آخرین حلقه سلسله جوانمردی

عطای پهلوان

‏رضا امیرخانی
دوشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۷
250
 


همه عالم می‌دانند: پوست و روده سهم قصاب است. قصاب کمی رودار باشد، کل‌پچ را هم به بهانه بوی بدِ کز دادن و گرفتاری‌های هم‌سایه‌گی و آیینِ شهروندی، بالا می‌کشد. پس بایستی دقیق بود و عمیق؛ در این روزگار اگر کسی از راه رسید و از خیرات و مبرات گفت و از فوائد قربانی و خون و دفع بلا و رفع چشم‌زخم، حتم بدانید که اگر منصف باشد و طمع به کله‌پاچه حیوان نداشته باشد، دستِ کم چاله پوست و روده را کنده است! یعنی صنعت خیریه این روزها بر امر خیر غلبه کرده است و خیّر در بهترین حالت صنعتگر صنعت خیریه است. صنعتی که مدیر دارد و کارگر دارد و حساب‌دار دارد و مشتری دارد و سود و زیان دارد و…
صبح راننده می‌آید دم در. مقام مدیریت را سوار می‌کند. مقام مدیریت لغو سهوی نیست. راننده همان مقام مدیریت را سوار می‌کند، والا یک دست کت و شلوار و هفتاد کیلو گوشت و دنبه و فوقش یک کیف سامسونت می‌تواند به شکل همگانی‌تری سر کار برود. راننده مقام مدیریت را سوار می‌کند، و مقام روی صندلی عقب می‌نشیند تا هنوز کارتِ ساعت نزده به امورات مردم بپردازد.
مقام مدیریت خیریه دولتی یا عمومی یا مردمی، سر کار می‌رود و آمار در می‌آورد و تیزر می‌سازد و تبلیغات می‌پراکند تا شاید مشوق دیگران باشد در این امر… پوست و روده همان مقام مدیریت است.
کسی پیدا شده است در کرمان که مقام مدیریت نیست. «پیدا شده است» لغو سهوی نیست. او سال‌ها، خودخواسته، گم بوده است. حالا انتشارات اطلاعات و کتاب عطای پهلوان و محمدعلی علومیِ نویسنده، او را پیدا کرده‌اند. کسی پیدا شده است که مقام مدیریت خیریه نیست. صبح به صبح با دوچرخه قدیمی سر کار می‌رود و از پوشه‌دانِ فلزیش پرونده‌ای را بیرون می‌کشد تا بسازد آخرین مدرسه نساخته را… و پرونده را چند ماه بعد بگذارد کنار بایگانی غیررسانه‌ای صد و شصت پرونده قبلی مدارس ساخته‌شده.
«عطای پهلوان» شرحی است از زند‌گی عطا احمدی، حلقه واپسینِ سلسله جوان‌مردی در روزگار ما که به قلم توانای محمدعلی علومی نگاشته شده است؛ گزارشی است از زیستن مردی که هر روز را به نام خیر از جا برخاسته است و در زند‌گی «خیر» هدفش بوده است نه وسیله‌ای برای رسیدن به هدفی دیگر. پانصد صفحه، خلاصه‌ای از یک عمر. پانصدصفحه‌ای که شاید ما را پنج‌قدمی در راه عطا راه برد… «عطای پهلوان» دعوتی است به قربانی از سوی کسی که هرگز پوست و روده را حق قصاب نمی‌دانسته است!
چاپ اول و دوم این کتاب ۵۳۶ صفحه‌ای اوایل بهار ۹۴ در انتشارات موسسه اطلاعات منتشر شده است.‏

code