة ظهور پيامبر رحمت صلياللهعليهوآلهوسلم، بخشي از گفتارهاي ايشان را مرور ميكنيم.
***
خوشا به حال رحمكنندگان به يكديگر! آنانند كه در روز رستاخيز مورد رحمت قرار ميگيرند.
خوشا آنان كه ميان مردم صلح و آشتي برقرار ميسازند! آنانند كه در روز قيامت مقرّبند.
خوشا آنان كه دلهايشان پاك است! آنانند كه در روز قيامت خدا را ديدار ميكنند.
خوشا به حال فروتنانِ در دنيا! آنانند كه در روز قيامت وارث تختهاي پادشاهياند.
اي بندگان بد، مردم را براساس گمان سرزنش ميكنيد و خود را با آنكه يقين [به بدي خويش] داريد، سرزنش نميكنيد؟
اي بندگان دنيا، سرهايتان را ميتراشيد و پيراهنهاي كوتاه ميپوشيد و سر به زير ميافكنيد، اما كينه و ناخالصي را از دلهايتان نميزداييد؟
اي بندگان دنيا، حكايت شما حكايت گورهاي آراسته است كه بيرونشان بيننده را خوش ميآيد و درونشان استخوانهاي مردگان است؛ و آكنده از خطاها و گناهان.
اي بندگان دنيا، حكايت شما در حقيقت حكايت چراغ است كه به مردم نور ميدهد، اما خودش را ميسوزاند.
اي بنياسرائيل، حتي اگر شده با سينهخيز كردن، خود را به مجالس علما و دانشمندان برسانيد؛ زيرا خداوند دلهاي مرده را با نور حكمت زنده ميكند، همانگونه كه زمين مرده را با باران تند زنده ميگرداند.
اي بنياسرائيل، كمگويي حكمت بزرگي است. پس بر شما باد خاموشي كه آرامشي نيكو و ماية سبكباري از گناه است.
باب دانش را محكم سازيد؛ زيرا كه باب آن شكيبايي است.
به راستي كه خداوند كسي را كه بيجا ميخندد و بيهوده ميگردد، دشمن دارد و زمامداري را كه چون چوپان از رعيّت خويش غافل نيست، دوست ميدارد. پس در نهان از خدا شرم كنيد، همچنان كه آشكارا از مردم شرم ميداريد و بدانيد كه سخن حكيمانه گمشدة مؤمن است. پس پيش از آنكه با از ميان رفتن گويندگان آن از بين برود، آن را دريابيد.
اي دانشور، دانشمندان را به خاطر دانشي كه دارند، بزرگ دار و ستيزه كردن با آنان را رها كن و نادانان را به سبب نادانيشان حقير شمار؛ اما از خودت مران، بلكه آنان را به خود نزديك گردان و علمشان بياموز.
اي دانشور، بدان هر نعمتي كه از عهدة شكرش برنيايي، چونان گناهي است كه از آن بازخواست ميشوي.
اي دانشور، بدان هر گناهي كه از پس توبهاش برنيايي، به منزلة كيفري است كه با آن مجازات ميشوي.
اي دانشور، رنج و گرفتاريهايي در پيش است كه نميداني كي تو را فراميگيرند. پس پيش از آنكه ناگهان بر تو در رسند، خود را براي آنها آماده كن.
[به ياران خود فرمود:] اگر يكي از شما به برادر خود بگذرد و ببيند جامه از روي شرمگاهش كنار رفته است، آيا آن را بيشتر كنار ميزند يا ميپوشاندش؟ عرض كردند: «آن را ميپوشاند.» فرمود: «نه، بلكه عريانترش ميكنيد!» يارانش دانستند كه برايشان مَثَلي زده است. پس عرض كردند: «اي روحالله، منظور چيست؟» فرمود: منظور اين است كه يكي از شماها عيب برادرش را ميبيند و آن را نميپوشاند.
حقيقتي را برايتان بگويم: من به شما علم ميآموزم تا دانا شويد، علمتان نميآموزم كه خودپسند شويد. شما هرگز به آنچه خواهيد، نميرسيد، مگر با ترك هوسهاي خود و به آنچه آرزو داريد دست نمييابيد، مگر با شكيبايي بر آنچه ناخوش داريد.
زنهار از نگاه كه آن بذر خواهش در دلها ميافشاند و همين براي به گناه افكندن نگاهكننده كافي است.
