
|
تاريخ خبر: دكترين كنترل انرژي جهان
بخش اول
![]() |
|
* مقدمه اين روزها كنترل نفت، بزرگترين دغدغه رهبران كشورهاي صنعتي و غولهاي اقتصادي نوين، چون چين و هند، با بيش از يك سوم جمعيت جهان است. هر چند كه كنترل بر انرژي جهان از ابتداي قرن بيستم دغدغه قدرتهاي بزرگ بوده و چيز تازهاي نيست، اما با به قدرت رسيدن دو خانواده بزرگ نفتي بوش و چني در آمريكا، بحث نقطه اوج توليد نفت و مطرحشدن چين و هند به عنوان قطب نوين اقتصادي جهان و رقيب نوين آمريكا، بيش از پيش سياستهاي نفتي آمريكا را به سطح افكار عمومي كشاند. اگر ديده ميشود كه پس از فرمانروايي نومحافظهكاران، قتل و خونريزي نيز در جهان افزايش يافته، ناشي از آن است كه اين گروه، بيش از ساير جناحهاي موجود در آمريكا، عجله براي تحت كنترل درآوردن نفت جهان داشت. اگر نگاهي گذرا به سياستهاي خونبار آمريكا در مناطق مهم نفتخيز جهان، به ويژه خاورميانه و آفريقا شود، خيلي زود ميتوان به چرايي آن پي برد. در شش سال گذشته، چندين رويداد خونين در جهان رخ داد كه سه كشور مسلمان، بزرگترين قربانيان آن بودهاند. در اين رويدادها، كشورهاي افغانستان و عراق درگير جنگ شده و كشتار بيرحمانه در آنها به صورت روالي عادي درآمد، كه البته اميدي به پايان فوري آن نيست. كشور سومالي هم كه تا چند روز پيش عملا فاقد دولت به رسميت شناخته شده از سوي مجامع بينالمللي بود، در روزهاي پاياني 2006 به دست نظاميان آمريكا و اتيوپي سقوط كرد؛ همه اين فجايع انساني، حول واژه معروف <مبارزه با تروريسم> انجام گرفت! اما اين تنها يك طرف سكه است؛ سوي ديگر سكه چه ميتواند باشد؟ آيا در وراي بهانههاي آشكار براي خونريزي، مسائل حياتيتري هم وجود دارد؟ آيا ارتباطي ميان دكترين كارتر1 و جنگهاي؛ افغانستان، عراق و سومالي وجود دارد؟ اين نوشتار سعي در ارائه پرسشهايي به اين سئوالات دارد: جنگ براي نفت آمريكاييها با رد ارتباط نفت و جنگهاي اخير، مدعي شدند كه مبارزه آنها صرفا با تروريسم است. اما پيادهشدن دكترين كارتر توسط دولت بوش - چني و اظهارات مقامات ارشد و عملكرد آمريكا و گفتههاي كارشناسان نفتي يك چيز را نشان ميدهد و آن جنگ براي كنترل نفت و انرژي است. چارچوب فكري دولت بوش - چني، براساس <نفت برابر با امنيت> منبعث از دكترين روساي جمهور پيشين بود. بنابراين به كارگيري زور براي كنترل انرژي در خليجفارس، آفريقا، آسياي ميانه و آمريكاي لاتين امري حياتي محسوب ميشد. براي كنترل گاز و نفت آسياي ميانه، افغانستان اشغال شد و براي كنترل دومين ذخاير نفتي جهان، دولت عراق به دست آمريكا سقوط كرد و سومالي سومين قرباني استراتژي نفتي آمريكا بود. آيا اين استراتژي، قربانيان ديگري خواهد گرفت؟ اگر گفتههاي بوش پدر ملاك قرار گيرد، قطعا براي كنترل ذخاير نفتي جهان، قربانيان بيشتري در پيش خواهد بود؛ به راستي قرباني بعدي كدام كشور است؟ امنيتي شدن نفت، عمدتا به زمان <تحريم نفتي آمريكا2> از سوي عربستان در سال 1973 برميگردد. به دنبال آن سياست <انرژي و امنيت> آمريكا شكل گرفت و <هارولد براون> وزير دفاع كارتر در سال 1978، در كنگره گفت: <اكنون تهديدي جديتر از كاهش منابع انرژي براي آمريكا و متحدينش وجود ندارد.