
|
تاريخ خبر: كوتاه و گويا يادي از مرحوم استاد دكتر علي گلزاده غفوري رحمه الله عليه
محمدجواد حجتي كرماني
![]() |
|
تقارن رحلت دو استاد بزرگوار دكتر سيد علي اكبر حسيني سردري كرماني و دكتر علي گلزاده غفوري اين قلم را بر آن داشت كه از اين دو بزرگوار يادي بكند. در يادداشت مورخه 15/10/88 از مرحوم دكتر حسيني گفتم و اينك مرحوم گلزاده غفوري: * * * در سالهاي دهه 30 و 40 كه انتشار «نشريات ديني» رونق بيشتري ميگرفت. نخست مجله ماهانه مكتب اسلام و پس از آن نشريه سالانه مكتب تشيع در محافل حـوزوي و دانشـگاهـي هـواداراني داشـت كـه مـرهون نويسندگان فاضل و درسخوانده اين نشريات بود. وقتي نشريه ساليانه مكتب تشيع به همت برادران بزرگوار شهيد محمد جواد باهنر، آقاي هاشمي رفسنجاني،مرحوم دكتر محمدرضا صالحي كرماني و آقاي سيد محمد باقر مهدوي كرماني در آغاز كار انتشار بود، حقير از مرحوم شهيد باهنر نام دو تن را شنيدم كه بسيار از آنها تمجيد و ستايش ميكرد و مقام علمي و فضل و فضيلت اخلاقي آنان را ميستود. يكي مرحوم حاج سيد ابوالفضل موسوي زنجاني و ديگري مرحوم استاد علي گلزاده غفوري كه هر دو از نويسندگان مكتب تشيع بودند. اين نخستين بار بود كه با نام مرحوم گلزاده غفوري آشنا شدم. چند سال بعد به همت شهيد بهشتي و مرحوم سيدرضا برقعي و آقاي باهنر دفتر نشر فرهنگ اسلامي تأسيس يافت، باز آقاي باهنر از مرحوم غفوري نام برد كه آثار مفيد و ارزنده او از سوي اين دفتر منتشر ميشد و درست به ياد ندارم كه آن مرحوم هم از مؤسسان دفتر مزبور بوده يا نه. ** آري گلزاده غفوري از نويسندگان متعهد و دلسوختهاي بود كه به مسائل فكري مبتلا به نسل جوان حوزوي و دانشگاهي عنايت داشت و سعي ميكرد مشكلات فكري آنان را با نوشتههاي خود تا حد توان حل كند. او كه برآمده از حوزه و دانشگاه و نيز از دانشگاه «سوربن» فرانسه به اخذ درجه دكترا نائل آمده بود، از لحاظ وجهة علمي مقبوليت داشت و اين تنها امتياز او نبود و بلكه از نظر اخلاقي، افتادگي و تواضع و نرمخوئي و بيادعائي و دلسوختگي احساس وظيفه و نيز دردمندي شديد در برابر تبعيضات ناروا و تعلق خاطر وافر او به دردمندان و بيچارگان، و حتي پوشش بسيار معمولي لباس و نيز آرامش و صداقت و مهرباني او در گفتار، چه در هنگام سخنراني و چه در برخوردهاي عادي و جلسات معمولي به واقع، او را محبوب خاص و عام كرده بود. هرچند «جّدي» بودن و مشغوليت فكري و وظيفهشناسي اخلاقي و ديني او، مانع از برخوردهاي بسيار باز و مطايبه و مجلسآرائي و طنز و شوخي بود و شايد از اينرو، پارهاي از ظاهربينان او را بيش از حد گوشهگير و عزلتنشين و غيراجتماعي ميپنداشتند و در مجالس و محافل و بقول طلبهها «گعده»هاي طلبگي كمتر حضور داشت يا اگر حاضر بود كمتر ميدرخشيد و پارهاي، او را «خشك» و غير منعطف ميپنداشتند. *** باري، آشنايي نزديك من با مرحوم استاد گلزاده غفوري در مجلس خبرگان