خوشا كسي كه ديدة خود را در دلش قرار دهد و دلش را در نگاه ديدهاش جاي ندهد.! به عيبهاي مردم چونان خواجگان منگريد، بلكه به عيبهاي آنان با حالت غلامان بنگريد. مردم در حقيقت دو دستهاند: بلازده و گرفتار، و بيبلا و آسوده از گرفتاري. پس به بلازده رحم كنيد و بر عافيت، خدا را سپاس گوييد.
اي بنياسرائيل، از خدا شرم نميكنيد؟ هر يك از شما نوشيدني خود را گوارا نمييابد، مگر آنگاه كه خاشاك از آن برگيرد؛ اما [همين شخص] از اينكه قمة حرامي به اندازة ماده فيلي ببلعد باكي ندارد! مگر نشنيدهايد كه در تورات به شما گفته شده است: «صلة ارحام كنيد و به خويشاوندانتان پاداش دهيد؟» و من به شما ميگويم: با كسي كه از شما بريده است، پيوند برقرار كنيد و به كسي كه از شما دريغ كرده است، عطا كنيد و به آن كه به شما بدي كرده است، خوبي كنيد و به كسي كه شما را دشنام ميدهد، سلام گوييد و يا كسي كه با شما خصومت ميورزد، انصاف ورزيد و از كسي كه به شما ستم كرده است درگذريد؛ چنان كه دوست داريد از بدكرداري شما درگذرند.
از گذشت خداوند نسبت به شما عبرت گيريد. آيا نميبينيد كه خورشيد بر نيك و بد شما ميتابد و باران بر نيكوكار و گنهكار شما ميبارد؟ اگر شما جز دوستدار خود را دوست نداشته باشيد و جز به آن كه به شما نيكي كرده است، نيكي نكنيد و جز به آن كه به شما عطا كرده است عطا نكنيد، پس چه فضيلتي بر ديگران داريد؟ نابخردان نيز، كه نه فضيلتي دارند و نه خرد و درايتي، اين كارها را ميكنند؛ اما اگر ميخواهيد دوستان و برگزيدگان خدا باشيد، به كسي كه بر شما بدي كرده است، خوبي كنيد و از كسي كه به شما ستم كرده است، درگذريد و به كسي كه از شما روي گردانده است، سلام كنيد. گفتة مرا بشنويد و سفارشم را به گوش سپاريد و توصيهام را به كار بنديد، تا داناياني فهميده باشيد.
دلهاي شما در آنجاست كه گنجهاي شماست و از همين روست كه مردم اموال خود را دوست دارند و جانشان مشتاق آنهاست. پس، گنجهايتان را در آسمان نهيد، آنجا كه نه بيد و موريانه آنها را ميخورد و نه دزدان بدان دسترسي دارند.
به حق به شما ميگويم: بنده هر اندازه هم بكوشد، نميتواند دو خداوند را خدمت كند و لاجرم يكي از آنها را بر ديگري برميگزيند. همچنين خدادوستي و دنيادوستي در شما جمع نميشود!
بدترين مردم، مرد دانشمندي است كه دنيايش را بر دانش خود برگزيند و دوستدار دنيا شود و در پي آن برآيد و براي تحصيل آن بكوشد و حتي اگر بتواند مردم را به سرگرداني و گمراهي كشاند، اين كار را ميكند. گستردگي نور خورشيد براي نابينايي كه آن را نميبيند، چه حاصلي دارد؟ همچنين دانش هر عالمي كه به آن عمل نكند، به او سودي نميبخشد.
چه بسيار است ميوههاي درختان، اما همة آنها مفيد و خوردني نيستند و چه بسيارند دانشمندان، اما همة آنها از آنچه ميدانند، بهره نميبرند! و چه پهناور است زمين، اما همه جاي آن قابل سكونت نيست! و چه بسيارند سخنگويان، اما همة سخنان آنان باوركردني نباشد! پس، خود را از [شرّ] دانشمندان دروغين نگه داريد، همانان كه پشمينه ميپوشند و براي درست جلوه دادن خطاها و گناهانشان سرهاي خود را به زير ميافكنند و چون گرگان از زير ابروان خويش مينگرند و گفتارشان با كردارشان مخالف است. آيا ميشود از درخت خار، انگور چيد؟ و از بوتة حنظل، انجير؟ همچنين گفتة دانشمند دروغگو ثمري جز ناحق ندارد و چنين نيست كه هر كس سخني بگويد راست گويد.
