صفحات پي دي اف روزنامه اطلاعات فردا، ساعت 11 هرشب آپلود ميشود
Ettelaat Twitter تويتر روزنامه اطلاعات  Ettelaat Facebook فيس بوك روزنامه اطلاعات  Ettelaat RSS آراس اس روزنامه اطلاعات  دريافت آخرين اخبار روزنامه اطلاعات از طريق ايميل

تاريخ خبر: چهار‌شنبه 2 اسفند 1391 ـ 9 ربيع‌الثاني 1434ـ 20 فوريه 2013ـ شماره 25534 پنج‌شنبه 19 ارديبهشت 1392 ـ 28 جمادي الثاني 1434ـ 9 مه 2013ـ شماره  25587

رباب فضائلي كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي
نقد تطبيقي رمان‌هاي «سووشون» و «رگتايم»
بخش اول


مقدمه:

ادبيات تطبيقي ما را با ادبيات، فرهنگ، انديشه، جامعه و تاريخ كشورهاي ديگر آشنا كرده و تأثيرات آن را بر ادبيات نويسندگان داخلي و خارجي آشكار مي‌كند.

«دانشور» و «دكتروف»، هر دو نويسندگاني مطرح و صاحب‌نظر در ادبيات، فرهنگ و تاريخ جامعه خويش هستند. «سووشون» و «رگتايم» به ترتيب اثر دكتر دانشور و دكتروف است كه نويسندگان آنها تاريخ كشور خود را در محدودة زماني خاص، مورد نقد و تحليل قرار مي‌دهند و بينشي عميق و اطلاعات مفيد دربارة علل بحران‌هاي سياسي، اجتماعي، تاريخي و فرهنگي و... به خوانندگان مي‌دهند. از اين رو در اين تحقيق اين دو اثر از لحاظ درونمايه، سبك و ويژگي‌هاي تاريخي، اجتماعي و ... مقايسه و تحليل شده است.

رگتاي و سووشون، هر دو نقدي است بر توسعه‌طلبي و زياده‌خواهي‌هاي كشورهاي غربي، از جمله آمريكا و انگليس و مبارزة ستم‌ديدگاني است كه با اين زياده‌خواهي مي‌جنگند.

بررسي ادبيات تطبيقي در عرصه‌هاي ملي و جهاني بسيار سودمند است. آشنايي با ادبيات بيگانه و مقايسة آن با ادبيات ملي، منجر به كاهش تعصب بي‌مورد نسبت به زبان و ادبيات ملي خواهد شد. مطالعه كتب تاريخي، جامعه‌شناسي، اگرچه ما را با تاريخ و فرهنگ يك كشور آشنا مي‌كند؛ ولي هرگز نمي‌تواند ژرفا و عمق روحيات، خواسته‌ها و روابط بين انسان‌ها را بيان كند. از اين رو همواره بسياري از مشكلات، اضطراب‌ها و سرگرداني‌هاي پيچيده انسان‌ها، در اين كتب بيان نشده و ناگفته مي‌ماند.

بيان زواياي پنهان روح انسان و رفتارهاي فرد و جامعه در مقابل پديده‌هاي مختلف تاريخي و تأثيرگذاري از اين رهگذر بر اذهان و انديشه‌ها، كاري است كه بيشتر از عهدة رمان‌هاي بزرگ و برتر جهان برآمده است. تأثير اين رمان‌ها بر جامعه به گونه‌اي بوده كه منجر به تغيير در فرهنگ و روش زندگي، سياست، قوانين اجتماعي و حكومتي شده است.

سيمين دانشور و ادگار لارنس دكتروف، هر دو از متفكران و نويسندگان برجستة عصر حاضر هستند كه آثارشان به زبان‌هاي مختلف ترجمه شده و از جنبه‌هاي مختلف تاريخي، سياسي، اجتماعي و ... قابل نقد و تحليل است. در اين تحقيق، دو اثر ارزشمند سووشون و رگتايم كه به ترتيب نوشتة سيمين دانشور و دكتروف است، از لحاظ ساختار، سبك ادبي، درونمايه و ... مورد مقايسه و تحليل قرار گرفته است.

«رگتايم» رماني تراژدي و طنزآلود است. تراژدي غم‌انگيزي از قتل انسان و انسانيت به نفع صنعت، مدرنيسم و سودجويان فرصت‌طلب. دوراني كه مبارزة حقوق مدني، حقوق زنان و جنبش‌هاي كارگري شكل گرفت كه همزمان با ورود به صنعت نوپاي سينما و جنگ جهاني اول بود.

«دكتروف» با هجو تاريخ و زمان به زباني طنزآميز، عميق‌ترين تراژدي نابودي بشر به دست خود را همگام با آهنگ غم‌انگيز موسيقي رگتايم بيان مي‌كند.

سووشون ادامة رخنه اين فرصت‌طلبي به سرزميني ديگر است. داستان مقاومت دليراني كه به تنهايي با اين فرصت‌طلبي مي‌جنگند؛ تا شايد به آيندگان درس مقاومت و پايداري تا رسيدن به زندگي شرافتمندانه دهند. ستمديدگان اين توسعه‌طلبي در داستان رگتايم و سووشون در جنگ با مزدوران كشته مي‌شوند. مزدوراني كه به خاطر رسيدن به آرزوهاي حقير، در اين سوي دنيا مردم را به كشتن مي‌دهند؛ تا در نهايت در آن سوي جهان افرادي چون مورگان، كارنگي و ... ثروتي عظيم را در مقبره‌هاي خود مخفي كنند.

