یادداشت اقتصادی

واردات مرغ، یا دان مرغ؟

دکتر علیرضا قاسم‌زاده
چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷
37
چند روز گذشته لیستی منتشر شد از کالاهای مشمول ارز دولتی یا اولویت اول. در این لیست هم دان مرغ مشاهده می‌شود و هم گوشت مرغ.

بسیاری از ما از این لیست و خبر بدون توجه عبور کردیم. آیا ممکن است واردات مرغ بزودی تهدیدی برای تولید داخل شود؟ وقتی وزارتخانه‌ای که هیچ ارتباطی با تولید گوشت مرغ ندارد یک شبه قیمت تعیین می‌کند، آیا همین وزارتخانه نمی‌تواند درب واردات را بازکرده، موجبات تخصیص ارز و داستانهای بعدی عدم واردات یا عدم توزیع کالای وارد شده و .. مشابه آنچه در مورد موبایل و خودرو پیش آمد را فراهم کند؟ البته گوشی موبایل شماره رجیستری و اتومبیل سواری شماره شاسی و موتور دارد، وای به حال مرغ بی نوا که تنها ران دارد و سینه!

بیایید ببینیم آیا اصلا واردات ممکن است؟

در آنالیز قیمت تمام شده مرغ گوشتی مشاهده می‌کنیم که نزدیک به هفتاد درصد از هزینه تمام شده دان می‌باشد. وقتی دان و مرغ را هر دو یک کشور (مثلا برزیل) می‌فروشد، و در آن کشور مرغ با ضریب تبدیل تا بیست درصد پایینتر از ایران تولید می‌شود، پس قاعدتاً تولید مرغ در کشور ما نباید توجیه داشته باشد. اما موضوع دیگری مطرح است:

علاوه بر دان، فاکتورهای مهم دیگر ارزش افزوده تولید داخل را باعث می‌شود، و امکان واردات حجم موثر‌ گوشت مرغ را سخت‌تر می‌نماید. البته واردات جزئی مثل پخش مرغ یخی پشتیبانی می‌تواند با جو روانی بازار را خراب کند، ولی روی حجم عرضه تاثیر نخواهد داشت.

۱- ارزش افزوده نسبی نیروی کار:

با توجه به افزایش نرخ برابری ارز در مقابل ریال، ایران بعد از سالها، مجدداً به گروه کشورهای با نیروی کار ارزان وارد می‌شود. حقوق کارگر ایرانی به نرخ سالجاری حدود ماهی صد دلار است که شاید بجز هند و چین، کشوری با چنین قیمت یافت نمی‌شود. و مهمتر آنکه این دو کشور صادر کننده مرغ نیستند. البته مکانیسم افزایش حقوق سالانه دستمزدها در ابتدای سال نو این ارزش افزوده را در چند سال آینده خنثی خواهد کرد، و نکته مهمتر این است که پایین بودن دستمزد،‌ پس از مدتی با تورم قیمت کالاهای مصرفی به قشر کارگر فشار آورده، مشکلات دیگری در روند تولید ممکن است رخ دهد. موضوع دیگری که اهمیت پیدا می‌کند، مکانیزاسیون در صنعت مرغداری است که عملا نیاز به نیروی کار را به حداقل رسانده، تاثیر این فاکتور، ‌قیمت تمام شده را پایین می‌آورد.

۲- ارزش افزوده نسبی قیمت حامل های انرژی:

قیمت حامل های انرژی بخصوص برق، گاز، و گازوییل در صنعت مرغداری ایران بسیار پایینتر از هر کشور دیگر است. البته این پوئن در دزار مدت باعث می‌شود تولید کننده اقدامی در جهت بهینه سازی مصرف انرژی نکند و سالها بعد، با باز شدن درهای صادرات و ‌واردات جایی در بازار جهانی نداشته باشد. صد البته دولت ترجیح می‌دهد برق و گاز و گازوییل را ارزان به مرغدار ندهد و بجای آن مرغ آماده را وارد کند، ولی فعلا شرایط اینچنین است.

