صفحات پي دي اف روزنامه اطلاعات فردا، ساعت 11 هرشب آپلود ميشود
Ettelaat Twitter تويتر روزنامه اطلاعات  Ettelaat Facebook فيس بوك روزنامه اطلاعات  Ettelaat RSS آراس اس روزنامه اطلاعات  دريافت آخرين اخبار روزنامه اطلاعات از طريق ايميل

تاريخ خبر: دوشنبه 25 دي 1391 ـ 2 ربيع‌الاول 1434ـ 14 ژانويه 2013ـ شماره 25504دوشنبه 25 دي 1391 ـ 2 ربيع‌الاول 1434ـ 14 ژانويه 2013ـ شماره 25504

گنجي در طلسم قلعة جمشيد
دكتر محمدابراهيم باستاني پاريزي / بخش نهم


متن نامه من كه بعد از مطالعه نامه دكتر گنجي به حجت‌الاسلام سيدمحمد خاتمي رئيس جمهوري سابق ايران نوشتم، عيناً در همان مجله تحقيقات جغرافيايي به چاپ رسيده است:

«... هفتم ارديبهشت 1380 [ش/آوريل 2001] توسط ... آقاي [سيدمحمود] دعائي، مدير روزنامه اطلاعات

مقام معظم رياست جمهوري اسلامي ايران

عرض مي‌شود، بر خود لعنت مي‌فرستم كه تا دريافت شماره اخير تحقيقات جغرافيايي خبر نداشتم كه آقاي دكتر محمدحسن گنجي كه پنجاه شصت سال پيش در دانشسراي عالي درس نقشه‌خواني و نقشه‌برداري به من مي‌داد، اكنون بيست و چند سال است كه از چندرغاز حقوق بازنشستگي محروم مانده، و بدتر از آن در آستانه نود سالگي از هيچ نوع بيمه تأمين اجتماعي كه اين روزها ديگر علفهاي هرز هم به بركت آن در كنار گندم و جو [از بيمه] برخوردارند، از هيچ نوع برخوردار نيستند و گويا از طرف مقام رئيس جمهوري تقاضاي ايشان به همان جايي [مجلس] ارجاع شده كه ايشان چوب آن را مي‌خورد! مولانا چه خوش گويد:

پشّه آمد از حديقه وز گيا

از سليمان نبي شد دادخواه

كي سليمان، معدلت مي‌گستري

بر شياطين وآدميزاد و پري

مرغ و ماهي در پناه عدل توست

كيست آن گمگشته كز فضلت نجُست؟

پس سليمان گفت: اي انصاف‌جو

داد و انصاف از كه مي‌خواهي؟ بگو

گفت پشّه: داد من از دست باد

كو دو دست ظلم بر ما برگشاد

بانگ زد آن شه كه: اي باد صبا

پشه افغان بُرد از ظلمت، بيا

هين مقابل شو تو و خصم و بگو

پاسخ خصم و بكن دفع عدو

باد چون بشنيد، آمد تيزتيز

پشه بگرفت آن زمان راه گريز

پس سليمان گفت كاي پشه كجا؟

باش تا بر هر دو من رانم قضا

گفت: اي شه، مرگ من از بود اوست

خود سياه اين روز من از دود اوست

او چو آمد، من كجا يابم قرار؟

كو برآرد از نهاد من دمار!

[چند بيت در اين بازنويسي افزوده شد.]

به عقيده من، جمهوري اسلامي اگر از پنج انگشتش جواهر بريزد، اين نقطه سياه، به جاي داغ نماز بر پيشاني او تا ابد باقي است كه نتوانست يا نخواست و حقوق بازنشستگي كساني مثل دكتر زرياب خويي و دكتر محمدامين رياحي و دكتر بوذرجمهر مهر و همين دكتر محمدحسن گنجي را آن نيز در عشرة نود نپرداخته است.