به حق به شما ميگويم: زراعت در زمين نرم ميرويد و روي سنگ نميرويد. حكمت نيز در دل شخص فروتن آبادان ميشود و در دل انسان متكبر گردنكش آباد نميشود. مگر نميدانيد هركس سر خود را بر سقف بسايد، سرش ميشكند و هر كس سرش را از سقف فروتر گيرد، در زير آن سايه ميگيرد و سقف او را پناه ميدهد. همچنين كسي كه براي خدا فروتني نكند، خداوند پست و زبونش ميگرداند و هركه براي خدا افتادگي كند، خداوند او را بالا ميبرد. چنين نيست كه عسل براي هر خيكي مناسب باشد. دلها نيز چنيناند، هر دلي حكمتپرور نيست. خيك تا زماني كه ندريده يا نخشكيده و يا نگنديده باشد، ميتواند ظرفي (مناسب) براي عسل باشد، دلها نيز چنيناند؛ تا زماني كه شهوات آنها را از هم ندريده و طمع آلودهشان نساخته و خوشي و نعمت سختشان نكرده باشد، ميتوانند ظرفي (مناسب) براي حكمت باشند.
[گاه] آتش در يك خانه ميافتد و پيوسته از خانهاي به خانهاي ديگر سرايت ميكند تا جايي كه خانههاي بسياري را ميسوزاند مگر اينكه در همان خانة نخست جلو آتش را بگيرند و آن را از بن ويران كنند تا آتش از كار بيفتد. بدينسان است ستمگر؛ نخست، اگر جلو دست او را بگيرند، بعد از او پيشواي ستمگري پيدا نشود كه ديگران به او تأسي جويند. همچنان كه اگر آتش در خانة نخست چوب و تختهاي نمييافت، چيزي را نميسوزاند.
هركس ماري را ببيند كه به طرف برادرش ميرود تا او را نيش بزند و برادر خود را برحذر ندارد و مار او را بكشد، نبايد خودش را از شركت در خون او مبرّا بداند. همچنين هركه ببيند برادرش گناه ميكند و او را از عاقبت آن برحذر ندارد تا گناه او را فراگيرد، از شركت در گناه وي بري نيست.
هركس بتواند جلو ستمگر را بگيرد و نگيرد، همچون كسي است كه مرتكب ظلم او شده باشد؛ چگونه ستمگر بهراسد با اينكه در ميان شما آسوده زندگي ميكند و بازش نميدارند و جلو او را نميگيرند و دستش را كوتاه نميسازند! با چنين حالي چگونه ستمگران (از ستمگري خود) كوتاه آيند و چگونه مغرور نگردند؟ آيا كافي است كه فردي از شما بگويد: «من خود ستم نميكنم و هركه خواهد، گو ستم كند» و ستم را ببيند و جلو آن را نگيرد؟ اگر چنين باشد كه شما ميگوييد، پس چرا وقتي در دنيا بر ستمگران كيفر و بلا ميرسد، شما نيز به همراه آنان مجازات ميشويد، در حالي كه مانند آنها ستم نكردهايد؟
واي بر شما
واي بر شما اي بندگان بد! چگونه اميد داريد كه خداوند شما را از هراس روز قيامت ايمن گرداند، در حالي كه در راه طاعت خدا از مردم ميترسيد و در معصيت او از آنان فرمان ميبريد و با آنان پيمانهاي مخالف با پيمان خدا ميبنديد و بدانها وفا ميكنيد؟ خداوند كسي را كه بندگان را به جاي او به خدايگاني بگيرد، از هراس آن روز ايمن نميگرداند.
واي بر شما اي بندگان بد! به خاطر دنيايي پست و شهوتي بيارزش در به دست آوردن ملك بهشت كوتاهي ميكنيد و هراس روز رستاخيز را از ياد ميبريد!