> از سخنان وي چنين برميآيد كه در آن مقطع شوروي با در اختيار داشتن هزاران كلاهك اتمي از نظر آمريكا تهديد ثانوي بود. دكترين جنگ براي نفت در مارس 2001، هفت ماه پيش از حادثه 11 سپتامبر، با مقداري تغييرات جزيي و بسيار شفاف تحت عنوان <دكترين انرژي بوش - چني> مبني بر <تنوع در تامين انرژي به معني تامين امنيت> از سوي وزير انرژي آمريكا بيان شد. گفتني است؛ اين نخستين دكترين مشترك نفتي است كه از سوي يك رئيسجمهوري و معاون وي در آمريكا منتشر ميشود. شايد به دليل اين كه هر دو از صاحبان شركتهاي نفتي هستند، چنين اتفاقي روي داده از سوي ديگر، ديك چني در آن زمان، قدرتمندترين معاون رييس جمهوري در تاريخ آمريكا محسوب ميشد. در اين زمينه به پارهاي از كوششهاي آمريكا در پيشبرد چنين سياستي در سه قاره آسيا، آمريكا و آفريقا اشاره ميشود: 1- قفقاز: درياي خزر كه برآورد ميشود حدود 200 ميليارد بشكه نفت در آن موجود باشد، به شدت موردتوجه نظامي آمريكا است. در ماه مارس 2001، دولت آمريكا مبلغ 4/4 ميليون دلار به دولت جمهوري آذربايجان كمك نظامي كرد و <مايكل ريكاردل>، دستيار وزير دفاع آمريكا در اين رابطه گفت: <اين كمك نظامي براي مقابله با تروريسم، توسعه صلح و ثبات در قفقاز و توسعه تجارت و كريدور حمل و نقل انجام گرفته است.> حيدر علي اف رييسجمهوري وقت آذربايجان، شفافتر از او درباره اين كمك گفت: <اين كمكها براي مبارزه با تروريسم و تضمين امنيت خطوط لوله نفت و گاز باكو - جيحان است كه بخشي از مبارزه داخلي ما با تروريسم است.> در فوريه 2001، واشنگتن از كمك نظامي 64 ميليون دلاري كشورش براي مبارزه با تروريسم و اعزام 180 نيروي ويژه براي آموزش نظامي 2 هزار سرباز به گرجستان خبر داد. وزير دفاع گرجستان در مصاحبه با <خبرگزاري اينترفاكس> گفت: نيروهايي كه ارتش آمريكا آموزش ميدهد، مجهز به تجهيزاتي هستند كه ميتوانند از خط لوله نفت جيحان - باكو حفاظت كنند.> آمريكاييها مدعي هستند كه افغانستان از اين رو مورد حمله نظامي قرار گرفت، چون عناصر القاعده متهم به دست داشتن در حادثه 11 سپتامبر، در آن پناه گرفته بودند، در حالي كه واقعيت چيز ديگري بود و آن تسلط بر منابع نفت و گاز آسياي ميانه است؛ زيرا در صورت اجراي پروژه خط لوله نفت و گاز آسياي مركزي به شبه قاره از مسير افغانستان، سودي كلان به جيب كمپانيهاي آمريكايي سرازير و از طرف ديگر، دست روسيه از انرژي اين منطقه كوتاه ميشد. اگر قرار است ادعاي آمريكا مبني بر از ميان بردن پايگاههاي تروريستي پذيرفته شود، چرا عربستان كه تمامي تروريستهاي 11 سپتامبر اهل اين كشور بودند، موردحمله قرار نگرفت؟ در پاسخ به اين پرسش بايد گفت: نخست اين كه عربستان هسته مركزي استراتژي نفتي آمريكاست و آن چه كه تاكنون باعث جلوگيري از حمله نظامي به اين كشور شده، فقدان آلترناتيو در حد ظرفيت اين كشور نفتي در جهان است، در غير اين صورت، آمريكاييها تحريم نفتي 73 را فراموش نكردهاند، همانطور كه براي بازگشت به سومالي پس از 13 سال دوري، هنوز چاههاي نفت را فراموش نكردند. 