به خاطر دارم كه حدود پنجاه سال پيش، در زمان دكتر مصدق، حقوق بازنشستگي پدرم به تأخير افتاده بود. از كرمان تلگراف كردم به نخست‌وزير: «.... جناب آقاي دكتر مصدق، پدر پير مردم ايران! پدر پير هفتاد و چند ساله‌ام ... هنوز كه هنوز است، حقوق بازنشستگي‌ او را نپرداخته‌اند. اگر اين حقوق براي كفن و دفن يا ذخيرة روز قيامت اوست، كه اينقدرها احتياج ندارد. و اگر مربوط به دوران حيات اوست، جناب عالي كه مزه هفتاد سالگي را چشيده‌ايد، فكري به حال اين پيرمرد بفرماييد كه: مصيبت بوَد پيري و نيستي.»(كوچه هفت‌پيچ، ص451)

[شايان ذكر است كه پس از نامه مرحوم دكترگنجي و پيگيري استاد باستاني، آقاي خاتمي رياست جمهور وقت مقرر داشتند كه بيمه ايشان و خانواده‌شان پرداخت شود و چند بيمارستان معتبر مأمور به خدمت‌رساني به آن مرحومان باشند و معادل حقوق معوق استاد، به نحو محترمانه‌اي در اختيارشان قرار بگيرد.]

آن روزها صندوق مصدق خالي بود؛ ولي بلافاصله حقوق پيرمرد را پرداختند. الحمدلله صندوق شما پر از دلارهاي نفتي است كه در مصرف آن متحير مانده‌ايد. حق اين است كه دستي از آستين همت به درآوريد. اين عريضه در روزهاي آخر دوران اول رياست شما تقديم مي‌شود. گفت: «لولي كه بار مي‌بست، قالي به دار مي‌بست». مگر مجلس اصلاحات شما اگر واقعاً مجلس اصلاحات باشد، قانون پاكسازي را اصلاح كند و ما هم از آن مجلس مأيوس نيستيم:

نوميد نيستيم ز احسان نوبهار

هر چند تخم سوخته در خاك كرده‌ايم

با تقديم احترام،

باستاني پاريزي، استاد تاريخ دانشكده ادبيات دانشگاه تهران»

من هم به سيدكاظم ايجاد‌كنندة دايره‌المعارف احترام دارم به خيلي جهات، و هم به برادرش آيت‌الله سيدمحمد احترام مي‌گذارم، به علت روشن‌بيني و قلم شيرين و محققانه او و اينكه در مقام قضايي بزرگي كه داشت، بسيار به فرياد درماندگان رسيده و خود يك روز مي‌گفت، هر چند نقل آن بدون اجازه صاحب كلام است، و آن اينكه پيرمرد دست به ريش جوگندمي خود كشيد و در مقام اغراق گفت: «شايد به اندازه موهاي اين ريش باشد كه من احكام اعدام را در كميسيون تجديد نظر رد كرده باشم.»

باري، من هم به بجنوردي احترام دارم و هم به دايره‌المعارف ارج مي‌گزارم، خصوصاً كه سه چهار نفر از دوستان قديم من و استادان نامدار مثل زرياب خويي و ايرج افشار كه به همين مناسبت كتابخانه گرانبهاي خود را تقديم دايره‌المعارف كرد و بالاخره همين دكتر گنجي كه از خوان دائرة‌المعارف در عالم بازنشستگي متنعم بودند؛ اما حرف من اين است كه كمك مؤسساتي مثل دايره‌المعارف در ايام بازنشستگي مثل «كاسه همسايگي» است به قول كرمانيها، و به قول طنزآميز «كاسه همسايگي در حكم ... فيل است كه نه قاتق چاشت است و نه شوم شب.»

اشكال كار اين است كه آدم در هشتاد نود سالگي تبديل به كارگري شود كه «خوردوكردي» باشد، يعني تا دستش مي‌جنبد به قول پاريزي‌ها ‌دهنش هم مي‌جنبد و اين كمكهاي زاهدانه كه به قول حافظ «گاه هست وگاه نيست»، به قول پاريزي‌ها درحكم «خمير ماية پشت خمير است»، نه خود لگن خمير. كشتي شكستة حيات، گنج بادآورد گنجي كه در ساحل امن دايره‌المعارف به ساحل نجات رسيد. حافظ فرمايد:

قسمت حوالتم به خرابات مي‌كند

هرچند اين چنين شدم وآن چنان شدم

اين خرابات كه من شاهد مثال آوردم، اتفاقاً جاي بسيار آباد و آبرومندي است. مقصودم دايره‌المعارف بزرگ اسلامي است كه از بدو تأسيس، از بهترين استادان و محققان سابق و لاحق كمك گرفت و از خانه‌اي كه پيش از آن در اختيار داشت، خود را خلاص كرد و در آبادي دارآباد شمال تهران، زمين وسيعي در اختيار گرفت و به كمك شهردار وقت ـ آقاي كرباسچي ـ ‌ساختمان بزرگ و آبرومندي در چهار طبقه در دامنة كوه ساخت و در واقع، پشتش به كوه بلند شد. اينك سالنهاي بزرگ اجتماعات آن مؤسسه مركز سمينارهاي ايران‌شناسي و بحثهاي تاريخي و فرهنگ‌شناسي است ومخزنهاي بزرگ براي حفظ و نگهداري چندين ميليون كتاب و وسايل تحقيقي جديد مثل اينترنت و كامپيوتر و ويدئو و ساير وسايلي در اختيار دارد كه مخلص پاريزي در 87 سالگي وخصوصاً به سبب ضعف بينايي از استفاده از آن محروم است. آري، با اين همه وسايل اين مؤسسه امروز يكي از مراكز مهم تحقيقاتي ايران و حتي خاورميانه شده و بعضي جلدهاي اين دايره‌المعارف هم به عربي و هم به انگليسي ترجمه و چاپ شده و در قرن 21گمان كنم اين دايره‌المعارف هيچ دغدغه خاطر ديگري ندارد جز آن دغدغه كه كل دايره‌المعارف بريتانيكا هم با آن دست در گريبان است و آن عصر انقلاب «بدون كاغذ»در عالم فرهنگي است كه بريتانيكا هم اعلام كرد كه در سال پيش رو، ديگر دايره‌المعارف خود را چاپ نمي‌كند و فقط در فيس‌بوك در اختيار استفاده‌كنندگان است.

به حرف خود برگردم كه بسياري از آنها كه در عالم بازنشستگي بي‌حقوق با كم حقوق مانده بودند، از خوان بي‌دريغ ‌هاي صاحب دايره‌المعارف متنعم شدند و چنان‌كه گفتم، يكي از آنها همين دكتر محمدحسن گنجي 101ساله بود. همه شاگردان اين استادان بازنشسته از لطف دايره‌المعارف ممنون هستند و هرگز ميزان اهميت كمك آنان را انكار نمي‌كنند. نكتة من از جايي ديگر و مربوط به مسئله ديگري است. در واقع حقوق بازنشستگي مثل آب باريك است كه تا پايان عمر در خانه آدم جاري است؛ اما كمكهاي موضعي مؤسسات ديگر در حكم رگبار بهاري است و عطاي بزرگان. مولانا چه خوش فرمايد:

كاريـز درون جان تو مي‌بايد كز عاريه‌ها دري تو را نگشايد

آن چشمه كه در خانة تو مي‌زايد به از رودي كه از برون مي‌آيد

ادامه دارد

codex27x

page06

PDF صفحات روزنامه

1
Text Box (double-click to edit)

Ettelaat International

حكمت و معرفت
يادداشت
فرم اشتراك
ettelaat newspaper روزنامه اطلاعات

آدرس: تهران. بلوار ميرداماد - خيابان نفت جنوبي

تلفن : 29999
22258022 : فاكس

Ettelaat Newspaper

Tehran Mirdamad Boulvard

Tel : 009821 29999

Fax : 009821 29999

email: ettelaat@ettelaat.com

چهار‌شنبه 2 اسفند 1391 ـ 9 ربيع‌الثاني 1434ـ 20 فوريه 2013ـ شماره 25534 سه‌شنبه 2 آبان 1396- 4 صفر 1439ـ 24 اكتبر 2017ـ شماره 26850
صفحات روزنامه را ورق بزنيد Latest Edition آخرين شماره

88 سال حضور مستمر در صحنه اطلاع رساني کشور

PDF صفحات نيازمنديها

PDF صفحات ضميمه

فروشكاه كتاب
روزنامه PDFآرشيو
آرشيو روزنامه