واي بر شما اي دنياپرستان! به خاطر نعمتي به سرآمدني و زندگي تمام شدني از خدا ميگريزيد و ديدار او را ناخوش ميداريد؟ وقتي شما ملاقات او را خوش نداريد، چگونه او خواهان ديدار شما باشد؟ خداوند در حقيقت خواستار ديدار كسي است كه خواستار ديدار او باشد و ديدار با كسي را ناخوش دارد كه ملاقات او را خوش ندارد. چگونه ميپنداريد دوستان خداييد نه مردم، حال آنكه از مرگ ميگريزيد و به دنيا ميچسبيد؟
مرده را چه سود كه حنوطش خوشبو و كفنش سفيد باشد، در حالي كه همة اينها در زير خاك است. همچنين زرق و برق دنيا كه در چشم شما جلوهگري ميكند، اما همهاش رو به نيستي و زوال است، شما را سودي نميبخشد. وقتي به سوي مرگ ميرويد و در دل خاك به دست فراموشي سپرده ميشويد و در تاريكي گور فرو ميرويد، پاكيزگي پيكرها و روشني و زيبايي رنگهايتان به چه كارتان ميآيد.
واي بر شما اي دنياپرستان! در نور خورشيد چراغ برميداريد با اينكه روشنايي خورشيد شما را بس است، و در تاريكيها چراغ برنميافروزيد، در حالي كه براي همين در اختيار شما گذاشته شده است! همچنين از نور دانش براي كار دنيا استفاده ميكنيد، حال آنكه دنيا براي شما ضمانت شده است و از نور دانش براي امر آخرت بهره نميگيريد، در صورتي كه آن براي همين به شما داده شده است. ميگوييد: «آخرت راست است»، اما دنيا را آماده ميكنيد و ميگوييد: «مرگ حق است»، اما از آن ميگريزيد و ميگوييد: «خداوند ميشنود و ميبيند»، ليكن از اينكه اعمال شما را شماره ميكند، نميترسيد. چگونه كسي حرفهاي شما را بشنود و باور كند؟ زيرا آن كه ندانسته دروغ گويد، معذورتر از كسي است كه دانسته دروغ گويد، گو اينكه در هيچ دروغي عذري پذيرفته نيست.
به حق به شما ميگويم: راستي كه اگر از ستور سواري و بار نكشند و رياضتش ندهند، سركش و كجخلق ميشود. دلها نيز چنيناند، هرگاه با يادآوري مرگ نرم نشوند و رنج مداومت بر عبادت را نكشند، سخت و خشن ميشوند.
خانة تاريك را چه سود كه بر بامش چراغ افروزند و درونش وحشتناك و تاريك باشد! همچنين شما را چه حاصل كه نور دانش در دهانهايتان باشد، اما درونهايتان از آن تهي و بيبهره! پس بشتابيد و در اندرون خانههاي تاريك خود چراغ افروزيد، به همين سان بشتابيد و دلهاي سخت خويش را با حكمت نرم سازيد پيش ازآنكه گناهان بر آنها چيره آيد و از سنگ سختتر شوند.
چگونه بارهاي سنگين را حمل تواند كرد كسي كه در حمل آن كمك نميگيرد؟ يا چگونه گناهان كسي بريزد كه براي آنها از خداوند آمرزش نميطلبد؟ يا چگونه پاكيزه شود جامههاي چركين كسي كه آنها را نميشويد؟ و چگونه از گناهان پاك شود كسي كه آنها را پاك نميسازد؟ يا چگونه از غرق شدن در دريا نجات يابد كسي كه بيكشتي به دريا ميرود؟ و چگونه از فتنههاي دنيا برهَد كسي كه با سعي و كوشش آن را علاج نميكند؟ و چگونه به مقصد رسد كسي كه بيراهنما سفر ميكند؟ و چگونه به بهشت رود كسي كه نشانههاي دين را نميبيند و نميشناسد؟ و چگونه به خشنودي خداوند دست يابد كسي كه او را فرمان نميبرد؟ و چگونه عيب چهرة خود را بيند كسي كه در آينه نمينگرد؟ و چگونه دوستي با رفيق خود را كامل گرداند كسي كه مقداري از آنچه دارد، به او نميبخشد؟ و چگونه دوستي با پروردگار خود را كامل سازد كسي كه قسمتي از آنچه روزياش ساخته است، بدو وام نميدهد؟
همانگونه كه با غرق شدن كشتي در دريا، چيزي از دريا كاسته نميشود و اين كار بدان هيچ زياني نميزند، همچنين شما با گناهان و نافرمانيهاي خود چيزي از خدا كم نميكنيد و زياني به او نميرسانيد، بلكه به خودتان ضرر ميزنيد و از (قدر و قيمت) خود ميكاهيد و همچنان كه هر كسي هر چه در زير آفتاب زير و رو شود، از نور آفتاب نميكاهد، بلكه خودش به واسطة آن شاداب و سرزنده شود، همچنين خداوند هرچه به شما عطا كند و روزي دهد، چيزي از او كم نميشود، بلكه اين شماييد كه با روزي او زندگي ميكنيد و زنده ميمانيد و هر كه شكر او بگزارد، بر (نعمت و روزي) وي بيفزايد كه خداوند قدرشناس و داناست.
