صفحات پي دي اف روزنامه اطلاعات فردا، ساعت 11 هرشب آپلود ميشود
Ettelaat Twitter تويتر روزنامه اطلاعات  Ettelaat Facebook فيس بوك روزنامه اطلاعات  Ettelaat RSS آراس اس روزنامه اطلاعات  دريافت آخرين اخبار روزنامه اطلاعات از طريق ايميل

تاريخ خبر: چهار‌شنبه 2 اسفند 1391 ـ 9 ربيع‌الثاني 1434ـ 20 فوريه 2013ـ شماره 25534 چهارشنبه 28 فروردين 1392 ـ 6 جمادي الثاني 1434ـ 17 آوريل 2013ـ شماره  25568

عهدنامه ننگين ترکمانچاي
فاطمه قاضيها


عهدنامه ترکمانچاي، عهدنامه‌اي است که پس از دوره دوم جنگهاي ايران و روس، ميان دو دولت در شعبان 1243/ فوريه 1828منعقد شد و به‌ موجب‌آن بخشهاي مهمي‌ از ايران جدا گرديد.

مقدمات دوره دوم جنگهاي ايران و روس، حدود 13سال پس از «عهدنامه گلستان» به دليل به توافق نرسيدن نمايندگان روس و ايران براي حل اختلافات مرزي آغاز گرديد؛ به‌ طوري که عدم جديت ايرانيان در اين باره باعث‌ بروز تجاوزاتي از طرف روسها شد که منجر به تصرف اغلب دهات و اراضي ايروان که جزو خاک ايران بود، گرديد تا اينکه سردمداران ايران با «تراويچ» که از طرف سردار روس آمده بود، به مذاکره پرداختند و لحن او را تهديدآميز يافتند. پس در 1240ق ميرزا صادق وقايع‌نگار را به اتفاق تراويچ به تفليس فرستادند، تا با سردار روس مذاکره کند؛ اما در پي درگذشت تزار روسيه، وقايع‌نگار که تحقير نيز شده بود، بدون نتيجه به ايران بازگشت.

با اين ‌همه، تجاوزهاي ارتش روسيه به قلمرو ايران ادامه يافت؛ چنان که گوگچه توسط آنها در 1241ق تسخير شد. دولت ايران نسبت به اين دست‌اندازي و بدرفتاري با مسلمانان گوگچه، شديداً به دولت روسيه اعتراض کرد. نيکلاي ـ تزار جديد روسيه ـ هم پرنس مِنچيکُف را به دربار ايران فرستاد تا به موضوع رسيدگي نمايد؛ اما خشونتي که پرنس روس در رفتار و گفتار و مکاتبات خود با ايرانيان به کار برد و نيز اخبار موحشي که از زجر و شکنجه اهالي مسلمان قفقاز به دست روسها مي‌رسيد، باعث بروز هيجان عمومي در تهران گرديد.

در اين زمان، فتحعلي‌شاه در چمن سلطانيه مجلسي از اعيان و روحانيان و سرداران ايلات و عشاير ترتيب داد تا درباره مقابله با تجاوزها و سلطه‌جويي‌هاي روسيه تصميم گرفته شود. در اين مجلس تقريباً همه حاضران، به استثناي چند تن، معتقد به جنگ و صدور حکم جهاد از طرف علما بودند. سردسته مجتهدان و علمايي که فتواي جنگ با روسيه را صادر کردند، سيدمحمد اصفهاني بود که بعدها به سيدمحمد مجاهد معروف شد. قائم‌مقام فراهاني که در اين انجمن حضور داشت، از اظهارنظر خودداري کرد و چون فتحعلي‌شاه جداً از او خواست که رأي خود را اعلام نمايد، وي در پاسخ با صراحت به مخالفت برخاست و آنگاه کساني چون معتمدالدوله، ميرزا عبدالوهاب و حاجي ميرزا ابوالحسن ايلچي ـ وزير خارجه ـ نيز با جنگ مخالفت کردند؛ اما کسي به نظر آنها وقعي ننهاد.

