ادبیات دینى هندوان به فارسى
گفتگو با دکتر فتح الله مجتبائی - مریم حسینی - بخش سوم و پایانی
 

درباره ماجرای تصحیح منتخب جوگباسشت توضیح بدهید. چه شد که به تصحیح این اثر علاقه‌مند شدید؟

در تابستان سال ۱۳۴۷ به تهران آمده بودم و برای یافتن نسخه‌ا‌ی از کتاب جوک‌باسشت، ترجمه نظام‌الدین پانی‌پتی که حواشی میرفندرسکی را در بر داشته باشد، در کتابخانه‌ها جستجو می‌کردم. در همین احوال به وجود نسخه‌ای از رساله‌ای به عنوان منتخب جوک‌باسشت اطلاع یافتم که در مجموعه‌ای از رسائل فلسفی و عرفانی درج شده و از آثار میرابوالقاسم فندرسکی به شمار آمده است. در همان روزها نسخه را یافتم و با مساعدت آقای دکتر تقی تفضّلی، عکسی از آن گرفته شد. چندی بعد معلوم شد که شادروان احمد افشار شیرازی نیز نسخه‌ای از همین رساله و به نام میرابوالقاسم فندرسکی در کتابخانه خود دارد که با کمال لطف آن را به امانت به من سپرد تا از آن‌هم عکسی برای خود بگیرم، و بعد از مطالعه هر دو نسخه، دریافتم که این رساله تماماً مشتمل است بر قطعاتی از ترجمه جوک‌باسشت نظام‌الدین که از بابهای مختلف انتخاب شده، و در پایان هر قطعه، برحسب مضمون و موضوع یک یا چند بیت شعر فارسی از سروده‌های شاعران عارف پارسی‌زبان نقل شده است.

پس از بازگشت به آمریکا، روزی با استادم شادروان پروفسور ویلفرد کنتول اسمیت، استاد و رئیس «مرکز تحقیق در ادیان جهان»، دانشگاه هاروارد، که در تاریخ دوران اسلامی هند صاحب‌نظر بود و به روابط دینی و فرهنگی مسلمانان و هندوان دلبستگی خاص داشت، درباره این رساله گفتگو کردم و عکس نسخه کتابخانه مجلس را برای مطالعه و اظهارنظر به او دادم. چند روز بعد که مرا دید، گفت که رساله را چند بار خوانده و آن را از لحاظ تاریخ تحقیقات دینی و مطالعات تطبیقی در مکاتب عرفانی بسیار مهم و شایسته توجه یافته است. وی همیشه می‌گفت مسلمانان ایران را ـ از ابوریحان بیرونی و عبدالکریم شهرستانی، تا ابوالفضل علاّمی و فیضی و داراشکوه که همگی از پروردگان فرهنگ ایرانی بودند ـ باید بنیانگذاران «مطالعات تطبیقی ادیان» و پیشگامان «گفتگوی میان ملتها» دانست، و اکنون می‌دید که شخصیّت بزرگ دیگری نیز بوده است که باید به این گروه افزوده شود.

من در همان ایام به پیشنهاد استاد، تصحیح متن و ترجمه رساله را آغاز کردم، و برای فهم بهتر مطالب و پی بردن به چگونگی ترجمه نظام‌الدین، به مقابله قطعات منتخب با جوک‌باسشت فارسی و لگهو یوگه واسیشتهه، که اصل آن است پرداختم و جایگاه قطعات را در منظومه سنسکریت تعیین، و صورت اصلی اعلام و اصطلاحات هندویی را که در ترجمه فارسی به اشکال و تلفظ‌های محلی وارد شده است معلوم کردم. تصحیح متن رساله و ترجمه آن در تابستان ۱۳۴۸ به پایان رسید و در سالهایی که در هند به کارهای فرهنگی و تحقیق در ادیان و فلسفه‌های هندویی اشتغال داشتم (۱۳۵۲ـ ۱۳۵۶) مجالی به دست آمد تا در بخشهای فارسی و انگلیسی کتاب تجدیدنظر کنم، و با افزودن گفتاری درباره اهمیت این‌گونه آثار از لحاظ تفاهم دینی و فرهنگی ملتها، و پیرامون جنبه‌های مختلف این رساله و مطالب و موضوعات اصل هندویی آن، متن و ترجمه را برای طبع و نشر آماده نمایم، و در اواخر سال ۱۳۵۶ با یکی از ناشران هندی نیز برای این منظور قراری گذارده شد، لیکن چون طبع کتاب فارسی در شبه‌قاره چندان آسان نیست و نیاز به بازخوانی‌های مکرر دارد، و نیز چون ناگزیر به ترک آن سرزمین و بازگشت به ایران بودم، تحقق این مقصود در آنجا ممکن نبود، و کتاب به همین صورت تا چند سال در محاق فراموشی ماند، تا سرانجام به پیشنهاد استاد ارجمند جناب دکتر محقق داماد مقرر شد که این کتاب به مناسبت مراسم بزرگداشت میرداماد و میرفندرسکی و در شمار انتشارات مربوط بدان طبع و نشر شود؛ ولی بروز برخی عوارض جسمانی و پیشامدهای نامنتظر دیگر مرا از پرداختن به این مهم در آن هنگام بازداشت تا اینکه سرانجام کتاب در سال ۱۳۸۴ از سوی انتشارات مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران چاپ و نشر شد.

*فصلنامه اطلاعات حکمت و معرفت

Email this page

نسخه مناسب چاپ