واي بر شما
واي بر شما اي مزدوران بد! مزد را تمام ميگيريدو روزي ميخوريد و جامه ميپوشيد و خانهها ميسازيد و كار كسي را كه شما را به مزد گرفته است، تباه ميسازيد؟ نزديك است كه صاحبكار از شما بازخواست كند و در كار خود كه تباهش كردهايد، بنگرد و بلايي به سرتان آورد كه رسوايتان سازد و فرمان دهد گردنتان از بيخ كنده شود و دستور دهد دستهايتان از بندهايش بريده گردد و آنگاه امر كند تا پيكرهايتان را روي شكم بكشند و در سر راه بيندازند تا عبرتي براي پرهيزگاران و تهديدي براي ستمكاران باشيد.
واي بر شما اي علماي بدكردار! از اينكه مرگ هنوز به سراغ شما نيامده است، به خود نگوييد كه اجلتان به اين زوديها نخواهد رسيد؛ زيرا گويي مرگ بر شما فرود آمده و شما را كوچانده است! پس، از هماكنون دعوت [مرگ] را آويزة گوشتان كنيد و از هم اينك براي خود ماتم بگيريد و از هماكنون بر خطاها و گناهان خويش بگرييد و از هم اينك بار بربنديد و ساز و برگ سفر فراهم آوريد و به توبه كردن به درگاه پروردگارتان بشتابيد.
به شما ميگويم
به حق به شما ميگويم: همچنان كه شخص بيمار خوراك خوب و لذيذ را ميبيند، اما از درد شديدي كه دارد از آن غذا لذتي نميبرد، همچنين دنيادار با وجود عشق به مال و ثروت، از عبادت لذت نميبرد و شيريني آن را نميچشد! و همچنان كه بيمار از توضيحات و نسخة پزشك كه در آن اميد شفا دارد لذت ميبرد، اما چون تلخي دارو را به ياد ميآورد، شفا در نظرش تيره و تار ميگردد، همچنين دنياپرستان از زرق و برق دنيا و انواع نعمتهايي كه در آن است، لذت ميبرند؛ اما همين كه فرود آمدن ناگهاني مرگ را به ياد ميآورند، آن لذت را بر آنها تيره و تباه ميسازد.
به حق به شما گويم: همة مردم به ستارگان مينگرند؛ اما تنها كسي به وسيلة آنها راهيابي ميكند كه مسيرها و منازل آنها را بشناسد. همچنين شما همه حكمت ميآموزيد، ليكن از ميان شما تنها آن كسي بدان راه مييابد كه به كارش بندد.
واي بر شما دنياپرستان! گندم را پاك و پاكيزه كنيد و خوب آردش كنيد تا مزة آن را بفهميد و خوردنش بر شما گوارا شود، همچنين ايمان را بپالاييد تا شيريني آن را احساس كنيد و آيندهاش به شما سود بخشد.
به حق به شما ميگويم: اگر چراغي را بيابيد كه در شبي تاريك با قطران ميسوزد، بيگمان از نورش استفاده ميكنيد و بوي قطرانش شما را از اين كار باز نميدارد؛ همچنين سزاوار است حكمت و دانش را از هركس يافتيد، فرا گيريد و بيرغبتي او بدان مانع شما از آن نشود.
واي بر شما اي بندگان دنيا! نه چون حكيمان خرد ميورزيد و نه چونان استوارانديشان ميفهميد و نه مانند دانايان ميدانيد و نه چون بندگان ترسان [از خواجهاش] هستيد و نه مانند آزادگان بزرگوار و آقاييد. نزديك است كه دنيا شما را از بيخ و بن بركند و به رو در افكند، آنگاه بيني شما را به خاك بمالد و سپس گناهان؛ ناصيههايتان را بگيرد و علم از دنبال شما را براند تا در حالي كه برهنه و تنها هستيد، به پادشاه جزا دهنده تسليمتان كنند و او سزاي اعمال بدتان را بدهد.