به‌ اين ‌ترتيب ارتش بار ديگر به ‌فرماندهي عالي عباس‌ميرزا، جنگي را شروع کردند که موقعيت و موجوديت ايران را سخت به خطر انداخت. در همين زمان (1241ق/1826م) معاهده‌اي سرّي ميان دولتهاي انگليس و روسيه منعقد شده بود که دست روسها را براي هر اقدامي در ايران و عثماني باز مي‌گذاشت. تشديد تجاوزات روسيه به ايران و واداشتن دولت ايران به مقابله، از جمله نتايج همين پيمان بود.

جنگ در 22 ذيحجه 1241ق/ 28 ژوئيه 1826م با هجوم حسين‌خان سردار ـ بيگلربيگي ايروان ـ آغاز شد. حسين خان از مرزهايي که در عهدنامه گلستان تعيين شده بود، گذشت و سپاهيان روس را در هم کوبيد و شکست‌هاي بزرگ بر آنها وارد کرد. در پيکارهايي که سپس رخ داد نيز ايرانيان موفق شدند بيشتر نواحي از دست رفته بر اساس عهدنامه گلستان را بازستانند و روسها با دادن 4 هزار کشته، شکي و شيروان را تخليه کردند و اندکي بعد، لنکران و ساليان نيز آزاد شد.

بر اثر اين شکست‌ها، تزار روسيه يرملف ـ فرمانده سپاه قفقاز ـ را برکنار کرد و ژنرال پاسکويچ را به جاي او نشاند. پاسکويچ بي‌درنگ حملات تعرضي به قلعه‌هاي نظامي ايران را آغاز کرد و از اواخر سال 1242ق عمليات جنگي به نفع روسيه اوج گرفت و پيشروي روسها آغاز شد. عباس ميرزا که باتوجه به روند حوادث، پيش‌بيني مي‌کرد اوضاع براي ارتش ايران دشوار شود، دستور داد در مناطق مرزي غله انبار گردد. چند ماه بعد در صفر 1243 نيز فتحعلي‌شاه دستور مشابهي صادر کرد؛ اما روسها که همچنان پيش مي‌آمدند، به ترتيب بر شهرهاي گنجه، ايروان، نخجوان و قلعه عباس‌آباد و قلعه سردارآباد مستولي شدند.

در12 اکتبر 1827پاسکويچ ايروان را تصرف کرد و به همين سبب «ايروانسکي» لقب يافت. در اين هنگام امير اصلان خان دنبلي ـ حاکم خوي ـ نيز با روسها همداستان شد و شهر را به تصرف پاسکويچ داد. به دنبال آن، مرند، قراچه‌داغ، مشکين‌شهر، سراب، گرمرود و برخي از محال مراغه نيز از دست ارتش ايران به در رفت و اردبيل هم به تصرف روسها درآمد و آنان کتب خطي و اشياي نفيسي را که در آرامگاه شيخ صفي‌الدين اردبيلي نگهداري مي‌شد، تصاحب کردند و به مسکو و پترزبورگ فرستادند.

ستاد فرماندهي شاه ايران که تا اين زمان در سلطانيه بود، به محض ورود نيروهاي روس به شهرهاي شمالي، به تهران منتقل گرديد و منتظر وصول گزارش از عباس ميرزا شد. در اين زمان، نيروهاي ايران در دو جبهه قراباغ و ايروان سخت زير فشار سپاه تزاري قرار گرفته بود. خانها و حکام نواحي به ‌رغم مليت و پيشينه‌هاي تاريخي‌شان، خود را به زير پرچم روس کشيدند و در سواحل گرگان، سرکردگان ترکمان با فرماندهان مستقر در کشتي‌هاي جنگي روس سازش کردند و بر ضد دولت مرکزي سر به طغيان برداشتند.

