Latest Edition آخرين شماره

Latest Edition آخرين شماره

صفجات روزنامه را ورق بزنيد                           The Only International Persian Daily Newspaper                                      Flip through the pages

MONDAY. Aug.22. 2016. دوشنبه يکم شهريور 5 139
اقتصاد خانواده حوادث ورزشي فرهنگي-هنري اخبار
English Page ويژه نامه فرهنگ مردم مقالات ادبيات كودك و نوجوان
 صفحه نخست    

  متن قابل چاپ

  ارسال به پست الكترونيكي

بازگشت به صفحه قبل
سيمين بري. گل پيكري. آري

واكاوي ترانه‌هاي قديمي
اجراي دسته‌جمعي ترانه «سيمين بري، گل‌پيكري» توسط گروهي از دوستداران مرحوم سيمين بهبهاني، بانوي غزل ايران در گوشه‌اي از اجتماع تشييع‌كنندگان پيكر آن مرحوم در جلوي تالار وحدت تهران، مرا به اين صرافت انداخت كه به اين بهانه از سيمين بهبهاني يادي كنم و علاقه‌مندان به اين بانوي بزرگوار و دوستداران ترانه «سيمين‌بري» را با اين ترانه، خواننده و آهنگساز و ترانه‌سرايش آشنا كنم.
اما پيش از هر چيز شما متن اين ترانه(سيمين بري) را به نقل از دستخط دكتر ابراهيم صفايي ترانه‌سراي اين اثر كه در آرشيو ترانه‌هاي قديمي وزارت فرهنگ و هنر سابق موجود است، بخوانيد:

بند اوّل
سيمين‌بري، گل‌پيكري آري
از ماه و گل زيباتري آري
همچون پري افسونگري آري
ديوانه رويت منم، چه خواهي دگر از من
سرگشته كويت منم، نداري خبر از من
هر شب كه مَه در آسمان
گردد عيان دامن‌كشان
گويم به او راز نهان
كه با من چه‌ها كردي!
به جانم جفا كردي

بند دوّم (با همان ملودي بند اوّل)
هم جان و هم جانانه‌اي اما
در دلبري افسانه‌اي اما،
اما ز من بيگانه‌اي اما
آزُرده‌ام خواهي چرا، تو اي نوگل زيبا
افسرده‌ام، خواهي چرا، تو اي آفت دلها
عاشق‌كشي، شوخي فسونكاري
شيرين‌لبي، اما دل آزاري
با ما سر جور و جفا داري
مي‌سوزم از هجران تو، نترسي ز آه من
دست من و دامان تو، چه باشد گناه من
دارم ز تو نامهربان
شوقي به دل، شوري به جان
مي‌سوزم از سوز نهان
ز جانم چه مي‌خواهي؟
نگاهي به من گاهي

بند سوم
يارب برس امشب به فريادم
بستان از آن نامهربان دادم
بيداد او بركنده بنيادم
گر ماه من از آسمان، دمي چهره بگشايد
تا شاهد اميد من ز رُخ پرده بگشايد