واي بر شما اي دنياپرستان! مگر نه اين است كه به واسطة علم و معرفت، بر همة خلايق فرمانروايي داده شدهايد؟ اما شما آن را به دور افكنديد و به كارش نبستيد و به دنيا روي آورديد و از اين رو دنيايي قضاوت ميكنيد و براي دنيا آماده ميشويد و آن را برميگزينيد و آباد ميكنيد. تاكي دنيايي هستيد و خدا را در شما نصيبي نيست؟ به حق به شما ميگويم: به شرف آخرت نرسيد، مگر با رها كردن آنچه دوست داريد. پس در انتظار توبة فردا مباشيد؛ زيرا تا فردا يك روز و يك شب است و قضاي خداوند در اين شب و روز رفت و آمد ميكند.
گناهان خرد و كوچك از دامهاي شيطان است كه آنها را در نظر شما كوچك و خرد جلوه ميدهد تا روي هم جمع شوند و فزوني يابند و شما را در ميان گيرند. ستايش دروغين و خودستايي ديني، سرآمد بديهاي شناخته شده است و دنيا دوستي در رأس همة گناهان است. هيچ چيز مانند نماز و نيايش هميشگي، رسانندهتر به افتخار آخرت و كمككنندهتر در برابر حوادث دنيا نيست و هيچ چيز مانند آن به خداي مهربان نزديك نميكند. پس بر آن مداومت ورزيد و بر آن بيفزاييد. هر كار نيك و شايستهاي به خدا نزديك ميكند، ليكن نماز به خداوند نزديكتر و نزد او برگزيدهتر است.
هر كار ستمديدهاي كه با گفتار و كردار و كينهورزي انتقام [ستمي را كه درحقش رفته است] نگيرد، در ملكوت آسمان بزرگ است. كدام يك از شما نوري را ديده كه نامش تاريكي باشد يا ظلمتي را كه نامش نور باشد؟ همچنين بنده نميتواند هم مؤمن باشد و هم كافر، هم دنيا را برگزيند و هم آخرت را بخواهد. آيا جوكار، گندم ميدرود؟ يا گندمكار، جو درو ميكند؟ همچنين هر بندهاي در آخرت، آن دِرَوَد كه كاشته است و متناسب با كردار خويش جزا گيرد.
به حق به شما ميگويم: مردم در حكمت و دانش دو دستهاند: يكي آن را نيكو و استوار به زبان ميآورد و با بدكرداري خود تباهش ميسازد و ديگري آن را نيكو و استوار به زبان ميآورد و با كردار خود تصديقش ميكند و ميان اين دو فاصلة زيادي است! پس خوشا عالمان با عمل و بدا به حال عالمان در گفتار.
هر كه زراعتش را از علفهاي هرز وجين نكند، علفها زياد ميشود تا جايي كه زراعتش را فرو ميگيرد و تباهش ميگرداند. همچنين كسي كه دنيا دوستي را از دل خود بيرون نكند، دلش را فراميگيرد تا جايي كه مزة آخرت دوستي را احساس نميكند.
واي بر شما اي بندگان دنيا! مسجدهاي خدا را زندان تن خود كنيد! دلتان را خانة پرهيزگاري سازيد و آن را جايگاه شهوتها نكنيد.
به حق به شما ميگويم: بيتابترين شما در برابر بلا و گرفتاري، دنيا دوستترين شماست و شكيباترين شما بر بلا و گرفتاري، بيرغبتترين شما به دنياست.
واي بر شما اي علماي بد! آيا مرده نبوديد و شما را زنده كرد و چون زندهتان كرد، باز مرديد؟ واي بر شما! آيا بيسواد نبوديد و شما را باسواد كرد و چون باسوادتان كرد فراموش كرديد؟ واي بر شما! نافرهيخته نبوديد و خدا شما را فهميده كرد و چون فهمتان آموخت، باز نادان شديد؟ واي بر شما! آيا گمراه نبوديد و شمارا راهنمايي كرد و چون راه را به شما نشان داد، دوباره گمراه شديد؟ واي برشما! آيا كور نبوديد و شما را بينا ساخت و چون بينايتان كرد دگرباره كور شديد؟ واي بر شما! آيا كر نبوديد و شما را شنوا ساخت و چون شنوايتان كرد، دوباره كر شديد؟ واي بر شما! آيا گنگ نبوديد و شما را گويا كرد و چون گوياتان نمود، باز گنگ شديد؟ واي بر شما! آيا پيروزي نخواستيد و چون پيروزتان كرد به عقب برگشتيد؟ واي بر شما! آيا خوار و ناتوان نبوديد و چون شما را عزت و قدرت بخشيد، زور گفتيد و تجاوز كرديد و سر به عصيان برداشتيد؟ واي بر شما!