شايد مهمترين حادثه در اين زمان، سقوط تبريز بود که به دست روسها افتاد. گرچه به دستور شاه سربازان از نقاط مختلف عازم جبهه‌هاي جنگ بودند، اما شرايط نامطلوب سياسي و نظامي ايران، و به‌خصوص تهديد تهران از طرف پاسکويچ، موجب وحشت شاه و دولتمرداني شد که خود، خواهان جنگ با روسيه بودند؛ بنابراين چون روسها توسط اللهيارخان آصف‌الدوله که متهم به خيانت و سازش با روسها بر سر تبريز بود، پيشنهاد مذاکره و صلح دادند، عباس ميرزا پذيرفت و به بهرام‌ميرزا که گويا در اين زمان در حدود خوي بود، نوشت که خود براي مصالحه به اردوي روسيه خواهد رفت. پاسکويچ هم شخصاً از عباس ميرزا خواست که جلسه‌اي با او منعقد کند و قرار مصالحه را بگذارد.

در اين‌ هنگام حسين‌خان سردار به دستور نايب‌السلطنه، با توپ و سپاه در دهخوارقان متوقف شد (ربيع‌الاول 1243) و 500 تفنگچي و شمار بسياري سوار به سوي خوي و گرگر اعزام کرد. از آن سوي، کلنل مک‌دانلد ـ وزير مختار انگليس ـ که به اقتضاي مصالح دولت متبوع خود، مصمم شده بود مصالحه را تسريع کند، با عباس‌ميرزا وارد گفتگو شد. عباس ميرزا مصالحه را به 3 شرط مشروط کرد: اول اينکه ما خاک و ملک ندهيم، در عوض هر قدر گنجايش دارد، پول نقد و هرجا گرفته‌اند، پس بدهند؛ دوم اينکه هرچه در دست ماست، يا در دست آنهاست، به همين حالت بماند تا انقضاي مدت متارکه؛ و سيم آنکه هرگاه اين دو شق صورت نگيرد، قرار بدهيم که رودخانه ارس سرحد دو مملکت باشد. ضمناً عباس‌ميرزا در نامه‌اي که براي پاسکويچ فرستاد، از او براي آنکه مصالحه را انسب دانسته است، قدرداني کرد. قائم‌مقام هم موافقت خود را با اين عبارت که «اين مصالحه خير هر 3 دولت است»، به مکدانلد اعلام داشت؛ ولي از قرار معلوم نه نخجوان به عنوان محل مذاکره تعيين شد و نه به سه شرطي که عباس ميرزا نهاده بود، اعتنا شد.

ژنرال روس دهخوارقان (آذرشهر) را به عنوان محل مذاکره تعيين کرد و عباس ميرزا، قائم‌مقام، ميرزا محمدعلي و ميرزا مسعود انصاري به آنجا رفتند. پاسکويچ و ساير همراهان او با تواضع به استقبال نايب‌السلطنه آمدند و مذاکرات با حضور هيأت ايراني و پاسکويچ، گريبايدف، ابرسکف و چند تن ديگر آغاز شد. در اين انجمن، پاسکويچ خواهان واگذاري ايالات ايروان، نخجوان، ماکو، تالش و مغان و پرداخت20 کرور اشرفي به ‌روسيه شد. پس از مذاکراتي، پاسکويچ به 15 کرور تومان و تصرف ايالات شمال ارس راضي شد؛ اما فتحعلي‌شاه از اين پيشنهاد سخت برآشفت و دستور تجهيز قوا را براي ادامه جنگ صادر کرد.

مک‌دانلد ـ سفير انگليس در تهران ـ براي حفظ منافع انگلستان، به‌ خصوص در هندوستان، به دربار فتحعلي‌شاه شتافت و شاه غضبناک را به پرداخت 10 کرور تومان غرامت راضي کرد. آنگاه به‌کوشش همو مقرر شد دور مذاکرات صلح در قريه ترکمانچاي آغاز گردد. از طرف دولت ايران عباس ميرزا، قائم‌مقام و ميرزاابوالحسن‌خان وزير امور خارجه، و از طرف روسها پاسکويچ و افسران ستاد وي شرکت داشتند. دکتر جان مک‌نيل ـ پزشک سفارت انگليس ـ نيز به عنوان ناظر در مذاکرات شرکت کرد.