2- آمريكاي لاتين: كشورهاي كلمبيا، ونزوئلا و اكوادور در مجموع 20 درصد نفت وارداتي آمريكا را تشكيل ميدهند (2 ميليون بشكه در روز). دخالت نظامي گاه و بيگاه آمريكا در اين منطقه، از ديد ناظران به منزله حفظ امنيت نفت تلقي ميشود. مثلا دولت بوش در سال 2002 مبلغ 98 ميليون دلار براي اعزام 60 تا 100 نيروي ويژه به كلمبيا هزينه كرد تا امنيت <خط لوله نفت اوكسيدنتال3> حفظ شود. آفريقا در قاره سياه نيز تاكنون ذخاير نفتي قابل ملاحظهاي كشف شده كه به رقمي بيش از 23 ميليارد بشكه ميرسد. هماكنون آفريقا حدود 15 درصد از نفت مصرفي آمريكا را تامين ميكند و قرار است اين رقم در سال 2015 به يكچهارم نفت مصرفي آمريكا برسد. با توجه به افزايش تحركات نظامي آمريكا در شاخ آفريقا، بويژه سومالي، جهان شاهد آن بود كه منطقه نفتي ديگري توسط آمريكا فتح شد. در اين بخش سعي ميشود كه درباره تلاش مضاعف آمريكا در 13 سال گذشته براي بازگشت مجدد به سومالي توضيحاتي بيشتر ارائه شود تا اهداف اصلي آمريكا در منطقه روشن گردد. ضمن يادآوري اين نكته كه 60 درصد انرژي مصرفي غرب از مبدا خليجفارس، از حاشيه شاخ آفريقا عبور ميكند. جذابيتهاي سومالي مطالعات انجام گرفته از سوي بانك جهاني و چند كشور غربي، همچنين حضور فعال نزديك به سه دههاي شركتهاي نفتي آمريكا در سومالي، پتانسيل بالاي ذخاير نفت را در اين كشور قطعي ساخته و همكاري اين شركتها با دولت و ارتش آمريكا براي برقراري امنيت و فعاليت شركتهاي اين كشور در سومالي، غيرقابل انكار است. كشف اورانيوم در سومالي نيز، آمريكا را بيش از پيش حساس كرده است. <محمد زيادباره> رئيس جمهور سابق سومالي در اوايل دهه 80 امتياز مطالعات، استخراج و بهرهبرداري نفت در دوسوم خاك اين كشور را در اختيار <چهار شركت آمريكايي4> گذاشت. تلاش اين شركتها ادامه داشت تا اين كه مطالعات و استخراج نفت از 9 چاه توسط شركت <كونكو> نتايج خيلي خوبي داد. برخي از تحليلگران، سقوط خفتبار زيادباره از قدرت را پيامد كشف بزرگ ذخاير نفتي در سومالي ميدانند. جرج بوش پدر، معاون رئيس جمهوري وقت، در سال 1986 طي سفري ده روزه به خليجفارس و مناطق نفتخيز درياي سرخ و شاخ آفريقا، همواره به اهميت اين ماده حياتي تاكيد داشت و پايين بودن بهاي آن را فلجكننده براي صنعت نفت آمريكا ميدانست. او در اين سفر، زماني را هم به افتتاح پالايشگاه نفتي شركت <هنت5> تگزاس در شهر <مآرب> يمن اختصاص داد كه اين اقدام وي در داخل و خارج از آمريكا به ديده حمايت يك تگزاسي از شريك سابق خود تعبير شد. در پي بروز آشوب در سومالي، شركتهاي نفتي آمريكا خواستار حضور نيروهاي واكنش سريع شدند. آمريكا با اعزام 20 هزار نيرو در قالب اقدامات انساندوستانه سازمان ملل متحد! به درخواست آنها پاسخ گفت. اما اين بار برخلاف موضوع سخنراني در پالايشگاه <مآرب>، جرج بوش پدر نه تنها مورد انتقاد قرار نگرفت، بلكه به دليل اقدامات انساندوستانهاش در كمك به دو ميليون مردم گرسنه سومالي، تشويق شد. پي نويس ها 1 - يك سال پس از اشغال نظامي افغانستان و نزديك شدن شوروي به خليج فارس، كارتر در سخنراني 23 ژانويه 1980 گفت: <هر كشوري در پي هژموني در خليج فارس باشد به عنوان تهديد عليه منافع آمريكا محسوب ميشود و آمريكا با تمام توان در برابر آن خواهد ايستاد.