همان‌طور كه مشاهده مي‌فرماييد، اين ترانه در 3 بند ساخته شده است، اما ملودي آن در هر سه بند تكرار مي‌شود.
سازندة اصلي آهنگ و خوانندة آن جمشيد شيباني است كه 92 سال پيش در تهران به دنيا آمد و 12 تيرماه سال 1388 در لس‌آنجلس درگذشت و ترانه آن توسط دكتر ابراهيم صفايي شاعر و مورخ معاصر ساخته شده است.
ترانه‌اي كه در دستگاه اصفهان ساخته شده است و با نواخته شدن نخستين آكوردهايش، ملودي اصلي آن (كه همان اورتور آن نيز هست) آغاز مي‌شود و مخاطب را با همان ضربات نخستين آكورد و كشيده شدن آرشة ويلن به درون خود مي‌كشد.
جمشيد شيباني اگرچه با اين يك اثر در حوزة موسيقي شهرت عام پيدا كرد، اما مورخان موسيقي معاصر او را به عنوان يكي از بنيان‌گذاران موسيقي پاپ در ايران مي‌شناسند، او كسي بود كه در اوايل دهة 20 ترانه‌اي به نام «بي‌تو»، را با بافت و فضاي ترانه‌هاي غربي آن روزگار ساخت و روانة بازار كرد كه سخت مورد انتقاد دست‌اندركاران موسيقي سنتي ايران در آن روزگار قرار گرفت؛ به طوري كه استاد غلامحسين بنان در شكوه‌نامه‌اي به مسئولان وقت راديو ايران، آنها را تهديد كرد كه اگر قرار باشد چنين ترانه‌هاي مبتذلي از اين راديو پخش شود، او به همكاري‌اش با راديو ايران خاتمه خواهد داد.
در آن روزگار، فعاليت چهره‌هاي انگشت‌شماري خواننده و موسيقيدان، عرصة موسيقي را به دو حوزة اصلي تقسيم كرده بود؛ يك حوزه آن كه از بدنة موسيقي سنتي به همراه موسيقي عاميانه شهري يا همان كوچه و بازاري منشعب شده بود و افرادي چون سيدجواد بديع‌زاده و اسماعيل مهرتاش از نمايندگان آن بودند و حوزة دوم، غالباًً آثاري را با سبك و سياق موسيقي اروپا مي‌ساخت و عرضه مي‌كرد كه توسط افرادي چون مجيد محسني، حميد قنبري (پدر شهيار قنبري) و جمشيد شيباني رهبري مي‌شدند...
برخي از ترانه‌هاي قديمي در دو يا چند برهه از روزگار مورد توجه عام و خاص قرار مي‌گيرند. يكي از آنها همين ترانه «سيمين بري» است كه درباره آن ترانه،در اين صفحه گزارشي عرضه مي شود.
اگرچه اين ترانه در اوايل دهه 30 ساخته شد و مورد توجه قشرهاي زيادي از علاقه‌مندان قرار گرفت و تا چند ماه از پرفروش‌ترين صفحات آن روزگار به شمار مي‌رفت، اما دو سه سال قبل از انقلاب هم كه ديگر نام و ياد سازنده و خواننده اصلي آن يعني «جمشيد شيباني»، كم‌كم از يادها رفته بود و خبري و اثري چندان از او نبود؛ ناگهان با ورود يك خواننده زن تركيه به نام «امل صاين»، يك بار ديگر بر سر زبان‌ها افتاد.
اين خواننده تركيه وقتي به ايران آمد، در يك شوي تلويزيوني به نام «شوي قريب افشار» حضور يافت و با نوازندگي انوشيروان روحاني و دو صدايي به اتفاق جمشيد شيباني، اين ترانه را اجرا كردند و اين بار نيز يكي از پرفروش‌ترين ترانه‌هاي كاست‌هاي اواسط دهه پنجاه شد وآن روزها همه جا گفته شد كه سازنده آهنگ اين ترانه انوشيروان روحاني است.
آن خواننده زن ترك كه يكي از بازيگران سينماي تركيه هم بود، در آن روزگار به خبرنگاران ايران گفته بود كه اين ترانه در تركيه طرفداران زيادي دارد و مردم تركيه با خواندن آن، كم‌كم زبان فارسي را مي‌آموزند.(اين نكته از مهم‌ترين ويژگي‌هاي يك اثر موسيقيايي است كه مي‌تواند فرهنگ ما را در جهان زنده كند و آن روزگار با چنين ترانه‌هايي مي‌رفت كه چنان شود؛ اما حالا برعکس شده!)
آن خواننده زن همچنين گفته بود كه صفحه ترانه سيمين بري يكي از پرفروش‌ترين صفحات موسيقي در تركيه است و خوانندگان زيادي در تركيه هنگام اجراي برنامه‌هاي خود اين ترانه را اجرا مي‌كنند.
از زمان پخش آن شوي تلويزيوني، يك بار ديگر نام جمشيد شيباني به عنوان آهنگساز و خواننده سيمين بري بر سر زبان‌ها افتاد و خيلي از كمپاني‌ها به سراغ او رفتند تا ترانه‌هاي جديدي از او ضبط كنند، اما او آگاهانه تن به اين كار نداد.