آيا مستضعف نبوديد؟
آيا در روي زمين مستضعف نبوديد، چندان كه ميترسيديد مردم شما را غارت كنند و (خدا) شمارا ياري داد و كمكتان كرد و چون شما را ياري كرد، تكبر و گردنكشي پيشه ساختيد؟ پس واي بر شما از خواري روز قيامت كه چگونه خوار و زبونتان كند! واي بر شما اي علماي بد! كار ملحدان را ميكنيد و آرزوي وارثان (بهشت) را داريد و چون ايمن بودگان (از عذاب و كيفر خدا) آسوده خاطر به سر ميبريد! كار خدا چنان نيست كه شما آرزو ميكنيد و برميگزينيد، بلكه براي مردن زاد و ولد ميكنيد و براي ويران شدن ميسازيد و آباد ميكنيد و براي وارثان فراهم ميآوريد! موسي به شما فرمان ميداد كه: «به خدا سوگند دروغ مخوريد» و من ميگويم: به خدا نه سوگند راست بخوريد و نه سوگند دروغ، بلكه فقط نه و آري بگوييد.
تن را چه سود كه برونش درست باشد و درونش تباه؟ و شما را چه سود كه پيكرتان خوشايند شما باشد و دلتان تباه؟ و شما را به چه كار آيد كه پوست بدنتان را پاكيزه كنيد و دلتان آلوده باشد؟
مانند غربال نباشيد كه آرد خوب و نرم را بيرون ميدهد و نخاله را نگه ميدارد. همچنين شما از دهان خود حكمت را بيرون ميدهيد و كينه در سينهتان ميماند.
نخست بدي را از خود دور كنيد و سپس خوبي را بجوييد تا سودتان بخشد؛ زيرا اگر نيكي را با بدي جمع كنيد، نيكي به شما سود نبخشد.
هر كه به رودخانه قدم گذارد، هر اندازه هم بكوشد كه جامهاش تر نشود، به ناچار تر ميشود. همچنين كسي كه دنيا را دوست داشته باشد، از خطاها و گناهان نميرهد.
خوشا آنان كه پاسي از شب را به عبادت ميگذرانند! اينانند وارثان روشنايي هميشگي؛ زيرا در تاريكي شب روي پاهاي خود ايستادهاند و به درگــاه پــروردگــارشــان زاري مــيكنند، به اميد اينكه آنان را از سختي فردا (ي قيامت) برهاند.دنيا كشتزاري است كه مردم در آن شيرين و تلخ و بد و خوب ميكارند و خوبي در روز حساب فرجامي سودمند دارد و بدي در روز درو رنج و بدبختي دارد.
خردمند از نادان عبرت ميگيرد و نادان از هوس خود. به شما سفارش ميكنم كه بر دهان خويش مهر خموشي زنيد تا آنچه براي شما روا نيست، از آنها بيرون نيايد.
شما به آنچه آرزو داريد، نميرسيد، مگر با شكيبايي بر آنچه ناخوش داريد و به آنچه ميخواهيد دست نمييابيد، جز با دست شستن از آنچه دلخواه شماست.اي دنياپرستان! كسي كه از ميل خود به دنيا نكاهد و دل از آن برنكند، چگونه به آخرت رسد؟
اي دنياپرستان! نه دنيا را دوست داريد و نه به آخرت اميد بستهايد. اگر دنيا را دوست ميداشتيد، آن كاري را كه به واسطة آن به دنيا رسيدهايد، گرامي ميداشتيد و اگر آخرت را ميخواستيد، كردار كسي را داشتيد كه بدان اميد بسته است.