1ـ معرفي رمان رگتايم

رگتايم، اثري است پست مدرن كه شروع انقلاب صنعتي را در آمريكا مورد نقد قرار مي‌دهد. نويسندة رگتايم از جامعه‌اي سخن مي‌گويد كه ورود مهاجران از كشورهاي مختلف در آن، انضباط، شادي و آرامش را از ساكنين سلب كرده است. سودجويان و صاحبان كارخانه، مهاجران را به دلخواه يا به اجبار و به عنوان برده، براي تأمين نيروي انساني ماشين‌هاي صنعتي، به آمريكا سرازير كرده‌اند. با ورود صنعت، فرصت‌طلباني چون پيرپون مورگان، كارنگي و ... كه بدنامي آنها در تاريخ آمريكا ماندگار است، چرخ دنده‌هاي سودجويي خود را بر روي اصول اخلاقي، سنت‌ها، ارزش‌هاي انساني روانه كرده و هر آنچه كه براي سلامت انسان و انسانيت لازم است، خُرد و نابود مي‌كنند. در اين ميان هر كه خود را با تحولات جديد صنعت آمريكا، همگام كند؛ نه تنها زير اين چرخ دنده‌ها خرد نمي‌شود، بلكه مي‌تواند پيشرفت كرده و به ثروت خود بيفزايد و هر كه در مقابل اين تحولات ايستادگي كند، محكوم به نابودي است.

«به اين ترتيب بود كه هنرمند ما سكان زندگي‌اش را با جريان‌هاي جامعة آمريكا هم جهت ساخت. كارگران اعتصاب مي‌كردند و كشته مي‌شدند، ولي آدم كاسب پيشه توي خيابان‌هاي شهر مي‌توانست توي يك سطل، روي ذغال، سيب‌زميني شيرين، كباب كند و بفروشد...» [1ص122]

ويژگي‌هاي جامعة سرمايه‌داري و كسب سود به خوبي در اين داستان شرح داده شده است. نويسنده، جامعه را به بوته نقد كشانيده و با هجو آن دنياي جديدي از داستان را خلق مي‌كنند. جامعه‌اي كه در آن هر كس به دنبال منافع خويش، انسان‌هاي بسياري را به استثمار مي‌كشد و اثري از انسان متمدن، مدنيت و حقوق شهروندي، اخلاق و تعاليم والاي الهي ديده نمي‌شود.

كليسا را كساني چون مورگان مي‌سازند؛ براي اين‌كه اعمال خود را در بين مردم مشروع و موجه جلوه داده و موقعيت خود را تثبيت كنند. مورگان كسي است كه چون فراعنة مصر، به دنبال جاودانه كردن حيات خود، ميلياردها سرمايه را فنا مي‌كند تا روح او پس از مرگ در وجود سرمايه‌دار ديگري تجلي كند.

آهنگ صنعت آمريكا پرسروصدا، سريع و پرشتاب است؛ طوري كه انسان‌ها را افسرده و اعصاب آنها را متشنج مي‌كند. انسان‌هاي محصول دنياي صنعتي، گيج، ناشنوا و خسته و ره گم كرده‌اند، چون نمي‌توانند پا به پاي شتاب اين صنعت بدوند و اين خصوصيات در ادبيات پست مدرن متجلي است: ابهام، پيچيدگي، از هم گسيختگي، بي‌نظمي زماني و زمان بي‌معنا، تداعي نامنسجم انديشــه‌ها، پارانويا و روان رنجوري شخصيت‌هاي اصلي، دور باطل و ...

در اين ميان، هنرمنداني كه نوازندگان روح‌اند، رگتايم را اختراع مي‌كنند. آهنگ رگتايم آهسته است و مخترع آن مي‌گويد: «اين قطعه را تند ننوازيد، شايسته نيست كه رگتايم را تند بنوازيد.»

نويسنده در جاي جاي داستان به وضوح به فاجعه‌اي كه صنعتي شدن آمريكا براي انسان‌ها رقم زده اشاره مي‌كند:

«جمعيت انبوهي به پيشبازشان آمده بودند و لحظه‌اي همه عكس بچه‌ها را در دست داشتند كه دست به دست هم داده بودند و با تصميم به پيش مي‌نگريستند؛ گويي به سرنوشت وحشتناكي كه صنعت آمريكا برايشان آماده كرده است، مي‌نگرند... صاحبان كارخانه‌هاي نساجي فهميدند كه از ميان همة نقشه‌هايي كه كارگران كشيده‌اند اين يكي، جهاد بچه‌ها، از همه خطرناك‌تر است...» [1ص114]

2 ـ معرفي رمان سووشون

سووشون رماني رئاليستي است و به شيوة كلاسيك و سنتي نگاشته شده است. سووشون داراي دو معناي قريب و بعيد (رمزي و ظاهري) است كه در نظر اول معناي قريب آن ديده مي‌شود . حوادثي كه براي زري و خانواده‌ او اتفاق افتاده در محدوده نيمه اول سال 1320 است. زري مي‌خواهد در درون كشور ايران، كشور خاص خود (استان فارس) را از آشوب و مرض و قحطي و مرگ حفظ كند؛ اما سرانجام جنگ و ديگر بلاهاي آن سال‌ها به خانة او راه مي‌يابند.

«دربارة معناي بعيد و لايه دروني يا رمزي سووشون مي‌توان گفت ما به ازاي خانه همة ايران است و ما به ازاي زري، زن درجامعة ايراني و يوسف نمايندة يك قشر روشنفكر اين مملكت است. و خلاصه آنچه بر اين خانه و خانواده مي‌رود بر همه كشور ما رفته است»و [2ص10]

در ابتداي رمان، زري همراه يوسف به مجلس عقدكنان دختر حاكم مي‌رود كه نويسنده با توصيف ماهرانه عروسي، فضاي اجتماعي سال‌هاي 1320 را به خواننده معرفي مي‌كند. سال‌هايي كه انگليس در فارس نيرو پياده كرده و جنگ ناخواسته‌ با خود قحطي و بيماري آورده است. حاكم ايراني منطقه، دست نشاندة اشغالگران است و خان‌ها و تاجران با فروش آذوقة مردم به ارتش بيگانه، قحطي ايجاد كرده‌اند.