سرانجام پس از مذاکراتي طولاني مبلغ غرامت، همان ‌طور که مک‌دانلد قول داده بود،10کرور تومان تعيين شد و مقرر گرديد که دولت ايران اين مبلغ را قبل از امضاي معاهده به روسها بپردازد. لازم به توضيح است که طراح و نويسنده پيش‌نويس قرارداد ترکمانچاي، گريبايدف بود؛ زيرا وي در مذاکرات ترکمانچاي فعالانه شرکت داشت و تمامي شرايط عهدنامه را همانا او تهيه و تنظيم کرده، و شکل بخشيده بود.

فتحعلي‌شاه با آنکه هنوز از پرداخت غرامت ناخشنود بود، بي‌درنگ 6 کرور تومان نقد از خزانه خود فرستاد، تا معاهده صلح به امضا رسد و ضمناً به عباس ميرزا اعلام کرد که بايد 5 کرور آن به عنوان انعام و يک کرور به رسم مساعده و وام به روسها تلقي گردد. به هر حال در 5 شعبان 1243ق/21 فوريه 1828م عهدنامه ترکمانچاي به امضاي دو دولت ايران و روسيه رسيد. چند عهدنامه جداگانه ديگر نيز براي تفسير و تتميم عهدنامه اصلي نوشته و به آن الحاق شد. مشخصات عهدنامه ترکمانچاي و ملحقات آن چنين است:

مفاد عهدنامه

1ـ عهدنامه ترکمانچاي ميان ايران و روسيه، مشتمل بر يک مقدمه و 16 فصل که به امضاي عباس ميرزا نايب‌السلطنه و ميرزا ابوالحسن خان ايلچي، وزير امور خارجه ايران رسيده است. اصل دست‌نويس اين عهدنامه به زبانهاي روسي و فرانسوي در آرشيو وزارت امور خارجه ايران موجود است. اين عهدنامه در همان زمان، يا مدتي بعد، توسط ميرزامسعود انصاري گرمرودي و بعدها توسط سعيد نفيسي ترجمه شد.

2ـ عهدنامه تجارت، درباره امور بازرگاني، قضايي (از جمله قضاوت کنسولي يا کاپيتولاسيون) و امور اتباع دو طرف، شامل 9 فصل.

3ـ عهدنامه تشريفات ايلچيان و سفيران.

4ـ عهدنامه مربوط به غرامات و سرحدات، شامل تفسير فصل ششم و چهارم عهدنامه ترکمانچاي، مشتمل بر يک مقدمه و 6 فصل و يک نتيجه.

به ‌موجب عهدنامه ترکمانچاي، رود ارس مرز ميان دو کشور شد؛ عبور و مرور کشتي‌هاي جنگي در درياي خزر منحصراً به روسيه واگذار گرديد؛ دولت ايران ملزم شد از مجازات حکام و اميران ايراني که به روسها پيوسته بودند، خودداري کند؛ به دولت روسيه اجازه دهد در نقاط شمالي ايران، به تأسيس کنسولگري بپردازد؛ در مقابل دولت روسيه سلطنت عباس ميرزا و اولاد او را پس از فتحعلي شاه، به رسميت شناخت!

با انعقاد اين معاهده، نخستين پايه‌هاي قضاوت کنسولي، توسط يک دولت بيگانه در ايران نهاده شد که پيامدهاي وخيمي براي دولت و ملت ايران در بر داشت. پس از آن، چند دولت اروپايي ديگر به استناد همان معاهده «دوَل کامله‌الوداد» محسوب شدند و از همان امتياز برخوردار گرديدند! کار به جايي رسيد که بسياري از اشخاص منتفذ و ثروتمند ايراني، خود را تحت حمايت بيگانگان قرار دادند.