قانون اساسي و نيز دوره اول مجلس شوراي اسلامي بود كه گاهي صندليهاي ما نزديك و يا كنار يكديگر بود و من توانستم از نزديك با اخلاق و رفتار آن مرحوم آشنا شوم. هيچ از يادم نميرود كه به هنگام تدوين اصول قانون اساسي از همان آغاز در فكر «حقوق مردم» بود و خوب به خاطر دارم كه اصل سوم قانون اساسي كه مبيّن «حقوق عمومي» است با اصرار او و ابتكار او تدوين شد و به نظرم چند بند اين اصل ـ يا همه آنها ـ به قلم مرحوم استاد غفوري نگارش يافت و به تصويب رسيد. در مجلس شوراي اسلامي هم موضعگيريهاي سياسي او در غوغاهاي آن ايام كه گوش فلك را كر كرده بود، نشان از استقلال رأي و بينش صحيح او در مقولات سياسي و امور جاري داشت كه حاضران در آن مجلس و نيز كساني كه مذاكرات آن ايام را در صدا و سيما يا روزنامهها دنبال ميكردند، به خوبي به ياد دارند. و من نميتوانم ابراز تاسف و تاثر نكنم از رفتاري كه در آن مجلس با آن مرحوم شد كه البته ظاهراً در آن ماجرا پارهاي، تقصير را متوجه مرحوم غفوري ميكردند: ـ قضيه از اين قرار بود كه مرحوم غفوري و چندتن ديگر به عنوان اعتراض، حضور در جلسه علني و نيز كميسيونهاي مجلس را «بايكوت» كردند. و مجلس، طرحي را به تصويب رساند كه كساني كه چند جلسه (كه در طرح پيشبيني شده بود) در جلسات علني و كميسيونها شركت نكنند با رايگيري نمايندگان پس از سخنان مخالف و موافق، از نمايندگي مستعفي شناخته ميشوند. و چنين شد كه مرحوم غفوري «مستعفي» شناخته شد و در حقيقت از آن تاريخ به بعد وي خانهنشين شد و در را به روي خود بست و با همه كس به جز معدودي قطع رابطه كرد... و تا روز مرگ به جز چند مورد مصاحبه و اظهارنظر كاري از او نديديم و من نميدانم آيا آثار او در اين مدت تجديد چاپ شد يا نه و يا او در اين برهه زمان طولاني تاليف و تحقيقي داشته است يا خير؟ *** در اينجا لازم است ياد كنم از آخرين ديداري كه به اتفاق برادر عزيز و دلسوخته آقاي دعائي و به پيشنهاد ايشان در منزل آقاي غفوري با ايشان داشتيم و يك ساعتي پاي درد دل ايشان نشستيم و من در نظر داشتم چند مقاله در پيرامون نظريات ايشان بنويسم كه عليالمعمول «نقد» بود يعني نظرهاي مثبت و منفي آنمرحوم مورد بررسي قرار ميگرفت كه متاسفانه مـوفـق نـشـدم و شـايـد آقـاي دعـائـي بـه خاطر داشته باشند. خـداونـد روح پـاك آنمرحوم را با اوليائش محمد و آل محمد(ص) كه به آنان عشق ميورزيد محشور فرمايد و به بازماندگانش اجر و صبر عنايت كند. codex26x page03 |
PDF صفحات روزنامه
Ettelaat International



آدرس: تهران. بلوار ميرداماد - خيابان نفت جنوبي
تلفن : 29999
22258022 : فاكس
Ettelaat Newspaper
Tehran Mirdamad Boulvard
Tel : 009821 29999
Fax : 009821 29999
email: ettelaat@ettelaat.com






































84 سال حضور مستمر در صحنه اطلاع رساني کشور




PDF صفحات نيازمنديها
PDF صفحات ضميمه