دانشور در اين داستان پر حركت و ماجرا، با نثري شاعرانه ، دقيق و محكم، تصويري دروني و هنرمندانه از تحولات منطقه فارس در سال‌هاي جنگ جهاني دوم را نشان مي‌دهد. فكر اصلي رمان، پرداختن به انسان مبارز است. به همين دليل، در سراسر داستان شاهد درگيري يوسف (قهرمان رمان) با آدم‌هاي خود فروخته‌ايم. ستيز پرتلاش خانواده او با ريزه‌كاري‌هاي رواني و عاطفي، بر زمينه‌اي از زندگي مردم يك منطقه در يك دوره خاص تاريخي، گسترده مي‌شود. هر چند يوسف در كشاكش بين واقعيت موجود و آرمان به شهادت مي‌رسد، اما عامل بيداري ديگران و به خصوص همسرش زري مي‌شود.

3 ـ بررسي و نقد تطبيقي رمان رگتايم و سووشون

1 ـ 3 ـ درونمايه

هر دو استان ، روزگار آدم‌هاي ستمديده‌اي را نشان مي‌دهد كه براي رسيدن به زندگي شرافتمندانه تلاش مي‌كنند. در هر دو داستان گوشه‌اي از تاريخ مبارزات بشر را مي‌بينيم.

مبارزاتي براي احقاق حقوق كارگران، زنان، شهروندان، سياهپوستان، طبقه ضعيف جامعه و ... در برابر نظام فاسد سياسي و حكومتي و زيادي‌خواهي‌ها و سلطه‌طلبي‌هاي سرمايه‌داران.

دولت‌هايي كه شعار اصلاحات و از بين بردن فساد را سر مي‌دهند و با سودجويان فرصت طلب و فاسد همراه مي‌شوند.

اما «گلدمن رگتايم» و «يوسف سووشون» ؛ هر دو معتقدند كه مردم تا گوشة چشمي از صاحبان قدرت و سرمايه‌ ببينند، در مقابل آنها خم شده و مبارزات خود براي تحقق ارزش‌هاي اخلاقي و عدالت را فراموش مي‌كنند و به راحتي همدست كساني مي‌شوند كه هموطن آنها را كشته و يا احياناً زندگي آنها را به باد فنا داده‌اند و اين باعث مي‌شود تا هدف والاي مبارزات كه سعادت بشر و زندگي در ساية عدالت، آرامش و صلح و صفا است؛ هيچگاه به نتيجه نرسد. اين قبيل انسان‌ها در سووشون، افرادي چون ملك رستم، ملك سهراب، آقاي فتوحي و ديگر ياران يوسف كه او را تنها گذاشتند، هستند و در رگتايم، گروهي از طبقة كارگر از جمله تاته را تشكيل مي‌دهند.

2 ـ 3 ـ شخصيت‌پردازي

شخصيت نخست رمان رگتايم، بستري است كه اجتماع نام دارد و شخصيت‌هاي ديگر را به موازات هم و بي هيچ نسبتي از كوچكي و بزرگي ـ به لحاظ پرداخت ـ در دل خود مي‌گنجاند.

شخصيت‌هاي رمان رگتايم بغير از خانوادة كولهاوس و شخصيت‌هاي واقعي و تاريخي ، بي‌نام و هويت‌اند. كولهاوس و اكربه ازاي كشتن سارا و پايمان شدن حقوق انساني‌اش، انسان‌هاي ديگري را مي‌كشد و برادر كوچكتر درجواب بي‌عدالتي‌هاي دولت وقت، ثروت‌اندوزي‌هاي بي‌حساب مفتخوران آمريكا و رنج و شكنجه طبقة ضعيف، بمب‌هاي قوي ساخته و در نهايت آدم‌هايي را به كشتن مي‌دهد. مادر نسبت به همسرش وفادار نيست. برادر كوچك‌ از خانه و خانواده گريزان است. اما گلدمن براي رسيدن به هدفي انساني و حمايت از طبقة كارگر، احتياج به پول دارد ولي مي‌خواهد آن را از راه خودفروشي در خيابان‌ها به دست بياورد!

قهرمان‌هاي رمان، هدفي مشخص و راهنمايي شايسته ندارند. آنها خود را مقيد به پذيرفتن اصول اخلاقي و خوب و بد تعريف شده نمي‌دانند و هر كدام براي خودشان اصولي اخلاقي و ايدئولوژي خاص خود را دارند.

بنا به خصوصيت رمان رئاليستي، شخصيت‌هاي رمان سووشون، واقعي و باورپذير هستند. افرادي بي‌هويت و بي‌نام نيستند. قهرمان‌ها و شخصيت‌هاي مثبت داستان، براي رسيدن به هدف خود، دست به كار خلاف نمي‌زنند و درحق كسي ظلم نمي‌كنند. افرادي چون يوسف و زري براي انتقام از زورگويان و برقراري عدالت، راهي خداپسندانه پيش مي‌گيرند و هرگز خلاف قاعده، ارزش‌هاي اخلاقي و سنت‌هاي تعريف شده عمل نمي‌كنند. تلاش‌هاي شخصيت داستان رگتايم راه به جايي نمي‌برد. در پايان داستان، كولهاوس فراموش مي‌شود و مبارزة او بي‌نتيجه مي‌ماند. برادر كوچك نيز بدون اين كه فايده‌اي از مبارزاتش ببرد، كشته مي‌شود . گويي نوعي سلطه‌و جبرقوي بر سرنوشت تمام اشخاص داستان حاكم است كه تلاش‌هاي آنها را براي ايجاد زندگي با صلح و صفا و آرامش بي‌اثر مي‌كند و در نهايت زندگيشان پوچ و بي‌معنا به اتمام مي‌رسد. مبارزة قهرمانان داستان سووشون اگر چه به پيروزي دفعي و ظاهري منجر نمي‌شود، ولي شواهدي در داستان هست كه نشان مي‌دهد تلاش‌هاي آنها بي نتيجه و بي‌اثر نبوده و مبارزة آنها تا رسيدن به مدينة فاضله ادامه خواهد داشت. قهرمانان رگتايم مانند سربازان معمولي در جنگ كشته مي‌شوند و نامي هم از آنها نمي‌ماند؛ اما يوسف مرگي مقدس دارد و نام او مانند سياوش جاويدان مي‌شود و نهضت او نيز ادامه دارد. از اينجا مي‌توان دريافت ديدگاه اين دو نويسنده نسبت به انسان بسيار متفاوت است. دانشور، انسان واقعي و عدالتخواه را متعالي‌تر از آن مي‌داند كه با مرگش همه چيز تمام شود و او براي هميشه فراموش شود. اين انسان متعالي نبايد همچون «كولهاوس واكر» براي احقاق حق خود، اقدام به كشتار و بمب‌گذاري در شهر كند؛ بلكه بايد همچون «يوسف» خداپسندانه عمل كرده و كشته شود. قهرمانان رگتايم در واقع هيچ‌كدام قهرمان نيستند، بلكه از ديدگاه نويسنده انسان‌هايي معمولي هستند كه مثل هم? انسان‌هاي ديگر به دنيا آمده، زندگي مي‌كنند، مي‌ميرند و فراموش مي‌شوند.