مطابق فصل دوم عهدنامه الحاقي (غرامات و سرحدات)، دولت ايران متعهد شده بود تا 26 رمضان 1243، يعني ظرف مدت 52 روز از انعقاد معاهده، 8کرور از 10 کرور غرامت را نقداً بپردازد. پرداخت اين مبلغ در اين مدت کوتاه براي دولت ايران مقدور نبود. به ناچار مهلت ديگري تعيين شد و مقرر گرديد که اگر تا 15 صفر 1244ق، 8 کرور تومان به تمامي تسليم روسيه نشود، تمام ولايت آذربايجان به‌ طور قطع و دائم از ايران منفصل شود! در همين فصل آمده است که اگر دولت ايران 7 کرور بپردازد، آذربايجان در مدت يک ماه تخليه، و به ايرانيان واگذار مي‌شود، جز قلعه و ولايت خوي که تا پايان وصول کرور هشتم در اختيار ارتش روسيه باقي مي‌ماند.

پس از آنکه فتحعلي‌شاه به ناچار 6 کرور اشرفي از خزانه خود به آذربايجان فرستاد، براي تهيه دو کرور باقي‌مانده و تخليه سراسر آذربايجان از قواي بيگانه، عباس‌ميرزا نايب‌السلطنه، به سبب پريشاني اوضاع و خالي بودن خزانه آذربايجان، سخت به زحمت افتاد و حتى بيمار شد. پاسکويچ به درخواست او، پيش از وصول بقيه غرامت، تبريز را در 6 رمضان 1243 تخليه کرد و عباس‌ميرزا در خانه خود مقام گرفت. وي در تبريز، سرانجام يک کرور فراهم کرد و به روسها پرداخت و شهرهاي استان آذربايجان يکي پس از ديگري، جز خوي تخليه شد.

براي تهيه کرور هشتم، به ناچار پاي انگلستان به ميان آمد؛ زيرا به موجب فصلهاي 3 و 4 عهدنامه‌اي که ميان ايران و انگليس در 1229ق منعقد شده بود، در صورت بروز جنگ ميان دولت ايران و يک دولت اروپايي، مشروط بر آنکه ايران جنگ را آغاز نکرده باشد، دولت انگلستان متعهد مي‌شد با فرستادن سپاه و تجهيزات جنگي به ايران کمک کند، يا سالي 200 هزار تومان وجه نقد به دولت ايران بپردازد؛ ولي دولت انگلستان در اين زمان به آن بهانه که ايران جنگ را آغاز کرده است، نخست از اجراي اين تعهدات سر باز زد و چون عباس ميرزا براي تهيه کرور هشتم دچار تنگنا شد، مک‌دانلد از موقعيت استفاده کرد و اعلام داشت که 200 هزار تومان به دولت ايران پرداخت مي‌شود، به آن شرط که فصلهاي 3 و 4 معاهده لغو گردد. عباس‌ميرزا به ناچار پذيرفت و مک‌دانلد نيز آن مبلغ را به فتحعلي‌شاه داد و شاه آن را براي عباس‌ميرزا فرستاد. عباس‌ميرزا کتباً از شاه سپاسگزاري کرد و ضمناً اظهار داشت که 166 هزار تومان هم خودش به سختي فراهم کرده است و هنوز براي تکميل کرور هشتم و نجات خوي بايد 150 هزار تومان ديگر هم تهيه کند. از همين سند پيداست پولي که از طرف سفير انگلستان و توسط شاه به دست عباس‌ميرزا رسيده، مبلغ 16 هزار تومان کمتر از مبلغ مقرر (200 هزار تومان) بوده است، و نمي‌دانيم آن مبلغ را مک‌دانلد نداده، يا شاه از آن برداشته بوده است.

