
|
تاريخ خبر: درباره شيوه نوازندگي استاد مشكاتيـان بايـد درك ميشـد
![]() |
|
«كم گوي و گزيده گوي چون در / كز اندك تو جهان شود پر» ديگر معروف شده است كه پرويز مشكاتيان زودهنگام (با عمرپنجاه و چهار ساله) درگذشت و در ساليان واپسين عمر گرانبهاي خود اثري را منتشر نكرد. البته متوجه هستيم كه انتشار اثر با ساخت اثر هنري دو بحث مجزا است. اما نكته ديگري كه كارنامه هنري پرويز مشكاتيان بعد از ديگر مسائل به چشم ميآيد و شايد كمتر، پژواك اجتماع پيرامون اين استاد موسيقي بود، تعداد اندك شاگردان مستقيم استاد است. از اين ميان و با وجود چنين عرصه تنگ ميدان، بيترديد هنرجويان حلقه نزديكان او بيش از ديگران، ياراي يادگيري هنر استاد را داشتهاند. ضبط نكن! يكي از اين هنرجويان سعادتمند، محمدرضا رستميان نوازنده سنتور و فرزند علي رستميان خواننده موسيقي ايراني است. ـ چگونه شد كه توانستيد محضر استاد مشكاتيان را درك كنيد؟ من موسيقي را در شهر اصفهان از اول دبستان شروع كردم و البته خانه ما پايگاه هنرمنداني نظير استادان شهناز، پايور، مشكاتيان و شجريان بود. در آنجا بود كه همايون پايور و مشكاتيان شبها برنامه داشتند و من به سنتور دلبستگي پيدا كردم. در ابتدا درس شماره 8 كتاب «دستور سنتور» استاد پايور به نام «جوني جوني» را نزد خود ايشان ياد گرفتم. البته در آن موقع هنوز مقيم اصفهان بودم و استاد پايور را ماهي يك بار ميديدم. اما در پانزده سالگي به تهران آمدم و نوازندگي را در هنرستان عالي موسيقي ادامه دادم. آنجا بود كه همزمان هم پيش مشكاتيان و هم نزد پايور ميرفتم. استاد پايور معتقد بود كه يك هنرجو نبايد در يك زمان دو شيوه نوازندگي را دنبال كند. براي همين سعي داشتم قضيه تدريس استاد مشكاتيان را پنهان كنم. گرچه جناب پايور در اين زمينه هيچگاه پرسشي نميكرد. بهر تقدير به دانشگاه موسيقي رفتم. نخستين اثر خود را با نام «سي قطعه براي سنتور»، منتشر كردم كه ادامه كار جناب پايور بود. ـ پس در نخستين اثر خود آثار استاد پايور را نواختيد؟ قضيه از اين قرار بود كه متاسفانه استاد پايور در سال 1375 سكته مغزي كرد و بنا شد كه كاري كه او با 19 قطعه آغاز كرده بود را من با 11 قطعه به صورت كامل اجرا كنم. كتاب اين آلبوم نيز به تازگي منتشر شده است. يك سال بعد هم 20 قطعه براي سنتور با استاد مشكاتيان شكل گرفت. آن زمان، مشكاتيان در شركت «دستان» قديم تدريس ميكرد. همان جايي كه كياننژاد و شجريان نيز حضور داشتند. بعد از اين بود كه تدريس خصوصي با او را ادامه دادم و آخرين اثرم به نام «چپ كوك» را به استاد پيشكش كرده ام. ـ يعني ترجيح ميداد هنرجو از طريق صرفاً اثر با استاد مرتبط شود؟ منظورم اين است كه در كل حوصله هنرجويان را نداشت. نميدانم شايد چنين شيوه تدريسي باعث تشنگي بيشتر هنرجويان شود ولي همين شيوه باعث شده است كه من در دوازده سالي كه در حال تدريس هستم سعي كردهام چنين رويكردي با هنرجويان خود نداشته باشم. ـ فكر ميكنيد چرا استاد در تدريس خود چنين شيوهاي را در پيش ميگرفت؟ ـ يادم ميآيد در زمانهايي كه بيشتر با هم بوديم، ميگفت؛ من براي يادگيري موسيقي به منزل استاد دوامي ميرفتم و او را تر و خشك ميكردم و رياضت ميكشيدم تا بتوانم بيشتر در خدمت او باشم و موسيقي را درك كنم. تمامي كوشش من اين بود كه با نزديك شدن به استاد دوامي ظرفيتهاي خودم را نشان بدهم. ـ پس در اين صورت تعداد هنرجويان استاد كمتر از آني است كه شنيدهايم؟ ـ شاگردان استاد خيلي كم هستند. آن زمان كه من در كلاسهاي خصوصي مشكاتيان بودم، آقايان محمد آذري، بهنام مناهجي و سعيد نعيميمنش مشغول تحصيل هنر بودند كه اكثراً موسيقي را رها كردند. بهنام مناهجي از بهترين شاگردان آن زمان ـ دهه 60 ـ استاد بود كه سنتور آلبوم «دود عود» استاد شجريان نيز با هنرمندي او بود. سعيد نعيميمنش هم گويا در كانادا، مؤسسه موسيقي تأسيس كرده است. در دهه 70، هنرجويان ديگري محضر مشكاتيان را درك كردند. عليرضا جواهري، سيامك آقايي، كوروش متين و مرتضي سعيدي از اين هنرجويان بودند. عليرضا جواهري براي پاياننامه و تز دانشگاهي خود آثار استاد را نتنويسي كرد. ـ نظر مشكاتيان درباره نت چيست؟ استاد زياد با نت موافق نبود. روش استاد روشي بود كه تلمذ كرده بود و چون سينه به سينه موسيقي را آموخته بود، از نت پرهيز داشت. حتي مشكاتيان در جلسات ميگفت «ضبط نكن، ما ضبط نداريم، هرچه ميتواني در ذهن خودت نگهدار». او معتقد بود، نت، حس و حال موسيقي را از آن ميگيرد. ـ با وجود چنين شيوهاي چگونه استاد گروهنوازي موفقي را از خود به يادگار گذاشته است؟ خوب، ايشان تحصيل كرده موسيقي بود. نت را ميشناخت و در گروه، قطعه موسيقي را به شيوه خاصي تمرين ميكرد. سه، چهار بيت اول تصنيف را در گروه تمرين ميكردم و براساس نت تا پايان تمرين 35درصد تغييرات داشتيم. به عنوان قياس، در گروه نوازيهاي استاد پايور، شايد اين تغيير به اندازه 5درصد باشد. چون پايور شيوهاش بيشتر به نتخواني عنايت دارد. مشكاتيان در طول تمرين، بنابر سليقه نوازندگان و با مشورت با آنها كارهايي ميكرد كه اثر زيباتر شود. من شبهاي كنسرت و تمرين، بيشتر از استاد ياد ميگرفتم. طرز نشستن، نوع ريززدن، مضرابهاي خاص شيوه ايشان مثلاً مضراب خفه، كه شبيه پدال در پيانو طنين سيم را ميگيرد. البته مشكاتيان با حركات نمايشي روي سنتور موافق نبود. يادم ميآيد قطعهاي را ساخته بودم و در مجلسي در حضور استاد آن را نواختم. در اين قطعه مضراب چپ و راست ضربهاي ميشد و اين كار در كل تكنيك خطايي است. بهرحال يك لحظه در اين قطعه، به مدت 8 و 7 ثانيه دستان من ضربدري شد. استاد خنديد و گفت: اين چه كاري بود كردي؟. به صورت مستقيم اعتراض نميكرد ولي از نگاهش متوجه ميشدم كه موافق نيست. ـ استاد ميلاد كيايي در مصاحبهاي عنوان كردهاند كه سنتور سازي است ديدني و شنيدني، برپايه اين استدلال، فكر ميكنيد شيوه نوازندگي مشكاتيان با پخش كدام آثار تصويري او در تلويزيون ايران قابل تأمل و يادگيري است؟ هرچه بيشتر به استاد نزديك باشيم بيشتر ميتوانيم ياد بگيريم. كنسرتهاي زيادي استاد مشكاتيان در ايران برگزار كردهاند. كنسرتهايي بسيار معروف با شجريان، نوربخش، شهرام ناظري و پدرم، علي رستميان، كه ميتوان پخش كردو از اين راه به تدريس سنتور نوازي كمك كرد. حتي كنسرت شهرام ناظري در سال 1382، با شش دوربين فيلمبرداري شده است. البته اگر كنسرتها را با نام خواننده عنوان ميكنم، يك غلط رايج را ترويج كردهام. استاد مشكاتيان در كل با خواننده سالاري مخالف بود و اعتقاد داشت بايد به همه هنرمندان بهاداد و در نام بردن آثار فقط به يادآوري نام خواننده بسنده نكرد. شاخصه سنتورنوازي مشكاتيان اما سنتورنوازي مشكاتيان به عنوان يكي از سرشاخههاي سبكهاي رايج نوازش اين ساز موردنظر قرار دارد. ميلاد كيايي، آهنگساز و نوازنده سنتور، شاخصههاي سنتورنوازي مشكاتيان را در اعتلاي هنرمندان گمنام دهه 30 ميداند. او در اين زمينه ميگويد: «محمد حيدري از بهترين نوازندگان سنتور دهه 30 تا دهه 50 شمسي بود كه بسيار با تكنيك سنتور مينواخت. ميتوان به جرأت گفت او در سنتور، از نظر تكنيك و نه از نظر مديريت، در آن زمان از همايون پايور هم بالاتر بود. محمد حيدري، رهبر يكي از گروههاي موسيقي ملي وقت بود كه با خوانندگاني چون؛ نادر گلچين و خاطره پروانه و ديگران همكاري داشت. با راديو همكاري داشت و سپس تا پايان دهه 50، با وزارت فرهنگ وقت بسيار پرتوان و پرتكنيك، همكاري داشت. بسياري از نوازندگان سنتور، متأثر از سبك محمد حيدري بودند و او هم متأثر از حسين صبا كه نسبتي با ابوالحسن صبا ندارد. حسين صبا در جواني بر اثرابتلا به سرطان مغز درگذشت و البته آثاري از او به جاي مانده است. حيدري، از سال 1350 به بعد از وزارت فرهنگ و هنر درآمد و به صورت آزاد با راديو كار كرد و به مسيرهاي ديگري رفت و اكنون در كاليفرنيا زندگي ميكند. من، پرويز مشكاتيان را سال 1342 هنگامي كه در اردوي هنري شهر رامسر رتبه نخست را كسب كرد، ملاقات كردم. آن موقع او سنتور ميزد و كمي هم سه تار مينواخت. او سنتور را به صورت حرفهاي ادامه داد و دقيقاً سبك محمدحيدري را در پيش گرفت. ميتوان محمد حيدري را آغازگر دانست و زندهياد مشكاتيان را تدوينگر اين سبك دانست. مشكاتيان از نوازندگاني بود كه تكنيكهاي سهتار، مثل ريزهاي مضراب در تار و به خصوص سه تار، را روي سنتور پياده كرد. همين پيادهسازي روش نوازندگي تار به شيوه قدما، مثل سبك نوازندگي سعيد هرمزي و عبادي در سه تار برروي سنتور، از شاخصهاي مضراب مشكاتيان است. در واقع مشكاتيان مضرابهاي تار و سهتار را براي سنتور، نُتبرگرداني كرد. نكته مهم در زودهنگام از دست دادن مشكاتيان، يادآوري از روي انصاف از عليرضا جواهري است. اين جوان كه هنوز قابليتهاي او شناخته نشده است اگر بر سر راه پرويز مشكاتيان قرار نميگرفت، از مشكاتيان فقط اجراي آثارش باقي ميماند. چون او حوصله و دقت و شايد اشتياق تبديل آثارش به نت را نداشت و بيشتر معتقد به سبك قدما بود. عليرضا جواهري، جوان با استعدادي است كه متأسفانه مشكاتيان مجال پيدا نكرد درباره نقش مثبت جواهري اظهارنظر رسمي كند. هومن ظريف codex20x page21 |
PDF صفحات روزنامه
Ettelaat International



آدرس: تهران. بلوار ميرداماد - خيابان نفت جنوبي
تلفن : 29999
22258022 : فاكس
Ettelaat Newspaper
Tehran Mirdamad Boulvard
Tel : 009821 29999
Fax : 009821 29999
email: ettelaat@ettelaat.com






































84 سال حضور مستمر در صحنه اطلاع رساني کشور




PDF صفحات نيازمنديها
PDF صفحات ضميمه