چنان‌كه ديده شد، ديدگاه اين دو نويسنده نسبت به انسان و تاريخ بسيار متفاوت است و به نظر پژوهشگر اين ديدگاه ريشه در تعاليم اسلامي و ماركسيستي دارد. ديدگاه دانشور در رمان سووشون اسلامي است و در رگتايم، رگه‌هايي از تفكر ماركسيستي نسبت به تاريخ، فرد و جامعه ديده مي‌شود. در اين‌جا لازم است براي روشن شدن مطلب، اشاره‌اي به نظريات ماركس درباره اقتصاد، تاريخ و جامعه كنيم.

ماركس معتقد است: «تاريخ همواره مسير خود را پيش مي‌رود و كسي ياراي مقابله با آن را ندارد و هركس در برابر آن مقاومت كند، در زير چرخ‌هاي اراب? تاريخ نابود خواهد شد». [3، ص 21‍]

لذا در اين بينش انسان‌ها فقط وظيفه دارند كه تاريخ را كشف و وصف نمايند، نه اين‌كه خود تاريخ بسازند.

«در سوسياليسم علمي كسي حكم نمي‌دهد، بلكه قانون علمي تاريخ آن را حكم مي‌كند. هركس، چه بخواهد و چه نخواهد، اين سرنوشت محتوم او و جبر تاريخ است.

ماركس در مقدمه كتاب سرمايه مي‌گويد: «انسان‌، ماماي تاريخ است.»[3، ص 22 ]

يعني همانطور كه ماما در پيدايش بچه هيچ نقشي بر عهده ندارد و تنها مي‌تواند كمك به تولد آن كند، انسان نيز تنها كاري كه مي‌تواند انجام دهد زاييدن تاريخ است.

در رمان رگتايم، نويسنده، از انسان‌هايي بي‌هويت استفاده كرده تا فرديت پرسوناژ را در برابر جامعه مغلوب جلوه دهد. جامعه در رتب? بالاتر و برتري نسبت به فرد قرار گرفته و فرد تصوير شده در جامعه‌اي با تفكرات سرمايه‌داري تك قطبي، به زانو درمي‌آيد. يا بايد در آن حل شده و يا در تضاد با آن به نيستي و عدم كشانيده مي‌شود. نگاه هزل آميز و نوميد كننده دكتروف در رگتايم از قول فرويد، آمريكا را اشتباه خوانده و حتي آن را اشتباهي بزرگ مي‌داند.

تاته با بريدن از آن آرمان‌هاي ايده‌آليستي انقلابي مخالف با سيستم آمريكايي از قعر و فلاكت به بالا، هستي و زندگي مي‌رسد و در مقابل كولهاوس با وجود وضعيت مطلوب اجتماعي به دليل سماجت و سياه بودنش و مخالف با همين سيستم به نيستي و هلاكت محكوم مي‌شود.

داستان سووشون، فرد را غالب بر جامعه مي‌داند. بنابراين، تاريخ و جامعه را افراد مي‌سازند. اگر افراد براي آزادي و استقلال و برقراري نظم در جامعه تلاش كنند، اميد به بهبودي اوضاع درآينده وجود دارد.

برهمين اساس يوسف دائم، دوستانش را نصيحت مي‌كند كه از زندگي عشايري و چادرنشيني دست بكشند و جايي اسكان كنند تا حمام، مدرسه و مريضخانه و ... داشته باشند. با دوستانش، هم قسم مي‌شود كه آذوقه را بين رعايا تقسيم كنند و به قشون خارجي نفروشند.

3 ـ 3 ـ شيو? روايت و تاريخ

تاريخ وقوع رمان سووشون با اينكه جلوتر از رمان رگتايم است، اما به نظر مي‌رسد كه توسعه، پيشرفت و تحولات مدرنيته در ايران چندين سال عقب‌تر از زمان رمان رگتاي است. داستان سووشون در زماني آغاز مي‌شود كه هنوز نظام فئوداليته در ايران حاكم است و انگليس با ورود خود به ايران، سعي در از بين بردن سنت‌ها، ضعيف‌كردن حكومت مركزي و جنگ و جدال ميان اقوام ايراني و ارتش را دارد.

سووشون رماني واقع‌گراست. حوادث تاريخي كه در رمان به آن اشاره شده، در تاريخ ايران ثبت شده و صحت دارد. حوادث تاريخ رمان رگتايم واقعيت آميخته با تخيل است. نويسند? رگتايم خود را ملزم نمي‌بيند كه حوادث تاريخ را همانگونه كه اتفاق افتاده، در داستان بياورد.

او به دنبال پاسخ‌گويي به پرسشي اصلي است: «ما تاريخ را مي‌سازيم يا تاريخ ما را؟» دكتروف به هجو تاريخ و زمان مي‌پردازد.