به هر حال هنوز تمام هشتمين کرور پرداخت نشده بود که در 14 صفر 1244، امبورگرـ نماينده دولت روس در آذربايجان ـ کتباً خبر ورود گريبايدف، اولين وزير مختار روسيه در ايران بعد از جنگ را به وزير خارجه، ميرزا ابوالحسن‌خان ايلچي اطلاع داد و خواستار اجراي تشريفات لازم براي استقبال از گريبايدف شد و ضمناً درخواست کرد که دولت ايران «هرچه زودتر امر کرور هشتم و متعاقب آن تخليه خوي را فيصله دهند».

چنين به نظر مي‌رسد که مقداري از اين وجه تا رجب 1244 پرداخت شد؛ زيرا به ايران فرصت داده شد که در 13 رجب 50 هزار تومان و در 20 رجب 100 هزار تومان پرداخت کند تا خوي تخليه شود. در13 رجب 50 هزار تومان پرداخت شد؛ ولي دولت نتوانست 100 هزار تومان ديگر را تهيه کند؛ تا درمحرم 1245 به‌ناچار مقداري از جواهرات سلطنتي به ارزش 125 هزار تومان، به عنوان وثيقه 100 هزار تومان کسري کرور هشتم، به روسها سپرده شد و خوي تخليه گرديد.

مطابق اسناد به نظر مي‌رسد که مقرر گرديده بود 50 هزار تومان از آخرين 100 هزار کرور هشتم به صورت نقد، و بقيه به صورت غله پرداخت شود؛ اما مسلم است که تا شوال 1245هنوز دولت ايران تومان بدهکار بود و بخشي از جواهرات هنوز در رهن روسيه قرار داشت؛ زيرا در اين تاريخ فتحعلي‌شاه فرمان داد آن پول پرداخت و جواهرات از رهن روسيه بيرون آورده شود. به دنبال آن در ربيع‌الاول 1246، عباس‌ميرزا به آقا محمدحسن خزانه‌دار دستور داد که باقي‌مانده وجه کرور هشتم را تحويل روسها دهد و جواهرات شاه را از رهن بيرون آورد. بايد گفت در همين سال، يک کرور از غرامت ايران به روسيه، توسط تزار روس، و در پسِ سفر هيأتي از ايران به روسيه براي ابلاغ تأسف دولت ايران از قتل گريبايدف بخشيده شد و کل مبلغ غرامت به 9 کرور کاهش يافت.

در 1251ق، دولت ايران به سبب تحمل مخارج سنگين مراسم اولين سالگرد سلطنت محمدشاه، تقاضاي مهلت بيشتري براي پرداخت آخرين کرور يا کرور نهم کرد. ظاهراً دولت روسيه پذيرفت و موعد پرداخت به اول محرم 1252 موکول شد؛ ولي چون زمان پرداخت نزديک شد، دولت ايران اعلام کرد مبلغ 125 هزار تومان را در تاريخ تعيين شده، و بقيه را طي 18 ماه آينده مي‌پردازد. دولت روسيه اين درخواست را نيز توسط نامه‌اي که سيمونيچ ـ وزير مختار وقت روسيه در ايران ـ براي ميرزامسعود انصاري، وزير خارجه وقت نوشت، قبول کرد. با اين‌همه تمام اين مبلغ در دوره محمدشاه پرداخت نشد و تا دوره پادشاهي ناصرالدين شاه و صدارت ميرزا آقاخان نوري دولت ايران هنوز 330 هزار تومان بدهکار بود. در اين زمان چون جنگهاي کريمه آغاز شد، دولت روسيه از بيم نزديک شدن ايران به دولت عثماني، با ايرانيان به مذاکره برخاست و معاهده‌اي سرّي ميان دو دولت منعقد شد که مطابق فصل سومش، دولت روسيه از بقيه کرور نهم به‌ طور قطع صرف ‌نظر کرد.