او كه يك تهيه‌كننده و فيلمنامه‌نويس سينماي دهه 30 و 40 و 50 به شمار مي رفت؛ فرزند عنايت‌الله خان شيباني بودكه يكي از بنيانگذاران هنر نمايش در آن روزگار در كشور محسوب مي‌شد و از سوي مادر نيز نوه دختري ميرزاعبدالله پدر موسيقي ايران بود.
جمشيد شيباني، دانش‌آموخته هنرستان هنرپيشگي تهران و تعليم و تربيت‌يافته همين رشته از دانشگاه سانتامونيكا و رشته سينما از دانشگاه كاليفرنيا بود كه فعاليت‌ هنري خود را از سال 1317 با اجراي پيش پرده‌خواني (آنونس‌‌‌هاي هنري) در تئاتر نصر آغاز كرد.
در سال 1319 همزمان با افتتاح راديو، همكاري‌اش را با راديو آغاز كرد و با اجراي ترانه «بي‌تو» عملاً موسيقي پاپ را در ايران آغاز كرد و بنيان‌ نهاد و سپس فعاليت در عرصه سينما را با ايفاي نقشي در فيلم «غفلت» ساخته علي كسمايي شروع كرد و ديري نپاييد كه دست به تأسيس استوديو دوبلاژ «تخت‌جمشيد» و استوديو سينمايي «ايرانا فيلم» زد.
اگرچه او در سال 1325 براي ادامه تحصيل راهي آمريكا شد، اما در آنجا نيز ضمن تحصيل به عنوان خبرنگار هنري با مجلات ايراني داخل كشور همكاري خود را ادامه داد. در آنجا با ستارگان معروف آن دوران هاليوود، حشر و نشر داشت و با آنها مصاحبه و به ايران ارسال مي‌كرد. در اثر همين روابط بود كه در سال 1958 ميلادي موفق شدتا موسيقي متن يك فيلم آمريكايي معروف به نام «زن ايده‌آل»را كه از محصولات استوديو مترو گالدوين ماير بود، بسازد. فيلمي كه ستارگان معروف آن روزگار همچون:«گري گرانت» و «دبوراكر» در آن شركت داشتند. او در همين سال‌ها بود كه ترانه «سيمين بري»را ساخت.
خاطرات پرويز خطيبي و خواننده سيمين بري
پرويز خطيبي،نويسنده قديمي راديو ايران، در كتاب «خاطراتي از هنرمندان» كه آن را در آمريكا منتشر كرده؛ ضمن نقل كردن خاطراتي از اين هنرمند ايراني نوشته است:
«سال 1327، جمشيد شيباني در آمريكا زندگي مي‌كرد. همان سال اولين صفحه‌هاي سي و سه دور در لس‌آنجلس ضبط شد كه حاصل همكاري من و كريم فكور و خود او بود.پيش از آن، من و حسين استوار و جمشيد،‌ قراردادي بسته بوديم تا در انگلستان اقدام به ضبط صفحه كنيم ولي متأسفانه بنا بر دلايلي اين كار انجام نشد.
استوار با نعمت‌الله خان مين‌باشيان براي تهيه صفحه به هندوستان رفت و من به گروه دو نفره شيباني ـ فكور پيوستم.»او در ادامه اين خاطرات نوشته است:«با تمام كوششي كه به عمل آمده بود تا صفحات ساخت آمريكا زودتر وارد بازار شود، اين كار به خاطر مسائل مادي و معنوي به تأخير افتاد و در نتيجه استوار و مين‌باشيان، صفحات ساخت هندوستان را در دسترس علاقه مندان قرار دادند.
او سپس به نقل خاطراتي از دوران بچگي خود با جمشيد شيباني پرداخته و نوشته است:
خاطرات روزگاري بچگي هنرمندان، زماني مهم و خواندني و تاثيرگذار مي‌شود كه بشود به آن روزگار «فلاش‌بك» زد ريشه‌ها و استعدادهاي هنري آنها را از زمان بچگي در رشته‌هايي مثل تئاتر و موسيقي و آواز و سينما جستجو كرد. و بازگو كردن اين دست از اين خاطرات است كه مخاطب را با هنرمندي برخوردار از اصالت در آن رشته، مواجه مي‌كند.
«... من و جمشيد از دوران مدرسه ابتدايي با هم آشنا بوديم، خانه ما ، در لاله‌زار(تهران) بود و خانه آنها در ميدان بهارستان، كوچه نظاميه گاه و بي‌گاه من و مجيد محسني، جمشيد و احمد فرنيا همراه با چند تن ديگر از بچه‌ها، درخانه دوستان و آشنايان تئاتر اجرا مي‌كرديم تئاتري كه بيشتر به سبك روحوضي بود و داستان مشخصي نداشت و طبق معمول در آن يك ارباب و يك كاكاسياه وجود داشت و يا نوكري كه در مقابل آقاي خانه، فضولي‌هاي زيادي مي‌كرد.