«هاچمن معتقد است كه تاريخ نوعي، ادبيات است و اين همان نگاه نويسندگان پسامدرنيستي چون توماس، كوور، دكتروف به تاريخ است». [4 ،ص 1]

«انگار كه تاريخ چيزي جز آهنگي روي يك پيانوي كوكي نبود». [1،ص 28]

دكتروف اعتقاد دارد كه تاريخ به صورت يك امر عيني وجود ندارد و ماييم كه تاريخ را مي‌نويسيم. در آثار دكتر وف ما رابطه نهفته‌اي را كه بين تاريخ و داستان و ادبيات است، مي‌بينيم.

دكتروف دربار? كار تاريخ نگاري هم مي‌گويد: «تاريخ نگاري مجموعه‌اي است از قضاوت‌هاي برخي افراد از برخي رويدادها و نه چيزي بيشتر از اين و تاريخ نگاري اساساً مي‌توانست يك جور ديگر باشد و در ادامه اين اظهارنظر، درباره كتاب خودش هم مي‌گويد كه رگتايم داستاني است از تاريخ و يا به بيان ديگر تاريخي است كه از درون يك داستان برآمده است». [5 ،ص6]

بخشي از تاريخ بيان شده در رگتايم مربوط به وضعيت مهاجران در آمريكا است.

داستان كولهاوس و عشقش به سارا و انسانيت و خود بودنش تنها داستاني از داستان‌هاي به هم تنيده رگتايم است. اما داستاني است كه ديگر استان‌ها را از خود متأثر و از ديگر داستان‌ها تأثير مي‌گيرد. كولهاوس و تاته نماينده تمام مهاجراني هستند كه مي‌خواهند جايي براي نفس كشيدن و زندگي در آمريكا بيابند. آنها تمام دردي هستند كه مهاجر در غربت آمريكايي مي‌كشد. دردي كه ميلر نيز در چشم‌اندازي از پل آن را به تصوير مي‌كشد.

رگتايم تنها يك روايت نيست، بلكه چند روايت به پيوسته است. ارتباط بين روايت‌ها در اين رمان به شكل متعارف شكل نمي‌گيرد. در بيشتر رمان‌ها در هنگام گنجاندن چند روايت، روايت‌ها از پيوستگي خاصي برخوردارند. يك روايت، تمام يا بخشي از روايت بعدي را سبب مي‌شود. حذف يك روايت به جريان كلي داستان صدمه زده و روابط علي و معلولي را در هم مي‌شكند. پيوستگي روايت‌ها به گونه‌اي است كه مجموعه‌اي از كنش‌ها در كنار يكديگر نقل مي‌شود كه ظاهراً ارتباطي با يكديگر ندارند، اما يك كنش محوري، مانند نخي همه روايت‌ها را به يكديگر مرتبط مي‌سازد و گره موجود در داستان نيز توسط همين روايت گشوده مي‌شود. همچنين شخصيت‌ها در روايت رمان در كنش‌هاي يكديگر شركت مي‌كنند. بر روي هم تأثير مي‌گذارند و از يكديگر تأثير مي‌پذيرند. بدين‌سان تغيير يك شخصيت در داستان، نه در اثركنشي خاص، بلكه در مجموعه كنش‌ها و با تأثير از تمام شخصيت‌ها صورت مي‌گيرد. نوشتن رمان با اين پيوستگي، نشان آشنايي نويسنده با روايت داستان خويش و شناخت دقيق او از شخصيت‌ها و تأثيرات رواني حوادث بر روي آنهاست.

اينگونه رمان نوشتن اصطلاحاً «هنرمندانه» خوانده مي‌شود. اين پيوستگي روايات و كنش و واكنش متقابل به قدري در داستان‌نويسي اهميت دارد كه بارها به عنوان اسلوب داستان‌نويسي و اصول غيرقابل حذف داستان آموزش داده مي‌شود.

«روايتي گزارش وار همچون گزارش‌هاي روزانه دكتروف و شيوه‌اي چون شيوة جويس در توصيف شهر دوبلين در رمان دوبليني‌ها. نويسنده با توصيف شرايط و گزارش‌ها داستان را پيش برده و در نهايت ايجاز و كوته‌نويسي و رفتن بر سر اصل ماجرا نوعي از ميني ماليسم مختص به خود را تصوير مي‌كند و از ديد من راوي گونه‌اش داستان را روايت مي‌كند.»[4،ص2]

هر چيز كه از آن صحبتي به ميان مي‌آيد، نقشي را در روند كليت داستان به عهده گيرد. هيچ چيز از قلم نويسنده دور نمانده، در نهايت تعريف شده و سرانجام پيدا مي‌كند. سرانجامي كه گاهي شوم و منحوس و گاه به پيوندي عاشقانه و محكم بدل مي‌شود.

دكتروف به فرديتي اشاره مي‌كند كه خاص تفكرات خودش است. فرديتي كه آن را به يك هرم تشبيه كرده، از اين لحاظ كه هرم فقط بعد از گذاشتن رأس به وجود مي‌آيد. هرمي كه طبقات را به وجود مي‌آورد و طبقات يك نفر را در رأس خود قرار داده و تك سويگي و تحجر را سبب مي‌شود و اين همان چيزي است كه دكتروف از آن و با آن به نقد جامعه آمريكايي مي‌پردازد. رمان رگتايم، رماني پيچ در پيچ در عين قانونمندي و ربط منطقي آن به هم است كه مؤلفه‌هاي دوره ادبي خودش را به زيبايي درونش جاي داده و در خود حل كرده است.

رگتايم درست مصداق گفته فوكواست:‌«مرزهاي يك كتاب هيچگاه مشخص نيست. يك كتاب وراي عنوان، نخستين سطرها و نقطه پاياني‌اش، وراي تركيب دروني و شكل مستقل خود به سطح نظامي از ارجاعات به ديگر كتاب‌ها، ديگر متن‌ها و ديگر عبارات مي‌رسد. يك كتاب گرهي در ميان يك شبكه است.»[4، ص1]

رگتايم از تاريخ فجايع و شاهكارهاي قرني عجيب، به يادماندني و پر از هراس‌ها و بيم‌ها سخن مي‌گويد.