لغو قراردادهاي استعماري

پس از انقلاب اکتبر، با آنکه تروتسکي ـ وزير امور خارجه دولت روسيه شوروي ـ در يادداشت مورخ 27 ژانويه 1918 به دولت ايران، تمام معاهدات منعقده ميان روسيه تزاري و دولت ايران را لغو کرد؛ ولي اهميت اين يادداشت، به سبب آشفتگي احوال ايران و فقدان حکومتي مقتدر و آگاه به منافع ملي درک نشد. ايرانيان زماني متوجه آن شدند که براي استيفاي حقوق خود و لغو آن قراردادهاي مذلت‌بار بسيار دير شده بود. پس از جنگ جهاني اول، کوششهايي براي الحاق مجدد قفقاز به ايران صورت گرفت و هيأتي از باکوبه به تهران آمد و با اعضاي دولت ايران درباره شهرهايي که براساس دو عهدنامه گلستان و ترکمانچاي ضميمه خاک روسيه شده بود، به گفتگو پرداخت و راجع به چگونگي پيوستن آنها به ايران به رايزني پرداخت؛ اما کوشش نمايندگان دولت ايران در کنفرانس صلح ورساي (ژانويه 1919) در اين ‌باره، به دليل مخالفتها و کارشکني‌هاي دولت انگليس بي‌نتيجه ماند و سرانجام با اشغال قفقاز به دست بلشويکها، موضوع الحاق مجدد آن نواحي به ايران به‌ طور کلي کنار گذاشته شد.

دوسال پس از استقرار شوروي، دولت ايران عليقلي انصاري (مشاورالممالک) را براي انعقاد پيماني با آن دولت بر پايه مواد 16گانه‌اي که تروتسکي و چيچرين درباره ايران پيشنهاد کرده بودند و نيز آنچه دولت انقلابي روسيه قبلاً در باره نقض عهدنامه ترکمانچاي گفته بود، مأمور کرد. اين پيشنهادها به اجمال موادي چون فسخ تمام قرضهاي ايران به حکومت تزاري، فسخ همه امتيازاتي که پيش از اين به حکومت روسيه و يا اشخاص تبعه روس از طرف دولت ايران داده شده بود، همچنين لغو کاپيتولاسيون را در بر داشت.

سرانجام درتاريخ26 فوريه 1921م/ 8 اسفند1299، «عهدنامه مودت بين ايران و دولت شوروي روسيه» در مسکو امضا شد. براساس ماده اول اين عهدنامه، دولت شوروي به سياست جابرانه امپرياليستي روسيه در ايران خاتمه مي‌دهد و قراردادهايي که دولت امپراتوري سابق يا اتباع روس با دولت ايران منعقد کرده بودند، از درجه اعتبار ساقط مي‌داند. اين عهدنامه در 23 آذر 1300 به امضاي مؤتمن‌الملک (حسين پيرنيا)، رئيس مجلس شوراي ملي رسيد و در 25 جمادي‌الاول 1340ق/4 بهمن 1300ش، احمدشاه بر آن صحه گذاشت و بدين ترتيب، فصل جديدي در روابط ميان ايران و اتحاد شوروي گشوده شد.

* دايره‌المعارف بزرگ اسلامي (با مآخذ فراوان)

codex27x

page06

PDF صفحات روزنامه

1
Text Box (double-click to edit)

Ettelaat International

حكمت و معرفت
يادداشت
فرم اشتراك
ettelaat newspaper روزنامه اطلاعات

آدرس: تهران. بلوار ميرداماد - خيابان نفت جنوبي

تلفن : 29999
22258022 : فاكس

Ettelaat Newspaper

Tehran Mirdamad Boulvard

Tel : 009821 29999

Fax : 009821 29999

email: ettelaat@ettelaat.com

چهار‌شنبه 2 اسفند 1391 ـ 9 ربيع‌الثاني 1434ـ 20 فوريه 2013ـ شماره 25534 چهارشنبه یکم بهمن 1397- 14 جمادی الثانی 1440ـ 20 فوریه 2019ـ شماره 27226

 

صفحات روزنامه را ورق بزنيد Latest Edition آخرين شماره

88 سال حضور مستمر در صحنه اطلاع رساني کشور

PDF صفحات نيازمنديها

PDF صفحات ضميمه

فروشكاه كتاب
روزنامه PDFآرشيو
آرشيو روزنامه