> اين سخنراني تهديدآميز، نوشته برژينسكي، به عنوان دكترين كارتر معروف شد كه پيامد آن ايجاد نيروهاي واكنش سريع آمريكا بود. ريگان نيز تبصرهاي به آن زد و به نام دكترين وي معروف شد. نيروهاي واكنش سريع، سنگ بناي حمله بوش پدر در جنگ طوفان صحرا، جنگهاي 2001 و 2003 بوش پسر عليه افغانستان و عراق بود و از همين نيروي مستقر در بزرگترين پايگاه نظامي آمريكا در آفريقا واقع در جيبوتي، عليه سومالي استفاده شد. درواقع دكترين ياد شده از دكترين سه رئيس جمهور دوران جنگ سرد، ترومن، آيزنهاور و نيكسون و آن سه نيز از دكترين روزولت در جنگ جهاني دوم الهام گرفتهاند. روزولت كه به اهميت در جنگ براي ارتشهاي مدرن پي برده بود در سفر به عربستان اعلام كرد: <براي دفاع از منافع آمريكا، دفاع از عربستان حياتي است.> او نخستين رئيس جمهور آمريكا بود كه تا آن هنگام پا به كشورهاي منطقه ميگذاشت. براساس همين دكترين بود كه ديك چني، وزير وقت دفاع آمريكا، در سال 1990،اعزام نيرو به عربستان را براي توجيه بيرون راندن عراق از كويت، مطرح ميكرد. شايان ذكر است كه لرد <لنزداون> وزير وقت امور خارجه انگليس براي نخستين بار تهديدي مشابه كارتر را در سال 1903 عليه شوري و آلمان به كار برد و عنوان كرد: <بريتانيا تاسيس استحكامات بندري در خليج فارس از سوي قدرتهاي ديگر را به منزله تهديدي بسيار جدي به زيان منافع انگليس تلقي كرده و يقينا با تمام تواني كه در اختيار داريم ايستادگي خواهيم كرد، اين جمله <بيانيه بريتانيا> نام گرفت. 2- جنگ 1973 بين اعراب و اسرائيل و حمايت غرب به ويژه آمريكا از اسرائيل، موجب شد تا عربستان، غرب را تحريم نفتي كند و به دنبال آن ديگر كشورهاي عربي توليدكننده نفت به عربستان پيوستند. <بي.بي.سي> طي گزارشي در تاريخ 11 فوريه 2007، به نقل از اسناد طبقهبندي شده پيشين وزارت امور خارجه انگليس، اعلام كرد: <در آن مقطع آمريكا تصميم گرفته بود براي تامين نفت غرب، كشورهاي عربستان و كويت را اشغال و رهبران رامتري در آنها بگمارد. اين عمليات با 10 لشگر انجام ميگرفت و آمريكا از انگليس نيز خواسته بود كه امارات را به همين منظور به اشغال خود درآورد، اين مطلب را <جيمز شلزينگر> وزير وقت دفاع آمريكا به اطلاع <لرد كرومر> سفير انگليس در واشنگتن رسانده بود. اما چون ممكن بود عراق و يا شوروي دخالت كنند، براساس پيشنهاد <لرد كارينگتون> وزير وقت دفاع انگليس قرار شد اين عمليات با احتياط هرچه بيشتر انجام گيرد. اما در پي جنگ مصر و اسرائيل و درنهايت صلح ميان اين دو، ديگر نيازي به عمليات نظامي و يا <گان بوت ديپلماسي> پيدا نشد و كشورهاي ياد شده به اشغال آمريكا و انگليس درنيامدند. گفتني است؛ وزارت امور خارجه انگليس هر سي سال يك بار برخي از اسناد طبقهبندي شده را در دسترس عموم قرار ميدهد و سند يادشده از آن جمله است. 3. Occidental Petroleum Pipeline. 4. Conoco, Amoco, Chevron & Phillips. (Los Angeles Times 1993/1/18 5. Hunt oil Corporation, (Middle East Economic Survey, March 1986 codex05x page12 |
PDF صفحات روزنامه
Ettelaat International



آدرس: تهران. بلوار ميرداماد - خيابان نفت جنوبي
تلفن : 29999
22258022 : فاكس
Ettelaat Newspaper
Tehran Mirdamad Boulvard
Tel : 009821 29999
Fax : 009821 29999
email: ettelaat@ettelaat.com






































84 سال حضور مستمر در صحنه اطلاع رساني کشور




PDF صفحات نيازمنديها
PDF صفحات ضميمه