۳- موضوع کمبود آب:

در دهه هشتاد به یاد داریم ماههای آبان و آذر واردات ذرت خارجی متوقف می‌شد چراکه تولید ذرت داخلی نیاز صنعت مرغداری را تامین می‌کرد ولی مدتی است بعلت کمبود آب، عملا کشت ذرت در بسیاری از دشت ها متوقف شده است. همینطور در مورد دانه‌های روغنی. همه شنیده‌ایم جز دو استان شمالی کشت برنج در همه جا ممنوع شده و توصیه می‌شود هندوانه حتی برای صادرات کاشت نشود. آیا ممکن است روزی برسد که بگویند مرغ تولید نکنید، هر کیلو مرغ فلان قدر آب مصرف می‌کند، بهتر است مرغ وارد کنیم؟ چند سال دیگر ممکن است بگویند معدود مرغداریهایی که آب کافی برای تولید دارند، در مناطقی هستند که مقصد کوچ جمعیتی باید باشد و فلان استان و فلان استان باید از سکنه خالی شود چون آب نیست و در این استانهای مقصد ساکن شوند و قاعدتاً مرغداریهایشان تعطیل شوند؟ موضوع آب عامل تحدید کننده و تهدید کننده ای است که صنعت مرغداری را در چند سال آینده با خطر مواجه می‌کند، و قاعدتاً در توسعه و تمدید پروانه‌ها باید مد نظر کارشناسان حاکمیتی باشد.

۴- موضوع ذخیره استراتژیک:

زمانی گفته می‌شد، اگر ما خودمان گندم نداشته باشیم، و همه گندم را بخواهیم وارد کنیم، دیگر به این قیمتها نمی‌شود گندم خرید. در مورد مرغ هم از همین استدلال استفاده می‌شود. اگر ایران روزی یک کیلو مرغ تولید نکند، دو میلیون تن مرغ اضافه در دنیا هست؟ قطعاً این توقف تولید یکباره نخواهد بود، و همانطور که صادرات نفت ایران با تولید کشورهای دیگر در زمان تحریم با تاخیر چند ماهه جایگزین می‌شود، و با توجه به سهم اندک مصرف ایران از کل بازار صادرات محصول مرغ،‌ احتمالا قطع تولید داخلی مرغ تاثیر چندانی در قیمتهای مرغ جهانی نخواهد گذاشت و لذا وقتی دولت برای واردات ذرت و سویا ارز دولتی اختصاص می‌دهد، شاید بتواند با

ده درصد بیشتر، کل نیاز گوشت مرغ کشور را وارد کند. در هیچ جنگ و تحریمی هم واردات مواد غذایی به هیچ کشوری ممنوع نشده، و داستان نفت در برابر غذا و دارو را همه شنیده ایم.

خلاصه:

شرایط جدید قیمت ارز، رانتی که برای تولید با اختصاص ارز دولتی ایجاد شده، و در عوض انتظار کنترل قیمتها را دارد، عملا به نفع صنعت نیست. امروزه صنعت مرغداری با شرایط ایده‌آل خیلی فاصله دارد و شاهدیم این فاصله هر روز بیشتر می‌شود.

ای کاش نه به واردات مرغ ارز دولتی داده می‌شد و نه واردات دان مرغ.

ای کاش درها باز می‌شد، هر تولید کننده‌ای تولید در حد استاندارد جهانی داشت(وزن مناسب، کیفیت کشتار و بسته‌بندی، و عاری از باقیمانده آنتی بیوتیک) می‌توانست تولید خود را به بازارهای همسایه صادر کند.

ای کاش می‌شد تولید‌کننده‌ها با کنترل حجم تولید در تعیین قیمت مصرف کننده بر اساس قیمت تمام شده نقش داشته باشند.

ای کاش حاکمیت، تولید کننده، مصرف کننده، وارد کننده و صادر کننده را چهار گروه متخاصم نمی‌دید و تنها با نقش حاکمیتی تولید و مصرف را به ساحل امن هدایت می‌کرد.

ای کاش شرایط بهتر می‌شد.