یادداشت سردبیر
آینده
علیرضا خانی
در تعطیلات پایان ماه رمضان و عید فطر، دوباره جاده‌های شهرهای شمالی کشور با ترافیک فرساینده مواجه شد و برآورد شد بیش از یک میلیون نفر به استانهای کوچک شمالی کشور سفر کردند.

دست‌کم همه دولت‌های سالیان اخیر علاقه عجیبی دارند که آمار گردشگری و سفرهای مردم را به هر شکل ممکن بالا ببرند. این امر در گزارش‌های سفارشی دولتی در رسانه‌ها کاملاً‌ مشهود است. حتی اگر شرایط اقتصادی نابسامان و شرایط آب و هوایی نامناسب باشد، مسئولان دولتی میل شگفتی دارند که آمار «نفر ـ سفر» در تعطیلات ۲۰ روزه نوروز(!) نسبت به سال قبل از افزایش برخوردار باشد. به هر قیمتی! مثلاً مردم را تشویق می‌کنند که سفرهای بسیار کم‌هزینه انجام دهند و لاجرم در پارک‌ها، جنگل‌ها، مراتع و … چادر بزنند بی‌آنکه ملاحظات بهداشتی و محیط‌‍‌زیستی آن را درنظر آورند. ظاهراً ‌از نظر مسئولان دولتی بالا بردن آمار نفر ـ سفر به عنوان یکی از توانایی‌ها و باکفایتی‌های دولت محسوب می‌شود ‌حتی اگر پراید بیشتر از جنگ، کشته برجا گذارد!

شاید هیچ‌کس در این سالها، از منظری متفاوت با دولت و سازمان گردشگری، تبلیغ و ترویج و تهییج مردم به سفر کردن، با هر مصیبتی را نقد نکرده است. شاید مهمترین توجیه دولت برای تبلیغ و ترویج گردشگری داخلی، ایجاد اشتغال در این بخش است اما این بنیادی‌ترین توجیه سازمان گردشگری اشکال مبنایی دارد. اساساً آن شکل از گردشگری که می‌‌‌تواند اشتغال بیافریند با این شکل از گردشگری که مردم را با منقل و بادبزن به سمت جنگل‌ها گسیل بداریم، تفاوتی وسیع دارد. گردشگری موقعی شغل پایدار ایجاد می‌کند که به میزان آن، هتل و مهمانسرا ساخته شود و مشاغل تولیدی و خدماتی مرتبط با آن به صورت پایدار خلق و فعال شوند و گرنه این نوع گردشگری موجود، فقط آمار مصرف سوخت،‌ ترافیک فرساینده، آسیب‌‌های جبران‌ناپذیر به محیط‌زیست و احیاناً تصادفات را افزایش می‌دهد.

سازمان‌‌های متولی گردشگری در طول سال‌های اخیر،‌ آمارهای توأم با رشد تصاعدی گردشگری را ارائه می‌کنند و از اینکه مثلاً‌ آمار نفر‌ـ سفر مسافرت در طول تعطیلات عید به ۲۰ میلیون رسیده است در پوست خود نمی‌گنجند اما تا به حال حتی یک‌بار، به صورت کارشناسی و حتی گذرا، هزینه‌ها و منافع این شکل از گردشگری را با هم قیاس نکرده‌اند، یک‌بار به مردم آموزش نداده‌اند که مثلاً با محیط‌زیست،‌ گیاهان، حیوانات، برکه‌ها،‌ کوهپایه‌ها، سواحل و جنگل‌ها چه طور رفتار کنند. یاد نداده‌اند که روی هر اثر تاریخی قدیمی اسم خود را به شنیع‌ترین شکل ممکن حک نکنند، با «آفرود» دنبال آهو و بز کوهی نکنند، آشیانه پرندگان را ویران نکنند، آرامش چرندگان را برهم نزنند، درندگان را منقرض نکنند، برکه‌ها و تالاب‌ها را پاس بدارند، جنگل‌‌ها و سواحل را غرق پلاستیک و قوطی و زباله نکنند، پای درخت زنده‌ی ایستاده برپا، آتش به پا نکنند، جوی‌ها و آبراه‌های طبیعی را لگدمال نکنند… ظاهراً این کارها و آموزش‌ها، در حوصله و شأن مسئولان نیست. آنها سخت مشغول بالابردن آمارها هستند تا نسبت به دولت قبلی از «افزایش شایان توجهی» برخوردار شوند!

مسئولان همچنین هرگز محاسبه نکرده‌اند که مجموع نوار شمالی کشور متشکل از سه استان که جمعاً به اندازه ۵ر۳ درصد کشور مساحت دارد، سالانه چه میزان ظرفیت زیست‌محیطی پذیرش مسافر دارد. مجموع جنگل‌‌های شمال که دو درصد مساحت کشور را تشکیل می‌دهد،‌ تا چه حد آسیب دیده و در معرض آسیب‌های بیشتر است و این ذخایر، برای اکنون و آینده، چه ارزشی دارد؟

کارشناسان مستقل معتقدند گردشگری مدیریت نشده سمی برای محیط‌زیست کشور است. این نوع گردشگری در طول سالیان اخیر منجر به آسیب‌های جبران‌ناپذیری از جمله: انباشت انواع زباله و آسیب‌‌های آن، فرسایش خاک، آلودگی دریا، از بین رفتن برخی زیستگاه‌های طبیعی، افزایش فشار بر گونه‌های در معرض خطر، فشار بر منابع آب شیرین، آلودگی منابع آب و خاک،‌ آتش‌سوزی جنگل‌ها، آسیب دیدن تالاب‌‌ها،‌ فرار پرندگان مهاجر، افزایش فاضلاب، پخش شدن انواع پلاستیک،‌ شیشه،‌ قوطی و مواد غیرقابل برگشت به طبیعت و آسیب‌ رساندن کلی به اکوسیستم‌های طبیعی گیاهی و جانوری شده است.

برای همین است که رئیس سازمان محیط‌زیست اعلام می‌کند طی نیم قرن اخیر مساحت کل جنگل‌های ایران با کاهش چشمگیر از ۱۸ میلیون هکتار به ۱۴ میلیون هکتار رسیده است و سازمان فائو اعلام می‌کند که ایران یکی از کشورهایی است که پوشش جنگلی بسیار کمی دارد اما همین پوشش جنگلی با سرعتی هولناک در حال کاهش است.

وقت آن است که سیاست‌های رقابتی دولت‌ها برای بالابردن آمار به هر قیمتی، کنار گذاشته شود و از نو، یک مطالعه جامع و فراگیر درباره سیاست‌های گردشگری کشور، ظرفیت‌ها و تاب‌آوری ساختارهای اقتصادی ـ اجتماعی مناطق و نیز تحمل‌پذیری محیط‌زیست بی‌دفاع کشور در برابر گسیل جمعیت انبوه گردشگران بی‌برنامه و آموزش ندیده به انجام رساند تا روزی نیاید که جنگل‌‌ها بیابان شده باشد و مردم همچنان بر مدفن درختان مشغول باد زدن ذغال باشند و دولت مشغول تشویق آنها‍!

Email this page

نسخه مناسب چاپ