عصرها كه مدرسه تعطيل مي‌شد، پاتوق ما سركوچه نظاميه، جلوي بستني فروشي مشهدي مهدي بود كه در مقابل پنج شاهي يك بستني( به وزن تقريباً يك چهارم پوند) توي ظرف، يا لاي دونان بستني مي‌گذاشت و به دستمان مي‌داد. وقتي هنرستان هنرپيشگي تاسيس شد و پدر جمشيد (عنايت‌الله خان شيباني) به نظامت هنرستان انتخاب شد، جمشيد و مجيد محسني به عنوان شاگردان دوره اول رسماً ثبت‌نام كردند و يك سال بعد هر دو به خاطر استعداد فراوان موفق شدند نقش هاي نسبتاً مهمي را روي صحنه تماشاخانه تهران بازي كنند.»
همين بازگشت به گذشته يا به قول معروف فلاش بكي كه پرويز خطيبي از گذشته دوران نوجواني جمشيد شيباني در اين كتاب آورده، كافي است كه ما به ياد بياوريم و به خاطر داشته باشيم كه خلق‌كنندگان آثار جاودانه و ماندگار از پيشينه‌اي طولاني در حوزه هنر خود بهره‌مند هستند و اين طور نبوده است كه جمشيد شيباني يك شبه ميكروفني را به دست بگيرد و شروع به خواندن «سيمين‌بري» كند!( مثل خوانندگان امروزي).اگر چه نام او در فهرست سينماگران قبل از انقلاب در كنار سازندگان آثار فاخر سينماي ايران به ثبت نرسيده است، اما مروري بر آثار او، ما را با يك هنرمند حرفه‌اي و گيشه‌ساز در زمان خودش مواجه مي‌كند.
نام جمشيد شيباني را مي‌توانيد به عنوان كارگردان در كنار اين فيلم‌ها ديد: سه دلباخته (1356)، خانم دلش موتور مي‌خواد (1355)، دختر نگو، بلا بگو (1354) پسرخوانده (1352) عشقي‌ها (1350) ملا ممدجان (1350) ساقي (1349)، قانون زندگي (1344)، طلاي سفيد (1341)، مستشار جزيره (1335)و براي تو (1334).
البته او نويسنده فيلمنامه آثاري چون: تلافي، سه دلباخته، آتش جنوب، راننده سربلند و نيز بازيگر فيلم‌هايي چون براي تو و نيز به عنوان تهيه‌كننده در آثاري چون ميرم بابا بخرم، صلات ظهر، قفس، گلنساء در پاريس، بيگانه، پسرخوانده، ياور، بيقرار در سينماي ايران بود. با اين حال، آنچه نام او را به ذهن و زبان متبادر و جاري مي‌كند، همان ترانه «سيمين بري» است كه عليمراد آن را اجرا كرده است(البته بعضي‌ها مي‌گويند اين جمشيد عليمراد، نام مستعار اوست). و من بعيد مي‌دانم آدمي كه اين همه جوياي نام بي قرار نشان و شهرت است، بخواهد براي خواندن يك ترانه معروف يك عنوان مستعار انتخاب كند. او نيز يكي از خوانندگاني است كه تاكنون بارها ترانه «سيمين بري» را با آرانژامان‌هاي مختلف اجرا كرده است و البته خوانندگان معروف ديگري چون ستار، سُلي و حتي اكبر گلپايگاني و زند وكيل هم اين ترانه را در محافلي اجرا كرده‌اند و نسخه‌هاي محدود ويدئويي آنها موجود است.
اين دست به دست گشتن ترانه سيمين بري نيز حكايت از ذات موسيقايي خلاق مرحوم جمشيد شيباني دارد و چه بسا اگر او و تمام حوزه‌هاي هنري را رها مي‌كرد و به كار خلق آثار موسيقايي مي‌پرداخت، از او آثار جاودانه‌تري باقي مي‌ماند؛ كما اين‌كه او ساخت موسيقي متن چند فيلم سينمايي را در زمان حياتش به عهده گرفت و زمينه ذاتي اين كار در او بود. بويژه آنكه پرويز خطيبي از مهارت پدر جمشيد شيباني در نواختن تار سخن به ميان آورده است و ارتباطات او با مرحوم عارف قزويني و علي‌اكبر شيدا و بزرگان موسيقي آن عصر را رقم زده است و اين نكته را يادآوري كرده است كه پدر جمشيد شيباني از نخستين كساني بوده كه در تهيه و ضبط نخستين صفحه‌هاي گرامافون در آن دوران دست داشته است.
