
|
تاريخ خبر: سبزينه
زير نظر: ابوالفضل پاشا
|
|
خوانش شعري از بيژن نجدي ـ 2 همينكه باران زد آفاق شوهانى همينكه مزرعه پوست به گندم داد، ساقه كشيد در سرنوشت سبز گياهىاش همين كه باران زد ساقه بازگشت به خانهاش در خاك زنى پرسيد: «امروز چند شنبه است پسرم؟» مردى فرياد زد: «خدايا سال هزار و سيصد و چند است» پاييز كه بيايد من يازده ساله مىشوم دلم مىخواهد با مادرم بروم، زير چادرش وقتى كه روزها غروب ِ هر روز نماز مىخواند پاييز است از زير چادر نمازش آمدهام پير. با دندانم نوشتم: خشم مثل گاوهاى اسپانيا چشم در چشم يك قصاب با پاهايم نوشتم: ساقههاى سبز برنج، مثل گاوهاى لاهيجان چقدر مهربان اما چقدر خسته در برنجزارهاى سرد.* نجدى زمان را در بىزمانى تعريف مىكند، اما وقتى به زمان تقويمى مىرسد عناصر شعر از گرايشهاى طبيعى به گرايشهاى اجتـــماعى تبديل مىشوند. چنانكه ديگر به جاى مـــزرعه و گندم و باران، از زن و مـــرد سخـــن به ميان مىآيد. البته اين حوزة اجتماعى از آن حوزة طبيعى دور نيست و اين دور نبودن دو وجه دارد: 1. وجه اول (وجه نزديــك اما بديـــهى و غير قابل قبول): اينكه زن و مرد در نهـــايت جزيى از طبيعتاند و مىتوانند در همان مزرعه حضور داشته باشند. 2. وجه دوم (وجه دور و در عين حال برساخته و قابل قبول): اينكه با توجه به لحن «همينكه» ـ برگرفته از متون مقدس ـ و گذر از زمـــانهاى مختلف و تكيه بر مفاهيم اساطيرىِ پنهان در چنين رونـــدى، معتقد باشيم كه زن ـ با توجه به بارورى و زايندگى ـ در اينـــجا همان زمين است، و مرد ـ در مفهوم مطلــق انسان ـ همان اجتماع مردمان. بهويــــژه آنكه زن در اين دو مصراع مرد را «پسرم» خوانده است. اين نكته نيز بر چنين نگرشى صحه مىگذارد. در ادامه، عناصر شعر در حوزة گرايشهاى اجتماعى قرار دارد و همان عناصر جديد (مادر و پسر) شكلى عينىتر به خود مىگيرند. در اين ميان، عينيت زمان نيز قابل تأكيد است: پاييز كه بيايد من يازده ساله مىشوم/ دلم مىخواهد با مادرم بروم، زير چادرش/ وقتىكه روزها/ غروب هر روز نماز مىخواند. عينيت زمان: پاييــز/ يازده ساله/ روزها/ غروب عينيـت عنــاصر: من/ مادرم/ چــادر [نماز]/ نماز خواندن چنين وضـــوحى در حوزة اجتماعى، با تأثير از گرايشهاى سهگانة زمان در ابتـــداى شـــعر (زمان نهـــفته/ زمان شناور/ زمان تقويمى) به ذكر خاطرات مىرسد؛ يعنـــى آن روند، نتيجة عكس خود را مىتواند داشته باشد كه در اينجا با توجه به عينيت زمان، صرفاً جنبههاى تقويمى ـ و البته بديهى ـ را در برمىگيرد: پاييز است/ از زير چادر نمازش آمدهام/ پير. نكتة شگفتآور در بازى با زمان همين است كه بازگشت به گذشتة زمان، خود را به پيشرَوى در آيندة زمان تبديل مىكند و اين نكته يكى از فـــراروىهاى برجستهى اين شعر است. اين پيشرَوى در آينده بــا آرزوها همراه مىشود و به حـــوزههاى اجتماعى امروز اشـــاره مىكند: با دندانم نوشتم: خشم/ مثل گاوهاى اسپانيا چشم در چشم يك قصاب/ با پاهايم نوشتم: ساقههاى سبز برنج، مثل گاوهاى لاهيجان. قدر مسلم، زمان تقويمى و بديهى در اين نگرش، بايد در همة حوزههاى اجتمـــاعى توسعه پيدا كند، اما همين توسعه، بى تمهيد شاعرانه صورت نمىگيرد: آرزوهاى شاعر با عنصـــرى واسطه درمىآميزد: «گاو». اين عنصر حد فاصل انسان ـ نمايندة اجتماع ـ ، و مزرعه ـ نمايندة طبيعت ـ است؛ يعنـــى نجدى مىخواهد افتراق پيشآمده از روند زمانى را ـ كه از طبيـــعت به اجتماع رسيده بود ـ با اين عنصر به تعديل برســـاند: با دندانم نوشتـــم: خشم/ مثل گاوهاى اسپانيا چشم در چشم يك قصاب/ با پاهايم نوشتم: ساقههاى سبز برنج، مثل گاوهاى لاهيجان اما اين گاو در برنجزارهاى سرد، مهربان است و خسته! وقتى تا اين حد به يكى شدن گاو و انسان معتقد باشيم كه صفات انسان را بر صفات گاو منطبق كنيم، آنگاه فاصلة ميان طبيعت و اجتماع را برداشتهايم و نجدى مىخواهد همين كار را بكند. منظور او از آن زمانهاى سهگانه (زمان نهفته، زمان شناور، زمان تقويمى) و گذر از حوزة طبيعى به حوزة اجتماعى همين تلفيق است كه تفاوتى ميان اجتماع و طبيعت باقى نماند. اما مىدانيم كه چنين چيزي يك آرزوست و براى همين، نجدى اين شعر را در آن توالى زمان، به خاطرات و آرزوها رسانده است تا آرزوى بزرگترى را به عنوان ايدهآل خود در جهانى برتر و مبهم عنوان كند، اما منظور نهايى او شايد همين باشد كه اين جهان مبهم، در عين حال محتوم نيز باشد. چنانكه لحن شعر در عبارت همينكه به چنين نكتهاى اشاره مىكند. پانوشت: * بيژن نجدى، گزيده ادبيات معاصر/105،ص72-71 codex17x page27 |
PDF صفحات روزنامه
Ettelaat International



آدرس: تهران. بلوار ميرداماد - خيابان نفت جنوبي
تلفن : 29999
22258022 : فاكس
Ettelaat Newspaper
Tehran Mirdamad Boulvard
Tel : 009821 29999
Fax : 009821 29999
email: ettelaat@ettelaat.com






































84 سال حضور مستمر در صحنه اطلاع رساني کشور




PDF صفحات نيازمنديها
PDF صفحات ضميمه