4-3- زاويه ديد

داستان سووشون از زاويه ديد داناي كل و زري يكي از شخصيت‌هاي اصلي روايت مي‌شود. و رگتايم از زاويه ديد داناي كل روايت مي‌شود. داستان رگتايم به درون همه شخصيت‌ها مي‌خزد و روحيات آنها را بيان مي‌كند به عقيدة بسياري از منتقدان، داستان سووشون، از يوسف فقط نمايي كلي و مبهم ارائه مي‌كند، يوسف وجودي تك بعدي دارد. از دغدغه‌ها، ضعف‌ها، هوا و هوس‌‌هاي او سخن به ميان نمي‌آيد. چون از درون و در ارتباط با افكار و آمال و آرزوهايش به خواننده معرفي نمي‌شود، شخصيتش در پس هاله‌اي از تقدس پنهان مي‌ماند.

البته اين شايد به دليل ديدگاه نويسنده باشد. نويسنده مي‌خواهد كه داستان و شخصيت‌ها را از زاويه ديد زري روايت كند. از اينرو به دلخواه خود، روحيات زري، شوروشوق، دغدغه، اميدها و ضعف‌ها و توانمندي‌هاي خاص او را به خواننده معرفي مي‌كند، اما يوسف و بقيه شخصيت‌ها را فقط تا جايي كه به پيشبرد داستان كمك كنند، معرفي مي‌كند.

روايت داستان از زاويه ديد يكي از شخصيت‌ها، اغلب اين اشكال را در داستان به وجود مي‌آورد كه ديگر شخصيت‌ها به خوبي به خواننده معرفي نمي‌شوند.نويسنده داستان رگتايم، مانند يك جامعه‌شناس تمام زوايا و شخصيت‌هاي داستان را كه نماينده كل جامعه آمريكا هستند، با دوربيني‌ دقيق و ژرف‌نگر، پيش‌روي خواننده قرار مي‌دهد. او روي هيچ حادثه و هيچكدام از شخصيت‌ها توقف نمي‌كند.

5-3- طرح

گريز و طفره، حواس را پرت مي‌كند. فئودور داستايفسكي مي‌گويد: « هرگز نمي‌توانم اختيار مطالبم را در دست داشته باشم. هر بار رماني مي‌نويسم، آن را با انبوهي از داستان‌هاي جدا جدا و بخش‌هاي فرعي انباشته مي‌كنم اين است كه داستان از تناسب و هماهنگي بي‌بهره مي‌ماند.» [6ص326]

همانطور كه از خلاصه داستان بر مي‌آيد، دانشور هم مانند بسياري از نويسندگان ايراني نظير بزرگ علوي، احمد محمود و... در داستانش از مسير اصلي منحرف مي‌شود. با اين تفاوت كه در اين داستان شرح زندگي تمام شخصيت‌هاي داستان در ارتباط با هدف و پيام و موضوع اصلي داستان بوده و براي كمك به فضاي داستان و كامل كردن اطلاعات خواننده درباره موضوع اصلي داستان است.

گوشه‌اي از زندگي‌ آدم‌هايي نظير عزت‌‌الدوله، عمه خانم، مادرزري و ... در اين رمان شرح و بسط داده مي‌شود تا خواننده در جريان فضاي جامعه، ظلم‌ها، كاستي‌ها و نقص‌هاي موجود كه در نهايت به موضوع و فاجعه اصلي منتهي مي‌شود، قرار بگيرد. اما با اين حال نويسنده همواره بايد در نظر داشته باشد كه تمام اطلاعات و شرح حال‌ها بايد از خط اصلي منحرف نشده و منجر به پراكنده‌گويي نشود.

عدم رعايت وحدت بين اجزاي داستان، سبب مي‌شود كه جذابيت‌هاي داستان كه عبارت است از كشمكش‌، تعليق، بحران‌هاي پي‌در‌پي تا رسيدن به اوج و فرود و پيام تاثيرگذار، تحت شعاع قرار بگيرد. هرجا كه داستان از موضوع اصلي منحرف شود، نويسنده دوباره مشكل مي‌تواند خواننده را در جريان موضوع اصلي قرار داده و كشش و جاذبه قبلي را ايجاد كند. اطلاعات منتقل شده به خواننده، بريده‌بريده و از هم گسسته است. در حالي كه زنجيره اطلاعات بايد به هم پيوسته باشد.رمان، شرحي از واقعيت‌هاي مستند نيست. بنابراين اگرچه در زندگي واقعي انسان‌ها،‌ آدم‌هايي مانند عزت‌الدوله، مك ماهون، خانم مسيحادم، خانم فتوحي، مدرس مدرسه انگليسي و غيره وجود دارند، كه هر كدام براي خود داستان و ماجرايي به دنبال دارند؛ اما در رمان نبايد هيچكدام از اين سرگذشت‌ها، جداگانه شرح داده شود.

موضوع اصلي داستان، زورگويي مزدوران حاكم و انگليس بر ملت ايران است كه متعاقب آن به خان‌هاي فارس حكم مي‌كنند كه آذوقه به مردم نفروشند، تا آذوقه را براي ارتش خود تأمين كرده و با فروش اسلحه به آن‌ها، مردم آن ناحيه را به جان هم بيندازند تا عقب‌مانده و ضعيف باقي بمانند. يوسف نمونه انساني است كه به تنهايي قد علم كرده و با خون خود مي‌خواهد مردم منطقه را از اين خفت و خواري نجات دهد.

داستان حاوي پيام‌هاي ديگر نظير ظلم و زورگويي به زنان، عدم رعايت حقوق قانوني و انساني آنان، نابرابري بين حقوق زن و مرد، مردسالاري، فقر و فحشاي حاكم بر جامعه است. اما به دليل پراكنده‌گويي، اين پيام‌ها به خوبي در پيام اصلي داستان تنيده نشده و از هم گسيختگي در روند داستان مشاهده مي‌شود. اين پراكنده‌گويي، پيام‌هاي ديگر داستان را تحت‌الشعاع قرار داده و از تاثيرگذاري آن بر مخاطب كاسته است. به عنوان مثال نويسنده چون ناظري بي‌تفاوت از زندگي تراژيك مادرزري و بي‌بي‌خانم عبور كرده و تنها به شرح آن بسنده مي‌كند. در حالي كه مرگ يوسف، تأثير بسيار زيادي بر خواننده مي‌گذارد.