او حتي در دوران جواني، چند صفحه 78 دور پُر كرده بود و نيز از كساني بوده است كه ورود جريان‌هاي غربي به موسيقي ايراني را آغاز يك انحراف قلمداد كرده بود و اين موضوع را بارها با پرويز خطيبي، مجيد محسني و پسرش جمشيد شيباني كه از آغازگران اين راه بودند، گوشزد مي‌كرد و هشدار مي‌داده و حاضر بوده است كه تاريخ را گواه بگيرد. و نكته جالب اين است كه سازنده تصنيف «سيمين بري» يك مورخ نامدار به نام دكتر ابراهيم صفايي است. ترانه‌سرايي كه شما جز در سه چهار مورد آثار و ترانه معروف، چيزي از او به خاطر نداريد. گرچه آثار بي‌شماري در حوزة غزل و رباعي از او در كتابخانة مركزي ملاير باقي است؛ زيرا ملاير زادگاه آقاي دكتر ابراهيم صفايي سرايندة ترانه «سيمين‌بري» است.دكتر ابراهيم صفايي از مردان با صفاي روزگار ما بود كه بيشتر عمر خود را صرف مطالعات سياسي ـ تاريخي كرد و آثار خوبي نيز در حوزة تاريخي از خود به جاي گذاشت كه جزو كتب مرجع تاريخي محسوب مي‌شود.
استوديو تخت‌جمشيد و ياد جمشيد شيباني
يكي از بنيان‌هاي هنري كه جمشيد شيباني در زمان حيات خود در ايران بنا نهاد استوديو تخت‌جمشيد بود كه در سال 1340 تأسيس شد و تا اوايل انقلاب فعال بود.
در اين استوديوي معروف 11 مورد فيلم تا 1360 تهيه، ساخته و يا دوبله شد كه از جمله مي‌توان به اين آثار اشاره كرد:
1ـ قديس (1360) 2ـ فرياد مجاهد (1358) 3ـ باغ بلور (1357) 4ـ ميرم بابا بخرم (1353) 5 ـ بي‌حجاب (1352) 6ـ بيقرار (1352) 7ـ پسرخوانده (1352) 8 ـ عطش (1351) 9ـ عشقي‌ها (1350) 10ـ ملا ممد جان (1350) 11ـ قانون زندگي (1343)
همچنين در استوديوي صدا تخت‌جمشيد آثاري چون فرياد مجاهد (1358) و رابطه جواني (1355) صداگذاري شده و 29 فيلم سينمايي نيز امور فني خود را در اين استوديو طي كردند كه فهرست آنها به اين شرح است:
1ـ باغ بلور (1357) 2ـ دو مرد خشن (1357) 3ـ نمك‌نشناس (1357) 4ـ تلافي (1356) 5 ـ سرباز (1356) 6ـ سه دلباخته (1356) 7ـ كلام حق (1356) 8 ـ نان و نمك (1356) 9ـ جايزه (1355) 10ـ رابطه جواني (1355) 11ـ والده آقامصطفي (1355) 12ـ پلنگ در شب (1354) 13ـ تيرانداز (1354) 14ـ جنجال (1354) 15ـ دختر نگو، ‌بلا بگو (1354) 16ـ عبور از مرز زندگي (1354) 17ـ عمو فوتبالي (1354) 18ـ ابرمرد (1353) 19ـ پري خوشگله (1353) 20ـ صلات ظهر (1353) 21ـ گلنسا در پاريس (1353) 22ـ ياور (1353) 23ـ بيگانه (1352) 24ـ پسرخوانده (1352) 25ـ حريص (1352) 26ـ مردها و نامردها (1352) 27ـ گذر اكبر (1351) 28ـ مطرب (1351) 29ـ ملا ممد جان (1350)
ترانه سراي سيمين بري
او متولد 1291 ملاير است و تحصيلاتش را در همان شهر گذراند و بعداز تحصيلاتش با بزرگان روزگارش در همدان و شاعراني چون مفتون همداني، موسي نثري و علي شيوا آشنا شد و در همان زمان كه شاعر بلندآوازه،عارف قزويني،در شهر همدان زندگي مي‌كرد؛ به انجمن ادبي همدان راه يافت و در سال 1316 نايب‌ رئيس آن انجمن شد.
او پس از آمدن به تهران، وارد حوزة دادگستري و سازمان ثبت اسناد تهران شد و تا سال 1338 به درخواست خودش بازنشسته شد و به دعوت اداره كل هنرهاي زيباي وزارت فرهنگ (ارشاد امروز) به عنوان مشاور بررسي صدور مجوز چاپ و انتشار كتاب و مسئول صدور مجوز براي انتشار ترانه‌هاي راديو و تلويزيون ثابت پاسال آن روزگار مشغول به كار شد.
او البته در سال 1329 هفته‌نامه‌اي به نام «عسس» را تأسيس كرد و در سال 1349 با همكاري دوستانش انجمن تاريخ را در خانه‌اش داير كرد و در سال 1354 رسماًً مجوز انجمن ياد شده را گرفت و از همين سال به بعد تا اوايل انقلاب، عضو شوراي شعر و ترانه وزارت فرهنگ بود كه رياست آن را استاد نيرسينا به عهده داشت و من هم كه در همان سالها جسته گريخته كار ترانه‌سرايي و پژوهش‌هايي در اين حوزه را آغاز كرده بودم، با او در همان جا آشنا شدم و دستنوشته يكي از غزل‌هاي زيباي او را هنوز دارم كه به من تقديم كرد. غزلي كه در آن به استقبال يكي از آثار مشهور هوشنگ ابتهاج رفته بود و مطلعش اين بود:

فاش شد راز نهاني كه ميان من و توست
پس از اين چشم رقيبان نگران من و توست
***
و يادم هست كه هوشنگ ابتهاج، غزل خود را با اين مطلع آغاز كرده بود:
تا اشارات نظر نامه‌رسان من و توست
نشود فاش كسي آنچه ميان من و توست
بگذريم ...
هم‌اكنون كتاب ها و آثار زيادي از اين شاعر، مورخ و پژوهشگر تاريخ معاصر به عنوان اسناد مرجع تاريخي در دسترس است كه از آن جمله مي‌توان به كتاب ارزشمند و دو جلدي «رهبران مشروطه‌» و «تاريخ مشروطه به روايت اسناد» اشاره كرد كه از منابع پر اهميت تاريخ مشروطيت ايران به حساب مي‌آِيد كه برايش دردسرهايي هم توليد كرد!بيهوده نيست وقتي ترانه‌اي توسط اين نوع ورزيدگان ادبي و هنري ساخته مي‌شود، در رديف آثار ماندني مثل «سيمين‌بري» قرار مي‌گيرد. و به راستي،كدام يك از ترانه‌سرايان روزگار ما صاحب چنين آثار و مفاخري هستند؟ نيم‌نگاهي به ترانه سيمين‌بري هم حكايت از چيدمان حساب شده و دقيق واژه‌ها و معاني در كنار يكديگر دارد و به رغم اين كه آهنگ آن داراي ريتمي‌ تندتر و متفاوت‌تر با آهنگ‌هاي آن روزگار است، امّا تُرنّم لطيف واژه‌ها در اين ترانه بسيار گوشنواز و دل‌انگيز است، (بعد از خواندن اين مطلب، اين ترانه را يك‌بار ديگر گوش دهيد و زمزمه كنيد.) يك اثر ديگر از اين شاعر و ترانه‌سراي معاصر هم داراي همين ويژگي‌هاست و آن قطعه«شب‌ دلخواه» است كه بنا به نوشته‌ استاد عباس خوشدل در دستگاه چهارگاه با آهنگي از نصرت‌الله گلپايگاني و با صداي ماندگار خانم خاطرة پروانه با اركستر صبا و به رهبري استا حسين دهلوي ضبط شد و در سال 1339 براي نخستين‌بار از تلويزيون پخش شد و مورد استقبال خيلي‌ها قرار گرفت، هرچند كه به شهرت و معروفيت ترانه سيمين‌بري نرسيد. تا فرصت هست بگويم كه استاد نصرت‌الله گلپايگاني، سازندة ترانة «شب‌ دلخواه» هم از فارغ‌التحصيلان هنرستان موسيقي ايران در دورة رياست استاد روح‌الله خالقي در رشته‌هاي ويولن، تار، ضرب و آهنگسازي بود كه در سال 1338 سرپرستي اركستر شمارة 8 هنرهاي زيبا را در وزارت فرهنگ و هنر به عهده گرفت.
استاد عباس خوشدل،آهنگساز معاصر و سازنده آثاري چون نيلوفرانه كه سابقه دوستي ديرينه‌اي با استاد ابراهيم صفايي دارد نيز آهنگ معروف «نواي كاروان» را بر روي شعري از آقاي صفايي ساخته است كه با صداي نادر گلچين در سال 1345 پخش شد و دوستداران زيادي هم دارد.
يكي دو سال پيش هم در سالگرد گراميداشت نادر گلچين و استاد نصرت‌الله گلپايگاني، چندبار از تلويزيون پخش شد، حتماً شما هم اين ترانه مشترك استاد خوشدل و ابراهيم صفايي را با صداي نادر گلچين به ياد داريد كه مي‌خواند:

نواي كاروان امشب زند آتش به جانم
خدايا برملا شد، راز نهانم
مران محمل، مران، اي كاروان آهسته‌تر رو
كه من دلخسته‌اي وامانده از اين كاروانم
ملاحظه مي‌فرماييد كه خالق آثار ماندگار و جاودانه در حوزة ترانه و ترانه‌سرايي در روزگار قديم و دهه‌هاي دورتر، از چه پشتوانه‌هاي گرانبها و ارزشمندي برخوردار بوده‌اند و بيهوده نيست كه با عبور زمان نيز گرد فراموشي و خاموشي به اين ترانه‌ها و صداها نمي نشيند.
اگرچه خود ابراهيم صفايي در سال‌هاي آخر عمر خود در خاموشي و فقر و تنگدستي و مرارت‌هاي زيادي زندگي را سپري كرد و اگر همّت و بزرگواري‌هاي منوچهر طاهري، يكي از كاركنان شريف وزارت ارشاد، نبود، او حتي نمي‌توانست به حقوق قطع شدة سالهاي بازنشستگي‌اش دسترسي پيدا كند و عصازنان خود را به خيابان برساند!
با اين حال، نام و خاطرات و ديوان اشعار او توسط محمودرضا تقوي، مورخ معاصر ملايري، در كتاب كارنامه ملاير به ثبت رسيده است.
دكتر ابراهيم صفايي در اسفند سا ل1386 در تهران درگذشت و آرامگاه او در رديف 102 شمارة پانزده بهشت‌زهراست، امّا روي سنگ‌ گور او ننوشته كه او سرايندة ترانة جاودانه «سيمين‌بري» است.



page06

  متن قابل چاپ

  ارسال به پست الكترونيكي

بازگشت به صفحه قبل
PDF صفحات به صورت 
صفحه اول 
صفحه دو 
صفحه سه 
صفحه چهار 
صفحه پنج 
صفحه شش 
(صفحه هفت (نيازمنديها
(English Page)  صفحه آخر 

براي ديدن صفحات بالا به
نياز داريد Acrobat Reader

چاپ آگهي و نيازمنديها 
اشتراك روزنامه 
فروش كتاب 
تماس با ما 
درباره ما 
آرشيو اطلاعات بين المللي 
پيشنهادها و انتقادات شما 
صفحه اصلي موسسه اطلاعات 

© 2010 Ettelaat Int.

اخبار    -   فرهنگي-هنري    -   ورزشي    -   حوادث    -   خانواده    -   ساعات شرعي   

English Page    -   كودك و نوجوان    -   ادبيات    -   مقالات    -   فرهنگ مردم    -   ويژه نامه