از فرمایشات ما !
آدم های گنده تر از هواپیما
رضارفیع
 

یک کسی که برای اولین بار سوار هواپیما شده بود، رو کرد به بغل دستی اش و گفت:« راست گفتند که از توی هواپیما، آدمها به اندازه مورچه دیده می شوند». دوستش از پنجره هواپیما به بیرون نگاه کرد و با خنده گفت:« مرد حسابی، اینها که خودشان مورچه هستند. هواپیما هنوز بلند نشده»!…..
غرض از آوردن این لطیفه بی غرض آن است که بعضی از ما آدمها حواسمان نیست با کی طرفیم. گاهی چنان همه چی را با هم قاطی می کنیم که فرق بین آدم و مورچه واقعی را نمی شناسیم. یک چیزی فهمیدیم، خیال می کنیم خیلی فهمیدیم. در حالی که قانون نسبیت انیشتین را در عمل فراموش می کنیم. طبق این قانون، این طور نیست که تمام آدمها از پنجره هواپیما در قد و قامت مورچه دیده شوند. بستگی به آدمش دارد. بعضی از آدمها آنقدر بزرگ می شوند که می توانند جلو هواپیمای در حال پرواز را بگیرند و سوارش شوند.

شعر نو سعدیانه: رسد آدمی به جایی که تواند جلو تیک آف هواپیما را بگیرد و بدون باختن قافیه، خودش را در ردیف جلو نشاند….بنگر که تا چه حد است«مقام» سیاسی آدمیت!
مورچه ها و آدمها: در همین راستای هواپیما و مورچه و آدم و انیشتین اهل فناوری و قانون نسبیت(البته بلانسبت بعضی ها)، تقسیم بندی فوری زیر قابل طرح است:
۱ـ مورچه های واقعی: اینها باید با هزار و یک مکافات، بلیت تهیه کنند و بموقع خودشان را به فرودگاه برسانند و چنانچه هواپیما یکی دو سه ساعت ناقابل هم تأخیر پرواز داشت؛ با بزرگواری تمام صبر پیشه نمایند که گویند سنگ لعل شود در مقام صبر…..و با یک عذرخواهی خلبان بی تقصیر، همه چی را فراموش کنند.( البته ناگفته نماند که اگرچه این قرتی بازی ها خیلی هم خوب نیست، اما شرکت هواپیمایی کشوری، غرامت خسارت وارده بر مسافران را در اسرع وقت به در منازل آنها می فرستد تا جبران مافات کند. آدم اگر نداند، همچین خیال می کند که جبران خلیل جبران، رئیس سازمان هواپیمایی کشوری است! خدایش رحمت کناد.)….این دسته از افراد، داخل هواپیما هم که می آیند، باز آدم خیال می کند که مورچه اند.
۲ـ مورچه های غیر واقعی: این دسته از اشخاص که البته به ندرت وجود خارجی دارند، ممکن است از پنجره هواپیما به شکل مورچه دیده شوند، اما اگر داخل شوند، ابعاد واقعی آنها دست آدم می آید و با تمام وجود لمس می کنید که مورچه واقعی نیستند. این قبیل افراد مستثنی از بقیه اگر دیر به پرواز برسند؛ قادرند که حتی هواپیما را در لحظه پریدن متوقف فرمایند تا بتوانند سر وقت به کارشان برسند و به مردم خدمت کنند. البته باز هم تکرار می کنیم که این دسته از افراد فوق الذکر به تعداد انگشتان دست هم نمی رسند؛ اما چون بزرگ هستند، کارشان به چشم می آید و خبرش را سریعاً خبرگزاری ها، از اقلیمی به اقلیمی رسانند. در صورتی که به قول سعدی علیه الرحمه:«اگر صد ناپسند آید ز درویشر رفیقانش یکی از صد ندانند».
روی تلکس خبر: روز جمعه گذشته، یکی از مقامات منتسب به دولت، جلو هواپیمای آماده پرواز هما را در مسیر شیراز به تهران، در حالی که تکلیف موتورهایش روشن و در حال پریدن در اول باندبازی بوده است، می گیرد تا همراه با محافظانش سوار آن شود و چون جا برای نشستن هم نبوده است، ایشان با جابه جا کردن نابجای چند مسافر ردیف جلو، موفق می شود در ردیف جلو مستقر شود.
ـ ما ز بالاییم و بالا می رویم….. ما اینیم!(این را یکی از مسافرانی که در ردیف جلو هواپیما نشسته بود، زیر لب گفت؛ که چون آهسته گفت، معلوم نشد کی بود و گرنه می گفتیم کی بود!)

code

Email this page

نسخه مناسب چاپ