طرح داستان رگتايم نيز از چند داستان مجزا تشكيل شده است. و از روايتي به روايتي ديگر و از شخصيتي به شخصيت ديگر مي‌رسد. اما تمام روايت‌ها به هم مربوط‌اند و در كليت اثر، يك داستان واحد مشاهده مي‌شود. متن رگتايم با وجود آن كه نامنظم و زياده‌گو به نظر مي‌رسد، اما داراي ساختاري كامل و هدفمند است.

6ـ تكنيك‌هاي سينمايي

ادبيات تأثير چشمگيري بر يك صد سال صنعت فيلمسازي گذاشته است. همان‌طور كه منتقدان عنوان كرده‌اند، رمان‌نويس‌هاي امروزي تمايلي به نوشتن شرح‌هاي طولاني و كامل، همانند كارهاي نويسنده‌هاي قرن نوزدهم ميلادي ندارند. در جايي كه اولين فصل «سرخ و سياه» (1830) نوشته استاندال توصيفي با حوصله از شهرستان كوچك فرانسوي، با جلوه‌هايي نقشه‌بردارانه، پايه‌هاي اقتصادي شهر، فرد شهردار، خانه شهردار، باغ‌هاي پلكاني خانه شهردار و غيره و غيره را به ما هديه مي‌دهد، «پناهگاه»‌ (1931) اين چنين شروع مي‌شود: «از وراي منظره بوته‌هايي كه چشمه را احاطه كرده بودند، پوپي نوشيدن مرد را مي‌نگريست.»

«رمان قرن بيستم، به موجزسازي مبحث كلام در بخش محيط و زمينه و زمان، شخصيت‌پردازي، تاريخچه شغلي و مشابه آن پرداخت. نويسنده‌هاي عصر حاضر ترجيح مي‌دهند تا همه اطلاعات ضروري را در ميانه كنش داستاني خود ارائه بدهند، آن‌ها را در طول موج روايت بيان كنند، درست همانند فيلم‌ها.

استفاده‌اي موجز از توصيف، به معناي فرض نوعي حركت فيلم‌گونه بين نويسنده و خواننده است؛ به اين معنا كه سرانجام يك روز همه چيز عيان و آشكار خواهد گشت.» [7، ص 1]

وراي اين، گسترش هنر فيلم، همراه تمايل رمان‌نويس‌ها به طرح‌ريزي نوشته‌هايي كمتر هنري بوده و بيشتر با صدايي منفرد و خلق آثاري صميمي و فردي كه از ميان سيستم‌ آگاهي ذهني شخصيت‌ها بيان مي‌شوند، ارائه شده است. مسأله مي‌تواند به اين شكل بيان بشود كه عقب‌نشيني ممتد رمان از رئاليسم، تقريباً‌ در نتيجه‌ تصويرسازي گسترده‌تر سينما از چهره جهان بود و ادبيات را به سمت ارضاهايي ديگر سوق داد.

تاثيرهاي دو طرفه ديگري كه مرتبط به يك ابزار عمده ديگر فيلمسازي مي‌شود، تغيير لحظه‌اي و فوري در فضا و زمان يعني كات است.

نويـــسنده‌هاي امروز از هـــمه گـونه تاثيرهاي محدوديت دهنده به توضيح‌هاي فضايي يا روش‌هاي انتقال استفاده مي‌كنند تا داستان‌شان را از يك شخصيت به ديگري منتقل بكنند يا شخصيت‌هايشان را از مكاني به مكان ديگر بكشانند يا از ديروز به سال آينده ببرند. استفاده‌هاي جسورانه ديگري براي ناپيوسته‌سازي با تخطي از توافق‌هاي دستوري مرتبط با شخص يا زمان دستوري به دست مي‌آيد.

شايد بتوان گفت كه در شروع عصر سينما، دكتروف از تكنيك‌هاي سينمايي به بهترين وجه در روايت اثرش بهره برده است.

رگتايم نمايي بالا از يك جامعه است كه به تدريج به هر يك از خانه‌ها نزديك مي‌شود و روايت در هم پيچيده‌ آدم‌هاي متفاوت را نقل مي‌كند.

نويسنده‌ گويي، با دوربيني وارد فضاي داستان مي‌شود و فضاسازي داستان را به گونه‌اي سينمايي طراحي مي‌كند، طوري كه عمل، ديالوگ و ميزانسن هر يك از شخصيت‌ها، داستان را همانند يك فيلم، پيش روي خوانندگان قرار دهد.

نحوة فضاسازي داستان سووشون، عليرغم كاستي‌هايي كه در بخش‌هايي از آن دارد، بسيار زيبا طراحي شده است. سبك فضاسازي و توصيف آن به شيوة رمان‌هاي كلاسيك است.

7ـ3ـ آسيب‌شناسي اجتماعي و تاريخي

جامعة آمريكا جامعه‌اي كثرت‌گرا است و نقاط اشتراكش با جامعه ايران بسيار اندك است. تبعيض و عدم رعايت حقوق شهروندان در داستان رگتايم، بيشتر مربوط به مهاجران و سياهپوستان است. سفيدپوستان طبقة مرفه و متوسط، از رفاه نسبي و حقوق قانوني در زندگي‌شان برخوردارند. اما تبعيض و بي‌عدالتي در داستان سووشون مربوط به نژاد، مليت و غيره نمي‌شود؛ چرا كه همة آنها كه مورد ظلم و ستم دستگاه حاكم و بيگانگان قرار مي‌گيرند، ايراني و از يك نژاد هستند.