اي بندگان دنيا، هر يك از شما ديگري را به صرف گمان دشمن ميدارد؛ ولي با وجود يقين (به بدي خويش) از خود نفرت به دل نميگيرد! هر يك از شما هرگاه عيبي از او گفته شود گرچه حقيقت داشته باشد، عصباني ميشود و هرگاه ستايش بيجا از او كنند، شاد ميشود.
راستي كه ارواح شياطين در هيچ چيز به اندازة دلها عمر نكردهاند. خداوند در حقيقت دنيا را به شما داده است تا در آن براي آخرت كار كنيد، به شما نداده است تا شما را از آخرت باز دارد. آن را برايتان گسترده است فقط براي اينكه بدانيد شما را به واسطة آن بر عبادت ياري كرده، نه اينكه براي خطا و گناه آن را يار شما ساخته است. شما را در دنيا به طاعت خود فرمان داده و در آن به نافرماني خويش فرمانتان نداده است. شما را به وسيلة دنيا بر حلال ياري رسانده و حرام را در آن بر شما حلال نكرده است. آن را بر شما وسعت بخشيده، تا در آن به يكديگر رسيدگي كنيد و پيوند برقرار سازيد و برايتان وسعت نبخشيده است كه در آن از يكديگر ببريد.
به حق به شما ميگويم: همه طالب مزدند؛ اما تنها كسي به مزد ميرسد كه براي آن كار ميكند.
درخت كامل نيست مگر با ميوه خوب و لذيذ، همچنين دينداري كامل نميشود، مگر با دوري كردن از حرامها. زراعت حاصلي نميدهد، مگر با آب و خاك. همچنين ايمان حاصلي نميدهد، مگر با علم و عمل.
آب، آتش را خاموش ميكند. همچنين بردباري خشم را فرو مينشاند. آب و آتش در يك ظرف با هم جمع نميشوند. همچنين فهم و كوري در يك دل فراهم نميآيند. هيچ باراني بيابر نميشود. همچنين كردار خداپسند جز با دل پاك شدني نيست.
به حق به شما ميگويم: خورشيد روشنيبخش هر چيزي است و حكمت و دانش روشنايي هر دلي است و پرهيزگاري سر هر حكمت است و حق و حقيقت درِ هر خوبي است و رحمت خدا درِ هر حق و حقيقتي است و كليدهاي آن دعا و زاري و عمل است و درِ بدون كليد، چگونه باز شود؟
خداوند ميفرمايد: بندة مؤمن من از اينكه دنيا را از او بگردانم، غمگين ميشود و اين حال او نزد من محبوبترين است و در اين حال از هر زمان ديگري به من نزديكتر ميباشد و از اينكه دنيا را بر او وسعت دهم، شاد ميشود و اين حال او در نزد من منفورترين است و در اين حال از هر زمان ديگري از من دورتر ميباشد.
صيقل دادن، شمشير را جلا ميبخشد؛ اين چنين است كه حكمت براي دل، آن را صيقل مي دهد و جلا ميبخشد. و حكمت در دل حكيم به مانند آب در زمين مرده است و همچنان كه آب زمين مرده را زنده ميكند. حكمت دل او را زنده ميسازد و حكمت در دل حكيم چونان نور است در تاريكي كه به وسيلة آن در ميان مردم راه ميرود.
به حق به شما ميگويم: به دوش كشيدن سنگها از قلة كوهها بهتر است تا اينكه سخن خود را به كسي بگويي كه آن را نميفهمد. چنين كاري حكايت كسي است كه سنگ را در آب مينهد تا نرم شود و مانند حكايت كسي است كه براي خفتگان گورها غذا درست كند!
خوشا به حال كسي كه از زياده گوييهايي كه ميترسد پروردگارش را به خشم بياورد، زبان در كام ميكشد، و نفهميده سخني نميگويد و به گفتار كسي رشك نميبرد تا اينكه كردار او برايش روشن شود.
خوشا به حال كسي كه آنچه نميداند، از علما بياموزد و آنچه ميداند به نادانان تعليم دهد!
خوشا به حال كسي كه علما را به خاطر علمشان احترام نهد و از ستيزه با ايشان دست بردارد و نادانان را به سبب نادانيشان خرد شمارد؛ اما آنان را طرد نكند، بلكه به خود نزديك كند و علمشان بياموزد.
حواريان، امروزه شما در ميان مردم چونان زندگان در ميان مردههاييد؛ پس به مرگ زندهها نميريد.