رگتايم رماني است هم غم‌انگيز و تراژيك و هم طنزآلود. اين تضاد بين غم و شادي و بين تراژدي و لحن سرخوش چيزي است كه رمان دكتروف از موسيقي رگتايم وام گرفته است. در رمان رگتايم تضادهاي ديگري هم وجود دارد؛ از جمله تضاد بين نژادها و طبقات اجتماعي؛ و مهمترين تضادي كه در رمان رگتايم هست، تضاد بين تخيل و واقعيت است، يا تضاد بين تاريخ و غيرتاريخ كه داستان را شكل مي‌دهد.

دكتروف دربارة طبقات جامعه آمريكا مي‌گويد: «وقتي آدم دربارة جوامعي كه در دوره‌هايي در گذشته، ادبيات داستاني بسيار زياد توليد كردند، فكر مي‌كند مي‌بيند كه آن جوامع خيلي كوچك‌تر بودند و به عنوان جوامع طبقاتي قابل رؤيت‌تر بودند. طوري كه مثلاً وقتي «چارلز ديكنز» در مورد لندن مي‌نوشت، مي‌توانست بر چيزهاي مشخصي تكيه كند كه براي همه شناخته شده بود؛ تيپ‌هاي مشخص، طبقه متوسط، طبقه بازرگانان، طبقة كارگر و طبقة بالاي جامعه، با الگوهاي سخن‌گويي واضح براي هر طبقه.

آمريكا كشور پهناوري است و ادعا دارد كه طبقات اجتماعي در آن وجود ندارد. و به دليل هجوم هر از گاه جمعيت‌هاي مهاجر از جاهاي مختلف دنيا، وضع متغيري دارد. جامعة آمريكا جامعه‌اي كثرت‌گرا است. نقاط اشتراك‌مان بسيار اندك است. اما اگر از يك ژانر بدنام مثل وسترن استفاده كني كه من كرده‌ام، يا افسانه‌هاي تاريخ را كه همه در ذهن خودشان حمل مي‌كنند، به بازي بگيري؛ شايد بتواني به ارتباط‌هاي معني‌داري برسي.»[8،ص1]

سووشون دراماتيك و تراژيك است. اگرچه بعضي از گفتگوهاي اشخاص داستان طنز‌آميز است، اما روي هم رفته، زبان طنز و يا هجو در داستان مشاهده نمي‌شود.

رگتايم به‌عنوان يك رمان تاريخي، سياسي، اجتماعي در محدوده زمان خاص؛ اگر چه در تاريخ واقعي آمريكا دست مي‌برد ولي از رئيس جمهوران آمريكا، سياست دولت مركزي، شيوه زندگي مردم و ثروتمندان، مهاجرت و غيره اطلاعات كافي به خواننده مي‌دهد. طوري‌كه خواننده حتي اگر با تاريخ آن دوران آشنايي نداشته باشد، به‌خوبي در جريان حوادث سياسي، اجتماعي و فرهنگي آمريكا قرار مي‌گيرد.

سووشون نيز رماني تاريخي، سياسي، اجتماعي است كه در عين حال از فرهنگ مردم نيز سخن مي‌گويد؛ اما خواننده اگر به تاريخ ايران مراجعه نكند، نمي‌داند كه در اين تاريخ از زمان، شاه ايران كيست؟ سياست دولت مركزي چگونه است؟ حزب بلشويك و آقاي فتوحي از چه كساني خط مي‌گيرند و هدفشان چيست؟ ايدئولوژي و خط سياسي يوسف چيست؟ چه كسي به انگليس اجازه داده كه ايران را مستعمرة خود كند؟ علت خصومت قشقايي‌ها و بويراحمدي‌ها با ارتش ايران چيست؟

رگتايم روزگار كشوري را نقد مي‌كند كه در آن حكومت، اجازه تشكيل احزاب سياسي را نمي‌دهد. درداستان سووشون به اين موضوع اشاره‌اي نشده است، ولي در ايران نيز بعد از رضاشاه، محمدرضا پهلوي، اگر چه فشارهاي كمتري را به احزاب مي‌آورد، اما در ان زمان هم، رهبران احزاب به زندان مي‌افتادند و فعاليت‌هاي آنها محدود مي‌شد.

رگتايم اشاره مي‌كند به اين‌كه دولت اجازه تشكيل اتحاديه به كارگران و تشكيل احزاب را نمي‌داد و هرگونه فعاليت آنها را سركوب مي‌كرد. در چنين كشوري دموكراسي فقط به نفع طبقات بالا است.

مهاجرين، سياهپوستان و طبقة ضعيف از فوايد دموكراسي بي‌بهره هستند. دكتروف، خود از پدر و مادري يهودي و مهاجر متولد شده است. آمريكا كشور مهاجرنشين است و در طول تاريخ در هيچ كشوري تا به اين اندازه مهاجرت صورت نگرفته است.

ادامه دارد

codex23x

page06

PDF صفحات روزنامه

1
Text Box (double-click to edit)

Ettelaat International

حكمت و معرفت
يادداشت
فرم اشتراك
ettelaat newspaper روزنامه اطلاعات

آدرس: تهران. بلوار ميرداماد - خيابان نفت جنوبي

تلفن : 29999
22258022 : فاكس

Ettelaat Newspaper

Tehran Mirdamad Boulvard

Tel : 009821 29999

Fax : 009821 29999

email: ettelaat@ettelaat.com

چهار‌شنبه 2 اسفند 1391 ـ 9 ربيع‌الثاني 1434ـ 20 فوريه 2013ـ شماره 25534 شنبه 4 اسفند 1397- 17 جمادی الثانی 1440ـ 23 فوریه 2019ـ شماره 27228

 

صفحات روزنامه را ورق بزنيد Latest Edition آخرين شماره

88 سال حضور مستمر در صحنه اطلاع رساني کشور

PDF صفحات نيازمنديها

PDF صفحات ضميمه

فروشكاه كتاب
روزنامه PDFآرشيو
آرشيو روزنامه